پایان نامه درمورد وسواس فکری، افراد مبتلا، اختلال افسردگی، اختلال شخصیت

دانلود پایان نامه ارشد

اگر OCD تحت درمان قرار نگیرد، سیر آن معمولأ مزمن است، و نشانه ها اغلب افزایش و کاهش می یابند.برخی افراد روند چرخه ای دارند، عده قلیلی نیز سیر رو به وخامت دارند. میزان بهبود بدون درمان در بزرگسالان پایین می باشد(20 درصد بهبودی در افرادی که 40 سال بعد مورد ارزیابی قرار گرفتند). آغاز بیماری در کودکی و نوجوانی می تواند به یک عمر OCD منجر شود. با این حال، 40 درصد افرادی که شروع OCD در کودکی و نوجوانی را دارند ممکن است در اوایل بزرگسالی بهبودی را تجربه کنند. سیر OCD اغلب با وقوع همزمان اختلالات دیگر پیچیده می شود.
تشخیص وسواسهای عملی در کودکان راحت تر از تشخیص وسواسهای فکری است، این به دلیل قابل مشاهده بودن وسواسهای عملی می باشد. با این وجود، کودکان نیز اغلب هم وسواسهای عملی و هم وسواسهای فکری دارند(مانند اغلب بزرگسالان). الگوی نشانه ها در بزرگسالان می تواند به مرور زمان پایدار باشد،اما در کودکان ثبات کمتری دارد و متغییرتر می باشد. وقتی نمونه های کودک و نوجوان با نمونه های بزرگسال مقایسه شدند، تفاوت هایی در محتوای وسواسهای فکری و عملی گزارش شده اند. این تفاوت ها احتمالأ محتوای متناسب با مراحل رشد مختلف را منعکس می کنند(مثلأ میزان بالاتر وسواسهای جنسی و مذهبی در نوجوانان در مقایسه با کودکان، میزان بالاتر وسواسهای صدمه{مثل ترس از وقایع فاجعه آمیز، مانند مرگ یا بیماری خود یا افراد عزیز}در کودکان و نوجوانان در مقایسه با بزرگسالان)(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-15- عوامل خطر
خلق و خویی. درونی کردن بیشتر نشانه ها، تهییج پذیری منفی بالاتر، و بازداری رفتاری در کودکی، عوامل خطر خلق و خویی احتمالی می باشند.( انجمن روانپزشکی آمریکا ، 2013).
محیطی. بهره کشی جسمی و جنسی در کودکی و رویدادهای استرس زا و آسیب زای دیگر با خطر ابتلای بیشتر به OCD رابطه داشته است. برخی کودکان ممکن است دچار شروع ناگهانی نشانه های وسواس فکری- عملی شوند، که با عوامل محیطی مختلف، از جمله عوامل عفونی گوناگون و نشانگان خود ایمنی پس از عفونت ارتباط داشته اند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013). از مدتها پیش تمایلی برای نشان دادن ارتباط مثبت میان عفونت استرپتوکوکی و اختلال وسواس فکری- عملی وجود داشته است. عفونت استرپتوکوکی گروهA بتا- همولیتیک می تواند تب روماتیسمی ایجاد کند. تقریبأ 10 تا 30 درصد این بیماران به کره سیدنهام دچار می شوند و علایم وسواسی-جبری از خود بروز می دهند(کاپلان و سادوک، 2007).

2-16- موضوعات تشخیصی وابسته به فرهنگ
OCD در سرتاسر دنیا رخ می دهد. شباهت قابل توجهی در فرهنگ ها از نظر توزیع جنسیتی، سن شروع، و همزمانی اختلالات با OCD وجود دارد. از این گذشته، در سراسر دنیا، ساختار نشانه مشابهی وجود دارد که نظافت، تقارن، احتکار، افکار ممنوعه، یا ترس از صدمه را شامل می شود. با این حال، در ابراز نشانه، تنوع منطقه ای وجود دارد، و عوامل فرهنگی ممکن است محتوای وسواسهای فکری و عملی را شکل دهند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).
محتوای وسواسهای فکری با گذشت زمان نیز تغییر می کند. در قرون گذشته در دنیای غرب، وسواسهای فکری اغلب مذهبی و جنسی بودند. ولی امروزه این گونه وسواسها نادر شده اند و جای خود را به وسواسهای مربوط به کثیفی و آلودگی، خشونت و نظم وترتیب(تقارن) داده اند(روزنهان و سلیگمن، ترجمه سید محمدی، 1392).

