پایان نامه درمورد پروانه ثبت اختراع، آموزش مهارت، فرهنگ کار

دانلود پایان نامه ارشد

راه‌اندازي كسب و كار جديدي هستند و يا مسئول كسب و كاري كه بيش از 42 ماه عمر ندارد مي‌باشند، سنجيده مي‌شود كه رتبه ايران در اين شاخص بين 42 كشور 19 مي‌باشد و بر اساس شاخص به دست آمده از هر 100 نفر 9 نفر به دنبال كسب و كار جديد مي‌روند كه اين ميزان در مقايسه با ميانگين جهاني كه حدود10 است، رقم مطلوبي است.
همچنين در بررسي در مورد سنجش كارآفريني نوپاي مردان و زنان نتايج زير حاصل شده است : بر اين اساس كارآفريني نوپاي مردان در ايران حدود 14 درصد و كارآفريني نوپاي زنان 15/4 درصد بوده كه شاخص‌هاي جهاني ديده بان جهاني دراين باره به ترتيب 76/12 و 61/7 درصد بوده است.
همچنين درصد جمعيت 18 تا 64 ساله‌اي كه مديريت كسب و كارآفرينانه دارند و بيش از 42 ماه سابقه فعاليت دارند بر اين اساس محاسبه شده و رتبه ايران در اين شاخص در بين 42 كشور 18 است و در مجموعه فعاليت‌هاي كارآفرينانه شامل فعاليت‌هاي كارآفريني نوپا و تثبيت شده، رتبه ايران 19 مي‌باشد.
همچنين شاخص قصد كارآفرينانه مبني بر راه‌اندازي كسب و كار جديد طي سه سال آينده، از هر 100 نفر 37 نفر خواستار راه اندازي كسب و كار جديد طي سه سال آينده هستند كه ميانگين جهاني در اين مورد 46 درصد است.
مطالعات GEM نشان مي‌دهد كه كساني كه تحصيلات بالاتري دارند به سمت كارآفريني فرصت‌گرا تمايل دارند و در واقع با تشخيص فرصت به سمت راه‌اندازي كسب و كار مي‌روند.
از موارد ديگر مورد بررسي كارآفريني فرصت گرا در برابر كارآفريني قهري و اجباري است که باعث رشد و توسعه كشور مي‌شود. شاخص كارآفريني فرصت گرا در ايران بيش از 5 درصد است كه رقم جهاني آن حدود 7 درصد است و همچنين شاخص كارآفريني قهري براي ايران تقريبا سه برابر مقدار جهاني است.
نرخ خروج از كسب و كار را در ايران 15/3 درصد و با رتبه 29 مي توان گفت: در ارتباط با شرايط و محيط كسب و كار نيز شاخص‌هاي مورد نظر ارزيابي مي‌شوند كه از اين شاخص‌ها مي‌توان به پشتوانه مالي، سياستها و برنامه‌هاي دولت، فضاي آزاد بازار و زير ساخت‌هاي فيزيكي، هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي و غيره اشاره كرد. در اين حوزه نظرسنجي از خبرگان كارآفريني هر كشور صورت مي‌گيرد كه بر اين اساس با حداقل 50 نفر مصاحبه مي‌شود.
ايران در حوزه شاخص پشتيباني مالي در بين 31 كشوري كه داده‌هايشان را در اين حوزه ارائه كرده‌اند رتبه 17، در حوزه شاخص‌ سياستهاي دولتي رتبه 27، در حوزه برنامه‌هاي دولت رتبه 19،‌در حوزه تعليم آموزش كارآفريني 21، انتقال تحقيق و توسعه 16، فضاي آزاد بازار 23، زير ساخت‌هاي فيزيكي رتبه 28، منزلت اجتماعي كارآفرينان رتبه16و شاخص‌هاي فرهنگي اجتماعي رتبه 16را داراست.
در مجموع شاخص‌هاي محيط كارآفرينانه نشان مي‌دهد كه وضعيت خيلي هم نامطلوب نيست و در بسياري از موارد در حد متوسط قرار داريم كه اين نتايج بر خلاف نتايج ارائه شده از سوي بانك جهاني است.
