پایان نامه رایگان با موضوع آسیای مرکزی، افغانستان، ماوراءالنهر، قفقاز جنوبی

دانلود پایان نامه ارشد

استانداردهای اخلاقی و رفتاری گرد هم آورده است. این تشابه بنیادی ممکن است از همزیستی چند قرنی در یک منطقه و به همان میزان از تاریخ دو قرنی مشترک با امپراطوریروسیه و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ناشی شود. حتی زبان کشورهای مهم قفقازجنوبی ـ که در واقع به خانواده های زبانی متفاوت تعلق دارند از جمله هند و اروپایی، قفقازی و ترکی ـ امروزه به یک اتحاد زبانی واحد را تشکیل می‌دهند.(نظیف،1385،122)

2-3-3- جمهوری های آسیای مرکزی
آسیای مرکزی درجغرافیای کنونی جهان درنقطه اتصال دوقاره آسیا واروپا قرارگرفته واز موقعیت جغرافیایی بسیار مهمی برخورداراست. جمهوری های آسیای مرکزی (دربرگیرنده کشورهای امروزی ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان) ازشمال وغرب باروسیه ودریای خزر، ازجنوب با ایران وافغانستان، وازمشرق باچین همسایه اند و روسها در راستای سیاست جداسازی اقوام غیرروس از گذشته تاریخی خود «ماوراءالنهر» رابرای این منطقه وضع نموده اند.وسعت آسیای مرکزی3993900 کیلومتر مربع وجمعیت ان حدود 50 میلیون نفر است که بیش از سه چهارم آن مسلمان وسنی مذهب هستند. البته ماوراءالنهر از نظر جغرافیایی به منطقه مابین دو رود بزرگ آمودریا (جیحون) وسیردریا (سیحون) گفته می شود که بخش هایی از 5 جمهوری آسیای مرکزی فعلی را در بر می گیرد.

جدول شماره 2-1-مشخصات سیاسی کشور های حوزه آسیای مرکزی
کشور
وسعت
(کیلومتر مربع)
جمعیت (۲۰۰۹)
تراکم جمعیت
(در هر کیلومتر)
پایتخت
زبان‌ها (رسمی)
قزاقستان
۲٬۷۲۴٬۹۰۰
۱۶٬۰۰۴٬۸۰۰
۶
آستانه
قزاقی،روسی
قرقیزستان
۱۹۹٬۹۰۰
۵٬۴۸۲٬۰۰۰
۲۷
بیشکک
قرقیزی،روسی
تاجیکستان
۱۴۳٬۱۰۰
۷٬۳۴۹٬۱۴۵
۵۱
دوشنبه
تاجیکی
ترکمنستان
۴۸۸٬۱۰۰
۵٬۱۱۰٬۰۰۰
۱۰
عشق آباد
ترکمنی
ازبکستان
۴۴۷٬۴۰۰
۲۷٬۶۰۶٬۰۰۰
۶۲
تاشکند
ازبکی
منبع: http://fa.tpo.ir
حوزه نفوذ فرهنگی وسیاسی ماوراءالنهرکه از مهم ترین مراکز تمدن شرقی به شمارمی رود، طبق مستندات تاریخی، ازترکستان یعنی نواحی واقع دربین متصرفات مسلمانان ومناطق تحت حاکمیت چین که صحرانشینان ترک ومغول آن رامسکون ساخته بودند تاافغانستان وبلوچستان (پاکستان امروزی) وسین کیانک چین گسترش داشته وحتی گستره منطقه نفوذ فرهنگی آن از این مرزها نیز فراتر رفته است و فرهنگ های تبت ومغولستان وسیبری جنوبی رانیز دربرمی گیرد. این سرزمین باویژگی های متنوع جغرافیایی،پوشیده از کوهستان های بلند چون پامیر وصحراهای گرمی چون قراقوم، قزل قوم وحوزه های متعدد رودخانه ای با زمین های رسوبی وحاصلخیز ودامنه هاواستپ هایی مناسب برای دامپروری مانند قزاقستان می باشد.(واعظی،71،1386)يکي از مهم‌ترين تحولات تاريخ معاصر،فروپاشي شوروي (سابق) و تأسيس جمهوري‌هاي تازه استقلال يافته درآسياي مرکزي به شمارمي‌رود. اين تحولات، نه تنها واقعيت‌هاي مربوط به مرزهاي سياسي را تغييرداد، بلکه چهره مناسبات جديدي را درعرصه مسائل اقتصادي وفرهنگي مابين اين کشورها و کشورهاي ديگر گشود.جمهوري اسلامي ايران به جهت قرابت، علايق ومشترکات فرهنگي، تاريخي وديني با کشورهاي آسياي مرکزي پس از فروپاشي شوروي، در صدد حضور ونفوذ در هر يک از این کشورها برآمد. اما در طي 23 سال گذشته، روابط فرهنگي ايران با عوامل متعدد همگرايي و واگرايي مواجه بوده است که درک صحيح آن مي‌تواندبه اتخاذ يک ديپلماسي واقع بينانه، پويا، همه‌جانبه و سازگار با واقعيت‌هاي منطقه آسياي مرکزي منجرشودودر قبال آن، ايران ‌مي‌تواند در ميان انبوهي از قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي، سهم مناسبي از ظرفيت‌هاي سياسي- اقتصادي وفرهنگي منطقه آسياي مرکزي در اختيار بگيرد.(احمدی منش، 15،1391)

