پایان نامه رایگان با موضوع ادبیات انقلاب اسلامی، شاعران انقلاب اسلامی، احمد عزیزی

دانلود پایان نامه ارشد

شورش است که در جان واژه‌هاست
شاعر شکست خورده‌ی طوفان واژه‌هاست

بی‌اختیار شد قلمش را رها گذاشت
یک بیت بعد واژه‌ی لب تشنه را گذاشت

دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند
دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند…

(طوفان واژه‌ها، ص74)
قالب‌های دیگر شعر، از نو و کلاسیک، هرکدام به نحوی در شعر عاشورایی بعد از انقلاب، نمایان شدند. «با وقوع انقلاب، وضعیت قالب‌ها تغییر کرد، طرز تازه قدری عقب کشید. مثنوی و رباعی حضوری بسیار چشمگیر یافتند. و حتی سایر قالب‌ها نظیر قصیده و دوبیتی نیز حرارتی در خود احساس کردند. اما غزل هم‌چنان مرتبه‌ی نخست را داشت و تقریباً از ناموران شعر انقلاب، شخصیتی نمی‌توان یافت که غالب آثارش را در این ساخت، نپرداخته باشد، حتی نوگرایان و نوسرایان ادبیات انقلاب اسلامی آثار غزلی‌شان بیش‌تر است. از آنجا که تمام شاعران انقلاب اسلامی به مضمون عاشورا می‌پرداختند، غزل عاشورایی این عهد نیز جایگاهی شایسته دارد.» (شرح منظومه‌ی ظهر، ص528) این غزل‌ها که به خصوص در شعر جوان‌تر‌ها، با بیانی تازه و ملموس و همزمان کوبنده و حماسی سروده شده است، کار شاعران عاشورایی را به کار شاعران سبک هندی و مکتب وقوع نزدیک می‌کند. از دلایلی که می‌توان برای گرایش به سبک هندی در شعر معاصر بیان کرد «تازگی زبان این شیوه است. نهضت نوگرایی معاصر با توجه به ویژگی‌هایی از قبیل ترکیب‌سازی، آشنایی‌زدایی، حسامیزی و تصویر و ترکیب‌های پارادوکسی به این شیوه التفات نشان داد.» (دستی بر آتش، ص175) پرداختن به عینیات و حسّیات نیز، کار شاعران مکتب وقوع است که رد‌پایی در شعر عاشورایی بعد از انقلاب دارد. «از ویژگی‌هی بارز این سبک، به‌کار‌گیری زبان ساده، صریح و عریان و استفاده از بیان صمیمی و دوست داشتنی در توصیف حالات عاشقانه است که به صورت کاملاً واقعی ــ و نه در عالم خیال ــ مجال بروز و ظهور پیدا می‌کند، و به تصویر کشیدن این جاذبه‌های شدید عاطفی و اُنسی به شکل واقعی و طبیعی و در عین حال هنرمندانه، از رسالت پیروان این سبک به شمار می‌رود. طبیعت سبک وقوع، حضور الزامی آرایه‌های لفظی و معنوی و اغراقات شاعرانه و بیان متکلفانه را به هیچ روی بر‌نمی‌تابد و در تبیین حالات واقعی عاشقانه، از زبانی ساده و عریان و بیانی صمیمی به عنوان ابزاری مطمین سود می‌جوید و جزئی‌گویی و مضمون پردازی از خصیصه‌های ذاتی این سبک به شمار می‌رود.» (شکوه شعر عاشورا، ص349) یک نمونه از بهترین غزل‌هایی که در همین سال‌ها آفریده شده است:
این خاک بهشت است که قیمت شدنی نیست
افتاده ابوالفضل ابوالفضل در این دشت
در خاک تو را دفن نکردیم و دمیدی
یک دست تو این گوشه و یک دست تو آن سو
دعوت شده‌ی مجلس خوبانی و آن‌جا
برخاستی و جان تو را خواست وگرنه

