پایان نامه درمورد کسب و کار، هوش کسب و کار، هوش تجاری، حفظ مشتری

دانلود پایان نامه ارشد

روشن ايجاد شده و بعداً بهبود داده شود ( محقر ودیگران ; ۱۳۸۷).

۲-۱-۵) اهداف اصلی هوشمندی کسب وکار
اهداف اصلی هوشمندی کسب و کار به شرح زیر است (کریم خانی;۱۳۹۱).
– تشخیص نیازهای اطلاعاتی ضروری و حساس سازمان.
– تشخیص سیگنال های محیط کسب و کار.
– استفاده بهینه از اطلاعات و دانش پرسنل سازمان.
– دسته بندی و تحلیل حجم عظیمی از داده ها و اطلاعات.
– استفاده درست و به جا از داده ها و اطلاعات سازمان.
موارد زیر نیز می تواند اهداف اصلی کسب کار در نظر گرفته شود (رونقی و فیضی؛۱۳۹۲:۵۳).
-کمک به کنترل منابع و جریان اطلاعات کسب و کار درون و بیرون سازمانی
– توانایی استدلال و فهم معانی پنهان در اطلاعات کسب و کار

۲-۱-۶) کاربرد هوش تجاری در صنعت بانکداری
تمام موضوعات خدمات مالي به عنوان يك صنعت درباره پول است.در اين كسب و كارها، استفاده از هوش تجاری (بازرگاني BI) به جاي عمليات تجاري بر امور مالي متمركز شده است.عموماً، استفاده از هوش تجاری در خدمات مالي ارزش ايجاد كرده ا ست.بررسي اخير شركت گارتنر، پاسخ هايي را از بانك‎ها، بيمه گران و واحدهاي تجاري غيرمالي ارزيابي كرده است.بررسي نشان داده است كه بيش از 95 % پرسش شوندگان سيستم بانكي موافقند كه هوش تجاری يك پيش برنده استراتژيك ابتكاري با مديريت برتر است و بيش از 90 % موافقند كه آنها ارزش مورد انتظارشان را از سرمايه گذاري در هوش تجاری دریافت کرده اند (محقر و دیگران;۱۳۸۷).به طور کلی کاربرد هوش تجاری را در بانکداری در موارد زیر می توان خلاصه کرد:
– مدیریت ریسک
مدیران تصمیم گیری بانک برای بسیاری از تصمیم گری ها نیاز دارند بدانند که آیا مشتریان بانک ها قابل اطمینان هستند یا خیر.اگر آنها اطلاعات کاملی در مورد مشتریان خود نداشته باشند، ارائه کارت های اعتباری به مشتریان جدید، گسترش اعتبار مشتریان کنونی و تصویب وامها، تصمیمات دارای ریسک برای بانک هستند (نبوی چاشمی ومحمودی؛ ۱۳۸۹).
بیشتر ابزارهای هوش تجاری برای ارتقاء مدیریت ریسک استفاده شده و ابزارهای مدیریت ریسک از رویکرد های هوش تجاری بهره جسته اند.Dash Wu,Chen,Olson; 2013)).
– مدیریت اعتبار
سیستم های هوش تجاری بر اساس رده و نوع مشتری الگوهای پیشروی به سمت مشکلات اعتباری را پیدا می کنند و از این طریق به مشتریان جهت اجتناب از مشکلات اعتباری و مدیریت باقی مانده اعتبار هشدار می دهند.علاوه بر این ابزارهای هوش تجاری اسناد ااعتباری بانک ها را بررسی می نمایند و اتلاف اعتبار را کاهش می دهند (محقر و دیگران;۱۳۸۷).
– تشخیص تقلب
یکی دیگر از حوزه های مهم در صنعت بانکداری که داده کاوی می تواند در آن مؤثر باشد تشخیص تقلب است.
s assessment system، Fraud flacon یکی از سیستم هایی که در تشخیص تقلب مؤثر بوده، این سیستم توسط بسیاری از بانک های صادر کننده کارت اعتباری به کار گرفته شده است.مثلاً این سیستم در آمریکا با استفاده از داده کاوی ۸۰٪ تراکنش های کارت های اعتباری صادر شده را بررسی کرده است.به کمک هوش تجاری ما می توانیم تقلب را در حجم عظیمی ازداده ها کشف و ردیابی کنیم ما باید ابتدا اطلاعات را از حوزه های مختلف گردآوری کرده سپس استراتژی کشف تقلب را توسط متخصصان طراحی کنیم با انجام این استراتژی و استمرار در توجه به آن مدتی را طراحی خواهیم کرد که به عنوان مخزن داده از استراتژی ما حمایت می کند (نبوی چاشمی ومحمودی؛ ۱۳۸۹).
– تحلیل سود بخشی مشتریان
سیستم های هوش تجاری می تواند سودبخشی کلی هر مشتری را در زمان حال و در دراز مدت تعیین نمایند و مبنایی را برای فروش پر منفعت تر پیشنهاد می نمایند.علاوه بر این فروش را برای مشتریان پرسود بیشینه مکی کند و هزینه هارا برای مشتریان کم سود کاهش می دهند.از این گذشته روش هایی را جهت بیشینه نمودن سود و محصولات و سرویس ها ی جدید فراهم می سازد.(محقر ودیگران؛۱۳۸۹)
– بدست آوردن و حفظ مشتری
هوش تجاری علاوه بر کمک به بانک ها برای بدست آوردن مشتریان جدید، به حفظ مشتریان جدید نیز کمک می کند.کسب و حفظ مشتری برای هر صنعتی یک عامل اساسی است.امروزه مشتریان برای انتخاب بانکی به منظور انجام فعالیت های اقتصادی خود، گزینه ای متعددی دارند در صورتی که مسئولین نتوانند توجه کامل مشتریان را جلب کنند، مشتری به راحتی می تواند بانکی را پیدا کند که توقعاتش را برآورده سازد (نبوی چاشمی و محمودی ; ۱۳۸۹).

