پایان نامه رایگان با موضوع آموزش فلسفه، فلسفه با کودکان، فلسفه برای کودکان، مدارس ابتدایی

دانلود پایان نامه ارشد

“منطق الطیر والهی نامه عطار نیشابوری ،مثنوی مولوی ،شاهنامه فردوسی ،گلستان وبوستان سعدی،کشکول شیخ بهایی “وکتبی که درشرح آثار نگاشته شده وکتبی و آثار ی که در زمینه آموزش فلسفه به کودکان وهمچنین منابع شامل مقالات ،پایان نامه ها و سایتهای اینترنتی مربوط به موضوع که شامل منابع دست اول و دوم می‌باشد استفاده شده است .
3-6نمونه تحقیق:
در این تحقیق با توجه به نوع واهداف تحقیق (کتابخانه ای) نمونه گیری از آثارمنطق الطیر والهی نامه عطار نیشابوری ،مثنوی مولوی ،شاهنامه فردوسی ،گلستان وبوستان سعدی،کشکول شیخ بهایی هر یک4اثر انتخاب گردیده ودر جمع 20 اثر مورد برر سی قرار میگیرد .

فصل چهارم
یافته‌های تحقیق

4-1 مقدمه:
پاسخ سؤال اول پژوهش: داستان در برنامه آموزش فلسفه چه جایگاهی دارد ؟
ماتیولیپمن، بنیانگذار جنبش «فلسفه برای کودکان»، یکی از همین صاحب نظران است.«از نظر لیپمن، هدف عمده ی برنامه آموزش فلسفه به کودکان آن است که به کودکان کمک کند بیاموزند چگونه خود فکر کنند» (قائدی، 1382، ص20). یکی از پیش فرض های موجود در برنامه ی آموزش فلسفه به کودکان، خاطر نشان می کند که کودکان زمانی بیشتر یاد می گیرند که کتاب هایشان به شکل داستان باشد. با توجه به همین پیش فرض است که لیپمن به نوشتن 14 کتاب در قالب داستان روی می آورد. البته افراد دیگری همچون آن مارگارت شارپ، نیز به نوشتن چنین داستان هایی پرداختند. اسپلیتر53 و شارپ54 معتقدند داستان در برنامه اهمیت دارد زیرا کودکان از داستان لذت می‌برند از این طریق می توان آنها را برای تفکر و سؤال کردن تشویق کرد و در آنها انگیزه به‌وجودآورد، بویژه اگر داستان‌ها در مورد موضوعات و حوادثی باشند که رقابت  یا فریب در آنها باشد.
زمانی که با کودکان کار می کنیم یکی از راههای مؤثری که به آنها کمک می‌کند تا با شخصیت‌های داستان درگیر شوند این است که آنها را از لحاظ عاطفی و ذهنی در زندگی شخصیتهای داستان که فرآیند پرسش و پاسخ را انجام می‌دهند، درگیر کنیم. لزومی ندارد این شخصیت‌ها قهرمانان یا افراد تبهکار و شروری باشند که در آثار ادبیات کلاسیک کودکان وجود دارد. این شخصیت های تخیلی در کشاکش بیان مواردی قرار می گیرند که یک استدلال قیاسی یا یک تمایز صحیح را شکل می دهند و در عین حال پیش فرضها و مفاهیم گفته شد را بررسی می کنند. آنها با تفکرات ، گفته ها و اعمال خود نشان می دهند که به اندیشه ها اهمیت می دهند و حتی اگر همواره در رفتار خودشان این امر را آشکار نکنند، ارزش افکار را خوب می دانند. اگر بتوانیم کودکان را تشویق کنیم تا با فرآیند ذهنی این شخصیت ها ارتباط برقرار کنند، هم این شیوه پرسش و پاسخ را در پیش می گیرند و هم برای آن ارزش قائل می‌شوند. لیپمن درباره شکل این داستانها می گوید : به جای خسته کردن کودکان با توضیح مزیت های تحقیق می توانیم به صورت یک داستان ، یک اجتماع پژوهشی کلاسی به آنها نشان دهیم که کودکان معمولی در آن قرار دارند؛ جایی که زندگی کودکان و اندیشیدن درباره جنبه های مختلف آن برای آنها اهمیت دارد.