پایان نامه درمورد وسواس فکری، فراشناختی، عدم تحمل بلاتکلیفی، کمال گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

اجناس تشکیل می شود که مورد نیاز نیستند یا جایی برای نگهداری آنها وجود ندارد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).
برای سنجش احتکار از مقیاس بعدی صفات احتکار که شامل پنج سوال است و تجمع اشیا که به نظر افراد دیگربیش از حد است و مشکل در دور انداختن اشیا را می سنجد از ازمودنی خواسته می شود که به هر سوال با استفاده از یک مقیاس پنج درجه ای (صفر=اصلا تا چهار=بی نهایت)پاسخ دهد. دامنه نمرات این پرسشنامه صفر تا بیست می باشد ونمره بیش از هشت نشان دهنده ی تمایلات شدید احتکار است.

1-11- باورهای وسواسی
باور وسواسی شامل کمال گرایی و انعطاف ناپذیری می باشد. افراد دارای صفات وسواسی اشتغال فکری قابل توجه با جزئیات، نظم قوانین و برنامه ها دارند. آنها علاقه و تعهد شدید به کار احساس می کنند. اما کمال گرایی آنها اغلب مانع تکمیل کارها می شود. آنها اشتغال فکری با الگوهای غیر قابل کنترل از افکار و اعمال را دارند و این اشتغال فکری گاهی در عملکرد اجتماعی و شغلی دخالت می کند(برهمند، 1387).
در پژوهش حاضر باورهای وسواسی نمره ای است که فرد در پرسشنامه ی باورهای وسواسی لیتون26(1388)، در زیر مقیاس های مسئولیت، کمال گرایی و کنترل افکار کسب می کند. نمرات بین 5/1 تا 5/2 انحراف معیار به عنوان سطح زیاد و بالاتر از 5/2 به عنوان سطح شدید باورهای وسواسی در نظر گرفته شده است.

1-12- عدم تحمل بلاتکلیفی
عدم تحمل بلا تکلیفی به صورت باورهایی در زمینه ضرورت یقین و قطعیت، پتانسیل مقابله با تغییرات غیر قابل پیش بینی، و کارایی مناسب در موقعیت هایی که ماهیت گنگ و مبهمی داشته باشد تعریف شده است(ربیعی و خرم دل، 1393). عدم تحمل بلاتکلیفی به عنوان یک سوگیری شناختی تعریف شده است. که بر چگونگی دریافت، تفسیر و پاسخ دهی به موقعیت های نامطمئن در یک سطح شناختی، هیجانی و رفتاری تاثیر می گذارد. به طور اختصاصی، عدم تحمل بلاتکلیفی خود را از طریق تمایل بیش از اندازه به پیدا کردن راه حل های فشارزا و عذاب آور نشان می دهد. باور به اینکه وقایع غیر منتظره، منفی هستند، باید مورد اجتناب واقع شوند و فکر اینکه، نامطمئن بودن در مورد آینده، چندان هم بد نیست. علاوه بر این عدم تحمل بلاتکلیفی، وقتی که با یک موقعیت نامطمئن مواجه هستیم، منجر به ناتوانی در انجام کار می شود(ابوالقاسمی، 1392).
در این پژوهش برای سنجش تحمل بلاتکلیفی از مقیاسی که توسط فریستون27 و همکاران(1994)، برای سنجش میزان تحمل افراد در برابر موقعیت های نامطمئن و حاکی از بلاتکلیفی طراحی شده است استفاده می شود.این ابزار27 سوال دارد و بر روی یک مقیاس 5 درجه ای به سوالها پاسخ داده می شود. در پژوهش حمیدپور، اندوز و اکبری اعتبار با روش آلفای کرونباخ برابر 88/0 واعتبار بازآزمایی برابر 76/0 به دست آمد. همسانی درونی در این پژوهش برای این پرسشنامه 89/0 برآورد شده است.

