پایان نامه درمورد گزارشگری مالی، کیفیت گزارشگری، کیفیت گزارشگری مالی، راهبری شرکتی

دانلود پایان نامه ارشد

اقتصادی منجر شده و به شرکتها در اجرای اصول صحیح راهبری شرکتی در عرصه رقابت کمک کند. سرمایهگذاران به خصوص سرمایهگذاران نهادی که با وجوه امانی فعالیت میکنند نیز نقش مهمی در اجرای این اصول به دلیل توجیه سرمایهگذاریهای خود دارند. در حقیقت این اصول نقش مهمی در بهبود کارایی و رشد اقتصادی و در عین حال افزایش اعتماد سرمایهگذاران دارد. اصول راهبری شرکتی موجب ارتباط بین مدیریت، هیات مدیره شرکت و سهامداران شده و همچنین منجر به ساز و کارهایی میشود که اهداف شرکتی و نحوه دستیابی به آنها را مشخص میکند. اجرای صحیح این اصول انگیزههای لازم را برای مدیران شرکتها در دستیابی به اهداف تعیین شده و همچنین نحوه نظارت کارای سهامداران تبیین میکند (حساس یگانه، 1384).
در واقع اهداف اولیه راهبری شرکتی به طور مستقیم بهبود عملکرد شرکتها و هم راستا نمودن منافع سهامداران با منافع مدیران در جهت حل مشکلات نمایندگی است (بابایی و همکاران، 1385).
ساز و کارهای راهبری شرکتی به عنوان یک نظام، موجب تعادل بین اهداف اجتماعی و اقتصادی و اهداف فردی و جمعی شده و همچین موجب ترغیب و تقویت استفاده کارآمد از منابع و الزام پاسخگویی شرکتها در قبال ذینفعان میشود. از سوی دیگر اجرای ساز و کارهای راهبری شرکتی میتواند باعث تخصیص بهینه منابع و ارتقا ارزش شرکت و در نهایت رشد و توسعه اقتصادی گردد (نمازی و همکاران، 1387).
جاسونگ باک و همکاران96 (2002) به این نتیجه رسیدند که مدیران صلاحیتدار موجب راهبری شرکتی بهتر شده و به ذینفعان خود توجه بیشتری میکنند؛ لذا ارزش شرکتها نیز با راهبری شرکتی رابطه مثبت دارد (نبوی چاشمی، 1389).
هوانگ و همکاران97 (2008) در یک تحقیق جامع، شیوههای راهبری شرکتی را در شرکتهای کرهای مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که شیوههای راهبری موجب افزایش ارزش شرکت و پرداخت سود بالاتر میشود. اما در گروههای تجاری شرکتهایی با ارزش بالاتر، سود کمتری را نسبت به شرکتهای مستقل میپردازند.
2-15- مفاهیم وتعاریف کیفیت گزارشگری مالی
کیفیت گزارشگری مالی عبارت است از دقت اطلاعات گزارش شده برای تشریح بهتر عملیات شرکت. در عمل اطلاعات مربوط به جریان وجه نقد شرکت از جمله اطلاعات مورد علاقه سرمایهگذاران است. این تعریف از کیفیت گزارشگری مالی منطبق بر تعریف هیات تدوین استاندارهای حسابداری است که عنوان میکند یکی از هدفهای گزارشگری مالی، آگاه کردن اعتباردهندگان و سرمایهگذارن بالقوه برای کمک به تصمیمگیری منطقی و ارزیابی جریان وجه نقد مورد انتظار شرکت است (بیدل و هیلاری98، 2009).
کیفیت گزارشگری مالی بر مبنای دو رویکرد نیازهای استفادهکنندگان حمایت از سرمایهگذار تعریف میشوند. رویکرد اول بر مبنای نیازهای استفادهکننده است و کیفیت با توجه به سودمندی گزارشها برای استفادهکنندگان تعیین میشود. در این رویکرد، چند مدل شامل چارچوب (مفاهیم) نظری گزارشگری، کمیته جنکینز و مدل استمرار سود وجود دارد.