۲-۱-۷) اثر بخشی هوش تجاری
هوش تجاري به فرآيند تبديل داده هاي خام به اطلاعات تجاري و مديريتي اطلاق مي گرددكه به تصميم گيرندگان سازمان كمك مي كند تا تصميمات خود را بهتر و سريعتر گرفته و بر اساس اطلاعات صحيح، عمل نمايند.داده ها با ورود به سيستم هوش تجاري، مورد پردازش قرار گرفته و تبديل به دانش مي شوند، سپس دانش به دست آمده مورد تحليل قرار گرفته و از نتايج تحليلي آن، مديران در تصميم گيري خود بهره گرفته و اقداماتي را جهت بهبود عملكرد سازمان انجام مي دهند.
اثربخشي سيستم هوش تجاري نشان مي دهد كه اين سيستم به اهداف مور د نظر خود دست يافته و نيازهاي اطلاعاتي سازمان را برآورده مي كند.اثربخشي هوش تجاري حاصل مقايسه نتايج حاصل شده با اهداف از پيش تعيين شده هوش تجاري در سازمان است ( Cheng; 2009).

۲-۱-۸) ارزیابی هوش تجاری
اندازه گيري عملكرد هوش تجاری عرصه تحقيقاتي فعالي است كه سالانه تعداد زيادي از آثار تحقيقاتي منتشر شده را به خود اختصاص مي دهد.اكثر نويسندگان در حيطه ارزيابي عملكرد هوش تجاری، آن را به عنوان يك مسئله پيچيده قلمداد می کنند.چراكه براي ارزيابي عملكرد، يك سيستم بايد از نقطه نظرات مختلف مورد بررسي قرار گيرد.شيوه سنتي اندازه گيري عملكرد صرفا اندازه گيري مالي را مورد بررسي قرار ميدهد كه امروزه به دليل اينكه بسياري از مسائل را ناديده مي گيرد مورد انتقاد است.در ديدگاه سنتي، مهمترين هدف ارزيابي، قضاوت و يادآوري عملكرد مي باشد در حالي كه در ديدگاه نوين، فلسفه ارزيابي بر رشد و توسعه و بهبود ظرفيت ارزيابي شونده متمركز شده است.رويكرد نوين، آموزش، رشد و توسعه ظرفيت هاي ارزيابي شونده، بهبود و بهسازي افراد و سازمان و عملكرد آن، ارائه خدمات مشاوره اي و مشاركت عمومي ذينفعان، ايجاد انگيزش ومسئوليت پذيري براي بهبود كيفيت و بهينه سازي فعاليت ها و عمليات را هدف قرار داده و مبناي آن را شناسايي نقاط ضعف و قوت و تعالي سازماني تشكيل مي دهد ( حقیقت منفرد و رضایی ؛۱۳۹۰).
ارزيابي هوش کسب و کار دو هدف کلي را دنبال مي کند.اولين و معمول ترين هدف اندازه گيري هوش کسب و کار اثبات ارزش آن جهت سرمايه گذاري مي باشد.در واقع مديران و مديران ارشد با توجه به اينکه انتخاب و استفاده از هوش کسب و کار يک رويکرد نوين مي باشد، نياز دارند با ارزيابي به منطقي و صحيح بودن انتخاب خود پي ببرند کمک به فرآيند توسعه هوش کسب و کار و اطمينان از اين موضوع که محصولات هوش کسب و کار نيازمند ي ها و مقتضيات واقعي سازمان و کاربران را تأمين مي نمايد، علت و هدف دوم اندازه گيري و ارزيابي هوش کسب و کار را تشکيل مي دهد.براي پاسخ به سؤال چگونگي اندازه گيري هوش کسب و کار، مي بايست ابتدا به اين سؤال پاسخ داد که منظور از ارزش مورد اندازه گيري چيست و اين ارزش براي چه کسي مطرح است.ممکن است برخي ارزش هوش کسب و کار را در مزاياي کلي براي سازمان بدانند و گاه اين ارزش را در رضايت تصميم گيرنده جستجو نمايند(2010 ؛ Hribar).
