پایان نامه درمورد کمال گرایی، انعطاف پذیری، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

پژوهشها، توپس116 و چريستال117(1961 و 1992) هم آيندي نشانهها را در هشت گروه از آزمودنيها مورد بررسي قرار داده و پنج عامل مورد توافق براي توصيف شخصيت را پيدا كردند. اين عوامل قوياً مستقل از يكديگر هستند، ثبات اين عوامل پنج گانه به حدي است كه موقعيتهايي همچون گزارش خود فرد از خود در دو يا چند وضعيت مشابه، در موقعيتهاي متفاوت، سنجش ديگري از فرد و آگاهي فرد از اين كه براي چه منظوري مورد سنجش قرار ميگيرد، تغيير چنداني نميكند. افراد ديگري (ديگمن و تيك موتوچوك118 1981) به تحليل مجدد نظريهي كتل پرداختند، نظريه 16 عاملي كتل نيز بر مبناي واژههاي مورد استفاده درفرهنگ استوار است(فيسك،1191949). بازبيني اين نظريهي قديمي نيز وجود پنج عامل اصلي در 16 عامل را نشان داد. نورمن120 (1963) هم در بررسيهاي خود به اين نتيجه رسيده بود كه ميتوان مشابه پنج عامل سنجش، ويژگيهاي شخيصتي افراد مورد پژوهش را در ارزيابي دوستان به دست آورد. همچنين، در پژوهش‌هاي ديگر فرهنگهاي داراي زبان متفاوت از انگليسي همچون ايتاليايي، لهستاني و مجارستان نيز اين پنج عامل بزرگ را يافته و گزارش كردند(اوستندروف121 و انگليتنر122، 1994؛ به نقل از كاظم‌زاده، 1383).
دومين منبع شواهد تأييد كنندهي پنج عاملي ويژگيهاي شخصيت از پژوهشها به دست آمده است. در اين زمينه، پرسشنامهاي NEO PI 123 و نسل بعدي آن را همراه با ديگر پرسشنامههاي شناخته شده‌ي سنجش ويژگي هاي شخصيت برروي يك نمونه به كار گرفته و با محاسبه ي ضريب همبستگي به نتايج قابل قبولي دست يافته اند.
مجموعه پژوهش‌هاي تجربي گلدبرگ124( 1990 و 1993) كه براساس نظر ماتيوز و ديري125 (1999) بسيار فراگير و همه جانبه بوده، تاييد كننده ي نظريه ي پنج عامل بزرگ است.
شواهد كافي در دست است كه بتوان به اين نتيجه رسيد كه تحليلهاي هر نمونه وسيع صفت‌هاي موجود در زبان انگليسي ( اعم از اين كه خود فرد يا دوستان او براي توصيف شخصيت فرد به كار مي برند) در نهايت درساختار پنج عامل بزرگ ميگنجد. پس به طور مجازي، همهي اين صفتها دراين مدل جاي ميگيرند. به زبان ديگر، صفتهاي توصيف كنندهي شخصيت موجود در زبان را ميتوان به پنج شكل اصلي و بنيادي ارجاع داد كه اينها عبارتند از: قدرت،126عشق،127 كار،128 عاطفه129 و فهم130 ( گلدبرگ، 1990 ) و سرانجام، عوامل موجود در نظريهي پنج عاملي از كارهاي اوليهي وب131 ( 1915) نيز استخراج شده است(ديري، 1996). پنج عامل مورد بحث، نشانگر ابعاد اساسي تشكيل دهندهي زيربناي ويژگيهاي شخصيت هستند كه هم در محدودهي كلام و هم در محدوده‌ي پرسشنامههاي روان شناختي ميتوان آنها را ارزيابي كرد. با اين كه طرح پنج عاملي برخاسته از واژگان عاميانه است. اما برآيند به دست آمده دربردارندهي عواملي است كه براي پژوهشگران روان شناسي درزمينه شخصيت، كه با روشهاي ديگري به مطالعه دراين زمينه مشغولند، نيز كاملاً آشناست. از سال 1985 پژوهش هايي كه آزمون NEOPI-R 132 را به كار گرفتند نشان دادند كه سه عامل يا پنج عامل موضوع مورد بحث را ميتوان در ديگر
