پایان نامه درمورد کاشاني، صيغه، الصادقين

دانلود پایان نامه ارشد

الصادقين آمده است، مطابق با قرائت شعبه است: “پس خداي بهتر است از روي نگاهداشتن”223
در ترجيح قرائت (حافظا) بايد گفت اولاً خداوند (خير الحافظين) “بهترين نگهبان” است نه اين که از جهت نگه داشتن بهتر باشد و عبارت (فالله خير حافظا) نيز در پاسخ برادران يوسف آمده که براي اطمينان دادن به يعقوب درباره بنيامين گفتند: (وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)224.
ثانياً “حافظ” با “راحم” مطابقت دارد و در اين آيه ترکيب (خير حافظا) با ترکيب اضافي (ارحم الراحمين) مطابقت بيشتري دارد تا ترکيب “خيرٌ حِفظاً”
وي در جايي ديگر در آيه(وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ)225″و اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [خداوند] مزدشان را به تمامى به آنان مى‏دهد و خداوند بيدادگران را دوست نمى‏دارد” مي نويسد: “(فَيُوَفِّيهِمْ) پس تمام بدهيم ايشان را و حفص (يُوَفِّيهِمْ) خوانده يعنى خدا بدهد بر وجه كمال (أُجُورَهُمْ) مزدهاى ايشان را در دنيا به نيك نامى و عزت و ارجمندى و در عقبى به درجه سامى و دل كامى”226
ملا فتح الله در اين آيه فعل (فَيُوَفِّيهِمْ) (صيغه غايب) را بنا بر قرائت شعبه “فَنُوفّيهم” (صيغه متکلم) ترجمه کرده است که سبب تغيير در معنا شده است. ولي حفص آن را به صيغه غايب (فَيُوَفِّيهِمْ) قرائت کرده است که با توجه به قرائت حفص اسناد فعل (فَيُوَفِّيهِمْ) به خداوند متعال خواهد بود. بنا بر آنچه از سياق آيه بر مي آيد همين قرائت حفص، قرائت صحيح خواهد بود چرا که در فراز آخر آيه مي فرمايد: (وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ)؛ با توجه به اين مشخص مي شود که فاعل فعل (فَيُوَفِّيهِمْ) خداوند متعال است.
ملا فتح الله کاشاني در ذيل آيه (وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ)227″ و روزى كه آنان را گرد مى‏آورد گويى جز به اندازه ساعتى از روز درنگ نكرده‏اند با هم اظهار آشنايى مى‏كنند قطعا كسانى كه ديدار خدا را دروغ شمردند زيان كردند و به حقيقت راه نيافتند” در بحث قرائت آورده است: “يوم نحشرهم و ياد كن روزى را كه جمع كنيم و حفص به غيبت خوانده يعنى خداى جمع كند كافران را از هول آن روز مدت مكث در دنيا و قبر مر ايشان را كوتاه نمايد بر وجهى كه مبعوث شوند”228
ملا فتح الله کاشاني در ترجمه (يَحْشُرُهُمْ) بنا بر قرائت شعبه که آن را به صيغه متکلم يعني (نحشرهم) خوانده، عمل کرده است. در حالي که حفص آن را به صورت غايب(يَحْشُرُهُمْ) قرائت کرده است. و اين اختلاف قرائت که در لفظ مشاهده مي شود سبب تغيير در معنا مي شود.
سبب ترجيح قرائت عاصم در اين آيه نيز همان چيزي است که در آيه قبل ذکر کرديم چرا که با توجه به سياق آيه مشخص مي شود که فاعل فعل(يَحْشُرُهُمْ) خداوند است که مطابق با قرائت عاصم است.
در آيه (وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ)229 “و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند”، ملا فتح الله کاشاني(يَطْهُرْنَ) را براساس قرائت ابوبکر ترجمه و تفسير کرده است”يطَّهرنَّ” و مقاربت با زنان را مشروط به غسل کردن بعد از انقطاع خون مي داند وي مي نويسد:”(حَتَّى يَطْهُرْنَ‏) تا وقتى كه غسل كنند بعد از انقطاع دم و حفص و حمزه و كسايى يطهرن مي خوانند به سكون طا و ضم ها يعنى تا وقتى كه پاك شوند و دم ايشان منقطع گردد و اول قول شافعى است و دوم قول حنفى و نزد علماى اماميه مستحبّ است كه مجامعت بعد از غسل باشد و قبل از آن مكروه است.230″
توضيح اين که از قرائت “يَطَّهَّرنَ”، جواز وَطي و مجامعت با زنان پس از غسل حيض، فهميده مي شود و از قرائت (يَطْهُرْنَ)، جواز وَطي و مجامعت با زنان پس از انقطاع دَمْ و قبل از غسل حيض، استنباط مي گردد.231
در مجمع البيان آمده است: ” در قرائت كلمه (يَطْهُرْنَ) بعضى با تشديد و بعضى بدون آن خوانده‏اند كه معنايش در دو صورت فرق مي كند اگر بدون تشديد باشد به معناى پاكى و تمام شدن خون است نه غسل كردن ولى اگر با تشديد خوانده شود معنايش غسل كردن مي باشد.”232
علامه طباطبايي;ذيل اين آيه منظور از اين طهارت را پاكى از حيض مي دانند و در ادامه طهارت در جمله (حَتَّى يَطْهُرْنَ) را به معناى قطع شدن جريان خون از زنان است، و در جمله (فَإِذا تَطَهَّرْنَ)233 “پس چون پاك شدند” يا به معناى شستن محل خون و يا به معناى غسل كردن، معنا کرده اند.234
با توجه به آنچه علامه طباطبايي;در تفسير الميزان فرموده اند و نيز نظر ديگر مفسّران235 و فقهاي شيعه در مورد اين آيه مي توان گفت قرائت صحيح در اين آيه نيز همان قرائت حفص از عاصم است.
در اين جا نيز اختلاف قرائت سبب تغيير در معنا و به وجود آمدن يک حکم فقهي مي شود پس مي توان فهميد که اهميت توجه به قرائت صحيح در تفسير آيات قرآن به چه اندازه اهميت دارد که حتي سبب تغيير در احکام فقهي نيز مي شود.
در آيه (وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ)236 “و خدا به آنچه او زاييد داناتر بود”، “شُعبه”،‌ “وَضَعتُ” با تاء مضموم وبه صيغه متکلم خوانده است. ترجمه اي که در تفسير منهج الصادقين آمده است نيز مطابق با اين قرائت مي باشد. “وخدا داناست به آنچه بارنهادم”. امّا “حفص”، (وَضَعَتْ) را به صيغه مؤنث و با سکون تاء، قرائت کرده است که مفهوم آن چنين است: “وخدا داناست به آنچه او بارنهاد”237
صاحب مجمع البيان قرائت حفص که (وَضَعَتْ) را به صيغه غايب خوانده است، بهتر و صحيح تر معرفي مي کند و علت آن را اين گونه بيان مي کند که در اين آيه خداوند خبر مي دهد كه خود به حال مريم عالم تر است از مادر مريم؛ چرا كه مريم را آفريده و صورت بخشيده. اين معنى با قرائت اول كه سكون تاء باشد صحيح‏تر است و با قرائت ديگر كه تاء مضموم “وَضَعتُ ” بخوانيم آيه بيان خطاب مريم است به خدا يعنى پروردگارا تو از من به آنچه زاييدم عالمترى.238
بديهي است که در اين جا نمي توان به همه موارد اختلاف قرائت عاصم با شعبه اشاره نمود، از اين رو به جهت پرهيز از به درازا کشيدن سخن به ذکر برخي از آنها بسنده شده است.239
همانطور که قبلاً نيز اشاره کرديم ملا فتح الله کاشاني در برخي موارد بر طبق قرائت حفص عمل کرده است. به عنوان نمونه در آيه (وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ)240 ” و البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما نازل كرده كه هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏گيرد با آنان منشينيد.” در اين آيه حفص (قَدْ نَزَّلَ) را به صيغه معلوم قرائت کرده است در حالي که ابوبکر و ديگر قاريان آن را به صيغه مجهول “وَقَد نُزِّل”241 قرائت کرده اند. ملا فتح الله کاشاني در منهج الصادقين طبق قرائت حفص ترجمه کرده است:” (وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ) و بدرستى كه خدا فرو فرستاد بر شما اى مؤمنان.”242
همچنين در آيه (وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ)243 “و اوست كه بادها را پيشاپيش [باران] رحمتش مژده‏رسان مى‏فرستد.” در اين آيه حفص(بُشْرًا) قرائت کرده که به معناي مژده و خبر خوش است در حالي که ابوبکر آن را به صورت “نُشُرآً”244 به معناي برانگيختن قرائت کرده است؛ صاحب منهج الصادقين بر طبق قرائت حفص يعني (بُشْرًا) ترجمه و تفسير کرده است.”(بُشْراً) در حالتى كه مژده دهنده‏اند.”245