1-13- باورهای فراشناختی
فلاول(1979)، فراشناخت را به عنوان هرگونه دانش یا فرآیند شناختی که در ارزیابی، نظارت یا کنترل شناخت مشارکت دارد تعریف می کند(ربیعی و خرم دل، 1393). فراشناخت یک مفهوم چند بعدی است که شامل دانش(مانند باورهای مثبت و منفی)، پردازش و راهبردها(نشخوار فکری، نگرانی، سرکوبی و یا ارزیابی مجدد) می شود که ارزیابی، نظارت یا کنترل شناخت را بر عهده دارند. نظریه پردازان فراشناختی بین دو جنبه فراشناخت تمایز قائل اند. این دو جنبه عبارتند از:1) دانش فراشناختی 2) تنظیم فراشناختی.
دانش فراشناختی، باورهایی است که افراد درباره معنای شناخت و افکار خود دارند. دانش فراشناختی ذر حیطه اختلالات هیجانی می تواند مثبت یا منفی باشد. تنظیم فراشناختی، به دامنه ای از راهبردها اشاره دارد که فرآیند پردازش اطلاعات را تسهیل و یا با مشکل مواجه می کند، به عبارت دیگر پاسخ هایی هستند که افراد برای کنترل فعالیت های سیستم شناختی شان به کار می برند(ربیعی، 1390).
در این پژوهش برای سنجش باورهای فراشناختی در نمونه مورد نظر از پرسشنامه فراشناختی ولز که یک مقیاس 30 سوالی خود گزارشی است که حیطه های فراشناختی زیر را در پنج مقیاس جداگانه اندازه گیری می کند:1)باورهای مثبت درباره ی نگرانی ( مانند نگرانی به من کمک مکند تا با مسائل مقابله کنم ).باورهای منفی دربارۀ نگرانی که با کنترل ناپذیری و خطر مرتبط هستند ( برای مثال,وقتی نگرانی ام شروع می شود نمی توانم جلوی آنرا بگیرم ). 3) اطمینان شناختی ضعیف ( برای مثال,حافظه ضعیفی دارم). 4) لزوم کنترل افکار ( برای مثال,ناتوانی در کنترل افکارم نشانه ی ضعف من است) 5) خوداگاهی شناختی( برای مثال به نحوه کارکرد ذهنم توجه زیادی دارم). سوالات برروی یک مقیاس لیکرتی از موافق نیستم=1 تا کاملا موافقم=4 پاسخ داده می شود. استفاده می شود.