پرسشنامههايي رديابي كرد كه ابعاد گوناگون شخصيت را ميسنجند. از آن جمله ميتوان ويژگيهاي كنشي يونگ،133 نيازهاي موري134 نشانه‌هاي ويژگيهاي بين فردي و تعاريف DSMIII-R (راهنماي آماري تشخيص بيماري‌هاي رواني تجديد نظر سوم) را نام برد. براساس نظر سازندگان آزمون، طرح پنج عاملي ميتواند به گونه‌اي فراگير اين نظريهها را نيز پوشش دهد. شاخصها135يا ابعاد اصلي آزمون را مواردي تشكيل مي‌دهند كه در ميان آنها ويژگيها و صفتهاي هبستگي زيادي وجود داشته باشد. براي سهولت درك و به طور قراردادي، اين صفات را نشانه136 ناميدهاند. هر شاخص، دربرگيرندهي چند مقياس است. در واقع، وقتي از سطوح پايين به بالا در اين طرح حركت ميكنيم. چندين ويژگي يك مقياس را تشكيل مي‌دهد. از چند مقياس يك شاخص ايجاد ميشود. اين طرح برآن است كه نشان دهد افراد در اين عوامل ( پنج عامل يا پنج شاخص ) داراي چه وضعيتي هستند و سپس طرحي از ويژگيهاي هيجاني، روابط بين فردي، تجربهها، نگرشها و شيوههاي انگيزشي آزمودني را توضيح ميدهد. آزمون NEO شخصيت را در شاخصها (اندازه گيري عوامل ) و مقياسها ( اندازه گيري نشانهها ) بررسي ميكند. مقياسها در واقع اطلاعات جزيي‌تر و دقيقتري را درباره شاخصها ارائه مي‌دهند. مك‌كري و كاستا، شخصيت را براساس ويژگيهاي اصلي در الگوي ويژهاي با عنوان پنج ويژگي بزرگ شخصيت تشريح كردند. اين ويژگيها عبارتند از: رواننژندی، برونگرايي، انعطاف پذیری، دلپذیری و وظیفه شناسی. روان نژندی، به تمايل فرد براي تجربه اضطراب تنش، ترحمجويي، خصومت، افسردگي و حرمت نفس پايين برميگردد. برونگرايي به تمايل فرد براي مثبت بودن، جرات طلبي، پرانرژي بودن و صميمت اطلاق ميگردد. انعطاف پذیری به تمايل فرد براي کنجکاوي، عشق به هنر، هنرمندي، انعطافپذيري و خردورزي گفته ميشود. دلپذیری یا مقبوليت به تمايل فرد براي بخشندگي، مهرباني سخاوت، همدلي و همفکري، نوع دوستي و اعتمادورزي مربوط ميشود. وظيفه شناسي به تمايل فرد براي منظم بودن و کارآمدي، قابليت اعتماد و اتکا، خودنظمبخشي، پيشرفتمداري، منطقي بودن و آرام بودن برميگردد(حق شناس،1385).
2-3- کمال گرایی
2-3-1- تعریف کمال گرایی
بیش ازیک قرن است که کمال گرایی وارد حوزه روان شناسی شده است. ژانت137 (ایجان138، 2007؛ به نقل از علیزاده صحرایی، خسروی و بشارت، 1389) اولین فردی بود که در سال 1898 در خصوص کمال گرایی نوشت. او کمال گرایان را افرادی با عقاید محکم و ثابت می دانست. در نتیجه سختی عقاید و انعطاف ناپذیری یکی از اولین خصوصیاتی بود که درباره کمال گرایی مطرح شد.
هالندر139 (1978) بر این باور است که کمال گرایی نشان دهنده گرایش و علاقه فرد به درک محیط پیرامون خود به گونه قانون همه یا هیچ است که به موجب آن، نتایج به شکل موفقیت ها یا شکست ها حاصل می شوند (به نقل از ساداتی، به پژوه، افروز و ملتفت، 1387).