اندازه گيري عملكرد مي تواند براي شناسايي عواملي كه بايد اندازه گيري شود و در عين حال تعريف اجزاي مورد استفاده براي تعيين عملكرد مورد استفاده قرار گيرد.مباني اصلي اندازه گيري عملكرد معمولادر چهارچوب هاي مختلف اندازه گيري مشابه است.معيارهاي اندازه گيري عملكرد بر اساس ديدگاه كلي و استراتژي سازمان انتخاب مي شوند( حقیقت منفرد و رضایی؛۱۳۹۰).
ارزيابي ارزش يک هوش کسب و کار دو جنبه اصلي را مي بايست پوشش دهد که عبارتند:
۱- هزينه هاي به کارگيري هوش کسب و کار چه مقدار است؟
۲- به کارگيري هوش کسب و کار چه مزايايي دارد؟
اندازه گيري هزينه به کارگيري هوش کسب و کار مانند پياده سازي سيستم هاي نرم افزاري و سخت افزاري از طريق مدل هاي هزينه کلي مالکيت قابل اندازه گيري مي باشد اما انداز هگيري مزاياي هوش کسب و کار به سادگي هزينه آن نمي باشد.مزاياي غير ملموس و غيرمالي مانند کيفيت و گاه اثربخشي زماني مواردي هستند که اين انداز هگيري و ارزيابي را دشوار مي نمايند.البته مي توان با در نظر گرفتن يک فاصله زماني اين مزاياي غير ملموس را در مزاياي ملموس مالي جستجو نمود.يکي ديگر از روش هاي جايگزين اندازه گيري که مي تواند دقيق تر نيز باشد, اندازه گيري اثربخشي است که از طريق درک رضايت مشتري (تصميم گيرنده) قابل انجام است.اين رضايت مي تواند از طريق سؤالاتي در مورد ميزان افزايش اعتماد به نفس تصميم گيرنده با استفاده از هوش کسب و کار يا به موقع بودن اطلاعات براي تصميم گيري بررسي گردد.براي ارزيابي مديريت فرايند هوش کسب و کار به اندازه تأثيرات هوش کسب و کار، ادبيات موضوع و تحقيقات زيادي وجود ندارد، با وجود اين مدل داویسون و مدل هرينگ و ساوکا را با توجه به ابعاد مي‎توان به کار برد با اين تفاوت که مخاطب اصلي اين ارزيابي طراحان و متخصصان هوش کسب و کار هستند.يک مدل ارزيابي آمادگي پياده سازي هوش کسب و کار نيز براي بررسي توانايي سازمان در بهره گيري مناسب از هوش کسب و کار ارائه گرديده است که نيازمندي هاي سازمان براي بکارگيري صحيح از هوش کسب و کار را بيان مي نمايد.رويکرد کارت امتيازي متوازن براي ارزيابي فرايند پياده سازي هوش کسب و کار به صورت کلي و در چهار قدم اصلي رضايت ذينفعان (اطلاعات مورد نياز)، راهبرد (چگونگي ارائه اطلاعات)، فرايند (چگونگي کمک به اهداف) و توانايي ها (بررسي نيازمند هاي جايگزين) ارائه شده است (رونقی و فیضی؛۱۳۹۲).