2-17- موضوعات تشخیصی وابسته با جنسیت
شروع OCD در مردان زودتر از زنان است و مردان به احتمال بیشتری اختلالات تیک همزمان دارند. تفاوت های جنسیتی در الگوی ابعاد نشانه گزارش شده اند، به طوری که برای مثال زنان بیشتر احتمال دارد نشانه هایی در بعد نظافت و مردان نشانه هایی در ابعاد افکار ممنوعه و تقارن داشته باشند. شروع و تشدید OCD ، به علاوه نشانه هایی که می توانند در رابطه مادر و کودک اختلال ایجاد کنند(مثل وسواسهای فکری پرخاشگرانه که به اجتناب از کودک منجر می شوند)، در دوره پیش از زایمان گزارش شده اند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-18- خطر خودکشی
افکار خودکشی در مقطعی، در تقریبأ نیمی از افراد مبتلا به OCD روی می دهند. اقدامات خودکشی نیز در یک چهارم افراد مبتلا به این اختلال گزارش شده اند. وجود اختلال افسردگی اساسی همزمان، این خطر را افزایش می دهد(انجمن روانپزشکی آمریکا ، 2013).

2-19- تشخیص افتراقی
رفتارهای وسواسی- جبری در تعداد زیادی از اختلالات روانپزشکی دیده می شوند که بالینگران هنگام تشخیص گذاری این اختلال باید این اختلالات را کنار بگذارند.اختلالاتی که در تشخیص افتراقی اختلالات وسواس فکری- عملی در راهنمای تشخیصی آمارای اختلالات روانی-5 مطرح شده اند به طور خلاصه به قرار زیر است: اختلالات اضطرابی ، اختلال افسردگی اساسی(MDD) ، اختلالات مربوط به وسواس فکری- عملی (مثل بدریخت انگاری بدن، وسواس کندن مو، وسواس کندن پوست،احتکار)،اختلالات خوردن، تیک ها و حرکات قالبی، اختلالات روانپریشی، رفتارهای شبه وسواسی دیگری مثل رفتار جنسی(در مورد نابهنجاری های جنسی)، قمار بازی، مصرف مواد مثل الکل،اختلال شخصیت وسواسی-جبری(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-20- همزمانی با اختلالات دیگر
افراد مبتلا به OCD معمولأ آسیب روانی دیگری نیز دارند. شماری از بزرگسالان مبتلا به این اختلال، تشخیص طول عمر اختلال اضطرابی(76 درصد، مثل پانیک، اضطراب اجتماعی، اضطراب منتشر، فوبی خاص) یا اختلال افسردگی یا دو قطبی(63 درصد) دارند. اختلال شخصیت وسواسی- جبری همزمان نیز در افراد مبتلا به OCD شایع می باشد(از 23 تا 32 درصد).
بالغ بر 30 درصد افراد مبتلا به OCD اختلال تیک دایمی نیز دارند. مثلث OCD ، اختلال تیک ، و اختلال کاستی توجه/بیش فعالی(ADHD) نیز در کودکان دیده می شود. اختلالاتی که غالبأ در افراد مبتلا به OCD در مقایسه با افراد بدون این اختلال روی می دهند عبارتند از چندین وسواس فکری- عملی و اختلالات مربوط مانند اختلال بدریخت انگاری بدن، اختلال کندن مو و کندن پوست هم چنین با اختلال لجبازی و نافرمانی گزارش شده است(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).
2-21- درمان

با پیدا شدن شواهد فزاینده ای که نشان می دهد اختلال OCD به مقدار زیادی تحت تأثیر عوامل زیستی شکل می گیرد، دیگر نظریه روانکاوی سنتی ارج و قربی ندارد. به علاوه، از آنجا که علائم این اختلال به نظر می رسد به روانکاوی مقاوم باشد، امروزه درمانهای دارویی،شناختی-رفتاری(CBT)، و رفتاری که مشهورترین مدل آن برای درمان اختلال وسواس فکری-عملی،(ERP) می باشد، خط اول درمان را تشکیل می دهند. البته در فهم اینکه چه چیز تشدید این اختلال را تسریع می کند و در برخورد با اشکال گوناگون مقاومت در برابر درمان، هنوز هم سهم عوامل روانپویشی محفوظ است.

