پایان نامه رایگان با موضوع آداب و رسوم، قهوه خانه ها، اثر ادبی و هنری، اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

دستی داشته اند ، بیشتر افرادی خیالی و افسانه ای اند و وجود خارجی نداشته اند و پژوهشگران در این باره با تردید برخورد کرده اند . هیچ کس نمی داند که نخستین سراینده ی ترانه های عامیانه چه کسی بوده است . به خوبی می دانیم که هر اثر ادبی و هنری – چه نوشتاری و چه گفتاری و شنیداری اش – برای نخستین بار توسط یک نفر گفته و آفریده شده است . امّا آن شخص که بوده ؟ بر هیچ کس معلوم نیست . به دلیل آن که طی ّ مرور زمان در میان مردم نقل شده و یا خوانده و شنیده شده تغییر و تبدیل فراوانی صورت گرفته و از نظر شکل و محتوا تراش خوردگی اش قابل تأمّل در آن ها انجام پذیرفته است .
در پایان شایان ذکر است که گویندگان ترانه های گالشی از استعداد ذاتی سود می برند و با این ذوق و استعداد و قریحه ی شاعری به گفتن می پرداخته اند :
« شاعران شعرهای فولکلور ، عموماً با اصول و قواعد سرودن شعر آشنایی نداشته اند و با تکیه بر استعداد ذاتی خود شعر سروده اند . » ( پورشعبان ، 1393 : 11 )

2-20. جمع آوری ترانه های بومی و روستایی
برای گردآوری ترانه های محلی و بومی و روستایی ، فردی می خواهد که « دست سرنشناس پا نشناس » کوه ها را درنوردد ، لحظه ای از پا نایستد و ننشیند ، آرام نگیرد ، چونان شکارچی ، لحظه ها را شکار کند ، تیز بین و دقیق باشد ، به دنبال گنجینه هایی باید بگردد که در سینه های عارف شان گنج های معرفت و معنوی سنّت ها ، باورها ، آداب و رسوم ، ترانه ها ، ضرب المثل ها ، افسانه ها موج می زند . باید تن به دریا زد و همسوی با آنان در اقیانوس احساساتشان شنا کرد و حتّی تن به غرق شدن هم داد . مطالعه ی ترانه های گالشی ذوقی چونان خود روستائیان می طلبد . شنیدن ترانه هایشان احساس خود روستائیان را می خواهد . این ترانه ها در دیوان هیچ شاعری که با آنان گره خورده ایم ، راه نیافته است . به گفته ی نوزاد در مقدمه ی « عروس دامات سنگ سیاه ببون :
« عامیانه ترین مطلب را به زبان ساده روستایی کوه نشین به گونه یک اثر دلنشین ادبی به جامعه ی ادب دوست هدیه کردید و به غنای آثار مکتوب گیلکی افزوده اید و توجّه به سنن و آداب کوهپایه نشینان برای حفظ از دستبرد زمان در خور تقدیر و سپاس است . » ( امیرزاده ، 1375 : مقدمه / نه )

2-21. زمان و مکان گرد آوری ترانه های عامیانه
تنها منبع گران ارز گرد آوری ترانه های عامیانه که بسیار خوش مشرب و خوش قریحه ، خوش ذات ، عاشق ، خوش ذوق ، حتّی نابغه ، خوش حافظه ، خوش بیان ، خوش زبان ، خوش خنده که سینه اش گنجینه و منبعی از اشعار و ترانه های محلّی بود ، غروب آفتاب تا نیمه های شب می شد به سراغ او رفت و حال و احوالی از او جویا شد ، او را به حرف گرفت . از خاطرات او شنید ، او را بر سر ذوق آورد. لحظاتی با او به حوصله و صبری فراخ و جمیل به سر برد . او را با خود به چندین دهه پیش برد ، دوران عشق و دلدادگی و دلبردگی اش را به یادش آورد ؛ یکی را می بایست به عنوان « حرف کش » کنار او نشاند و خاطرات را با او ورق زد ، او را به آن دوران سوق داد ، تا سر کیسه حرفش را وا کند ، سفره ی دلش را پهن کند و رازهای نهفته اش را هویدا کند . ناگفتنی ها را لابلای اشعار عاشقانه بیان نماید . آن هم به صورتی پنهانی که اجازه ی فیلم برداری یا صدابرداری نمی داد . به محض مطّلع شدن ، حرفش را عوض می کرد و لج می کرد و دیگر زبان به سخن نمی گشود . حتّی اذعان می کرد که « مره مخسره دری » ( = یعنی مرا بازی گرفته ای ؟ ) آنقدر باید تحمل کرد تا خود زبان به سخن گشاید . این کار بارها به طول انجامید .
همین افراد آنقدر حساس و زود رنج اند که کمتر با دیگران « بور » می خورند . این کار مرا به یاد کتاب از آستارا تا استار آباد کار ارزنده و همیشه ماندگار دکتر منوچهر ستوده می انداخت که برای نوشتن مستند کتاب بناچار به کوهپایه های صعب العبور قدم می گذاشت ، حتّی به گفته ی خود دکتر به دست روستائیان دستگیر و در طویله زندانی می شد . این افراد گاهی چنان آزرده می شدند که به گمان خود این افراد برای دزدی امامزاده ها ، بقاع متبرکه ، دفینه ها قدم به روستا گذاشته و قصدی جز این ندارند که نقشه های خود را عملی کنند . به همین دلیل این گونه موانع برای گردآوری ترانه ها برای خود من اتفاق افتاد.
به همین دلیل به هنگام غروب آفتاب ، منبع اشعار روستایی من ، از دیگران گوشه می گرفت ، دلگیر و خسته و تکیده و تنها ، گوشه ای کز می کرد ، و غمگین و دلشکسته و احساسی ، عواطف وجودش غلیان می کرد ، در این دم ، اشعار فوران می کرد . با خود به زمزمه می نشست . خاطرات خوش گذشته اش را به تنهایی ورق می زد . دوران دلدادگی اش ، به راستی شنیدنی بود . دوران دلبردگی اش را با دلبر از دست داده را فرایاد می آورد ؛ خود را در غروب خون آلود آسمانی اش غرق احساس و روحیّه می دید . در اقیانوسی از شیفتگی دست و پا می زد . صد حیف که آن لحظات را نمی شد ثبت کرد . چون اجازه ی چنین کاری نمی داد و بدون اینکه او متوجّه حضور کسی شود ، می بایست آن زمزمه هایش را ضبط کرد و از این راه وجودش را که همراه با خاطرات پر از درد و غم و شادی دوران گذشته ی اوست ، برای همیشه ایّام زنده نگه داشت . ترانه ای که با زبان محلی سر می داد و در هیچ کتابی آن را نمی شد یافت ، می بایست به ثبت رساند . .
این کار ثبت و ضبط ترانه های گالشی ذوق می خواهد . عشق می طلبد . شیفتگی و دلدادگی و عاشقی می خواهد . باید عاشق بود و آن زبان ساده ی بی تکلّف و پر از احساس و عاطفه را شنید و در برابر آن اشک حسرت نریخت .