ریگ ملکوت است عقیق یمنی نیست
دیگر علم هیچ‌یک انداختنی نیست
این گل گل خودروست گل کاشتنی نیست
بین الحرمینی که در آن سینه‌زنی نیست
رختی به برازندگی بی‌کفنی نیست
هر رود به صحرا زده دریا شدنی نیست
(شب بی شعر، ص310)
یا این غزل از سید حمید‌رضا برقعی برای خطبه‌خوان پنجم عاشورا امام محمد باقر  که زیبایی را در لفظ و معنا به نمایش گذاشته است:
نگاه کودکی‌ات دیده بود قافله را
هزار بار بمیرم برات می‌خواهم
تو انتهای غمی از کجا شروع کنم
چقدر خاطره‌ی تلخ مانده در ذهنت
چه کودکی بزرگی است این‌که دستانت
میان سلسله مردانه در مسیر خطر
چقدر گریه نکردید با سه ساله چقدر
دلیل قافله می‌برد پابه پای خودش
هنوز یک به یک آری به یاد می‌آری
مرا ببخش که مجبور می‌شوم در شعر
بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت

تمام دلهره‌ها را تمام فاصله را
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را
خودت بگو بنویسم کدام مرحله را
ز نیزه‌دار که سر برده بود حوصله را
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را
گذاشتی به دل درد داغ یک گله را
به روی خویش نیاوریده‌اید آبله را
نگاه تشنه‌ی آن کاروان یک دله را
تمام زخمِ زبان‌های شهر هلهله را
بیاورم کلماتی شبیه حرمله را
که در تلاطم خون دید قلب قافله را
(طوفان واژه‌ها، صص36و37)
مثنوی و رباعی از قالب‌های پر جنب و جوش در شعر عاشورایی بعد از انقلاب‌اند. در عرصه‌ی مثنوی سرایی، علی معلم با آن زبان حماسی و آرکائیک، حرف اول را می‌زند. از میان شاعران برگزیده در این پژوهش نیز احمد عزیزی در مثنوی‌های خود، حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد. نادر بختیاری از دیگر شاعرانی است که در میدان مثنوی عاشورایی خوش می‌تازد:
یک‌بار دیگر العطشم شعله‌ور شده است
ای ذوالفقار در تف خون خفته ای حسین!
مظلومی از درون تو می‌خواندم به پیش
من این منِ همیشه مسافر به سوی تو
لال تحیّر آینه‌سان شب نداشتم
می‌خواستم به خلسه‌ی خون آشنا شوم
وقتی که تشنه تاخت به سوی معاد خون
آن‌گاه عرصه بر نفس او سپند شد
اسلام کفر تن به مجوس و مجوسه زد
روحی بلند همچو ملائک خروج کرد
آن روح در طواف به گرد امام شد
وقتی سر مبارک او را برید مرگ
دیدم که نور می‌زند از دخمه‌ای برون
خون در میان نور چه می‌کرد؟ یا علی

چشمانم از تراوش خورشید تر شده است
ای حیدر دوباره بر آشفته ای حسین!
هل من معین خون تو می‌خواندم به پیش
من آن‌که مانده بر تن او آرزوی تو
می‌خواستم بتازم و مرکب نداشتم
هفتاد و سومین سر از تن جدا شوم
برخاست از مهابت او گردباد خون
بانگ فیا سیوف خذینی بلند شد
دیدم که تیغ بر رگ خورشید بوسه زد
روحی که بال و پر زد و قصد عروج کرد
وآن حج ناتمام بدین سان تمام شد
صد بار مرد و زنده شد و وارهید مرگ
دل خسته‌ام کشاند به دنبال رد خون
خورشید در تنور چه می‌کرد؟ یا علی…
(هفتاد و سومین سر، ص214)
«به طور اجمال می‌توان تازگی زبان، گستردگی دایره‌ی واژگان، باستان‌گرایی، تصویر‌های عینی و ملموس و بهره گرفتن از وزن‌های بلند، قافیه‌های پرخون و ردیف‌های طولانی را از ویژگی‌های مثنوی عاشورایی در ادبیات انقلاب دانست.» (شرح منظومه‌ی ظهر، ص535)
رباعی‌‌ عاشورایی را می‌توان در دفتر هم‌صدا با حلق اسماعیل اثر سید حسن حسینی به وفور یافت. حسینی در رباعی‌های خود به هنرمندی، مضامین جنگ و دفاع مقدس را با مفاهیم عاشورا پیوند می‌زند و این دو گونه‌ی شعری را بیش از پیش با هم، هم‌ریشه و هم‌سو می‌یابد. بالا بردن روحیه‌ی ظلم‌ستیزی و داد‌خواهی، نگاه آگاهانه و با بصیرت به وقایع پیرامون و پیروی از پیشوایان و هدایت‌گران، مضمون اکثر رباعی‌های حسینی‌اند.
عالم همه خاک کربلا بایدمان
تا پاک شود زمین ز ابنای یزید

