پایان نامه درمورد وسواس فکری، بیماران مبتلا، رفتارهای اجباری، افکار مزاحم

دانلود پایان نامه ارشد

2-4- الگوی علائم
آلودگی29. شایعترین الگو، الگوی آلودگی است بیمار ممکن است دست هایش را به افراط بشوید و در واقع بساید و بخراشد، یا از ترس میکروب، حتی قادر به ترک خانه هم نباشد. بیمارانی که وسواس آلودگی دارند معتقدند که آلودگی با کوچکترین تماس از شی به شی دیگر و از فردی به فرد دیگر منتقل می شود.
تردید مرضی. دومین الگوی شایع این الگو می باشد که به دنبالش وسواس عملی به صورت وارسی کردن روی می دهد. مثلأ بیمار ممکن است هنگام مسافرت چندین بار از قفل بودن درب منزل اطمینان حاصل کند و باز نگران این باشد که مبادا قفل ها را خوب کنترل نکرده است. این بیماران تردید وسواسگونه ای در مورد خود دارند. به طوری که همیشه به خاطر فراموش کردن چیزی یا انجام چیزی ، احساس گناه می کنند.
افکار مزاحم. سومین الگوی شایع افکار مزاحم را شامل می شود. بیمار صرفأ افکار وسواسی مزاحمی بدون هیچ گونه وسواس عملی دارد. این گونه وسواس ها معمولأ افکاری تکراری دربارۀ نوعی عمل جنسی یا پرخاشگرانه است که به نظر فرد شرم آور تلقی می شود.
تقارن30. چهارمین الگوی شایع اختلال وسواس لزوم رعایت تقارن و دقت است.که موجب کندی اعمال فرد می شود. بیمار ممکن است ساعت ها وقت صرف شستشو یا مراسم آیینی همراه با آن کند.
سایر الگوها. وسواس های مذهبی و ناخن جویدن هم ممکن است خود را نشان دهند. خود ارضایی هم ممکن است جنبه وسواسگونه ای پیدا کند) کاپلان31 و سادوک 2007).
.
2-5- سبب شناسی
2-6- عوامل زیستی
2-7- عصب- رسانه ها(نوروترانسمیترها)
دستگاه سروتونرژیک. کارآزمایی های بالینی بسیاری که بر روی انواع و اقسام داروها انجام شده، موید این فرضیه است که نوعی کژتنظیمی(dysregulation)سروتونین در ایجاد علائم وسواس در این اختلال سهیم است. داده های بالینی نشان می دهند که داروهای سروتونرژیک موثرتر از داروهایی هستند که بر سایر دستگاه های نوروترانسمیتری اثر می گذارند(تیلور، پاتون و کاپور32،2012 ترجمه فخرایی، 1394).
مطالعات انجام شده با تصویر برداری مغزی و عوامل فیزیولوژیکی. در اختلال وسواسی فکری- عملی کژکاری در قشر پیش حدقه ای، قشر کمربندی قدامی، و جسم مخطط قویأ دخالت دارند(انجمن روانپزشکی آمریکا،2013).مطالعات انجام شده به کمک روش های تصویر برداری عصبی در بیماران وسواسی فکری-عملی نتایج همگرا به دست داده اند که همگی از تغییر عملکرد مدارها و روابط عصبی میان قشر حدقه ای-پیشانی، هسته دم دار، وتالاموس حکایت می کنند. در چندین نوع مطالعه انجام شده با تصویر برداری کارکردی مغز نظیر برش نگاری با صدور پوزیترون(PET)معلوم شده است که در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی فکری-عملی فعالیت مغز (مثلأ سوخت و ساز یا جریان خون آن) در قطعه های پیشانی، عقده های قاعده ای(به ویژه هسته دمدار)، و قسمت حلقوی(سینگولوم)افزایش یافته است.گزارش شده که درمان های دارویی و رفتاری هم این نابهنجاری ها را برطرف می سازند.داده های مذکور که از مطالعات انجام شده با تصویربرداری کارکردی مغز حاصل شده است با داده های به دست آمده از مطالعات انجام شده با تصویر برداری ساختاری مغز همخوانی دارد. در مطالعات انجام شده با برش نگاری رایانه ای (CT) و نیز تصویربرداری با تشدید مغناطیسی(MRI)معلوم شده که اندازه هسته های دمدار مغز در بیماران وسواسی- جبری به صورت دو طرفه کاهش یافته است. این دو دسته بررسی(با تصویربرداری کارکردی و نیز ساختاری مغز)با این مشاهده نیز هم سو است که جراحیهای انجام شده بر قسمت حلقوی(سینگولوم) گاه در درمان بیماران مبتلا به وسواس فکری-عملی موثر واقع می شود.(سادوک و سادوک،2007؛ ترجمه، رضاعی،1390).
