پایان نامه درمورد کارآفرینی، مشارکت مردم، شهر پایدار، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

امروزه این عقیده وجود دارد که بقاي شهرها، نه در مبارزه با طبیعت، بلکه در آشتی و انسجام با نیروهاي آن نهفته است. در حال حاضر طرف داران این عقیده سعی در گسترش مفهوم توسعۀ پایدار دارند، که به منظور تقسیم عادلانه منابع در جامعه و در طول نسل ها و تاثیر بر همگرایی شکل شهر با طبیعت بوده است(Vouvaki and Xepapadeas, 2008, 478).
ویژگی هاي اصلی شهر پایدار عبارتند از: کاربري فشرده، اتومبیل کمتر، دسترسی بیشتر، کارایی در استفاده از منابع، آلودگی و مواد زاید کمتر، احیاي سیستم هاي طبیعی، مسکن و محیط زندگی مطلوب، اکولوژي اجتماعی سالم، اقتصاد پایدار، مشارکت مردم و حفظ فرهنگ و درایت محلی (بحرینی، 1380، 44 ). شهر پایدار و منظر شهري پایدار یک سیستم کلی است که همه اجزاي آن از قبیل افراد، کالبد، فضا، قوانین، محیط ها و نهادهاي گوناگون، فرهنگ و… در تعامل با یکدیگر و با پیرامون خود انعطاف پذیر و پایدار باقی بمانند. همچنین این نکته بسیار حایز اهمیت است که نیل به شهر پایدار و سیماي آن لزوماً از ساختاري واحد و همگانی تبعیت نمی کند، بلکه شهرهاي مختلف با ساختارها و پیشینه هاي گوناگون فرهنگی، سیاسی و اقتصادي- در عین اینکه مشمول بسیاري از قوانین کلی حاکم بر پایداري سیستم ها می شوند- شرایط ویژه اي نیز دارند. در واقع زمینه ها و ساختارهاي رسیدن به پایداري شهري و منظر شهري را هرگز نمی توان همانند کالایی وارد یک سیستم شهري نمود. زمینه هاي رشد و توسعه در هر سیستم شهري از ویژگی هاي ساختاري، کالبدي، فرهنگی و اجتماعی منحصر به خود آن سیستم است و تنها از طریق کشف سازوکارهاي این ساختارها می توان راهی براي ساخت شهر پایدار و منظر شهري پایدار گشود(سفیری و صادقی، 1388، 25). اصول و معیارهاي بسیاري را می توان براي توسعۀ پایدار در مقیاس شهر و محله عنوان کرد که از جملۀ این اصول عبارت است از:
سرزندگی و هویت محله؛ پویایی و سازگاري محله؛ تنوع خصلت هاي ساکنان محله و فعالیت هاي آنها؛ خوانایی و دسترسی محله؛ تراکم و ظرفیت قابل تحمل محله؛ امنیت در محله (عزیزي، 1380، 27). همچنین برخی از ویژگی هاي کالبدي محلۀ پایدار عبارت است از: تاکید بر الگوي فشردة توسعه در محلات؛ ترکیب و اختلاط کاربري ها؛ استفادة کاراتر و مفیدتر از زمین؛ استفادة جدید از بناهاي قدیمی در محلات (به روز کردن بناهاي قدیمی)؛ گسترش فضاهاي سبز محله اي؛ ایجاد مراکز چند منظوره و ساختمان هاي اداري با تراکم متوسط؛ عابرمداري و اولویت بخشی بر حرکت پیاده و دوچرخه در محلات.
شهر سنتی با ویژگی هاي ارزشمند کالبدي و اجتماعی اش آیینۀ تمام نمایی از پایداري محله است. دکتر سید حسین بحرینی معتقد است که توجه به محدودیت هاي اکولوژي محلی نظیر آب، توسعۀ متناسب و سازگار با طبیعت، صرفه جویی در منابع، استفاده از مواد، مصالح بومی، ابداع روش هاي موثر و مناسب جهت ادامۀ حیاط، نظیر قنات و بادگیر و استفادة هنرمندانه از آب و گیاه جهت تلطیف هوا و ایجاد مناظر مطبوع، ایجاد باغ ها و باغچه ها در حیاط ها، فضاي عمومی و اطراف شهرها همه نمونه هایی از عوامل موثر در این پایداري بوده اند ( زرآبادي و خزاعی،1388، 121). بنابراین براي دستیابی به تعاریف دقیق تري از توسعۀ پایدار شهري و منظر شهري پایدار، شایسته است که بسترهاي فرهنگی، اجتماعی، اقتصادي، زیست محیطی و محل تحقق آن نیز مورد مطالعۀ عمیق قرارگیرد، تا از این طریق بتوان به تعاریفی بومی از این مفاهیم دست یافت. بنابراین تعریف شهر پایدار ایرانی و سیماي آن نیازمند شناخت بسترهاي تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و زیست محیطی این سرزمین کهن می باشد.