2-4-موقعیت جمهوری های قفقاز پس ازفروپاشی شوروی (سابق)
فروپاشی شوروی (سابق) قفقاز رابه دوقسمت تقسیم کرد.کشورهای آذربایجان، ارمنستان وگرجستان درقفقاز جنوبی، وسرزمینهای باقیمانده که به عنوان قفقاز شمالی درداخل مرزهای روسیه قرار گرفتند. قفقاز شمالی درمنطقه ای دوردست واقع شده وتوسعه نیافته است، ولی دارای اهمیت ژئوپلیتیک واسترتژیک می باشد. این منطقه به عنوان نگهبان روسیه درمقابل جهان اسلام ایفای نقش می کند و در واقع نقش منطقه حائل وخط دفاعی برای روسیه را دارد. اگرچه 7/4 میلیون نفر ساکن درقفقاز شمالی از نظر زبان وقومیت با هم تفاوت دارند اما درپاره ای موارد نیز با یکدیگر اشتراک دارند. آنها دارای آداب ورسوم خاص خود هستند وبه غیر از اوستی ها ، همگی مسلمان هستند.درواقع جمهوری های قفقاز پس از استقلال، به دلیل پیشینه تاریخی خود وپدیدارشدن فضای سیاسی جدید درمنطقه به تنظیم پیوندهای خارجی خود روی آورده اند.تمایلات داخلی کشورها همراه با علاقه قدرت ها برای حضوردر منطقه و تحولات ناشی از فروپاشی، ازجمله عوامل تأثیرگذار درتحولات قفقاز وتنظیم روابط خارجی این کشورها می باشند.(واعظی،86،1386) دراین خصوص می توان به برخی از عوامل به شرح زیر اشاره نمود:
الف:ایجاد تحول دربسیاری ازمفاهیم روابط بین الملل به ویژه باز تعریف غرب ازمفاهیم امنیت و تهدیدات، پس از پایان جنگ سرد.ب:نابسامانی های سیاسی واقتصادی داخلی روسیه وآثارآن برجایگاه بین المللی وسیاست خارجی این کشور که عدم تحرک وناکارآمدی سیاست فعال روسیه درقفقاز به ویژه در دوران یلتسین یکی از پیامدهای آن است.ج: غرب گرایی وتأثیرناپذیری ازالگوهای غربی درمیان برخی از احزاب وشخصیت ها وروشنفکران درجمهوری های قفقاز جنوبی د: افزایش نقش معادلات انرژی وحمل ونقل درقفقازکه این امرخودنیز محصول بازشدن فضای اقتصادی و سیاسی-امنیتی می باشد. به نظر می رسد این تحولات تأثیرگذار ازیک سوموجب واگرایی تدریجی جمهوری های قفقاز به ویژه دوجمهوری گرجستان وآذربایجان ازروسیه وجامعه کشورهای مشترک المنافع(CIS) واز سوی دیگر موجب حضور بازیگران جدیدی به ویژه ایالات متحده آمریکا وناتوگردید (داداندیش،30،1381)