امّا مکان گردآوری ترانه ها ؛
من در چند جای روستاهای اتاقور به طور پراکنده ، و یک جا به طور ثابت موفّق به ثبت ترانه های گالشی شدم .
الف ) در خانه های روستایی و از پیر زنان خوش قریحه
ب ) در قهوه خانه ها و چایخانه ها از پیرمردان خوش ذوق
پ ) هر سرا و کلبه ای از شکارچیان و صیّادان
ت ) در مزارع و زمین های شالیکاری و چایکاری از زنان کارگر و در باغ ها و بیجارها …
عاطفی ترین نمودهای ذوقی فولکلور یا فرهنگ عامّه ، ترانه های گالشی و محلّی است که آیینه ی تمام نمای اندیشه ها و احساسات شفاف و بی آلایش مردم عامّی است .

2-22. ترانه ها و نغمه های محلّی
ترانه های محلّی و روستایی ، عموماً قالبی ساده دارند و از ترکیبات زبانی پیچیده و مجازهای غریب و انتزاعی بی بهره و بی نیاز اند . ( خلعتبری ، 1390 : 11 )
از ویژگی های ادبیات عامّه – خاصّه ترانه های محلّی – سادگی و بی آلایشی و لطافت و زیبایی طبیعی آن ها و نیز مهارت و توانمندی ذاتی سرایندگان گمنامشان در بیان احساسات و عواطف عامّه مردم است . ( همان : 11 )
بی گمان سادگی موسیقایی و پیوند تنگاتنگ ترانه های محلّی با طبیعت باعث می شود که خود به خود در خاطره ها نقش بندد و نسل به نسل به حیات جاودانه ی خود ادامه دهند .
نغمه های محلّی مطابق با فرهنگ بومی شخص برای او قابل درک و نیمی از وجود خود او هستند . ( همان : 10 )
وحدتی معتقد است :
« ترانه ها و آوازها ، بخشی از موسیقی محلّی گیلان است که در سال های دور و نزدیک اجرا شده است . این دسته از آهنگ ها چه در بخش ریتمیک و چه در بخش آزاد ( غیر ریتمیک ) ، درحقیقت بیان آرزوها ، غم ها و شادی های قومی است که در فراز و نشیب تاریخ ، پست و بلند روزگار خویش را به شعر و موسیقی درآورده و از این طریق خاطرات ایام گذشته را با ترانه ها و آوازها ثبت کرده اند ، تا در روزمرّگی های خود ، آن را به کرّار زمزمه می کنند . » ( وحدتی ، 1394 : 11 )