فروید سازه کمال گرایی را به عنوان نشانه عمومی نوروز وسواس در نظر گرفت که بر اساس آن یک فرامن خشن و تنبیه گر پیشرفتها و عملکردهای عالی را مطالبه می کند (فروید، 1950؛ به نقل از بشارت، 1384). فروید در توصیف افراد کمال گرا اظهار می کند که محرک اصلی در زندگی این افراد رسیدن به خوشبختی نیست، بلکه تکامل و برتری یافتن است. زندگی آنها در یکسری حتم ها، بایدها و نبایدها خلاصه شده است. آنها در هر کاری باید به کمال برسند و به بهترین شیوه آنرا انجام دهند و گرنه خرسند نخواهند شد و نرسیدن به کمالات آنها را دچار اضطراب و افسردگی شدید می کند. این توقعات بی جا و عهده دار شدن مسئولیت سنگین و غیر منطقی، عرصه زندگی را بر آنان تنگ می کند (فروید، 1975؛ به نقل از خانبانی، 1385). هورنای140 (1950)، کمال گرایی را شیوه ای از زندگی می داند که افراد برای رهایی از اضطراب اساسی آنرا به کار می بندند و کمال گرایی را گرایش روان رنجورانه به بی عیب و نقص بودن، کوچک ترین اشتباه خود را گناهی نابخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار پیامدهای شوم داشتن، تعریف می کند(به نقل از ساداتی و همکاران، 1387).
سایرتعاریف اولیه نیز، عمدتا کمال گرایی را ویژگی ناکارآمدی در نظر می گیرند.آلبرت الیس141 (1958) کمال گرایی را به عنوان یکی از دوازده باور غیرمنطقی اساسی می داند و آنرا این گونه تعریف می کند: «پذیرش این باور که فرد باید کاملا شایسته، لایق و با هوش بوده و در تمام امور ممکن پیشرو باشد و اینکه همواره یک راه حل دقیق، کامل و درست برای مشکلات انسانی وجود دارد و اگر این راه حل کامل پیدا نشود، فاجعه آمیز خواهد بود». (به نقل از ایجان، پایک، دیک و ریس142، 2007).
فراست، مارتین، لاهارت و روزنبلیت143 (1990)، کمال گرایی را به عنوان « تعیین استانداردهایی که به طور افراطی بالا هستند همراه با خودسنجی کاملا منتقدانه» در نظر می گیرند.
«گرایش به ناراضی بودن از هر چیزی که کامل نیست» تعریف دیگری از کمال گرایی است که در فرهنگ لغت کالج آمریکایی(1993) آورده شده است.

2-3-2- ابعاد کمال گرایی
سازه کمال گرایی برای نخستین بار به عنوان یک سازه تک بعدی توسط برنز تعریف گردید(هیل، هایلسمن، فور، کایبلر،ویسنت و کندی144، 2004). هماچک (1978) در تعریف خود دو بعد برای کمال گرایی مطرح کرد و این نخستین بار بود که به دنبال تعاریف متعددی که کمال گرایی را خصیصه ای تک بعدی و ناکارآمد در نظر می گرفتند، بعد بهنجاری به کمال گرایی اضافه شد.
یافته های پژوهشی دیگری نیز وجود نوعی کمال گرایی بهنجار را در مقابل کمال گرایی نوروتیک تایید کرده اند(تری شورت، اوئنز، اسلید و دیویی، 1995؛ استامف و پارکر145، 2000؛ سادارت و اسلنی، 2001). کمال گرایی بهنجار که سالم، سازش یافته یا مثبت است، جنبه هایی از کمال گرایی را در بر می گیرد که با تلاشهای کمال گرایانه مانند داشتن معیارهای شخصی بالا، وضع معیارهای دقیق برای عملکرد و تلاش برای عالی بودن، در ارتباط هستند. این افراد از کارهای دقیق احساس لذت می کنند و در موقعیتهای مناسب و بجا، چندان وسواسی نیستند. چنین افرادی مثل همه به دنبال پذیرش و معاشرت با دیگران هستند و احساس مثبت آنها باعث ایجاد و تقویت احساس خوب آنها می شود و فعالیت آنها را افزایش می دهد (رکابدار و سلیمانی، 1387).
