پایان نامه رایگان با موضوع آموزش معلمان، عصر اطلاعات، بازده آموزش

دانلود پایان نامه ارشد

گيرد. اكنون كه در عصر اطلاعات در عرصه تعليم و تربيت حركت به سوي نظام آموزش فعال، پويا، به روز و در دسترس براي همه مهيا شده‌است و اين امر به يك عرصه رقابتي شديد در بين تمام
كشورها تبديل شده‌است، لازم است از اين قافله شتابان عقب نمانيم و به آرزوي ديرينه دنياي تعليم و تربيت (يعني شيرين و جذاب نمودن امر يادگيري) جامه عمل بپوشانيم. بنابراين بايد با استفاده از فناوري اطلاعات در تمام زمينه‌ها از جمله آموزش و پرورش جامعه را براي حضور فعال در دنياي آينده آماده نمائيم. فناوري اطلاعات اثرات مثبت فراواني بر امر ياددهي – يادگيري دارد، فناوري به شيوه‌هاي گوناگوني به فرايند يادگيري كمك مي‌كند.
استفاده كامپيوترها و فناوري بايد در جامعه قطعي شود چرا كه دانشگاه‌ها، مدارس و ديگر برنامه‌هاي تربيتي، سطوح بالاي سواد فني را مي‌طلبند. فناوري نه تنها به عنوان جزئي از مقدمات اوليه، بلكه متعلقات مدرسه مي‌باشد، زيرا ابزار مفيد و توانمندي براي يادگيري مي‌باشد. فناوري به شيوه‌هاي مختلفي به فرايند يادگيري كمك مي‌كند. اينترنت مقدار هنگفتي از اطلاعات و منابع را براي آنها آماده مي‌كند. كامپيوترها و محيط پيرامون، دانش‌آموزان را براي خلق طرح‌هاي بهتر و معني‌دارتر كمك مي‌كند. همچنين مبادله اطلاعات با ديگران از طريق فناوري ممكن مي‌شود، دانستني‌هاي عمومي از طريق اطلاعات، ارتباطات و زبان افزايش مي‌يابد و برنامه‌هاي شبيه‌سازي، دانش‌آموزان را در فهم نظريه‌ها و مفاهيم پيچيده كمك مي‌كند. سهولت دسترسي به اطلاعات براي حس كنجكاوي طبيعي دانش‌آموزان مفيد است. دانش‌آموزان اغلب كنجكوا هستند و مي خواهند پاسخ سؤالهايشان را بيابند. اما اگر اين به معني اين باشد كه مجبور شوند تا زمان زيادي را براي توجه به اطلاعات كتاب صرف كنند، ممكن است آن را اراده ندهند ولي اگر آن اطلاعات را به سادگي بدست آورند جستجو خود را براي يافتن اطلاعات بيشتر و اضافي ادامه مي‌دهند.
بنابراين مي‌توان دلايل استفاده از فناوري را اينگونه بيان داشت. از دلايل قوي براي استفاده از ICT در نظام آموزشي اين است كه يادگيري را بر عهده يادگيرنده مي‌گذارند. آنها برنامه‌هاي آموزش انفرادي را تسهيل مي‌كنند و به يادگيرنده اجازه مي‌دهند سرعت پيشرفت خود را تنظيم كنند. ICT منابع وسيعي از اطلاعات را در دسترس يادگيرنده قرار مي‌دهد. يادگيري فعال را تشويق مي‌كنند و براي تعامل بين دو يا چند نفر و يا بين دانش‌آموز و متخصص آموزشي فرصت‌هايي را مهيا مي‌نمايد. ICT به معلمان اجازه مي‌دهد تا در اطلاعات و مواد يادگيري جديد مشاركت داشته‌باشند و آنها را قادر مي‌سازد كه بلافاصله و سريع اطلاعات را به مديران يك برنامه يا دوره آموزشي انتقال دهد.
