پایان نامه رایگان با موضوع اثبات گرایی، صاحب نظران، صنعت و دانشگاه، توسعه اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

جدید مناسبات علم و جامعه
در این نظریات که پس از دهه 90 میلادی برای تحلیل ارتباط جامعه صنعت و علم مطرح شد متخصصين حوزه ي نوآوري، در تلاش براي شناسايي مكانيزم هاي پيچيدهاي بودند كه طي آن دانش ايجاد شده در دانشگاه به بنگاه هاي صنعتي راه يافته و موجبات توانمندي آنها را فراهم ميكند. براين اساس ابتدا بحث ارتباط صنعت و دانشگاه مطرح شد و به دنبال آن سياست هاي كلان نوآوري در سه بخش زير تدوين شد:
سطح صنعت: سياست هاي اين بخش بايستي جذب و به كارگيري دانش موجود را تسريع و تسهيل كند.
سطح دانشگاه: سياست ها در اين حوزه بايستي ايجاد شبكه هاي مستحكم با جامعه ي صنعتي و تجاري كردن
نتايج تحقيقات دانشگاهي را حمايت و جهت دهي كند.
سطح دولت: با اعمال سياست هاي توانمندسازي كمك به شكل گيري فضاي تعاملي مناسب شد.
به اين ترتيب مدل مارپيچ سه گانه به عنوان يكي از الگوهاي نوآوري مطرح شد. مدل مارپيچ سه گانه نوآوري در سطح كلان را حاصل تعامل سه نهاد دانشگاه، دولت و صنعت با محوريت دانشگاه مطرح مي سازد. براساس مدل مارپیچ سهگانه، دانشگاهها، تولیدکنندگان و انتقالدهندگان دانش و صنایع، تولیدکنندگان خدمات و محصولات هستند. درحالیکه دولت در میان آنها نقش کنترلی و تعدیلکنندگی را برعهده دارد. عموماً گسترش نقش دانش در اجتماع و توسعه نقش دانشگاه در اقتصاد براساس روابط مارپیچ سهگانه دانشگاه، صنعت، و دولت تحلیل میشود. وقتی دانشگاه، صنعت، و دولت برای توسعه اقتصادی در تحقیقات دانشگاه مشارکت میکنند، شبکهای از تعاملات بهصورت مارپیچ ایجاد میشود. از طریق این تعاملات سه نهاد مذکور، فراتر از مأموریت توسعه اقتصادی بهطور فزایندهای بهایجاد دانش پایه و تولید نظاممند نوآوری علمی کمک میکنند.
2.2.3 جمع بندی
با توجه به مطالب ارائه شده در این فصل و به زعم صاحب نظران حوزه های مختلف فکری، علم مدرن در بسیاری از ابعاد شناختی، ماهیت، روش، اهداف و خروجی آن منحصر بفرد بوده و تجربه ای متفاوت از معرفت، برای بشر به همراه داشته است. درست است که هر یک از این نظریات، مبانی معرفتی – اجتماعی علم مدرن را از منظری متفاوت نگریسته، اما آنچه مسلم است، جمیع نظریات در این مساله اتفاق نظر دارند که علم مدرن به عنوان مهمترین دستاورد معرفتی – اجتماعی انسان در طول تاریخ، سرنوشت بشر را دستخوش تحولاتی بنیادین و شگرف نموده است.
آنچه به عنوان چکیده مطالب این فصل در جداول زیر آورده شده است، رهنمون نگارنده در جمع بندی نظریات ارائه شده بوده است.