ژنتیکی. میزان OCD در بین خویشاوندان درجه اول بزرگسالان مبتلا به OCD تقریبأ دو برابر خویشاوندان درجه اول افراد بدون این اختلال است. با این حال، در بین خویشاوندان درجه اول افرادی که شروع OCD آنهادر کودکی یا نوجوانی واقع شده است، این میزان به 10 برابر نیز افزایش می یابد.انتقال خانوادگی بیانگر این مطلب است که این اختلال تا اندازه ای ناشی از عوامل ژنتیکی است(برای مثال میزان همگامی 57% برای دوقلوهای یک تخمکی در برابر 22% برای دوقلوهای دو تخمکی)(انجمن روانپزشکی آمریکا ،2013).
منشأ تکاملی وسواسهای فکری- عملی. شواهد تکاملی نیز از منشأ زیستی اختلال وسواس فکری-عملی حمایت می کند. محتوای وسواسهای فکری- عملی اختیاری نیستند.مانندمحتوای فوبی ها، که عمدتأ از موضوعاتی تشکیل می شوند که زمانی برای گونه های انسانی خطرناک بوده اند، محتوای وسواسهای فکری- عملی محدود و گزینشی هستند. و اکثرأ این بیماران نسبت به میکروبها یا خشونت وسواس دارند، و در پاسخ به این وسواس ها می شورند و وارسی می کنند. در طول تکامل، شستن و وارسی کردن بسیار اهمیت داشته است.نظافت و امنیت جسمانی خود و فرزندان از نگرانیهای اصلی نخستی هستند. احتمالأ مناطق مغزی که نیاکان ما را به نظافت و وارسی کردن وا می داشتند، همان مناطقی است که در اختلال وسواسی فکری- عملی دخالت می کنند.شاید افکار و تشریفات مکرر در اختلال وسواسی فکری-عملی، ردهای عمیق عادات نخستی باشند که از کنترل خارج می شوند(روزنهان و سلیگمن33، ترجمه سید محمدی، 1392).