اكنون كه فناوري اطلاعات كلاس درس را از حالت خشك و بي‌روح به محيطي زنده و خلاق تبديل مي‌كند، امكان تدريس همزمان را توسط يك معلم در چندين كلاس فراهم مي‌نمايد، كار و مشاركت گروهي و يادگيري مشاركتي را در ميان دانش‌آموزان توسعه و امكان يادگيري تئوري همراه با مهارت‌هاي عملي را براي فراگيران مهيا و … مي‌نمايد، بيشتر به اهميت استفاده از آن در آموزش و پرورش پي مي‌بريم و در استفاده از آن مصمم‌تر خواهيم شد(عبداللهي، 1383).
استراتژي:
استراتژي تنها برنامه نيست بلكه ابزاري است كه براي نيل به اهداف كلي و جزئي سازمان تهيه مي‌شود. استراتژي در حقيقت طرحي است كه در آن تمام اعمال و فعاليت‌هاي سازمان با يكديگر مرتبط مي‌شود و تناسب خرده فعاليت‌ها با يكديگر حفظ مي‌شود و حتي نوع ارتباط هر خرده فعاليت با فعاليت كلي سازمان نيز دقيقاً معلوم مي‌شود. اين مفهوم از استراتژي اين سؤال را به دنبال دارد كه منابع مالي و انساني به چه صورتي با يكديگر تلفيق شود تا كارآيي سازمان افزايش يابد. در واقع هدف نهايي استراتژي اينست كه حداكثر استفاده از منابع و امكانات موجود به عمل آيد:
در تدوين استراتژي‌ها اين سؤال‌ها مطرح است:
1- وضعيت موجود سازمان چگونه است؟
2- وضعيت مطلوب سازمان چگونه بايد باشد؟
3- عملكرد سازمان در گذشته چگونه‌بوده‌است؟
4- محصول و فرآورده‌هاي نهايي سازمان كدامند؟
5- مخاطبان را چه كساني تشكيل مي دهند؟
6- وظيفه اصلي سازمان در مقابل هدف‌هاي تعيين شده چيست و چه كار بايد بكند؟ (كرامتي،‌1374).
يك استراتژي بايد يك سند زنده باشد كه متناسب با شرايط متغير قابليت انعطاف داشته‌باشد. استراتژي‌ها بايد به طور مرتب بازبيني شوند. استراتژي‌هاي ICT ابتدا به طور كلي بيان مي‌شوند اما به مرور جزئي‌تر مي‌شوند. آنها بايد براساس اهداف، روش‌ها و وسايل طراحي و تدوين شوند.
استراتژي فناوري اطلاعات:
براي بهترين استفاده از پروژه‌ها و نوآوري‌هاي ICT تمام فعاليت‌ها در شركت‌هاي خصوصي و مؤسسات عمومي گرفته تا سازمان‌هاي محلي و بومي بايد با استراتژي‌هاي كلي ICT هماهنگ باشند. استراتژي‌هاي كلي ICT عبارتنداز:
1- روشن‌نمودن اهداف توسعه
2- تلقي ICT به عنوان ابزاري جهت نيل به اهداف توسعه به طور مؤثر و سريع
3- ايجاد و تقويت قابليت‌هاي محلي ICT
بنابراين مي‌توان گفت كه، استراتژي‌هاي كلي ICT حول سه موضوع كلي، وضوح اهداف، ICT به عنوان ابزار توسعه و ايجاد زيرساخت‌هاي محلي و بومي مي‌گردد (عبداللهي، 1383).