اثبات گرایی
ابطال گرایی
روش علم مدرن
گردآوری داده ها
تجربی
تجربی

مراحل پژوهش
مشاهده، فرضیه، نظریه، اثبات
فرضیه، مشاهده، ابطال

استنتاج
استقرایی
استقرایی

ارتباط محقق و موضوع
عینی
عینی

اثبات گرایی
مارکسیسم
وبر
کارکردگرایان
فرانکفورتی
اهداف علم مدرن
اهداف معرفتی
انسان گرایی، شناخت قوانین طبیعی
شناخت قوانین طبیعی
شناخت حقایق و روشنگری
تولید دانش بنیادین، کاربردی و توسعه ای
شناخت قوانین طبیعی

اهداف اجتماعی
هدایت جامعه، تکنولوژی و رفاه، تغییر موازنه قدرت و تکنوکراسی
دگرگونی اقتصادی و سلطه جدید، مشروعیت بخشی به حاکمیت
رواج کنش عقلانی و عقلانیت ابزاری، تکنوکراسی تکنولوژی و رفاه
تعادل و افزایش کیفیت زندگی، تکنولوژی و رفاه، نظم و توسعه
تغییر فرهنگ و سلطه جدید دگرگونی اقتصادی، توجیه نظام سرمایه داری

وظیفه محققان
هدایت جامعه
ساخت ابزار
صداقت فکری
رعایت الزامات نهادی
هدایت جامعه

اثبات گرایی
مارکسیسم
وبر
کارکردگرایان
فرانکفورتی
خروجی علم مدرن
دستاورد
کنترل طبیعت
ساخت ابزار و تکنولوژی
تکنولوژی
پیشرفت و توسعه
تکنولوژی، ثروت و قدرت
جدول 1 مقایسه نظریات مبانی علم مدرن
درست است که هر یک از مکاتب مورد بررسی، به جنبه هایی متفاوت از علم مدرن توجه داشته و ویژگی های این معرفت نوین را از نظرگاه خویش تحلیل نموده اند اما در مسائلی مانند موضوعات، اهداف بنیادین و خروجی این دانش، مشترکات بسیاری دارند. اصولی مانند شناخت قوانین طبیعی و کنترل طبیعت به منظور افزایش کیفیت زندگی انسانی و رفاه بیشتر در تمامی دیدگاه ها مشترک است. و مسیر به سوی توسعه تنها بوسیله دستاوردهای علم مدرن ممکن و میسر خواهد بود.

در جدول ذیل نیز مناسبات علم و جامعه از نظر متخصصین حوزه های اجتماعی – معرفتی بررسی شده است.
دیدگاه های نظری
مناسبات علم و جامعه
پوزیتیویسم
علم تنها راه رسیدن به دانش و حقیقت است. جامعه بر اساس علم باید سازمان دهی شود.
محتوی علم بی ارتباط با جامعه است.
کارکردگرایان
علم به عنوان نهادی اجتماعی در ارتباط با دیگر نهاد ها برای تعادل جامعه کارکرد دارد.

جامعه شناسان علم کلاسیک – مرتون
نهاد اجتماعی علم عینیت و بی طرفی ارزشی را به عنوان الزام کارکردی حفظ می کند.

مارکسیسم
علم ابزار دست طبقه حاکم سرمایه دار و بورژوازی برای استثمار

مانهایم و شلر
علم قابل دستیابی در هر دوره به منافع گروهی یا زمینه های فرهنگی و .. وابسته است و نه صرفا به مسائل اقتصادی
محتوی علم چندان هم بی ارتباط با جامعه نیست.
دیدگاه کوهن
نهاد علم محل مناقشات کنشگران علمی بر سر قدرت است. در نگاهی تاریخی، ضعف یا قدرت پارادایم های معرفتی، تعیین کننده علم هستند.
محتوی علم کاملا در ارتباط با جامعه است.
دیدگاه ادینبورا
همه دانش ها و باورها، از جمله معرفت علمی به شیوه ای علی به شرایط اجتماعی(موقعیت) مربوط است. منافع و پیش فرض های ارزشی نهفته در جامعه بر سرنوشت علم تاثیر گذار است.

دیدگاه پست مدرن
علم مدرن منتج به جامعه فن سالار و ابزار کنترل بر منابع به نفع حاکمیت سرمایه داری است.

نظریات جدید
علم مدرن برای توسعه درونی و توسعه جامعه نیازمند ارتباطات نهادی دولت، صنعت و دانشگاه است.