2-4-1-استقلال جمهوری های قفقاز
با فروریختن دیوار برلین درتاریخ نهم نوامبر 1989 میلادی جنگ سرد پایان پذیرفت وعملا” نظام دوقطبی درجهان فروپاشید، هم زمان باروند وحدت دوآلمان، آزادسازی همه اروپای شرقی نیز شروع وپیمان ورشو منحل گردید. نه تنها اتحادجماهیر شوروی سلطه 45 ساله خودرا ازدوش کشورهای اروپای شرقی برداشت، بلکه روند آزادسازی به درون امپراطوری شوروی نیز سرایت کرد.(نقیب زاده، 288،1378) جنبش های اعتراض آمیز مسلمانان جمهوری آذربایجان برعلیه حکومت شوروی سابق ازسال 1989میلادی شروع ومنجر به حذف موانع فیریکی تردد دربسیاری ازنقاط مرزی بین این جمهوری وجمهوری اسلامی ایران شدوبدین ترتیب مردم دوسوی مرز روابط ومعاملات خودرا آغازکردن. (احمدیان،5،1376) لذا با فروپاشی نظام شوروی سابق ونظام دوقطبی وپایان جنگ سرد که باانزوای مسکو ونیز پکن ازمعادلات استراتژیک جهانی همراه بود به ایجاد موقعیتی استثنایی برای ایالات متحده انجامید تا با اعلام نظم نوین جهانی عصر پس ازجنگ سرد در پی عملیاتی نمودن نظام دلخواه خود در سطح بین المللی باشد ازسوی نخبگان سیاسی و نظامی این کشور و نیز رشد بی سابقه اقتصادی چین وتلاش های این کشور در راه نوسازی ساختارهای نظامی خود دور جدیدی از رقابت های میان واشنگتن و مسکو به وجود آورده است. (یزدانی،112،1387)