2-8- مفهوم سازی34 رفتاری
تبیینهای رفتاری در مورد اعمال وسواسی به این شکل است که آنها رفتارهای آموخته شده ای هستند که از طریق کاهش دادن ترس تقویت شده اند. مثلأ شستن وسواسی نوعی پاسخ گریز کنشگر است که اشتغال ذهنی و ترس از آلودگی را کاهش می دهد. اولین نظریه های رفتاری وسواس بر این مبنا بودند که وسواس ممکن است از نظریه دو عاملی ماورر35 برای شکل گیری و تداوم ترس پیروی کند(رکتور،2001؛ قاسم زاده، 1382؛ اکانر و همکاران، 2004؛ کلارک و پوردون، 2004؛ به نقل از توکلی و قاسم زاده، 1385). ماورر یک رفتارگرای متاثر از روان کاوی بود(قاسم زاده، 1382). براساس این نظریه اضطراب با رخدادهای ذهنی(مانند افکار یا تصاویر)شرطی می شود و وسواس های عملی در تلاش برای کاهش آشفتگی ناشی از این افکار انجام می شوند. در طی زمان وسواس عملی به دلیل توانایی اش برای کاهش آشفتگی، تقویت منفی36 می شود. هر چه وسواس عملی در کاهش آشفتگی موفق تر باشد، قدرتمندتر خواهد شد. پاسخ های وسواسی ممکن است از طریق آزمون و خطا شکل گیرند، اما به عقیده ماورر این پاسخ ها در خزانه رفتاری هرکس وجود دارند. مثلا مادری که فرزندش را به خاطر کثیفی دستش تنبیه می کند، به او یاد می دهد که برای اجتناب از تنبیه دست خود را بشوید و پس از شستن دست، علاوه بر رفع آلودگی، در حکم اجتناب از ترس یا تنبیه عمل می کند و اطمینان و راحتی خیال در پی می آورد و این ایمنی خاطر بعدها می تواند خصوصیت بازداری ترس را همچنان حفظ کند، هر چند دست او کثیف نباشد. اگرچه نظریه رفتاری نتوانست ایجاد پدیده ای وسواسی را به خوبی تبیین کند، اما برای تداوم این پدیده ها توضیحی جذاب ارائه داد. شواهد تجربی قابل توجهی وجود داشت که نشان می داد وسواس فکری خصوصیاتی شبیه هراس دارد و وسواس عملی اغلب برای رهایی موقت از وسواس های فکری آشفته کننده انجام می شوند. به علاوه درمان رویارویی و جلوگیری از پاسخ37(ERP) ماورر، با تغییراتی، درمان بسیار موثر برای وسواس است(کلارک و پوردن، 2004).
در دهه 1980 با انتشار اثر راچمن و هاجسون در باره وسواس، با عنوان وسواس ها و اجبارها، نا هماهنگی هایی در توضیح رفتاری وسواس رخ داد. شواهد نشان داد:
1-اغلب وسواس ها ناشی از یادگیری آسیب زا نیستند.
2-ممکن است چندین وسواس همزمان با هم رخ دهد.
3-ممکن است محتوا و کانون وسواس ها کاملا تغییر کند.
4-در بعضی موارد وسواس های عملی، ناآرامی ذهنی ناشی از وسواس را کم نمی کند و حتی ممکن است بر آن بیفزاید.
5-عواملی چون حضور درمانگر می تواند تجربه بیمار از وسواس را تغییر دهد.
6-توزیع محتوای وسواس ها غیر تصادفی است.
7-بر خلاف آنچه تصور می شد، شدت بیماری، در بیمارانی که تنها وسواس فکری داشتند، بیشتر از بیمارانی بود که وسواس فکری همراه با وسواس عملی داشتند. به سختی می توان این ویژگی های وسواس را با مدل رفتاری متداول این اختلال تبیین کرد.
وجود این کاستی ها و همچنین حضور آشکار شناخت واره های ناکارآمد در وسواس، به این نتیجه انجامید که پدیده های وسواسی را نمی توان به طور کامل با نظریه رفتاری توضیح داد و در نتیجه جنبه های شناختی در نظریه ها و پژوهش های مربوط به وسواس بیشتر مورد توجه قرار گرفت(ربیعی و همکاران، 1393).

2-9- عوامل شناختی در وسواس
دیدگاه شناختی روی الگوهای تفکر ناسازگارانه تأکید می کند و اعلام می دارد که این الگوها در ایجاد و ادامه نشانه های OCD دخالت دارند(استکتی38،1994). افراد مبتلا به OCD گرایش دارند به رویدادهای اضطراب آور در محیطشان، واکنش افراطی نشان دهند(کوماری39 و همکاران،2001).فرض شده است که این درمانجویان به وسیله افکار مرتبط با نیاز به کامل بودن، اعتقاد به اینکه آنها مسئول آزار و اذیت دیگران هستند، و نگرانی از امکان وجود خطر، آشفته می شوند. آنها با تصورات ناراحت کننده مرتبط با این افکار دست به گریبان اند و سعی می کنند آنها را از طریق انجام تشریفات وسواسی متوقف یا خنثی کنند. اما هر چه بیشتر سعی می کنند این افکار را متوقف سازند، ناراحتی و ناتوانی آنها در متوقف کردن آنها بیشتر می شود(سالکووسکیس و همکاران،1997).