در رویکرد دوم، برای حمایت از سرمایهگذاری تاکیید شده و کیفیت به طور عمده برحسب ((افشای کامل و منصفانه)) برای سهامداران تعریف میشود. از زمانی که آقای لویت رئیس پیشین کمیسیون بورس اوراق بهادار آمریکا99 بحث مدیریت سود را مطرح و برنامههایی را برای جلوگیری از آن اعلام و اجرا کرد، این رویکرد بیشتر مورد توجه قرار گرفت. مدل کمیته بلوریبون100، استاندارد اصلاح شده حسابرسی101 شماره 61 آمریکا، مدل کمیته کرک102 و مدل کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا برای ارزیابی کیفیت استانداردهای بینالمللی در این گروه قرار دارد. در این الگوها برای شفافیت موارد افشا، درجه تهاجمی یا محافظه کاری روشهای حسابداری و برآوردهای مورد استفاده، یکنواختی و کامل بودن اطلاعات، مقایسهپذیری و افشای کامل به عنوان معیارهای اصلی کیفیت تاکید میشود.
این دو رویکرد تفوت بنیادین دارند. رویکرد نیازهای استفادهکننده، بیشتر به تامین اطلاعات مالی برای تصمیمهای ارزشیابی و تخصیص سرمایه تمرکز دارد؛ ولی رویکرد حمایت از سرمایهگذار به دنبال اطمینان دادن به استفادهکنندگان است که اطلاعات به مقدار کافی (کفایت اطلاعات) و به شکل شفاف (کامل بودن اطلاعات) ارائه شده است. کیفیت بالای گزارشگری مالی باعث کاهش بیتقارنی اطلاعاتی بین شرکت و تامینکنندگان مالی خارج از شرکت میشود. از سوی دیگر، کیفیت گزارشگری مالی باعث محدود کردن انگیزههای مدیریت بری مشغول شدن به فعالیتهایی که ارزش کمی دارند یا ارزش منفی دارنی، خواهد شد (فنگ و کریستین103، 2010).
یکی از عوامل مهم در ارزشگذاری شرکتها، ریسک اطلاعات است . هر چه قدر کیفیت گزارشگری مالی افزایش یابد و از استاندارها و ضوابط معتبر در تهیه و حسابرسی گزارشها استفده شود، اعتماد استفادهکنندگان اطلاعات افزایش و ریسک اطلاعاتی کاهش خواهد یافت. براساس چارچوب نظری هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی104 ،اطلاعات مالی برای سودمند واقع شدن در تصمیمگیریها، درجه نخست باید مربوط و قابل اتکا باشند. اطلاعات برای مربوط بودن باید به موقع تهیه و ارائه شوند و ارزش پیش بینیکنندگی و ارزش بازخورد داشته باشند. قابل اتکا بودن نیز شامل ارائه صادقانه، تاییدپذیری و بیطرفی میشود.
بنابراین، شاخص اصلی کیفیت اطلاعات مالی از منظر تدوینکنندگان استانداردهای حسابداری دو ویژگی مربوط بودن و اتکاپذیری است و این دو بعد، اطلاعات را بری تصمیمگیرندگان سودمند میکند. اگرچه چارچوب نظری استانداردهای حسابداری مالی میزان گرایش به سمت اتکاپذیری و مربوط بودن را متفاوت میداند، اما آستانه مشخصی را برای هر یک از دو بعد مذکور تعیین نمیکند. این احتمال وجود دارد که ترجیح نسبی بین مربوط بودن و اتکاپذیری بین گروههای مختلف سرمایهگذاران، متفاوت باشد (سجادی، 1388).