راه‌اندازي زير ساخت‌ها و مراكز كارآفريني در كل مراكز، ايجاد خانه‌هاي كارآفريني در نواحي مختلف شهرداري، ايجاد فعاليت‌هاي مجازي، راه‌اندازي مركز مجازي كارآفريني، آموزش شهروندان در حوزه كسب وكار، تهيه طرح‌هاي حمايتي براي ايجاد فعاليت‌هاي اقتصادي، آشنايي مردم با توسعه كارآفريني و ميل به كارآفريني، ترويج آموزش و فناوري اطلاع رساني و برگزاري نشست‌هاي كارآفريني، سمينارها و كارگاه‌هاي آموزشي، ايجاد فضاهاي رشد در مراكز كارآفريني براي نخبگان از جمله برنامه‌هاي است که براي توسعه کارآفريني در کشور توصيه شده است . ( نقل از رئيس پروژه گسترش کارآفريني در ايران ، 1387)
2-2-22- موانع حرکت کارآفريني در ايران
کارآفريني فرآيند توليد ثروت براي ديگران و خلق چيزي جديد و با ارزش از طريق پيوند عوامل توليد و همراه با تحمل ريسک‌هاي بزرگ مالي و زماني است. به اين ترتيب کارآفرين ضمن داشتن روحيه استقلال‌طلبي، با عزم و اراده جدي و پذيرش مسئوليت تصميم‌هاي خود، اقدام به فعاليت خلاق مي‌نمايد.
 علت رشد پايين اقتصادي در بخش خصوصي نه تنها فقدان فرهنگ کارآفريني است بلکه در هر سه مرحله از ايجاد يک فعاليت کارآفريني، موانع نهادي و ساختاري بسياري وجود دارد که بايد براي آنها چاره‌اي انديشيد. (حقيقي ، 1386)
الف) موانع کارآفريني در مرحله آموزش و زمينه سازي
ضعف آموزش عالي: در کشورهاي اروپايي و آمريکا، مباحث کارآفريني از چنان اهميتي برخوردارند که در دوره کارشناسي و کاشناسي ارشد همه رشته‌هاي دانشگاهي حداقل يک درس با عنوان کارآفريني ارائه مي‌شود؛ به جهت اهميت موضوع، کاربردي بودن درس و همچنين منافع بسيار زياد مشاهده شده از آن، مهارت‌هاي ارائه شده در اين درس به دقت و متناسب با اهداف و سياست‌هاي کلان اقتصادي تعيين مي‌شوند.
ليکن در ايران -عليرغم توجه بيشتر در سال‌هاي اخير- هنوز هم اهميت موضوع براي تصميم‌گيرندگان مشخص نيست و به دوره‌هاي آموزشي خارج از برنامه درسي اکتفا شده است. علاوه بر اين، آموزش‌هاي ارائه شده نيز، در يک نظامِ متناسب با سياست‌هاي کلان کشور تهيه نشده است.
ريسک ‌گريزي در محيط خانواده، مدرسه و جامعه به گونه‌اي است که غالب جوانان، حتي قشر تحصيل‌کرده را به سمت حرفه‌هاي با درآمد مطمئن و بدون ريسک سوق مي‌دهد.
نگرش نادرست به پول و ثروت، عليرغم تقدس ثروت در اسلام، به عنوان يک “ابزار” براي زندگي بهتر، فرهنگ شکل‌گرفته در جامعه، نگرش درستي نسبت به پول نداشته و به ثروتمند همواره به چشم شياد و دزد نگريسته مي‌شود. به اين ترتيب افراد نه به دنبال نفع شخصي خود مي‌روند و نه به دنبال يافتن راه‌هاي صحيح کسب درآمد بيشتر هستند. عدم توجه به آموزش حين کار و توانمندسازي افراد، علاوه بر خانواده و مدرسه يکي از فرصت‌هاي مناسب آموزش مهارت‌هاي کارآفريني ،آموزش حين کار است که در کشور به آن توجهي نمي‌شود. (همان منبع )
ب) فقدان عوامل انگيزش در مرحله تحرک کارآفريني
انگيزش آن چيزي است که باعث مي‌شود فرد اقدام به فعاليت کارآفريني کند و شامل الگوهاي رفتاري، شبکه افراد پشتيبان روحي و شبکه افراد پشتيبان تخصصي است.