کتاب کار راهنمای آموزشی معلم، کمک به معلمان در ایجاد یک اجتماع پژوهشی در کلاس است. این کتاب ها که به طور مداوم در حال تجدید نظر و ارزیابی هستند، سطح آگاهی فلسفی در معلمان را گسترش می دهند و به دانش آموزان و معلمان کمک می کنند تا ایده های فلسفی مهم را شناسایی و برآن تمرکز کنند. فصل هایی از این کتابهای راهنما با داستانهایی که در کتاب اصلی برای کودکان نقل شده است، هماهنگ است و درباره‌ایده های برخاسته از آنها شکل گرفته اند. در بسیاری از نمونه‌ها، ایده ها به صورت حاشیه ای و ضمنی ارائه شده‌اند؛اما باید گفت که این ایده های حاشیه ای ارزشمندهستند و بدین علت ارائه شده اند تا کودکان تفاوت بین ایده ها و ملاحظات مربوط و نامربوط را تشخیص دهند (قائدی ، 1383).
صاحب نظران آموزش فلسفه برای کودکان در جهان دیدگاههای متفاوتی در این رایطه مطرح میکنند : کم در استرالیا معتقد است ،هدف برنامه ،کودکان بتوانند به پرس وجو بپردازند، خودشان فکر کنند و در زندگی اهل تفکر باشند.در این روش داستانهایی نوشته و یا انتخاب می‌شوند که فلسفه را در قالب شخصیتهای تخیلی ارائه میدهدو تلاش شود تا ابعاد فلسفه اعم از اخلاق، منطق، زیبایی‌شناسی، انسان‌شناسی، متافیزیک و … را دربر گیرد. اگراین داستانها ، موضوعات یا حوادث متمرکزی داشته و برای کودکان جذاب و بحث انگیز باشند ( در عین حال که ارتباط خود را با تجارب زندگی روزمره کودکان حفظ می‌کنند)، آنها از داستانها لذت برده و ترغیب خواهند شد که فکر کرده و تحقیق نمایند.
در استرالیا روش آموزش فلسفه، از سالهای ابتدایی مدرسه آغاز می‌شود یعنی زمانی که کودکان شروع به بررسی احساسات و افکارشان می کنند . با این روش ، کودکان یاد می گیرند که برای یادگیری خود ارزش قایل شوند و به اندیشه و عقاید خود و دیگران احترام بگذارند .
یکی از راههای مؤثری که به کودکان کمک می‌کند تا این مهارت را کسب کنند، درگیر کردن آنها از لحاظ عاطفی و ذهنی در زندگی ” شخصیتهای داستانی” است که این کار فرایند پرسش و پاسخ را در کودکان ایجاد می‌کند. هر داستان باید فرایند قضاوت کردن را با تمام پیچیدگی هایش نشان دهد و کودکانی را توصیف کند که از نظر عاطفی ، اجتماعی و شناختی رشد می‌کنند.در این داستانها باید معلمی وجود داشته باشد که تسهیل‌کننده مسائل فلسفی باشد و باندازه هر کودکی به پرسش و پاسخ علاقه‌مندی نشان دهد،اهل سخنرانی نباشد و پرسش و پاسخ فلسفی را برای کودکان به شیوه‌ای شکل ‌دهد که آنها بتوانند این عملکرد را ملکه ذهن خود کرده و خودشان شروع به تمرین کنند.
معلم خوب ، باید از نظر فلسفی متواضع و مستعد پرسیدن سؤالات باز باشد اگر چه معلمین فلسفه از لحاظ آموزشی قوی هستند اما باید قوت آنان ، بر اساس کمک به کودکان در زمینه پرورش استعدادهایی باشد که برای انجام یک پرس‌وجوی فلسفی ، مفید است . آنها هر لحظه آماده‌اند که یک قیاس را زیر سؤال ببرند یا درباره پیشفرضها سؤال کنند؛ اما این بدان معنا نیست که گفته شودتمام معلمان فلسفه باید چنین شخصیت یا سبک فلسفی را دنبال کنند.