2-16- سیر تحول کیفیت گزارشگری مالی
بازار سرمایه به عنوان موتور محرکه اقتصاد بر محور اطلاعات قرار دارد. جریان در دست اطلاعات در این بازار منجر به اتخاذ تصمیمات صحیح و منطقی از سوی مشارکتکنندگان و در نهایت توسعه اقتصادی و بهبود رفاه اجتماعی را به ارمغان میآورد. گزارشهای مالی از مهمترین منابع اطلاعاتی است که هدف آن فراهم کردن اطلاعات لازم برای تصمیمگیریهای اقتصادی میباشد و بخش اعظمی از نیاز اطلاعاتی بازار سرمایه را تامین میکند. متاسفانه در سالهای پایانی قرن بیستم میلادی و در آستانه ورود به قرن بیست و یکم، ورشکستگی شرکتهای عظیم نظیر انرون و ورلدکام، آدلفی، سیسکو، لیونست و زیراکس، سیستم گزارشگری مالی را با بحران مواجه کرد. ورشکستگی چنین شرکتهایی باعث نشانه رفتن انگشت اتهام حسابداری و گزارشگری مالی شد، به طوری که در موارد متعدد از این وقایع به عنوان رسوایی حسابداری یاد شد. اما این خاتمه کار نبود، بلکه سیستم گزارشگری مالی به دلیل خدشهدار شدن اعتبار آن، همواره در جلب اعتماد عمومی با بحرانهایی مواجه شد (بولو، 3:1386). افزایش شمار تقلبها که با ورشکستگی شرکتهای بزرگ در هم آمیخته بود، نگرانیهایی را درباره کیفیت گزارشهای مالی به همراه داشت. حرفه حسابداری و حسابرسی در راستای چارهجویی در این خصوص به تدبیر راهکارهایی همت گماردند. تغییر رویکرد تدوین استانداردهای حسابداری از استانداردهای مبتنی بر قواعد105 به استانداردهای مبتنی بر اصول106، تاکید بر استقلال حسابرسان و حاکمیت شرکتی برای حمایت از منافع سهامداران جزء، و تنظیم مقررات انتظامی حرفه حسابداری و حسابرسی از جمله تدابیر اتخاذ شده برای جلب اعتماد عمومی بود. از سوی دیگر، صاحبنظران و اندیشمندان دانشگاهی نیز به سهم خود، سمت و سوی تحقیقات تجربی را به کیفیت گزارشگری مالی و اثرات آن بر بازار سرمایه سوق دادند تا بلکه بتوانند در این خصوص نقش مفیدی را ایفا نمایند. در حال حاضر در ارتباط با کیفیت گزارشگری مالی و اندازهگیری آن و نیز تاثیر دستورالعملها و استانداردهای حسابداری بر کیفیت گزارشگری مالی تحقیقاتی در حال انجام است. بسیاری از این تحقیقات، کیفیت گزارشگری مالی شرکتها را با دیدگاه رویکرد رویدادی107، صرفا به استانداردها و رهنمودهای حسابداری و گزارشهای مالی نسبت دادهاند، اما با وجود مکانیزمهای نظارتی یکسان برای گزارشگری مالی شرکتها، به نظر میرسد کیفیت گزارشگری مالی آنها یکسان نیست و این امر بیانگر آن است که احتمالا عوامل دیگری وجود دارد که باعث ایجاد تفاوت در کیفیت گزارشگری مالی شرکتها میگردد.