فقدان الگوي رفتاري مناسب: به جهت مخفي بودن موفقيت افراد پر تحرک و کارآفرين و همچنين عدم پوشش رسانه‌ها و بي‌توجهي به موفقيت اين افراد، از جهت الگوهاي مشخص و موفق، انگيزشي در جامعه ايجاد نمي‌شود.
فقدان شبکه پشتيبان روحي: نه تنها محيط خانواده، مدرسه و جامعه جوانان را به سمت حرفه‌هاي با درآمد مطمئن و بدون ريسک سوق مي‌دهد بلکه به صورت يک عامل ضد انگيزشي از فعاليت‌هاي کارآفرينانه آنها نيز جلوگيري به عمل مي‌آورند.
فقدان شبکه پشتيبان تخصصي: به جهت قدرتمند بودن بخش عمومي در کشور و انحصار دولتي، تاکنون يک بخش خصوصي قوي و پويا در اقتصاد شکل نگرفته است. لذا حتي با اقدام براي فعاليت کارآفرينانه، کارآفرين ناچار است برخي از مشکلات و اشتباهات را خود تجربه کند تا حرکت و مسير صحيح را بيابد.
تضمين بقاي شغل: سازمان دولت، بزرگترين استخدام‌کننده نيروي کار تحصيل‌کرده در کشور است. به علاوه دولت سعي در حفظ نيروي کار خود دارد. به همين منظور به جاي اخراج صاحب يک منصب، با تغيير شغل وي، در قسمت ديگر دولت از خروج اين نيروها جلوگيري مي‌کند. در حالي‌که خروج اين نيروها از دولت به معني ورود آنها به بخش خصوصي و به احتمال بسيار زياد کارآفرين شدن آنهاست. (همان منبع )
ج) موانع کارآفريني در مرحله جهش (منابع و فرصت‌ها)
موانع موجود در کشور، باعث خروج کارآفرينانِ با انگيزه و کاهش فعاليت‌هاي ايشان شده است. برخي از اين موانع عبارتند از:
انحصار دولت: نامشخص بودن موفقيت افراد پر تحرک و وجود شواهد و شايعاتي مبني بر اينکه “به علت ساختار انحصاري دولت، همواره تحرک در جامعه با شکست مواجه شده است” باعث مي‌شود که افراد، تمامي فرصت‌هاي فعاليت را در دست دولت بدانند. لذا اقدام به جستجو براي يافتن فرصت‌هاي بکر نمي‌کنند و روحيه سکون بر جامعه حاکم مي‌شود.
سرکوبي خلاقيت: درآمد نفت باعث شده است که دولت در عمل خود را بي‌نياز از خلاقيت مردم بداند و لذا به نيروي انساني خلاق توجهي ندارد. جهت‌گيري‌هاي دولت نهم در مورد مهاجرت نخبگان و کم اهميت دانستن خروج سرمايه‌هاي عظيم انساني شاهدي بر اين مدعاست. علاوه بر اين، ماهيت نو بودن فعاليت کارآفرين ضرورت شفاف شدن قوانين مالکيت معنوي‏، حق امتياز، پروانه ثبت اختراع و… را روشن‌تر مي‌کند.
ناامني حقوق مالکيت خصوصي: از يک طرف تصور اينکه دولت ممکن است همچون گذشته اقدام به مصادره شرکت‌ها نمايد و مداخله بيش از حد دولت در تعيين دستمزدها، قيمت محصول، قيمت سرمايه، نرخ ارز و… از طرف ديگر، باعث شده است که افراد احساس کنند در تملک محصول کار و تلاش خود اختيار چنداني ندارند.
قانون ناکارآمد: اخيراً در جامعه اين تفکر رواج يافته است که “در صورت شکايت شما از کلاهبرداري 10 ميليون توماني يک فرد، مطمئنا به حق خود خواهيد رسيد، اما بايد ضمن اينکه 15 ميليون تومان خرج مي‌کنيد، 5 سال در راهروهاي دادگستري رفت و آمد کنيد!! “. اين تفکر حتي در صورتي که نادرست باشد، مانع از فعاليت کارآفريني مي‌شود.
