پایان نامه رایگان با موضوع آموزش جنسی، سیستم عصبی، سلامت جنسی، تصویر ذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

فوق العاده دارای اعتبار و مدخلیت است . از طریق مذهب می توان ضابطه ای قوی در فرد ایجاد کرد که جلو هر گونه بی بند و باری ویا افراط و تفریط را در این راه بگیرد و کنترلی قوی برای آن ایجاد کند بدون آنکه خطری برای جنبه روانی بیافریند .( قائمی ،1355،به نقل از نوحی، 1387).

آموزش جنسی به منزله محور اصلی تربیت جنسی
یونسکو (2009) آموزش جنسی را فرآیند کسب اطلاعات و شکل دهی نگرش ها ، باورها و ارزش ها درباره موضوعات مهمی چون هویت ، روابط و صمیمیت در گستره عمر تعریف کرده است که همه افراد حق آموزش جنسی را به طور جامع دارند. آموزش جنسی با ارائه اطلاعات، کشف احساسات و ارزش ها و نگرش ها به مشخص کردن ابعاد اجتماعی ، فرهنگی ، زیستی ، روانشناختی و معنوی مربوط به مناسبات جنسی کمک می کند و مهارت های ارتباطی ، تصمیم گیری و تفکر انتقادی را بهبود می بخشد(یونسکو ،2009).
برای این منظور در اروپا برنامه ای تحت عنوان راهنمای جامع آموزش جنسی و استاندارهای آموزشی37 تدوین شده که شامل 6 مفهوم کلیدی زیر می باشد:
مفهوم کلیدی (1) _ رشد انسان.
مفهوم کلیدی (2) _ ارتباط.
مفهوم کلیدی (3) _ مهارتهای فردی.
مفهوم کلیدی (4) _ رفتار جنسی.
مفهوم کلیدی (5) _ سلامت جنسی.
مفهوم کلیدی (6) _ جامعه و فرهنگ.
این مفاهیم در مجموع به این موضوع اصلی اشاره دارند که (1) تحول انسان رشد جسمی ، عاطفی ، اجتماعی و هوش را دربر می گیرد. (2) روابط نقش اساسی در سراسر زندگی ایفا می کنند. (3) تمایلات جنسی سالم ، مستلزم رشد و بهره گیری از مهارت های فردی و بین فردی ویژه است. (4) تمایلات جنسی ، بخش مهمی از وجود انسان است و افراد تمایلات جنسی خود را به شیوه های متنوعی بروز می دهند. (5) ارتقاء سلامت جنسی مستلزم اطلاعات و نگرش های ویژه ای است تا بتوان از پیامدهای ناخواسته رفتار جنسی اجتناب کرد.(6) محیط های اجتماعی و فرهنگی ، نحوه یادگیری و بروز تمایلات جنسی را برای افراد مشخص می کنند(رزاقی،1390).
آموزش جنسی نه تنها به نوجوانان اجازه می دهد که عواطف و هیجان های خود را کشف کنند بلکه به آنها کمک می کند تا به خود و دیگران نیز احترام بگذارند. این آموزش همچنین می تواند توانایی تصمیم گیری آنها را درباره سلامت جنسی در سرتاسر عمر بهبود بخشد (مولر38،گاوین39،کولکارنی40،2008).
اضطراب
توافق کمی در میان روانشناسان در مورد اضطراب وجود دارد. نظریه پردازان تعاریف متعددی از اضطراب ارایه کرده اند. بسیاری از آنها این اندیشه را بیان کرده اند که اضطراب از مفاهیمی مثل انتخاب ، آزادی ، معنای زندگی و سایر مشکلاتی نشئت می گیرد که ریشه در فلسفه هستی دارند.