کمال گرایی نوروتیک، نا سالم و سازش نایافته است و با نگرانیهای کمال گرایانه مانند نگرانی در مورد اشتباهها، تردید در مورد اعمال، ترس از عدم تایید دیگران و ناهماهنگی بین انتظارها و نتایج مرتبط است.کمال گراهای نوروتیک نمی توانند از تلاشهای طاقت فرسای خود حتی در صورت موفقیت، احساس رضایت کنند زیرا غالبا موفقیتهایشان را بی ارزش می دانند (صابونچی و لاند 1997؛ مولنر، رکر، کالپ و ساداوا146، 2006؛ فلت و همکاران147، 2007؛ به نقل از بشارت و همکاران،1387). به عنوان مثال، یک فرد کمال گرای بهنجار که گرفتن نمره بالا را در یک امتحان خاص، هدف خود قرار داده است، وقتی که به این نمره دست پیدا کند، احساس غرور و رضایت دارد اما یک کمال گرای نوروتیک یا غیرسازشی، با همین هدف، در صورتی که از از امتحان 100 نمره ای، نمره 90 دریافت کند، دچار ناامیدی و خود انتقادی می شود (کیارنس، فوربس، گاردینر و مارشال148، 2008).
بلت149 (1995) معتقد است که کمال گراهای سازش نایافته (نوروتیک) شدیدا از شکست اجتناب می کنند و در مقابل احتمال انتقادگری دیگران آسیب پذیرند. این گروه از کمال گراها، حوزه های مختلف فعالیت و روابط اجتماعی را تهدید کننده، تحمیلی و ناحمایتگر تلقی می کنند(به نقل از بشارت، جوشن لو و میرزمانی، 1386).
یکی دیگر از تعاریف ابعادی توسط هویت و فلت150 پایه ریزی شد. آنها نشان دادند که کمال گرایی از سه بعد جداگانه تشکیل شده است: کمال گرایی خود مدار151، کمال گرایی اجتماع مدار152 و کمال گرایی دیگر مدار153. کمال گرایی خود مدار یک مولفه انگیزشی است که شامل کوشش های فرد برای دست یابی به «خویشتن کامل» می باشد و شامل خود انتقاد گری سخت گیرانه، معیارهای بالای غیر واقع بینانه و دقیق و کوشش اجباری می باشد که فرد از خود خواستار است(نجاریان و رحیمی،1384). بنابراین، منبع و موضوع کمال گرایی درونی است. این شکل از کمال گرایی، نزدیکترین بعد به سازه ای است که غالبا به عنوان کمال گرایی شناخته شده است (بلت، 1995؛ هویت، متید استد و ولرت154، 1989، به نقل از بشارت، 1384). این افراد دارای تفکر همه یا هیچ هستند. این بعد از کمال گرایی افراد را برای اینکه کامل باشند برمی انگیزاند و به طور همزمان تمایل برای اجتناب از خطا نیز وجود دارد. اگرچه کمال گرایی دارای جنبه های منفی است، کمال گرایی خودمدار به طور خاص، دارای سودمندی هایی است مانند تعیین هدف، مبارزه برای موفقیت و منظم بودن(کاپان155، 2010). در واقع این بعد، جنبه ای از کمال گرایی است که می تواند پیامدهای سازگارانه و مثبت تری به همراه داشته باشد. این نوع کمال گرایی زمانی که افراد بر موقعیت ها کنترل داشته باشند و توانایی دست یافتن به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سلسله مراتب، رفتار انسان، خودپنداره Next Entries پایان نامه درمورد کمال گرایی، کمال گرایی مثبت، اجتماع مدار