2-17- ارتباط ویژگیهای شرکت با کیفیت گزارشگری مالی
هر شرکت از یک مجموعه ویژگیهایی برخوردار است که تا اندازه زیادی با نوع و ماهیت فعالیت آن در ارتباط میباشد. فعالیتهای تجاری مختلف از پیچیدگی، چرخه عملیاتی، ریسک، بازده، سرمایه، منابع مالی، اهداف و ماموریتهای متفاوتی برخوردار هستند و بدیهی است که محیط اطلاعاتی و گزارشگری به میزان قابل توجهی متاثر از نوع فعالیت تجاری و ویژگیهای حاکم بر آن میباشد. براساس مبانی نظری، کیفیت گزارشگری مالی ممکن است از برخی ویژگیهای شرکت تاثیر بپذیرد که برخی از آنها در ادامه تشریح میشود:
2-17-1- اندازه شرکت
گروهی از مطالعات نشان میدهد که اندازه شرکت بر کیفیت گزارشگری مالی تاثیر مثبت دارد و دلایلی مانند برقراری سیستم کنترل داخلی کارآمد، ارتباط با موسسات بزرگ حسابداری و رعایت هزینه اعتبار و شهرت را از عوامل اصلی آن تلقی میکنند. فرانسیس و دیگران108 (1999) تفاوت در کیفیت گزارشگری حسابرسی میان چهار موسسه حسابرسی بزرگ دنیا، موسسات ملی و موسسات عملی را نشان دادند. آنها همچنین اثبات نمودند که شرکتهای طرف حسابرسی جهار موسسه بزرگ دنیا سطوح پایینتری از اقلام تعهدی اختیاری را گزار ش میکنند (کیم و همکاران109، 2003: 4). لناکس110 (1999) به این نتیجه رسید که گزارشهای حسابرسی صادر شده توسط موسسات بزرگ حسابرسی، دقیقتر و دارای محتوای اطلاعاتی بیشتری هستند که بیانگر وجود رابطه مثبت میان اندازه حسابرس و کیفیت و دقت حسابرسی میباشد (آیبید111، 4). کوهن112 (2004) بین اندازه شرکت و کیفیت گزارشگری مالی رابطه مثبت یافت. گروه دیگری از مطالعات نشان میدهد که اندازه شرکت تاثیر منفی بر کیفیت گزارشگری دارد و برای این ادعا دلایل متعددی بیان میکنند. نخست، شرکتهای بزرگ در مقایسه با شرکتهای کوچک در معرض فشارهای زیادی قرار دارند؛ دوم، شرکتهای بزرگ از قدرت چانهزنی بیشتری با حسابرسان برخوردار هستند؛ و سوم، شرکتهای بزرگ از امکان بیشتری برای استفاده از دامنه گسترده رویههای حسابداری برخوردار هستند. جنسن و مک لینگ (1976) استدلال میکنند که شرکتهای سهامی در معرض حملات سیاسی، مسئولیتهای اجتماعی و مقررات توزیع مجدد ثروت قرار دارند و از رویههای حسابداری به گونهای استفاده میکنند که این تهدیدات را کاهش دهند. بارتون113 و سیمکو114 (2002) نشان دادند که شرکتهای بزرگ برای محقق ساختن انتظارات تحلیلگران تحت فشار زیادی قرار دارند (کیم و همکاران، 2003: 5). مایرز115 و اسکینر116 (2002) شواهد تجربی را به دست آوردند مبنی بر اینکه شرکتهای بزرگ، گزارشهای مالی دقیق ارائه نمیدهند (آیبید، 5). نلسون و دیگران117 (2002) نشان میدهند که شرکتهای بزرگ از قدرت چانهزنی بیشتری برخوردار هستند و حسابرسان با احتمال زیادی از پایین بودن کیفیت گزارشگری مالی آنها چشمپوشی میکنند (آیبید، 5). نوروش و دیگران (1385) بین اندازه شرکت و کیفیت اقلام تعهدی رابطهای مشاهده نکردند (نوروش و دیگران، 1385: 156).
2-17-2- سرمایهبر بودن فعالیت
ترکیب داراییهای جاری و غیرجاری بر محتوای اطلاعاتی اقلام صورتهای مالی تاثیر میگذارد. فرانسیس و دیگران(1999) معتقدند که برخی از ویژگیهای شرکت باعث ایجاد اقلام تعهدی بلندمدت خواهد شد (کیم و همکاران، 2003: 13). بورگ استالر118 و دیچو (1997) نشان میدهند شرکتهایی که به میزان زیادی داراییها و بدهیهای جاری دارند در مقایسه با شرکتهایی که داراییها و بدهیهای جاری اندکی دارند، برای پوشش دادن زیانها و آرایش گزارشهای مالی از گزینهها و امکانات بیشتری برخوردار میباشند (آیبید، 13). کوهن (2004) بین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد حاکمیت شرکتی، سهامداران نهادی، تمرکز مالکیت، هیات مدیره Next Entries پایان نامه درمورد صورتهای مالی، کیفیت گزارشگری، گزارشگری مالی، کیفیت گزارشگری مالی