۲-۱–۹) پشتیبانی تصمیم و هوش تجاری
امروزه تغييرات سريع محيط كسب و كار موجب گرديده است نياز به موقع و كارآ به اطلاعات كسب و كار بيش از پيش احساس گردد و نه تنها براي موفقيت سازمان ها ضروري است بلكه براي بقاي آنها حياتي است.در تعريف سيستم پشتيبان تصميم گيري گفته مي شود كه سيستم اطلاعات كامپيوتري است كه مدل‎ها و داده ها را براي حل در مسائل نيمه ساختار يافته و غير ساختار يافته با محيط كاربردي گسترده تركيب مي‎كند.شركتهاي زيادي به سوي سيستم هاي پشتیبان تصمیم گیری 25(DSS) چرخیده اند تا تصميم گيري را ارتقاء بخشند.عمده دلايلي كه توسط مديران براي افزايش كاربرد DSS ها ذکر شده اند، نیاز به اطلاعات جديد و دقيق، با سرعت بالا، رديابي اعمال تجاري يا اينكه بخش (اداره) سيستم هاي اطلاعاتي قادر به مورد مخاطب قرار دادن تنوع نيازهاي شركت يا ملزومات ويژة مديريتي نبوده و تحليل تجاري درون سيستم موجود، بطور خودكار انجام نمي شود ( نیکومرام ومحمودی;۱۳۹۱).بررسی سال 2006 توسط گارتنر26 هوش تجاري را به عنوان داغ ترین بحث تکنولوژي اطلاعات نشان داد چرا که این سیستم ها طوري بر پروژه ها متمرکز می شوند که کاربران را قادر می سازد تا به نحو بسیار خوبی عملکرد مالی و تجاري را تحت تاثیر قرار دهند (رهنمای رودپشتی , نیکومرام و محمودی;۱۳۹۲).از آنجا که محیط کسب و کار یک سازمان به عنوان مجموعه ای از انواع تصمیمات و راهی که اطلاعات مورد نیاز را استخراج و برای کمک به تصمیم گیری در سازمان پردازش می شود، معرفی شده است (فلاحی;۱۳۹۱) رهنمای رودپشتی به نقل از هرشل و جونز27 هوش تجاري را ابزاري براي ساخت تصمیم بهتر بیان کرده اند، آنها گفته اند مشاوره هاي گارتنر با توضیح هوش تجاري به عنوان مجموعه اي از تکنولوژي هایی که داده ها را جمع آوري و تحلیل می کند، تا تصمیم سازي بهبود یابد.آنان این مفهوم را نیز افزوده اند که هوش تجاري عبارتست از شناسایی و دسته بندي مفاهیم پنهان مرتبط با تصمیم گیري و انبوهی از داده هاي تجاري و اقتصادي (رهنمای رودپشتی و دیگران;۱۳۹۲).از این رو سازمان ها اقدام به تهیه سیستم هایی تحت عنوان هوش تجاری به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد هوش تجاری، کسب و کار، عملکرد بازرگانی، محتوای اطلاعاتی Next Entries پایان نامه درمورد سنجش عملکرد، توانمندسازها، مدیریت عملکرد، عملکرد سازمان