فصل دوم:
مباني نظري پژوهش

در این فصل ابتدا به بررسی اختلال وسواسی-اجباری و اختلالات مرتبط با آن یعنی اختلال وسواسی-جبری،اختلال بدریخت انگاری بدن واختلال احتکارخواهیم پرداخت..سپس بعد از تشریح کامل این سه اختلال به بررسی سه مفهوم روان شناختی یعنی باورهای وسواسی،عدم تحمل بلاتکلیفی و فراشناخت که رابطه عمیقی با اختلالات وسواس دارند می پردازیم.
2-1 – اختلال وسواسی-جبری
همه ما حداقل گاهی اوقات افکار ناگوار و نامعقولی داریم.افراد بسیاری گاهی اوقات افکاری این چنین دارند:(ممکن است نسبت به کسی که دوستش دارم خشونت نشان دهم)، (آیا کاملا مطمئن هستم که تمام درها و پنجره ها را قفل کرده ام؟)، (آیا شیر آب را بستم؟)ما اکثرا وقتی این افکار واقع می شوند،توجه کمی به آنها می کنیم و در صورت وقوع آنها،فورا آنها را از سر بیرون می کنیم.ولی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری(OCD) این گونه نیستند.خصیصه اصلی اختلال وسواسی-جبری وجود وسواس های فکری یا عملی مکرر و چنان شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه ای برای فرد همراه دارد.این وسواس های فکری یا عملی سبب اتلاف وقت می شوند و اختلال قابل ملاحظه ای در روند طبیعی زندگی فرد،کارکرد شغلی،فعالیت های معمول اجتماعی،کارکرد تحصیلی یا روابط فرد ایجاد می کنند.بیمار مبتلا به اختلال وسواسی-جبری ممکن است فقط وسواس فکری،فقط وسواس عملی و یا هر دوی آنها را با هم داشته باشد.
وسواس فکری عبارت است از فکر، احساس، اندیشه، یا حسی عود کننده و مزاحم. بر خلاف وسواس فکری که یک فرآیند ذهنی است، وسواس عملی نوعی رفتار است. اجبار رفتاری آگاهانه، استاندارد، و عود کننده است، نظیر شمارش، وارسی، و اجتناب. بیمار مبتلا به اختلال وسواسی-جبری از غیرمنطقی بودن وسواسهایش آگاهی دارد و این وسواس های فکری یا عملی را خود- ناهمخوان (ایگو دیس تونیک) می یابد(یعنی به صورت یک رفتار ناخواسته). هر چند عمل وسواسی ممکن است در تلاش برای کاستن از اضطراب همراه با وسواس فکری انجام شود، همیشه به کم شدن این اضطراب منجر نمی گردد. ممکن است پس از انجام عمل وسواسی، اضطراب فرقی نکرده باشد و یا حتی بیشتر شده باشد. وقتی فرد در مقابل انجام وسواس عملی مقاومت می کند نیز اضطراب افزایش می یابد(سادوک و سادوک28،2007 ؛ ترجمه رضاعی، 1390).
طبق DSM-5 اختلال وسواسی- جبری با توجه به ملاک های زیر تشخیص داده می شود:
الف. وسواس فکری(obsession)یا عملی (compulsion) یا هر دو وجود داشته باشد:
تعریف وسواس فکری عبارت است از(1) و (2):
افکار،امیال، یا تصورات ذهنی تکراری و دائمی،که فرد در طول برهه ای از ناراحتی،آنها را ناخواسته و مزاحم می داند، و در اکثر افراد رنج و عذاب شدیدی به وجود می آورند.
فرد تلاش می کند تا این افکار،امیال، یا تصاویر ذهنی را نادیده بگیرد یا سرکوب کند،یا به وسیله یک فکر یا یک عمل دیگر،آنها را خنثی کند(یعنی با انجام دادن یک اجبار)
تعریف وسواس عملی (اجبار) عبارت است از(1) و (2):
رفتارهای تکراری (مثلا، شستن دست ها، مرتب کردن، وارسی کردن) یا اعمال ذهنی تکراری (مثلا، دعا کردن، شمردن، تکرار کلمات در سکوت) که فرد احساس می کند،در واکنش به یک وسواس، یا مطابق با قوانینی که باید به طور سفت و سخت اعمال شوند، باید به اجرا در آورد.
هدف از انجام این رفتارها یا اعمال ذهنی آن است که از رنج و عذاب فرد، پیشگیری یا کاسته شود یا از وقوع واقعه یا موقعیت وحشتباری ممانعت به عمل آید، منتها این رفتارها یا اعمال ذهنی با آنچه برای پیشگیری یا خنثی کردنش طراحی شده اند، ارتباطی واقعگرایانه ندارندیا به وضوح افراطی اند.
توجه:کودکان خردسال ممکن است نتوانند هدف این رفتارها یا اعمال ذهنی را بیان کنند.
ب. وسواس ها و اجبارها یا همان وسواس های فکری و عملی وقت گیر هستند (برای مثال، هر روز بیش از یک ساعت از وقت فرد را می گیرند) یا در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر جنبه های مهم زندگی رنج، عذاب و نابسامانی شدید به وجود می آورند.
پ. علائم وسواسی-اجباری را نمی توان به تاثیر فیزیولوژیک و مستقیم یک دارو (مثلا، مواد مخدر، یا داروهای تجویزی) یا یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.
ت. علائم یک اختلال روانی دیگر نمی تواند توضیح بهتری برای ناراحتی فرد باشد (مثلا، نگرانی های مفرط، در اختلال اضطراب منتشر، اشتغال فکری به ظاهر خود در اختلال بدریخت انگاری بدن، ناتوانی در دور انداختن اشیا یا جدا شدن از آنها در اختلال احتکار، کشیدن مو در اختلال کندن مو{تریکوتیلومانیا}، کندن پوست در اختلال کندن پوست{اکسکوریشن}، رفتارهای کلیشه ای در اختلال حرکت کلیشه ای، رفتارهای مراسمی (آئینی) خوردن در اختلالات خوردن، اشتغال فکری به مواد یا قمار در اختلالات مصرف مواد و اختلالات مرتبط، اشتغال فکری به بیماری جدی در اختلال اضطراب بیماری{هیپوکندری}، اشتغال فکری به امیال یا خیالپردازی های جنسی در یکی از پارافیلیاها، اشتغال فکری به امیال در اختلالات کنترل امیال{تکانه}، نشخوار فکری به همراه احساس عذاب وجدان در اختلال افسردگی عمده، تزریق فکری یا افکار هذیانی دائم در اختلالات سایکوتیک، یا رفتارهای تکراری در اختلال طیف اوتیسم).
2-2- مشخصه:
به همراه بینش خوب یا کافی: فرد می داند که باورهای OCD او قطعا یا احتمالا واقعیت ندارند، یا این که شاید واقعی باشند و شاید واقعی نباشند.
به همراه بینش ضعیف: فرد فکر می کند که باورهای OCD او احتمالا واقعی هستند.
به همراه عدم بینش: فرد کاملا مطمئن است که باورهای OCD او واقعی هستند.
مشخصه:
مرتبط با تیک: فرد در حال حاضر یک اختلال تیک مزمن دارد یا در گذشته داشته است.