به طور کلی می توان اضطراب را به دو دسته علایم و نشانه های جسمانی و روانی تقسیم کرد . علایم جسمانی عبارتند از : لرزش ، تنش عضلانی و احساس لرز ، سردرد ، کمر درد، احساس تنگی نفس ، خستگی ناپذیری ، بازتاب از جا پریدن ، اشکال در بلع و بیش فعالی سیستم عصبی خودمختار مثل رنگ پریدگی ، تپش قلب ، تعرق ، سردی دستها و پاها ، خشکی دهان ، اسهال و تکرر ادرار . علایم روانشناختی عبارتند از : احساس ترس ، اشکال در تمرکز ، گوش به زنگ بودن بیش از حد ، بی خوابی و احساس توده در گلو ( سادوک و سادوک 41، 2007؛ ترجمه رضایی،1390 ).
اضطراب عبارت از یک احساس منتشر ، ناخوشایند و مبهم دلواپسی است که با یک یا چند تا از احساس های جسمانی همراه می شود مانند: طپش قلب ، سردرد، تعریق ، تنگی در قفسه سینه ، ناآرامی مانند ناتوانی در یک جا نشستن، اضطراب تجربه کردنی است نه وصف شدنی. اختلال اضطراب یکی از شایع ترین اختلالات روان پزشکی است ( نابدل،1391).
اضطراب از این لحاظ که به ما کمک می کند متوجه خطرات آینده شویم و برای آنها برنامه ریزی کنیم ، یعنی آمادگی مان را افزایش دهیم ، به دیگران کمک کنیم تا از موقعیت های بالقوه خطرناک اجتناب کنند و قبل از وقوع مشکلات احتمالی درباره آنها درست فکر کنیم ، انطباقی است. در مطالعات آزمایشگاهی که اولین بار یکصد سال قبل به اجرا درآمد و تاکنون بارها و بارها تایید شده اند ، این نتیجه به دست آمده است که مقدار کمی اضطراب عملکرد را در تکالیف آزمایشگاهی بهبود می بخشد. اما اگر از هر کسی که اضطراب شدید دارد بپرسید ، به شما خواهد گفت که اضطراب بیش از حد مانع عملکرد مناسب می شود. بنابراین اضطراب نمونه ای کلاسیک از منحنی U شکل در مورد عملکرد را در اختیار می گذارد ، اضطراب اندک انطباقی است و اضطراب زیاد زیان آور است ( کرینگ و همکاران،2007، به نقل از دهشیری،1389).
نوجوانی یک دوره رشدی است که با تغییرات جسمانی ، شناختی ، اجتماعی و هیجانی قابل ملاحظه مشخص می شود. این مرحله با افزایش میل به استقلال مثل تحکیم و تثبیت تماس های اجتماعی جدید فراسوی روابط خانوادگی مشخص می شود و علایق و اهداف فردی در این مرحله متمرکز می شوند. با این حال برخی مشکلات در طی مرحله نوجوانی ممکن است با وحشت زدگی و اضطراب آشکار شوند و موجب پریشانی شدید گردند و در تکالیف رشدی مهم این دوره تداخل ایجاد نمایند .
به ندرت اتفاق می افتد که در خلال فرایند نوجوانی ، بحران های اضطراب مشاهده نشوند. گاهی اضطراب به طور ناگهانی و زمانی به صورت تدریجی ظاهر می شود. گاهی فراگیر است و گاهی به احساس مبهم و پراکنده ای محدود می شود. گاهی هفته ها طول می کشد و زمانی فقط ظرف چند ساعت پایان می یابد. اما صرف نظر از چگونگی بروز ، شدت و مدت آن ، اضطراب یک احساس بنیادی است که کمتر نوجوانی با آن بیگانه است. مسلماً در بسیاری از موارد ، بحران اضطراب محدود باقی می ماند ، اما می تواند دریچه ای به اضطراب مرضی باشد یا قبل از استقرار رفتارهای نشانه ای دوام دار ظاهر شود. می توان در خلال نوجوانی ، سه شیوه بیان اضطراب را متمایز کرد: ( مارسلی،1984،به نقل از دادستان،1387).
تحریک بدنی پراکنده که بر اساس تظاهرات بدنی متهدد نمایان می شود.