نقش معلمان در توسعه ICT:
در هم تنيدگي موضوع آموزش و پرورش با فناوري اطلاع‌رساني معلمان مسأله مهمي است و هر اقدامي در اين زمينه به منزله اقدامي مهم و قابل توجه در زمينه برنامه‌ريزي درسي محسوب مي‌شود. معلمان جهت همگامي با تغييرات روز دنيا بايد از نظر فني و همچنين در مورد استفاده از فناوري به عنوان يك ابزار آموزش و پرورش حرفه‌اي شوند. باتوجه به تجربيات بدست آمده در سالهاي اخير در هم تنيدگي فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي زماني ميسر خواهد شد كه معلمان از اطلاعات فراواني بهره‌مند شده و در مورد به كارگيري فناوري تشويق و تقدير ‌شوند. براي ايجاد يادگيري‌هاي مؤثر جايي كه فناوري در اختيار اهداف يادگيري مدرسه است، تنها معلمان هستند كه در مواقعي حساس برپايه احتياجات و شيوه‌هاي يادگيري دانش‌آموزان تكنيك‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات را در برنامه‌ريزي تحصيلي به كار مي‌برند. وقتي معلمان نيروي ذخيره شده و ابزار قدرتمند تربيتي و آموزشي را در فناوري اطلاعات و ارتباطات بشناسند و آن را درك كنند، اين فناوري مي‌تواند در كلاس‌هاي درس و متون درسي به صورت نامحدود شروع به فعاليت كند. پس بايد قبول كرد كه معلمان مي‌بايستي ميل و رغبت نسبت به فناوري اطلاعات و ارتباطات را در خود ايجاد كرده و آن را به عنوان ابزاري تكنيكي در فرايند آموزش به طور مؤثر در كلاس‌هاي درس استفاده كنند. معلمان براي اينكه در مورد تكنيك‌هاي يادگيري و ياددهي تجديدنظر كنند بايد ابتدا، درباره فناوري‌هاي مناسب دانش كافي داشته‌باشند و آن‌ها را در حرفه خود بكار گيرند و براي دانش‌آموزان خود معني‌دار كند (خوشكنار، 83، ص18).
هنوز خيلي از معلمان نسبت به كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات بي‌ميل هستند خصوصاً كابرد رايانه و اينترنت، مي‌توان چند دليل براي بي‌ميلي پيدا كرد. طرح ضعيف نرم‌افزار، بدبيني نسبت به تأثير رايانه در ازدياد بازده آموزشي، عدم حمايت مديريتي، زمان و اقدامات افزايش‌يافته براي ياددادن فناوري و چگونگي استفاده از آن براي آموزش و ترس از دست دادن اقتدارشان در كلاس موجب شده كه كلاس‌ها دانش‌آموز محورتر شوند (فتاحيان، 83).
در حقيت كليد اصلي استفاده اثربخش از فناوري به منظور پيشرفت يادگيري دانش‌آموزان در دست‌هاي معلم است به طوري كه اگر معلمان درك درستي از چگونگي كاربرد اثربخش آن نداشته باشند ميليون‌ها دلار سرمايه اختصاص يافته به توسعه فناوري در آموزش به هدر خواهد رفت (امام‌جمعه، 81).

نقش مديران در توسعه ICT در آموزش و پرورش:
مديريت كارساز و كارآمد آموزش و پرورش مي‌تواند به بالاترين درجه رضايت معلمان از كار، پيوند استوار با اولياي آموزش و پرورش و تقويت انجمن‌هاي اولياء و مربيان، كاهش افت تحصيلي، نوآوري و خلاقيت در روش‌ها، بهره‌گيري بهينه از منابع مالي و انساني و بالاخره شكوفايي شخصيت و اعتلاي هستي همه كودكان و نوجوانان و جوانان ياري رساند و آنان را به انسان‌هايي كه شايسته خليفه الهي دارند، مبدل سازد. لذا ضرورت دارد مديران آموزش و پرورش در سطوح عالي، مياني و بويژه در مدارس با اصول، مباني نظري و روش‌هاي جديد مديريت آشنا گردند و با بهره‌گيري از هنر، علم و تجربه مديريت چهره مدارس را متحول سازند.
اين تحول در عصر ارتباطات و اطلاعات با كاربرد ICT در مدارس محقق خواهد شد. بنابراين مديران بايستي با استقرار نظام مديريت مبتني بر اطلاعات در جهت تشويق معلمان براي طراحي و بكارگيري محتواي متناسب با فناوري، برگزاري دوره آشنايي با رايانه و خودكارسازي امور اداري اقدام كنند.