پیوسته به لب خدا! خدا! بایدمان
همواره حسین مقتدا بایدمان
(هم‌صدا با حلق اسماعیل، ص109)
شاعر هم‌دوره و هم‌دل و هم‌مسلک با حسینی، قیصر امین‌پور نیز در مجموعه‌ی در کوچه‌ی آفتاب رباعیاتی با موضوع انقلاب و جنگ و عاشورا دارد که هم‌مضمون با رباعیات حسینی است و حیف است که در بحث از شعر عاشورایی بعد از انقلاب از آن‌ها و شاعرش یادی به میان نیاورد.
برخیز که روح آب بر خاک افتاد
چشمان شفق به سوگ خون می‌گرید

آن راکب خون رکاب بر خاک افتاد
همسایه‌ی آفتاب بر خاک افتاد
(در کوچه‌ی آفتاب، ص26)
هر‌چند جدی‌ترین اثر عاشورایی امین‌پور منظومه‌ی ظهر روز دهم اوست که ویژه‌ی گروه سنی نوجوان و با فضاسازی و ساختاری متناسب با ذهن مخاطب خود سروده است. او مثنوی نی‌نامه را نیز در کارنامه‌ی سروده‌های عاشورایی خود دارد که در آن حدیث نی و بر نی شدن سر امام  و شهدای کربلا را با بیانی نمادین و تمثیلی به تصویر کشیده است:
خوشا از دل نم اشکی فشاندن
خوشا زان عشقبازان یاد کردن
خوشا از نی، خوشا از سر سرودن
نوای نی نوایی آتشین است
نوای نی، نوای بی‌نوایی است
نوای نی نوای هر دل تنگ
قلم تصویر جانکاهی است از نی
خدا چون دست بر لوح و قلم زد

به آبی آتش دل را نشاندن
زبان را زخمه‌ی فریاد کردن
خوشا نی‌نامه‌ای دیگر سرودن
بگو از سر بگیرد، دلنشین است
هوای ناله‌هایش نینوایی است
شفای خواب گل، بیماری سنگ
علم، تمثیل کوتاهی است از نی
سر او را به خط نی رقم زد…
(مجموعه‌ی کامل اشعار قیصر امین‌پور، ص363)
سلمان هراتی نیز شبیه دوستان شاعرش، رباعی‌های عاشورایی می‌آفریند:
زان دست که چون پرنده بی‌تاب افتاد
دست تو چو رود تا ابد جاری شد

بر سطح کرخت آب‌ها تاب افتاد
زان روی که در حمایت از آب افتاد
(آب در سماور کهنه، ص58)
در ادامه‌ی بحث از رباعی، از دیگر رباعی‌سرایان شاخص این دوره نظیر محمد‌رضا سهرابی‌‌نژاد و بیژن ارژن می‌توان نام برد. «کوتاهی قالب، کوبندگی وزن، و فشردگی مضمون در رباعی سبب شد تا در روزگار تپش انقلاب و در سال‌های متمادی جنگ این قالب، اقبال وافر یابد و در شکار مضمون و بیان نکات حماسی دست‌افزار نخست شاعران قرار گیرد.» (شرح منظومه‌ی ظهر، ص537) غلامرضا رحمدل، قوالب کوتاه شعری را مناسب نسل جنگ میداند: «حافظهی تاریخی نسل جنگ، با قوالبِ کوتاهِ اطلاع رسانی مأنوستر است تا قوالب بلند، و سینهی نسل جنگ برای انتقالِ قوالبِ کوتاهِ اطلاع رسانی به سینهی نسلهای پس از جنگ، آمادگی بیشتری دارد تا انتقال قوالب بلند.» (معماری خیال در مجموعهی آتش نی، ص77)