اضطراب روانی فراگیر که علامت مشخصه آن ، ترس مفرطی است که زندگی روانی را فرا می گیرد و هراسهای ابتدایی ، نمونه ای از آن محسوب می شوند.
اضطراب به منزله « علامت محرک – نشانه » که در آن « من » در مقابل یک خطر بالقوه اضطراب را بر می انگیزد.
به هنگام بحران اضطراب یا بروز اضطراب های دوام دار – یعنی حالت هایی که با احساس خطر قریب الوقوعی که دارای موضوع معینی نیست و با احساس از هم پاشیدگی و حتی واقعیت زدایی همراهند- نوجوان بی پناه و درمانده است و نمی تواند علتی برای این حالت عاطفی خود بیابد . با این حال وقتی این وهله های اضطرابی تکرار می شوند یا پا برجا می مانند، نوجوان در تبیین آنها کوشش می کند ؛ تبیین هایی که اغلب بر ترس هایی که در مورد وضعیت جسمانی خود دارد ، متمرکز است (دادستان ،1387).
گرچه عموما ترس و اضطراب به صورت مترادف به کار می روند ، اما روانشناسان در زمینه بالینی بین آنها فرق می گذارند. ترس به پاسخ هشدار فطری و تقریبا زیستی به موقعیت خطرناک یا مهلک اشاره دارد. اضطراب در مقابل ، بیشتر آینده گرا و کلی است و به حالتی اشاره دارد که به موجب آن ، فرد بیش از اندازه درباره اتفاق افتادن چیزی وحشتناک در آینده نگران و تنیده است. اضطراب هم عنصر شناختی دارد هم عنصر عاطفی (هالجین 42 و ویتبورن 43،ترجمه سید محمدی، 1386).
مولفه های اضطراب
اضطراب در معنای کلی دارای سه مولفه یا جنبه است که عبارتند از؛
الف ) مولفه های جسمانی: که حضور حس های بدنی اشاره دارد. این حس های بدنی که در قالب نشانه های جسمی متمایز می شوند و در تجربه اضطراب مشترک هستند عبارتند از ؛ تپش قلب، تعریق، نفس نفس زدن ، درد قفسه سینه، احساس خفگی، سرگیجه، سردرد خفیف ، رنگ پریدگی ، داغ شدن و گر گرفتگی ، حالت تهوع و استفراغ ، بی حسی و کرختی ، احساس سرما یا لرز. به طور معمول نشانه های جسمی بیشتر سیستم های بدن از جمله سیستم های تنفسی ، گوارشی ، غدد درون ریز و قلبی _ عروقی را در بر می گیرد. در این حالت فرد با یک نوع برانگیختگی منتشر رو به رو می شود که در تمام اختلال های اضطرابی و حالت های پیش بالینی مشترک است. آغازگر این برانگیختگی ها ممکن است محرک های بیرونی نظیر موقعیت های تهدید کننده محیطی یا تصاویر ذهنی و تکانه های درونی باشد.
ب ) مولفه های شناختی : دومین مولفه ی اضطراب احساس ذهنی ، دلواپسی و پریشانی است که اغلب به آن مولفه شناختی گفته می شود. به طور معمول افکار ، تصاویر ذهنی و نگرانی های مربوط به اضطراب ، عود کننده ، ناخواسته و سرزده هستند. شکل شناخت ها ممکن است این صورت باشد که ؛
گذر ناگهانی یک فکر یا تصویر ذهنی نگران کننده و اضطراب زا
فکر ترساننده یا فاجعه آمیز که می تواند همراه با یک رویداد خاص باشد یا نباشد
تصویر ذهنی یا تکانه ای اضطراب زا که به شکل تکرار شونده ای وارد ذهن فرد شده ، شکل شناختی به خود گرفته و اضطراب را فرا می خواند. در این شکل ، شخص قادر به جلوگیری از ورود محتوای آزار دهنده به ذهن خود نمی باشد.