2-3- خصایص بالینی
بیمارانی که هم وسواس فکری و هم وسواس عملی دارند، لااقل هفتاد و پنج درصد از کل بیماران مبتلا به این اختلال را تشکیل می دهند. برای وضوح بیشتر، بهترین کار آن است که وسواس را فکر، و وسواس عملی را رفتار بدانیم. خصایص مشترک وسواس فکری و وسواس عملی از این قرار است: فکر و تکانه ای خود را به زور و به طور دائم به حوزۀ با خبری خودآگاهانه فرد تحمیل می کند. وسواس های فکری معمول در OCDعبارتند از افکار مربوط به آلودگی یا شک و تردید(یادم رفت اجاق را خاموش کنم).
احساس ترسی آمیخته با اضطراب، لازمه ی این تظاهر محوری است و مشخصه کلیدی وسواس عملی این است که اضطراب همراه با وسواس فکری را کاهش می دهد. وسواس فکری یا عملی خود ناهمخوان(Ego-Alien) است،یعنی فرد آن را غریبه با احساسی می یابد که از خود به مثابه یک موجود روانی دارد. وسواس فکری یا عملی هر قدر هم عمیق باشد ،فرد معمولأ آن را مهمل و غیر عاقلانه می داند. فرد دچار وسواس فکری یا عملی معمولأ تمایل عمیقی در خود برای مقاومت در برابر آنها می بیند. با این حال حدود نیمی از کل این بیماران مقاومت چندانی در برابر وسواس عملی از خود نشان نمی دهند. حدود هشتاد درصد از کل بیماران معتقدند که وسواس های عملی شان غیر عاقلانه است.( سادوک و سادوک،2007 ؛ ترجمه رضاعی، 1390).

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد افکار مزاحم، فراشناختی، عدم تحمل بلاتکلیفی، وسواس فکری Next Entries پایان نامه درمورد وسواس فکری، بیماران مبتلا، رفتارهای اجباری، افکار مزاحم