كمك‌هاي (ICT) به معلمان:
باتوجه به بررسي‌هاي قبل درباره مزيت‌هاي فناوري، در اين قسمت اشاره‌اي به نظر جوان كاپر48(2000) در مورد اينكه چگونه فناوري به معلمان كمك مي‌كند، مي‌نماييم:
– ICTها و به طور کلی موادچند رسانه‌اي پيشرفته مي‌تواند آمادگي اوليه را از طريق فراهم نمودن موادآموزشي خوب، تسهيل‌نمودن الگوها، با مهارت گرفتن و تحليل تمرين- تدريس، آوردن تجربه جهاني به مؤسسه آموزشي، آشنانمودن فراگيران با منابع مواد و پشتيباني و آموزش معلمان بالقوه در استفاده فناوري براي ياددهي- يادگيري افزايش دهند.
– ICTها دنياي كامل بهبود امكانات و توسعه حرفه‌اي را از طريق دروس از راه دور، يادگيري غيرحضوري (غيرهمزمان) و آموزش متناسب با تقاضا مي‌گشايند.
– ICTها مزيت معرفي درس جديدي در واكنش به ظهور تقاضا را دارند.
– تجربه‌هاي يادگيري معلمان ممكن است بطور مستقيم با آموزش كلاس‌هاي خودشان متصل شود؛ بعد از جلسه‌هاي آموزش روي خط، آنها مي‌توانند تكنيك‌هاي جديد را به كار گيرند يا مواد جديد را فوراً در كلاس استفاده نمايند.
– معلمان در مكان‌هاي دورافتاده مي‌توانند به كتابخانه‌هاي روي خط و آخرين تحقيقات دست يابند كه مي‌تواند به طور رضايت‌بخشي يادگيري را افزايش دهد و به نوآوري انفرادي توانمند سازد. ويليام دي‌فلام49 (2004) معتقد است مزيت‌هاي فناوري در كلاس عبارتست از:
كلاس‌هاي فراگير – محور كه مربي متناسب با نيازهاي فردي هر فراگير آموزش مي‌دهد، جايگزين كلاس‌هاي معلم – محور مي‌گردد.
فراگيران، زياد دريافت‌كنندگان منفعل اطلاعات نيستند، فناوري به آنها براي اينكه مديران فعال در ساختن دانش خودشان شوند، قدرت مي‌بخشد و با دسترسي به وسعت زيادي از دانش جهاني، فراگيران مدرسه مي‌توانند سؤالات مربوط را بگذرانند و پاسخ را، اغلب در همكاري با دانش‌آموزان مناطق دور از خودشان پيدا كنند. فراگيران با دانشمندان مشهور، نويسندگان، مورخان و افراد جامعه ارتباط برقرار نموده و براي حل مسائل واقعي جهان پيوند برقرار مي‌كنند. فواصل و موانع كلاس محو مي‌شود كلاس درس جهاني مي‌شود.
فناوري كامپيوتر ساختار كلاس درس را متحول مي‌سازد. معلمان همراه با فراگيران ياد مي‌گيرند. معلمان تسهيل‌كنندگان خود – يادگيري50 دانش‌آموزان هستند، نه تهيه‌كنندگان يك برنامه درسي يك ، اندازه، متناسب، همه. نمرات بالا مي‌روند، مهارت‌هاي اكتسابي فراگيران برانگيخته شده، توانايي‌هاي حل مسأله و اشتياق به دانش پديدار مي‌گردد.
شكاف ديجيتالي51، يك مانع در توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات:
شكاف ديجيتالي يك واقعيت است، تقريباً 90 درصد كاربران اينترنت در كشورهاي توسعه يافته هستند كه روي هم رفته 16درصد جمعيت جهاني را تشكيل مي‌دهند. آفريقا و كشورهاي عربي فقط 1 درصد جمع كاربران اينترنت جهان را دارند. اين ارقام گوياي اين واقعيت است كه بخش بزرگي از جمعيت جهان از پيشرفت فناوري دور مانده است و هنوز در عصر پيش از جامعه اطلاعاتي زندگي مي‌كند. كشورهاي در حال توسعه نمي‌توانند اين واقعيت را ناديده بگيرند، هيچ گزينه‌اي جز آن كه سطح آموزش جوامع خود را ارتقاء دهند، وجود ندارد (ربيع، 1383، ص36).
شكاف ديجيتالي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع آموزش از راه دور، آموزش ضمن خدمت، آموزش مهارت Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع مدارس متوسطه، سازمان تجارت جهاني، سپتامبر 2001