9-نقد و بررسي روش ملا فتح الله از حيث توجه به قرائت صحيح
9-1- امتيازات
يکي از امتيازات ملا فتح الله کاشاني در بحث قرائت ذکر قرائاتي غير از قرائت ثبت شده در مصحف کنوني است به عنوان نمونه ملا فتح الله کاشاني در ذيل آيه (مالِكِ يَوْمِ الدِّين)246 “[و] خداوند روز جزاست.” مي نويسد:”و بدانكه عاصم و كسايى باثبات الف مالك خوانده‏اند كه به معنى متصرفست در اعيان مملوكه بهر وجهى كه خواهد و مشتق منه آن ملك است بكسر ميم و نافع و ابن كثير و ابو عمرو و حمزه ملك بحذف الف كه بمعنى متصرف است بامر و نهى در مامورين مشتق از ملك بضم ميم و اين ابلغ است در مدح از اول.”247
ملا فتح الله در اين جا قرائت ملک را بر مالک ترجيح مي دهد و اين را مي توان به عنوان يکي از امتيازات روش ملا فتح الله در بحث قرائت دانست. چرا که قرائت حقيقي قرآن را متعين در قرائت ثبت در مصحف کنوني نمي داند و چنانچه در قاعده نخست از قواعد تفسير تبيين شده248 در آيات و کلماتي از قرآن کريم که قرائت يا قرائت هاي مشهور ديگري غير از قرائت ثبت شده در مصحف فعلي وجود دارد، متعين نيست که قرائت ثبت شده در مصحف کنوني قرائت حقيقي و ديگر قرائت هاي مشهور نادرست باشد. مانند مثال فوق که چه بسا قرائت ملک قرائت حقيقي قرآن باشد چنانچه اين قرائت همواره در ميان مسلمانان مشهور بوده و اکنون نيز فقها و مراجع بزرگ نيز هر دو قرائت را صحيح دانسته اند.