ج ) مولفه های رفتاری : که اشاره به آمادگی برای عمل دارد . اغلب به این مولفه اجتناب رفتاری نیز می گویند. زیرا اجتناب در قلب مولفه جای میگیرد. افراد به طور معمول از موقعیت ها ، رویدادها یا اشخاصی که از نظر ذهنی یا بدنی مولد اضطراب هستند دوری می کنند. در برخی موارد اضطراب یک سلسله اقدام ها را برای اجتناب از موارد ذکر شده انجام می دهد که در شکل افراطی آن ، منتهی به اعمال و تشریفات وسواسی می شود ( بیدل 44،2001 ).
انواع اضطراب
آنچه از پیشینه ها یافت می شود توصیف دو نوع اضطراب یعنی اضطراب صفتی یا اضطراب پنهان و اضطراب حالتی یا اضطراب اشکار است . اضطراب صفتی انگیزه یا زمینه رفتاری است که فرد را برای نشان دادن واکنش در مقابل موقعیتهایی که خطری ندارد یا خطر متناسب با واکنش نیست آماده می کند. تفاوتهای فردی در اضطراب صفتی ، ریشه در تجارب دوران کودکی و ارتباطات والدین و کودک و ارزشیابی های صفتی توسط والدین ، معلمان یا همسالان دارد. بنابراین افرادی که اضطراب صفتی بالایی دارند به دلیل اعتماد به نفس پایین ، نسبت به ارزشیابی دیگران آسیب پذیرند ( دادستان،1386).
بنابر اظهار نظر اسپیلبرگر (1972) اضطراب به طور کلی شامل دو نوع خصیصه و موقعیتی می باشد. در اضطراب خصیصه ای 45 یا خصلتی ، شخص آمادگی اضطراب را دارد و تقریباً همه موقعیت ها را اضطراب آور و تهدید کننده می داند ، در حالی که در اضطراب موقعیتی ، تنها زمانی که فرد در یک موقعیت تهدید کننده قرار گرفت ، علایم اضطرابی از خود نشان می دهد ( الماسی و آقایی،1389).
اضطراب حالتی 46 یا آشکار یک حالت هیجانی همراه با ترس ، بیم و تنش است که واکنش بی درنگ و فوری که ماهیت زودگذر و ناپایدار دارد و احتمالاٌ میزان شدت آن با گذشت زمان دست خوش تغییر می گردد. اضطراب حالتی با احساس تنش به طور عینی ، ترس و نا آرامی ، برانگیختگی و فعالیت سیستم عصبی خودکار مشخص می شود. اضطراب آشکار ، میزان هشیاری فرد نسبت به اضطراب خویش را نشان می دهد که همراه با فعالیت سیستم عصبی خودکار می باشد. در این نوع اضطراب ، افراد وقایع خاص را همانند تهدیدی فردی تلقی می کنند. یعنی در لحظه خاصی از زمان و با سطح مشخصی از فشار ، فرد موقعیت را تهدید آمیز برای سطح توانایی اش و یا خطر عینی و جسمی برای خویش تصور می کند. اضطراب حالتی به تنهایی قابل مشاهده نیست بلکه از طریق تظاهرات بیرونی آن قابل مشاهده است ( لگراند 47،1998).
اختلالات اضطرابی طیف وسعی از مشکلات را در بر می گیرد که از پاسخ های بسیار اختصاصی و ظاهرا شخصی تا احساس وحشت مبهم و نامتمایز گسترش دارند. این اختلال ها آمیزه ای از پدیده های زیستی ، روانی و اجتماعی – فرهنگی هستند (هالجین و ویتبورن ،ترجمه سید محمدی،1386).
حال که تعریفی کلی از اضطراب بیان شد و انواع آن مختصری توضیح داده شد ، به شرح نظریه های مختلف نظریه پردازان از اضطراب می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع تربیت جنسی، آموزش و پرورش، آموزش جنسی، هویت جنسی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع تربیت جنسی، آموزش جنسی، آموزش زندگی، کودکان و نوجوانان