گرگ55 در استرالیا در این زمینه فعالیت می کند .اوداستانهای زیادی را خارج از محدوده کتابهای لیپمن مورد استفاده قرار داده وعناوین داستانهایش را به چهار گروه :تملک ،حقوق و مسئولیت ،هوش/ فهم/ عقل ،هویت .وی از سال را با همکاری معلمین سه مدرسه انجام داد.مقطع کلاسها، هفتم و نهم بوده است .اسمیت گزارش می‌کند که مسائل اخلاقی و انسانی از مسائل محوری در تفکرات این گروه سنی است. وی در کلاسهایش مهارتهایی چون شناسایی، طبقه‌بندی، تعریف، توضیح، بکارگیری، تطبیق، فرضیه‌سازی و قضاوت را پرورش می‌دهد.
متیوز56از فعالان فلسفه با کودکان در انگلستان معتقداست است . کودکان تفکر فلسفی دارند و می‌توان با آنها محاورات فلسفی داشت و قادرند استدلالهای فلسفی داشته باشند وی با تأسیس کارگاههایی (روزانه یا هفتگی) برای معلمین در پی تغییر نگرش آنهاست تا به کودکان و آنچه آنها برای گفتن دارند، باندازه کافی احترام بگذارند ، به آنها گوش دهند و آنرا دنبال کنند . مرز بین تفکر کودک و بزرگسال «تخیل» است، اگر بتوانیم تخیل خود را کمی قویتر کنیم، می‌توانیم در رویارویی با واقعیتهای تلخ زندگی، آنها را شیرینتر کنیم و باید اینکار را از کودکان بیاموزیم. وی از سقراط بعنوان فیلسوفی نام می‌برد که توجه خاصی به تفکرات کودکان داشته است و درباره روش لیپمن نیز عقیده دارد که روش ذهنی معینی است و سعی دارد طرحی کاربردی برای سنین مختلف را ارائه دهد .بنظر متیوز روش او با همه محسناتش معایبی دارد .
ساتکلیف 57 از پژوهشگران فعال انجمن بین‌المللی کندوکاو فلسفی با کودکان وی از اطلاعات مکتوب لیپمن و همکارانش (برنامه فلسفه برای کودکان ) استفاده نمی‌کند. وی معتقد است فلسفه در این مورد بیشتر به یک فرایند خاص شباهت دارد و کندوکاو بدین معنی است که ما با کودکان مشارکت می کنیم نه آنکه یک دانش خاص ( فلسفه )را برای آنها عرضه کنیم . همه دیدگاهها در زمینه فلسفه و کودک قابل احترامند، اما این امور برای نیاز فرهنگهای متفاوت و حتی کودکان که با یکدیگر متفاوتند، کافی نیست و هر فرهنگ منابع و مطالب مکتوب مطابق با نیازهای خود را می‌طلبد و بهترین رویکرد در جهان همان است که بواسطه حلقه کندو کاو هدایت شود.از مزیتهای روش خود ، دلسوزی و کل نگری را مطرح می‌کند. وی علاوه برآن «وضعیتهای خوب فکر کردن» را هم گسترش دهد که خود باعث پیشرفت می‌شود.به نظر او این وضعیتها از این قرارند: جدیت ، رک بودن ، همکاری ، معقول بودن ، مهربان بودن ، سرسختی ، همدل بودن و داشتن حس شوخ طبعی .فیشردرانگلستان پروژه «فلسفه در مدارس ابتدایی» را هدایت میکند ودر مقدمه کتابش “داستانهایی برای فکر کردن”هدف از این مجموعه را رشد و توسعه فکر کردن، یادگرفتن و مهارتهای زبانی ذکر کرده است و معتقد است که داستانها بهترین بستر برای پرورش مهارتهای فوق هستند.بر این اساس داستانهایی از فرهنگهای مختلف و ملل گوناگون جمع آوری شده و مبنای برنامه‌های آموزشی مدارس ابتدایی قرار گرفته است.