9-2- کاستي ها
9-2-1- ضعف مستندات ملا فتح الله کاشاني در بحث قرائت
يکي از کاستي هاي روش ملا فتح الله در بحث قرائت ضعف مستندات وي در اين باره است چرا که بر مفسّر لازم است زماني که بيش از يک قرائت مشهور در آيه اي مطرح باشد، قرائت صحيح آيات را پيدا کرده و آيه را براساس آن تفسير کند و مستنداتي براي آن قرائت ذکر کند به طوري که مستندات وي قابل خدشه نباشد. ولي اين مفسّر گرانقدر در کمتر جايي اين قاعده را رعايت کرده بدين معني که در آياتي که اختلاف قرائت منجر به اختلاف در معني مي شود و بيش از يک قرائت مشهور وجود داشته، وي قرائتي را ترجيح 249داده است بدون اين که به دليلي براي آن اشاره کند مثل قرائت به تشديد در آيه (وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ)250 “و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند” که ملا فتح الله کاشاني بدون ذکر هيچ دليلي اين قرائت را برگزيده است و مي گويد که نظر علماي اماميه نيز همين قرائت است. همچنين وي در انتخاب قرائت “مَلِک”هيچ دليل و يا استنادي ذکر نکرده است. علاوه براين موارد بسيار زياد ديگري از اين قبيل در تفسير منهج الصادقين به چشم مي خورد که به برخي از آن ها قبلاً اشاره شد و نظر ملا فتح الله در مورد آن ها بيان شد.

9-2-2- عدم ترجيح يک قرائت خاص
يکي ديگر از کاستي هايي که در بحث قرائت در تفسير منهج الصادقين به چشم مي خورد اين است که ملا فتح الله کاشاني در برخي موارد به نقل قرائت ها اکتفا کرده و قرائتي را بر قرائت ديگر ترجيح نمي دهد. به عنوان مثال در آيه (فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا)251 “پس به آثار رحمت‏خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مرگش زنده مى‏گرداند.” ملا فتح الله کاشاني مي نويسد:”ابن عامر و حمزه و كسايى و حفص (آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ) جمع مي خوانند يعنى نشانه هاى رحمت الهى”252 وي فقط به ذکر قرائت ها مي پردازد و به نتيجه گيري که کدام قرائت بر ديگري رجحان دارد اشاره نمي کند از اين موارد نيز در تفسير منهج الصادقين زياد به چشم مي خورد. شايد بتوان دليل اين عمل ملا فتح الله کاشاني را آنچه در مقدمه تفسير ذکر کرده دانست، وي در مقدمه تفسيرش بيان مي کند به علّت اين که بحث از قرائت مفيد حال عوام نمي باشد و از طرفي وي اين تفسير را براي توده مردم تاليف کرده، از اين رو از غور در بحث قرائت خودداري کرده است و متعرض قرائات ديگر نمي شود.

9-2-3- معتبر دانستن تمامي قرائت هاي سبعه
يکي ديگر از کاستي هاي ملا فتح الله کاشاني در بحث قرائت معتبر دانستن تمامي قرائت هاي سبعه است وي در مقدمه تفسيرش اين چنين مي نويسد: “… تفسيرى از آن انتخاب نمايد كه مبتنى باشد بر حل معانى قرآن بر طبق قرائت سبعه كه مسلم الثبوت و مجمع عليه جميع موافق و مخالف است…”253 وي تمامي قرائت هاي سبعه را درست و مورد قبول تمام علماي شيعه و اهل سنت مي داند و اين ديدگاهي نادرست در بحث قرائت مي باشد چرا که همان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد قرائات سبعه، قرائت مردم، علوم قرآن Next Entries پایان نامه درمورد مفردات قرآن، زبان قرآن، علوم قرآن