2-23. موسیقی ترانه های گالشی
نغمه ها و ترانه های بزمی و سوری که در جشن ها از این ترانه ها استفاده می شود. ترانه هایی که متناسب مراسم جشن عروسی ، جشن تولّد ، جشن ختنه سوران ، جشن های بومی ، ملّی و مذهبی ( چون جشن امیر ماه ، جشن تیرماه سینزه ) ، مولودی خوانی ها ، امیری خوانی ( که از آن تحت عنوان تبیری خوانی در گیلان مرسوم است ) اجرا می شود .
موسیقی لالایی ها ، ترانه های متناسب با مراسم حنابندان ، نوروز خوانی و چون آن را نباید از نظر دور داشت .
پایه های اصلی و ستون حقیقی تمامی مکاتب ملّی در جهان بر موسیقی محلّی آنان استوار است . همان طور که چگونگی گوش دادن به موسیقی و تجزیه و تحلیل و حتّی تفکیک کردن فاصله های صوتی آن کاملاً به آشنایی افراد با فرهنگ و زبان بومی محلّ تحریر موسیقی بستگی دارد . ( خلعتبری ، 1390 : 10 )
هویّت موسیقی در یک کشور را می توان در نغمه های بومی و محلّی آن سرزمین دید . البتّه این به آن معنا نیست که یک ملّت تنها نغمه های محلّی دارند و هیچ گاه از آنان دور نمی شود . ( همان : 10 )
قصّه ها ، عادات و عقاید قدیمی مردم یک سرزمین یا دسته ای خاص از این توده که بومی محسوب می شوند ، نوایی را به وجود می آورند که مختص آن منطقه است و موسیقی محلّی یا موسیقی فولکلوریک نامیده می شود . ( همان : 10 )
ترانه های محلّی ، اوّلین پایه های تجربی موسیقی در هر کشور هستند . غم ها ، شادی ها ، افسانه ها ، جنگ ها ، پیروزی ها و شکست ها و قهرمانان و شخصیّت های برجسته از دید مردم ، در موسیقی راه یافته اند و هر یک را ارزش خاصی بخشیده اند . ( همان : 10-9 )
متأسفانه نغمه ها در عصر حاضر در حال فراموشی اند . این اشعار را بیشتر پیرمردان روستایی در سینه خود نگه داشته اند و در بین جوانان کمتر یاد و نشانی از آنان باقی مانده است .

2-24. ترانه های شفاهی روستایی
« شفاهی بودن شعر های عامیانه سبب شده است که مردم هر منطقه بنا به اقتضائات موجود تغییراتی در برخی از دوبیتی های محلّی ایجاد کنند و به مناسبت های مختلف از آن بهره ببرند . » ( پورشعبان ، 1393 : 12 )
2-25. زبان حال » ترانه های گالشی
این اشعار [ = ترانه های گالشی و عامیانه ] زبان حال هم است ، و برانگیخته از دردی است که همه احساس می کنند و آن را از خود می پندارند . ( ژوکوفسکی ، 1389 : 2 )

2-26. بی قاعده بودن شعر عامیانه
« شعر عامیانه زبان حال مردم کوچه و بازار است . و مردم کوچه و بازار هرگز قواعد عروضی را نمی شناسند و اصول شعر و انواع بحور و اوزان و زحافات را نمی دانند و از صناعات لفظی و معنوی و بازی با الفاظ بی خبرند و حتّی گاه به صرف و نحو و دستور زبان نیز آشنا نیستند. با این حال شعر می گویند و الهام بخش آنان در گفتن شعر بیشتر تحوّلات و تغییرات نامساعد یا نابهنگام اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است . » ( همان : 1)

2-27. انتشار سریع ترانه های گالشی
« وقتی امری یا رویدادی مطابق میل مردم نباشد ، بلافاصله و بی درنگ با ساده ترین الفاظ و گاه با تندترین و زشت ترین کلمات منتشر می شود که هیچ کس نمی داند که آن شعر از کیست . ولی آناً دهان به دهان می گردد و در لحظه ای شهری و کشوری از آن با خبر می شوند و حتّی پنهان و آشکار و زیر لب یا دسته جمعی آن را زمزمه می کنند و یا فریاد می کشند . » ( همان : 2 )

2-28. موضوع ترانه های عامیانه
« موضوع عمده ی تصنیف ها را عشق ، جمال ، شراب و خلاصه هر چیز که آدمی را به طرب آورد ، تشکیل می دهد . تصنیف های گیلانی و مازندرانی شهرت بیشتری دارند . زیرا همچنان که یک شاعر ایرانی به من گفت زن در گیلان و مازندران در حفظ خود از نگاه مردان چندان بخل نمی ورزد و منبع حقیقی الهام عشقی در نزد آن ها بیشتر از دیگر ایالات ایران یافت می شود . این ترانه ها اغلب بازتابی است از نظر مردم در تعویض حکام ، ماجرای خانه ها ، اقدامات کیفری پلیس ، افزایش قیمت مایحتاج عمومی که با لحن تمسخر و گاهی با کلمات گستاخانه حتّی زشت همراه است . این تصانیف گاهی از نظر حجم رشد می یابند یا شکل داستان نیمه منظوم نیمه منثور پیدا می کنند و به صورت هجوی تند از آداب و رسوم و ظواهر زندگی اجتماعی ، در دست مقلّد [ بازیگر = آرتیست ] یا تقلیدچی قرار می گیرند . » ( همان : 24 )

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع فرهنگ عامه، آثار ادبی، آداب و رسوم، توسعه ی پایدار Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع ویژگی های سبکی، بی خانمانی، ژاندارمری