جدول 2 مقایسه نظریات مناسبات علم و جامعه
آنچه در دیدگاه های عنوان شده در ارتباط جامعه و علم مدرن بیش از همه مورد سوال قرار گرفته است، تاثیر دستاورد های علم مدرن بر توسعه جامعه و یا زمینه های اجتماعی بر توسعه علم مدرن است. در نخستین نگرش ها اهمیت علم مدرن بر تکنولوژی و تکنولوژی بر توسعه جامعه به صورت خطی مورد مطالعه قرار می گرفت، به تدریج با گسترش و بازبینی مطالعات اجتماعی و فراگیری نسبی نگری، تاثیر بافت و زمینه اجتماعی بر تولید و توسعه علم مدرن اهمیت بیشتری در مطالعات جامعه شناختی پیدا کرد، در نظریات جدیدتر نیز این ارتباطات به صورت دوطرفه، بازتابی، چرخه ای و شبکه ای تعریف شده و مورد تحلیل قرار می گیرند.
2.3 مبانی نظری توسعه علم مدرن
از آنجا که دست یابی به نگرش جامعه شناختی مطلوب جهت تحلیل چالش های معرفتی – اجتماعی عدم توسعه علم مدرن در ایران، جز با ارائه نظریات صاحب نظران این حوزه و برداشت جامع و کاربردی از تئوری های این مکاتب میسر نیست، با توجه به دیدگاه های مطرح شده در بخش مبانی معرفتی – اجتماعی علم مدرن و نیز نظریات مرتبط با مناسبات علم مدرن و جامعه، در این بخش ضمن نگاهی مختصر به مطالبی که تا کنون ذکر شده است نظریات مرتبط به مباحث توسعه علم مدرن و چگونگی پیشرفت آن مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.
2.3.1 دیدگاه هایی پیرامون چگونگی پیشرفت و توسعه علم مدرن
با نگاهی به سیر تحولات دانش انسان، مسیر توسعه و پیشرفت آگاهی او نسبت به جهان طبیعی مشهود و هویداست. علم مدرن به عنوان مهمترین دستاورد شناخت بشری از دنیای پیرامون خود، در طول تنها چند قرن، در تمامی شئون خود، توسعه ای چشمگیر داشته است.
توسعه علم مدرن به مثابه توسعة توان پيش بيني و مديريت تحولات و رويدادها براي رسيدن به نتيجه مطلوب است. دست كم از اين حيث توسعة علم بخش اعظم و حياتي برنامة توسعه هر كشور خواهد بود و در مجموع، توسعه علم را بايد زيرمجموعه اي از برنامه توسعه تلقي كرد.
با توجه به آنچه در فصل گذشته مطرح شد، نظریه پردازان کلاسیک معرفت شناسی علم، در تحلیل مناسبات علم مدرن و جامعه، توسعه علم مدرن را از تاثیر گذارترین عوامل توسعه جامعه در شئون مختلف دانسته و عینیت و بی طرفی اهالی علم و نیز ارتباط سایر نهاد ها با نهاد علم مدرن را در تعادل و پیشرفت جامعه موثر تلقی می کنند. گرچه نظریه پردازان منتقد این رویکردها به نقش زمینه و بافت جامعه و تعصبات و ارزش ها و نیز نقش عوامل قدرت، نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در توسعه علم می پردازند اما از اهمیت توسعه علم مدرن در توسعه فراگیر جوامع نیز غافل نیستند.
نظریات متفاوتی در حوزه های مختلف معرفتی – اجتماعی، فرایند توسعه علم مدرن را تحلیل کرده اند. موارد مطرح شده ذیل تنها نمونه های محدودی از این دیدگاه ها می باشند.
2.3.1.1 دیدگاه فیلسوفان علم
فیلسوفان علم با تکیه بر مبنای معرفتی، نگاه روش مند علم مدرن را در توسعه آن به عنوان عاملی اساسی بر شمرده اند.
2.3.1.1.1 نظریات اثبات گرایان