2-6-4 مشارکت شهروندان در مدیریت شهري
رشد فزاینده شهرنشینی و گسترش روند شهرگرایی و پیچیده تر شدن نظام جامعه شهري از جمله عواملی هستند که ضرورت مشارکت شهروندان در مدیریت شهري را بیش از پیش کرده اند. در پارادایم مدیریت شهري، نقش ها و کارکردهاي شهري جدیدتري براي دخالت دادن نظام مدیریت شهري (شهرداریها و شوراهاي شهر) و شهروندان در برنامه ریزي درنظر گرفته شده است. رکن اصلی اجراي طرح توسعه شهري نیز مشارکت همه جانبه افراد و گروه هاي شهري است. در مفاهیم برنامه ریزي، اصطلاح توسعه از پایین به بالا، ناظر بر نقش مشارکت مردم است. مشارکت شهري را می توان به معناي شرکت و حضور جدي و فعال گروه هاي شهري در فعالیت هاي اجتماعی و اقتصادي دانست. از دهه 1990 میلادي، توجه فزاینده اي به رویکرد مشارکتی صورت گرفته است؛ به طوري که این پارادایم در حال حاضر، به عنوان یکی از معیارهاي ارزیابی عملکرد مدیریت شهري محسوب می شود (Tang et al., 2012, 49).
نظام مدیریت شهري مانند دیگر نهادها در تبادل و تعامل با جامعهو شهروندان معنا پیدا می کند. دخالت مردم در امور شهري از اصیل ترین شیوه هاي رشد ملی به شمار می رود، تجربه سودمند و شوق انگیز محلی در اداره امور جمعی، رغبت مردم را براي پرداختن به کارهاي بزرگ تر ملی تحریک می کند و آنان با تکیه بر نتایج سودمندي که از مشارکت محلی به دست آوردند، به مشارکت هاي بزرگ ملی کشور راغب می گردند.کارشناسان مسائل توسعه بر این باورند که در جریان تغییر و تحولات اجتماعی و اقتصادي، مردم به عنوان مرکز ثقل و ترکیب کننده منابع، امکانات و سرمایه به عنوان عامل اصلی پیش برنده محسوب می شوند (فرهادی، 1389، 26).
تجربه نشان داده است که مشارکت مردمی در اداره امور شهري باعث بهبود کارایی، تخصیص هزینه به سوي اولویت هاي اجتماعی و پروژه هاي زیر بنایی می گردد. مشارکت مردمی که نوعی تمرکزگرایی در اداره امور می باشد؛ باعث افزایش توسعه انسانی و عامل برابري و تحقق عدالت اجتماعی- سیاسی می گردد(بارتون، 1389، 134). امروزه اهمیت و ضرورت مشارکت در انجام امور به منظور افزایش کیفیت، کاهش هزینه ها، افزایش بهره وري، سهیم کردن شهروندان در پذیرش مسئولیت، فراهم سازي نیروي انسانی و مالی براي شهرداریها، کاهش بار تصدي گري سطوح ملی نسبت به برنامههاي محلی و افزایش شهروندان آگاه بر کسی پوشیده نیست. مشارکت مردم در روند تصمیم گیري شهري یکی از عناصر اصلی حکومت مردمی بوده و افزایش مشارکت مردم در امور شهري می تواند در ایجاد تعادل شهري نقش ارزنده اي را ایفا نماید. این موارد نشان می دهد که در جهان آشفته و زندگی پیچیده شهري، بدون همکاري و مساعدت هاي مردمی، نمی توان به توسعه شهري مطلوب و پایداري دست یافت. در واقع مشارکت شهروندان، موتور محرکه مدیریت شهري است. لذا ایجاب می کند که افراد جامعه در تمامی امور شهري، همکاري فعال و گسترده اي را دنبال کرده و با مشارکت فعال در جامعه، خواسته هاي مشروعشان را تحقق بخشند(Latour, 1996, 231).