رانت و تبعيض: در همه جاي دنيا رانت وجود دارد. بررسي‌هاي اقتصادي نشان مي دهد که در اين بين، کشورهايي که توانسته‌اند مردم را قانع کنند که با تبعيض‌هاي اجتماعي و رانت مبارزه مؤثر شده است به رشد بالاتري دست پيدا کرده‌اند. ليکن عليرغم سفارشات ديني و قانوني، عدم توجه به اين مسأله حياتي، تحرک اجتماعي را در کشور تضعيف نموده است. (همان منبع )
2-3-بخش دوم : دانش کسب و کار
2-3-1-دانش به عنوان منبع
چالش جديد پيش روي اقتصاد دانان منبع تلقي كردن دانش است. دانش را بايد همانند ساير عوامل توليد، منبع ورودي براي توليد محصولات و خدمات در نظر گرفت. اين چالش از آنجا نشئت ميگيرد كه اگر از هر منبعي بيش از يك حد معيني استفاده شود قانون بازده هاي نهايي نزولي بر آن جاري مي شود اما دانش را با مخارج بالا مي توان توليد كرد در حالي كه اشاعه آن مخارج كمي نياز دارد.
برخلاف كالاهاي فيزيكي كه هنگام استفاده مصرف مي شوند و در طي زمان بازده هاي نزولي پيدا مي كنند هر ميزان از دانش بيشتر استفاده شود، بازده هاي صعودي بوجود مي آورد. هر اندازه كه بتوان از دانش در بنگا ههاي اقتصادي بيشتر استفاده كرد، برارزش آن افزوده مي شود و چرخة بالندگي بوجود مي آورد(کلارک26 مترجم حمیدی زاده ، 2001)
ويژگي فرآيندهاي پويا، دانش را منبع كميابي معرفي مي كند که به سرعت ترميم پذيراست و قابليت گستردگي بالايي دارد، همچنين سرعت انتقال آن هم بالا است و مي تواند در اشكال محسوس و غير محسوس نشر يابد. به هر حال، دانش جنبه منحصر بفردي دارد وهنگاميکه در اختيار كسي قرار گيرد قدرت رقابت پذيري بالايي پيدا مي كند. هنگام اكتشاف و نشر دانش،مخارج نهايي آن اساساً براي كاربران تا حد صفر تنزل مي كند. ( استگليز27 ، 1999)
در هر صورت دانش تنها ظرفي است كه هرچه بر درون آن افزوده شود، گسترده تر مي شود. اگر چه دانش ضمني تعلق به افراد دارد و قابل رؤيت نيست اما از طريق يادگيري قابل رشد است و ميتوان با صرف مخارج آن را همانند زمان و ديگر منابع در توليد بكار گرفت و محصولات فيزيكي يا خدمات ارزشمند با آن توليد كرد.
در اين نوع كسب و كار دانش محور، حضور دانش در فرآيند توليد كالاها و خدمات گسترده مي شود و در تجارت نميتوان براي آن ارزشي قايل شد. اگرچه آهن و آلياژهاي آن به معادن ذغال سنگ تعلق دارند اما زيربناي توليد و نصب كارخانه هاي پتروشيمي،كارخانه هاي توليد خودرو و سازمانهاي هوا و فضا و ديگر كارخانه ها را شكل مي دهند.
ليكن بدون دانش اين كارخانه ها، قابليت هاي توليدي نخواهند داشت. از اين رو، دانش بازرگاني همانند نرم افزاري عمل مي كند كه با استفاده از آن مي توان از فرآيندهاي پيچيده، مينياتوري، پردازشي و يكپارچه گرا با ايده هاي متنوع سرافزار بيرون آمد. ( کامر ، 2003 و فدرال ريورس28 ، مترجم حمیدی زاده، 2001)
2-3-2-دانش و قابليتها
كسب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد اقتصاد کسب و کار، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان Next Entries پایان نامه درمورد انتقال دانش، سلسله مراتب، رفتار انسان