بعد از هر داستان دو سری سؤال تحت عنوان «طرح بحث» مطرح شده است:سری اول؛ با عنوان «تفکر درباره داستان» که سؤالهایی را مطرح می‌کند تا توجه کودکان را به قسمتها و ماجراهای مطرح شده در داستان جلب کند و آنها را به تفکر وا دارد وسری دوم؛ سؤالهایی تحت عنوان «تفکر درباره تم اصلی داستان» مطرح می‌شود. موضوعهای اصلی داستانها، مواردی است مثل: خشم، دوستی، آزادی، انصاف، زیبایی، تغییر،ترس و مرگ. بعد از طرح بحثها هم تعدادی فعالیتهای تکمیلی در ادامه هر داستان مطرح می‌شود که محوریت آن ،پرورش خلاقیت و قوه تخیل در کودکان است.داستان درپرورش هوش فلسفی که همان کاوش ذهن آدمی برای درک عقلانی است،مؤثر بوده و این هوش، ذهن انسان از وابستگی به تجربه حسی رهانموده ،دانش ودرک مفاهیم کاربردی را پرورانده و همچنین ابزار تفکر محسوب می شود. هوش فلسفی بدنبال راه حل هایی برای مسائل ،حقایق یا دانش از طریق کشف وخلق مفاهیم جدید است و قابلیت ذهن از عناصر بسیاری از قبیل تفسیر ،پرسش ، استدلال ،تفکر خلاق ، وقضاوت تشکیل شده و کودکان و نوجوانان از طریق تمرین هوش فلسفی 58،می توانند این عادات و رفتار هوشمندانه را در خود پرورش دهند .فیشر معتقد است تجربه موفق در برنامه آموزش فلسفه به کودکان نشان داد که استدلال کلامی ،موفقیت ها ، مهارت های گفتگو ، اعتماد به نفس و رفتار اجتماعی در کودکان را می افزاید
پرجسپرسن59در فلسفه با کودکان در دانمارک مشغول به فعالیت می‌باشد، بعقیده او کودکان در ذات خود فیلسوفند. او معتقد است باید به کودکان یاد بدهیم که در سطح بالاتری فکر کنند و این میسر نمی‌شود مگر بوسیله دادن کلمات و جملات به آنها و خوب گوش کردن به حرفهای آنها و انعکاس افکارشان به خودشان. وی مدت چهار سال با طرحهای آزمایشی در مدارس دولتی دانمارک، فلسفه با کودکان را تجربه کرده و نتیجه آن رادر سال 93 در کتابی به چاپ رسانده ، وی نیز معتقد است که داستانهای لیپمن به کار آنها نمی‌آید وی استفاده از داستانهای کوتاه و بلند قدیمی، اسطوره‌ها و داستانهای خیالی، بسیار مفیدتر خواهد بود که تجربه این را نشان داده است . نتیجه تجربیات وی آنکه کودکان دانمارکی از داستانهای خودشان لذت می‌برند و از معلم می‌خواهند که داستانها دوباره در کلاس خوانده شود و حتی گاهی آن را بصورت نمایش به اجرا در می آورند. فرایند اکتشاف دنیای تفکر بچه‌هایی که دوستشان داریم بسیار هیجان انگیز است و این وظیفه معلم است که گنجایش فلسفی کلاس را تشخیص دهد. او می‌گوید کلید همه مشکلات اینستکه فرهنگ خودتان ، راههای تفکر و راههای زیستن خود را بشناسید، در غیر اینصورت انرژی و استعدادهای فرزندانتان را به هدر داده اید. به نظر او همه منابع برای مطالعه خوبند اما

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع آموزش فلسفه، تحلیل محتوا، گروه کنترل، صاحب نظران Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع فلسفه برای کودکان، زیبایی شناختی، تفکر انتقادی، آموزش فلسفه