مدل روان شناختی اختلال وسواس فکری- عملی
1-وسواسها افکاری هستند که با اضطراب ارتباط پیدا کرده اند(شرطی شده اند). اگر این افکار بیشتر مورد شرطی سازی قرار نگیرند، معمولأ کاهش می یابند. اما به علت وقوع رفتارهای اجباری، اضطراب در افکار وسواسی، کاهش پیدا نمی کند.
2-اجبارها، رفتارهایی هستند ارادی(آشکار یا نا آشکار) که به رویارویی با این افکار خاتمه می دهند و ممکن است موجب تسکین اضطراب و ناراحتی به وجود آمده، شوند. وقتی رفتار اجباری از طریق کاهش اضطراب، تقویت می شود، احتمال وقوعش بیشتر می گردد. پس بدین ترتیب، رفتارهای اجباری، در نقش اجتنابی کوتاه مدت از ناراحتی، عمل می کنند.
3-به علاوه، بیماران فرا می گیرند که رفتارهای اجتنابی می توانند مانع افکار وسواسی(و اضطراب) شوند، به نحوی که از رویارویی با این افکار هر چه بیشتر کاسته می شود.
هاوتون، کرک40، سالکووس کیس و کلارک41، 1989؛ ترجمه قاسم زاده،1392
عقیده دیگر درباره وارسیهای وسواسی این است که این رفتار به خاطر نوعی ضعف حافظه است. ولی نتایج تحقیقات آزمایشگاهی مربوط به حافظه متعلق به اعمال بخصوص این مسئله را نفی می کند(کانستنس42 و همکاران 1995، تالیس، پرات و یمانی، 1999). در یک بررسی، بیماران مبتلا به OCD، اختلال پانیک، و افراد بهنجار به کمک یک آزمون اطلاعات عمومی مورد مقایسه قرار گرفتند. میان این گروهها از لحاظ تعداد پاسخهای درست هیچ تفاوتی وجود نداشت. اما بیماران مبتلا به OCD اعتماد کمتری به پاسخهای خویش داشتند تا افراد بهنجار(دار و همکاران، 2000). پس اگر حافظه با OCD اصولأ ارتباطی هم داشته باشد، ظاهرأ مسئله اعتماد به حافظه شخصی در کار است، نه نقص حافظه.

2-10- مدل شناختی مبتنی بر ارزیابی43
در مدل های شناختی مبتنی بر ارزیابی(سالکووسکیس و راچمن)، روی دادن وسواس ها کاملا جدا از ارزیابی های بعدی افکار وسواسی در نظر گرفته می شود. به این ترتیب تمرکز این مدل ها، بر ارزیابی افکار، تصاویر، تردیدها و تکانه های وسواسی به عنوان منبع آشفتگی است، و نه بر محتوای خود وسواس ها. اگر چه بسیاری از مفاهیم ارائه شده توسط مک فال44 و والرشیم45(1979) را می توان در نظریه و درمان شناختی وسواس نیز یافت، اما آغاز CBT برای وسواس، به سالکووسکیس(1985،1989) باز می گردد. براساس نظریه شناختی سالکووسکیس، این افکار ناخواسته و یا شناخت واره های مزاحم نیستند که باعث آشفتگی و رفتارهای وسواسی می شوند، بلکه نحوه ارزیابی فرد از این افکار( از نظر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد وسواس فکری، فراشناختی، عدم تحمل بلاتکلیفی، کمال گرایی Next Entries پایان نامه درمورد فراشناختی، وسواس فکری، باورهای فراشناختی، اضطراب اجتماعی