چنانچه پیش از این نیز عنوان شد صاحب نظران در این بینش، علم به عنوان تنها راه رسیدن به دانش عینی و بی طرف را، نظام معرفتی روش مند مشتمل بر گزاره های آزمون پذیر می دانند (ربانی: 1390) و روش استقرایی علم مدرن و تجربه گرایی آن را ملاک تحقق توسعه علمی می شناسند به این معنا که اگر گزاره ای نتواند از پس آزمون های اعتبار سنجی و مشاهدات حسی براید پس علمی نیست و مساله ای که اعتبار علمی ندارد، ارزش پژوهش نیز ندارد. این دیدگاه تنها راه پیشرفت نظریات را، بر روی قضایای قابل آزمون گشود و محقق را نیز که باید عینیت را سرلوحه کار خود قرار می داد از تمامی تعصبات و ارزش های شخصی برحذر داشت و بدین سان به زعم خود مسیر تکامل علم را با حذف مباحث غیر علمی و رهنمودهای اخلاق علمی برای پژوهشگر هموار نموده و حرکت را سرعت بخشید بنابرین از دیدگاه اثبات گرایان مسیر پیشرفت و توسعه علمی ارائه فرضیاتی مبتنی بر مشاهدات، آزمون گزاره ها بر اساس تئوری های اثبات شده پیشین و ارائه نظریاتی جدید است در حقیقت علم مدرن تنها با انباشت دانش گذشته است که ترقی می نماید.
در نظر اثبات گرایان توسعه علم مدرن جز با پذیرش روش تجربه گرایانه به عنوان مبنای معرفتی، امکان پذیر نمی باشد.
2.3.1.1.2 نظریات ابطال گرایان
کارل پوپر نظریه پرداز دیدگاه ابطال گرایی در بحث عوامل توسعه علم مدرن عقیده دارد از آنجا که هر نظریه علمی متشکل از فرضیات است و آنچه تعیین کننده اعتبار آن هاست قابلیت مقاومت در برابر تجربیات و آزمون هاست. ویژگی اصلی علم مدرن اصلاح مدام ساختاری است که خود ساخته است نه عرضه تمامیت و مطلق علم.
به عقیده ابطال گرایانی مانند پوپر، علم تنها از طریق حدسها و ابطالها پیشرفت میکند و به حقیقت نزدیک می شود و در این فرایند هیچ نیازی به استقراء ندارد. این رویکرد که با نگاهی منتقدانه به پوزیتیویسم، نگرش خوشبینانه تصدیق گزاره ها را با روش های تجربی وانهاده و عقیده دارد آن دسته از دانشمندان که پیشرفت علم را تنها با حدس ها و ابطال ها می پذیرند، درجه دقت پذیری علم را افزایش می دهند و بدین سان دقت نگرش خود را با توسل به ابطال پذیری گزاره ها در آن بالاتر دانسته (چالمرز: 1387) و این عدم قطعیت را ویژگی برتر و معیار توسعه علم مدرن نسبت به علوم گذشته می داند.
2.3.1.2 دیدگاه روانشناسان علم و معرفت
همراه با گسترش فلسفه های حس گرایانه و حاکمیت دیدگاه های تجربی، روانشناسی معرفت نیز با ارائه نظریات نوین خود، مسیر پیدایش و تکوین مفاهیم ذهنی و فرایند رشد و توسعه آگاهی را مورد بررسی قرار داده و ادراک و یادگیری را با نظریات پیاژه و مکتب گشتالت تفسیری جدید نمود. در این نوع شناخت روانی، حصول معارف در ذهن انسان و به دنبال آن علم تجربی، تنها با همراهی و تعاطی ابعاد تحریکی و قوای عملی انسان به انجام می رسد. شهود عقلانی هستی در صورتی برای انسان پدید می آید که عقل عملی انسان، کنترل و هدایت قوای تحریکی و ادراکی آن را به عهده گرفته باشد (پارسانیا: 1379).
در این نظریات اهمیت نقش ذهن و روان آدمی و ماهیت تفکرات و طرز شکل گیری اندیشه بررسی شده و کلیت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع معرفت علمی، جامعه شناسی، رویکرد جامعه شناختی، جامعه شناختی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع بازاندیشی، تولید دانش، تولید علم، معرفت شناختی