2-4-2- تحلیل نقش ایران درجمهوری های قفقاز
با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي وتأسيس جمهوري‌هاي تازه استقلال يافته درقفقاز، ايران به منظور بهره‌گيري از پتانسيل‌هاي موجودو کاستن از عوامل چالش‌زا در حوزه قفقاز نيازمند برنامه‌ريزي واقع‌بينانه و انتخاب استراتژي تساهل و تعقل با تکيه بر تقويت فرهنگ ايراني- اسلامي به جاي غلبه ايدئولوژيک فرهنگ اسلامي در تنظيم روابط بين حکومتي است.(احمدیان،152،1376)ايران بر اين باور است که امور قفقاز تنها به کشور‌هاي منطقه شامل گرجستان، آذربايجان و ارمنستان مربوط نمي‌شود و ايران، ترکيه و روسيه نيز در اين مورد حقوقي دارند.تهران به طور خاص از نفوذ اسرائيل در قفقاز نگران است و مي‌کوشد تناقض هاي خاورميانه اي بين تهران و تل‌آويو را به صحنه قفقاز انتقال دهد. همچنين ايران در برقراري روابط دوجانبه با کشور‌هاي قفقاز، ترجيح مي‌دهد که بيشتر بر خواسته‌هاي منطقه‌اي تکيه کند تا رويکرد‌هاي مذهبي. اين نکته قابل توجه است که بخش قابل توجهي از جمعيت آذربايجان را مسلمانان شيعه تشکيل مي‌دهند. اما انسجام مذهبي روابط دوجانبه ايران و آذربايجان را تحت انحصار خود درنياورده است. در مورد مساله درياي خزر نيز باکو و تهران ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند اما با وجود سابقه تاريخي تنش‌ها و درگيري‌ها و اتهام‌زني‌هاي اخير در خصوص انجام امور جاسوسي از سوي ايران در آذربايجان و از سوي اسرائيلي‌ها در آذربايجان عليه ايران، وزيران دفاع آذربايجان و ايران براي آموزش‌هاي نظامي‌مشترک با يکديگر ملاقات کرده‌اند. روابط ايران و ارمنستان در سابقه تاريخي خود موفقيت‌هاي بيشتري را به ثبت رسانده است. در اين رابطه، مذهب نقش کليدي ايفا نمي‌کند. از سوي ديگر ايران و ترکيه به يکديگر اعتماد کامل ندارند. ترکيه با پيشنهاد چارچوب قفقاز پس از جنگ روسيه و گرجستان در سال 2008 از ايران عبور کرد و آن را خارج از بخش اميني قفقاز قرار داد در حالي که تهران آنکارا را در ساختار امنيتي 3 +3 خود قرار داده بود. تهران در مورد قفقاز بارها ثابت کرده که به دنبال نقش آفريني در اين بازي ژئوپوليتيکي است.http://www.mardomsalari.com/template1))
ایران مي خواهد يك قدرت منطقه‌اي باشد، پس باید روابط خود را با کشورهای قفقاز جنوبی تقویت نموده و گسترش دهد. علاوه برجنبه سیاسي، جنبه اقتصادی این روابط اهمیت زیادی دارد.ایران فعلاً از ترکیه که با گرجستان و آذربایجان روابط نسبتاً توسعه یافته‌ای دارد، عقب مانده است. به عنوان مثال، تبادلات بازرگانی ترکیه با آذربایجان تنها در یک سال گذشته برابر 3.5 میلیارد دلار و با گرجستان 500 میلیون دلار بوده است. ترکیه حاضر است در بخش‌های انرژی، بانکداری و ارتباطات گرجستان و در شرکتهای کوچک و متوسط این کشور تا 2 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کند.مهمترین مانع بر سر راه توسعه روابط اقتصادی و سیاسی ایران با گرجستان، موضع گیری گرجستان است که در همه زمینه‌ها از ایالات متحده پیروی می‌کند. تبادلات بازرگانی بین ایران و گرجستان زیر يك درصد است. به نوعي مي‌توان گفت‌که تبادلات بازرگانی بین دو کشور تقریباً وجود ندارد و این در حالی است که پیوندهای اقتصادی موجب توسعه روابط سیاسی می گردد. با توجه به اینکه ایران با روسیه روابط حسنه دارد، گرجستان به نوعي از تهران فاصله می گیرد که همین امر به نوبه خود ناظر بر تقویت روابط با ترکیه است. مناسبات ایران با آذربایجان، كشور دیگر قفقازجنوبی، رو به تنزل گذاشته است. یادداشتهای پياپي وزارت امور خارجه ایران خطاب به باکو، تمایل آشکار آذربایجان به گسترش روابط با اسراییل و ادعاهای سرزمینی بعضی نمایندگانی مجلس ملی آذربایجان از ایران، از جمله عواملی هستند که موجبات برقراری روابط سالم را فراهم نمی کنند. موضع گیری ایران در قبال مناقشه ناگورنو قره باغ در این زمینه نقش مهمی بازی میکند. منطق مقامات باکو این است که ایران باید مانند ترکیه از تلاش باکو برای «احیای تمامیت ارضی» پشتیبانی نماید.حل نشدن مسأله تقسیم دریای خزر نیز یکی از علل تنش بین دو کشور است. به عبارت دیگر، در روابط بین دو کشور مشکلات فراوانیبه چشم می خورد اما آذربایجان می داند که در صورت وقوع تحولات منفی در قفقاز، ناتو که تصمیم گرفته است در امور سوریه مداخله نکند، بدیهی است که وارد منطقه قفقاز نیز نخواهد شد زیرا درد سر جدیدی همانند افغانستان نمي خواهد. بنا بر این امید به كمك آمریکا و ناتو چندان زیاد نیست. درخصوص ارمنستان نیز به علت بسته بودن مرز، تبادلات بازرگانی بین تركيه و ارمنستان بسیار اندک است در حالی که ایران چهارمین شریک بزرگ بازرگانی ارمنستان است و تبادلات بازرگانی بین ایران و ارمنستان در سال جاری می تواند به ۱ میلیارد دلار برسد. ایران صادر کننده جایگزین نیروی برق و سوخت به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع قفقاز جنوبی، آسیای مرکزی، اتحادیه اروپا، انقلاب اکتبر Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع نفت وگاز، دریای خزر، ژئوپلیتیک، قرن نوزدهم