نظریه پردازان مشارکت اجتماعات محلی معتقدند که مشارکت شهروندان در اداره امور خود هم حقیقت و هم ارزش است. نظریات امروزي تاکید می کنند که مشارکت شهروندان در اداره امور مربوط به خود، هم بارهاي سنگینی از دوش دولت مرکزي بر می دارد و هم ضامن اجراي صحیح برنامه هاي ملی در سطوح منطقه اي و محلی گردیده و هم رضایت اجتماعات محلی را فراهم کرده است(شوریابی، 1386، 2). در همین رابطه بعضی از صاحب نظران مدیریت شهري معتقدند که بایستی بخشی از مدیریت و برنامه ریزي شهري به نهادهاي مردمی واگذار شود وضرورت این امر را در یک رویکرد اساسی این چنین مطرح می کنند: به واسطه مشارکت مردم در فرآیند توسعه شهري، مدیران شهري بهتر می توانند مسائل و نارساییهاي اجتماعی شهر را شناخته و در جهت حل آن و نهایتاً بهسازي و توسعه شهري اقدام نمایند (شوماخر، 1389,7).
2-6-5 کارآفرینی اجتماعی در مدیریت شهري
از جمله موضوعات کارآفرینی که در حوزه شهري کاربرد وسیعی دارد و می تواند به یک شیوة عمل و به عنوان یکی از کارکردهاي مسیر توسعه تلقی گردد، کارآفرینی اجتماعی می باشد. در کارآفرینی اجتماعی هم با کارآفرینی در حوزه اقتصادي و هم کارآفرینی در حوزه اجتماعی سرو کار داریم این مفهوم یکی از مفاهیم تقریبا نوظهور می باشد که در دو سه دهه اخیر کارکردهاي مختلفی داشته است.
با واگذاري بخشی از وظایف مدیریت شهري به نهادهاي مردمی، اداره شهر شکلی پویا و زنده به خود گرفته و براي مشارکت کامل مردم در امور زمینه ایجاد می شود، یکی از نتایج چنین رویکردي این است که مردم بااستفاده عملی از حاصل کار خویش و دیگران به قدر شناسی از کار و کوشش انسانی پی می برند و براي خدماتی که نتیجه ملموس آن را درك می کنند. هزینه هاي لازم را پرداخت می نمایند. پیوند مستقیم مردم با کانون هاي تصمیم گیري در پدید آوردن فرآورده و خدمات پخش و توزیع آنها می تواند انگیزة آنان را به نوآوري و ابتکار تقویت کند و شیوه هاي تازه و بهتري را براي ارائه خدمات فراهم آورد. داد و ستدهاي دو سویه و چندسویه، میان مردم پدید می آید و نیروي مردمی به صورت شبکه اي گسترده در شهر بکار گرفته می شود.
درحال حاضر محرز شده است که مدیریت شهري بدون همکاري و تعهد گروه هاي مردمی و سازمانهاي مردم نهاد نمی تواند به اهدافش دست یابد. این نگرش مفهوم یک فعالیت اجتماعی را با رویکرد همه جانبه و نوآورانه تقویت می نماید و ارزش آفرینی در جامعه را به یک الگوي کارآفرینی اجتماعی مبدل می سازد. از جمله تعاریف مناسب کارآفرینی اجتماعی می توان تعاریف زیر را برشمرد:
کارآفرینی اجتماعی شامل توسعه برنامه هاي نوآورانه براي کمک به بهبود معیشت کسانی است که فاقد کسب و کار و قدرت مالی هستند و یا در استفاده از فرصت هاي خدمات اجتماعی با محدودیت مواجه می باشند.
کارآفرینی اجتماعی زمینه نوظهوري است که به ویژه در میان سازمان هاي غیر انتفاعی رایج گردیده و فعالیت هاي اجتماعی مخاطره آمیز، کسب و کارها با هدف اجتماعی و فعالیت هاي مخاطره آمیز در زمینه توسعه اجتماعی را شامل می شود.
کارآفرینی اجتماعی، کسی است که کسب و کار غیرانتفاعی را براي ایجاد درآمد جهت هزینه کردن براي خدمات اجتماعی متقبل می شود(Dekker and Kempen, 2004, 49).
بطور خلاصه در تعریف کارآفرینان اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی می توان موارد زیر را بیان کرد:
– تطابق با ماموریت ایجاد و حفظ ارزش هاي اجتماعی (نه ارزش خصوصی).

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد مشارکت مردم، مشارکت اجتماعی، حاشیه نشینی، توسعه پایدار Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی رگرسیون، بازده سهام، بورس اوراق بهادار، بازدهی سهام