او را که فشرد در بغل چون جانش
با مصحف کوچکش به رزم آمده بود

او مانده فقط ز جمع سربازانش
شش آیه نداشت بیشتر قرآنش
(نیلوفری‌های مهتابی، ص148)
خورشید، سر بریده در تشت طلاست
نیزار غروب، خیمه‌های سوزان

شب، سینه‌ی پر ز تیر مردان خداست
مه، گمشده دختری ز جمع اسراست
(همان، ص158)
ای لاله تو از سلاله‌ی عبّاسی
بر کتف بدون دست او سبز شدی

خون‌نامه‌ای از رساله‌ی عبّاسی
زان نام تو گشت لاله‌ی عبّاسی
(چهل کلید، ص142)
دوبیتی نیز با بسامدی کم‌تر نسبت به رباعی، گهگاه در عاشوراسرایی‌های شاعران شاخص بعد از انقلاب دیده می‌شود. این‌جا هم دوبیتی به همان‌ صورتی است که انتظارش را داریم، یعنی با همان زبان و بیان ساده و مردمی خود از محرم دم می‌زند:

دلم دریاچه‌ی غم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور

‌قد آیینه‌ها خم شد دوباره
بخون ای دل محرم شد دوباره

بخون ای دل که دشتستون صدا شه
ملایک نوحه‌خونای حسین‌اند

کمی فایز بخون دردم دوا شه
بخون والله خدا هم از خدا شه
(سوره‌ی انگور، ص166)
و نیز سید حمیدرضا برقعی:
نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده
ولی شرمنده زینب دیر فهمید
(

سر پیراهن تو جنگ بوده
که انگشتر برایت تنگ بوده
(ashoora.persianblog.com(

هر‌چند عمده‌ی شاعران آیینی بعد‌ از انقلاب، قالب‌های سنتی شعر را، برای بیان مفاهیم و مضامین مذهبی به خدمت ‌گرفتند، اما شعر آزاد گاهی چنان در این میدان درخشیده است که نمی‌توان از آن سخنی به میان نیاورد. کافی، دلایل رویکرد شاعران انقلابی به شکل‌های سنتی را بدین قرار می‌داند:
«1- از آن‌جا که پدیده‌ی اجتماعی انقلاب خود ریشه در سنّت داشت، بسیار طبیعی بود تا شاعرانی که به این جریان منسوبند، گرایش به سنّت در شعر داشته باشند.
2- پدیده‌ی شور‌انگیز انقلاب و با فاصله‌ی اندکی بروز جنگ، زبانی سترگ و حماسی را طلب می‌کرد تا حضور روشنگرانه و گران خود را با صلابت تمام فریاد کند؛ و این از قالب نوپای شعر روز که هیچ‌گونه تجربه‌ای در حماسه‌پردازی نداشت، بر‌نمی‌آمد.
3- بزرگان شعر نیمایی و شیوه‌ی آزاد عموماً روشنفکرانی غیر دینی بودند که شاعر دردمند و متعهد انقلاب نزدیک شدن به مشی هنری‌شان را اکراه داشت.
4- تنها امتیاز شعر نو، تازگی زبان بود که با آمادگی پیدا کردن قالب‌های سنتی برای پذیرفتن زبان و مضامین نو، این امتیاز و وجه موّجه را نیز از دست داده بود.
5- بازگشت به مذهب در انقلاب و رویکرد عرفانی شعر انقلاب و تناسب قالب‌های سنّتی با این موضوع و مضمون، سبب دیگری برای معطل ماندن قالب‌های نو بود.
6- ابتذال زبان و محتوا در نزد شاعران درجه‌ی دو نوسرا باعث

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع شعر معاصر، گنجشک و جبرئیل، تغییرات ساختاری Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع شفیعی کدکنی، شعر فارسی، معانی و بیان