2-22- دارودرمانی
مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین. تمام داروهایی را که برای درمان اختلالات افسردگی یا سایر اختلالات روانی به کار می برند، به مقدار معمولشان در درمان OCD هم می توان به کار برد. اثرات اولیه داروها عمومأ پس از چهار تا شش هفته درمان دیده می شوند، اما برای کسب حداکثر منافع درمانی معمولأ هشت تا شانزده هفته وقت لازم است. همه SSRIها یعنی فلوکستین(prozac)، فلووکسامین(luvox)، پاروکستین(paxil)، و سرترالین(zoloft) برای اختلال وسواس فکری- عملی کار ساز است.
کلومی پرامین. از میان همه داروهای سه حلقه ای و چهار حلقه ای، انتخابیترین دارو از نظر تأثیر بر بازجذب سروتونین-در مقایسه با تأثیر بر بازجذب نوراپی نفرین- کلومی پرامین است که از این نظر فقط SSRIها بر آن غلبه دارند. کلومی پرامین اولین دارویی بود که FDA برای درمان اختلال وسواس فکری- عملی تأیید کرد(تیلور، پاتون و کاپور،2012؛ ترجمه فخرایی، 1394).

2-23- رفتار درمانی وسواس(روان درمانی ERP)
رایج ترین و بدون تردید، موفق ترین درمان برای OCD، روان درمانی ERP می باشد. این درمان دو عنصر دارد. عنصر اول، مواجه کردن تدریجی فرد با موقعیت ها و افکاری است که باعث رنج می شوند. بیماران، به شیوه تدریجی و برنامه ریزی شده، آنقدر با این محرک های آغازگر مواجه می شوند تا رنج آنها به طور قابل توجهی کاهش یابد. عنصر دوم، جلوگیری یا ممانعت از پاسخ است که در OCD، منظور از پاسخ یا واکنش، رفتارهای منظم و مرتب، همیشگی و تکراری یا همان اجبارها است(گنجی، 1392).
این رویکرد درمانی به طور مستقیم ویژگی های کلیدی نگهدارنده اختلال وسواس فکری-عملی را مورد هدف قرار می دهد. ترتیبی اتخاذ می شود تا بیماران با نشانه های ترس مواجه گردند و در عین حال از انجام تشریفات رفتار خنثی سازی جلوگیری می شود. به علاوه، بازسازی شناختی51 اغلب بیانگر جنبه مکمل مواجه سازی و جلوگیری پاسخ می باشد، تا باورهای بیمار در مورد قابل قبول بودن یا اهمیت افکار یا تصاویر مزاحم مورد هدف قرار گیرد(سالکووکیس، 1989). در عین حال، مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ، در رابطه با تغییر دادن شناخت های بیمار راجع به علائم اختلال وسواس فکری-عملی نیز دارای اهمیت است. برای مثال، به نظر می رسد روش هایی که هدف آنها جلوگیری از عمل وسواسی است، سنجش واقعیت را تشویق می کنند، از این لحاظ که بیمار یاد می گیرد(هم در سطح منطقی و هم در سطح عاطفی) که صرف نظر از این که تشریفات رفتاری انجام شوند یا نه، هیچ پیامد مضری رخ نخواهد داد(براون و بارلو، ترجمه برهمند و میکاییلی، 1390).

2-24- درمان شناختی-رفتاری سالکووسکیس
سالکووسکیس(1966، 1998) استفاده از روش های شناختی را در اصلاح باورهای ناکارآمدی که باعث تفسیر یا ارزیابی نادرست از افکار مزاحم وسواسی می شوند، معرفی کرد. وی بر این باور است که درمان موفقیت آمیز وسواس براساس نظریه شناختی، نیازمند اصلاح باورها موثر در سوء تعبیر افکار مزاحم(که به احساس مسئولیت بیش از حد می انجامد) و نیز اصلاح رفتارهایی است که در تداوم این باورها نقش دارند(سالکووسکیس و وال52، 2004). این کار از طریق چالش شناختی و آزمون های رفتاری صورت می گیرد که ممکن است شامل رویارویی و جلوگیری از پاسخ باشد(کلارک، 2000، کلارک، 2004). بیماران وسواسی تا پیش از درمان، احساس آشفتگی می کنند، چرا که از تجارب وسواسی خود ادراکی تهدید کننده دارند. برای مثال چنین می پندارند که افکارشان به این معناست که آنها مزاحم جنسی کودکان هستند، یا دائما ممکن است نوعی بیماری را به دیگران منتقل کنند)سالکووسکیس و همکاران، به نقل از قاسم زاده، 1390).

سالکووکیس عناصر اصلی مدل درمانی خود را به ترتیب زیر بر می شمرد:
1-فعالیت مشترک درمانگر و بیمار برای ساختن یک مدل شناختی-رفتاری جامع به منظور ایجاد و تداوم مسائل وسواسی بیمار. این فرآیند شامل مشخص کردن باورهای تحریف شده اصلی و ارائه توضیحی دیگر برای تجارب وسواسی است که به بیماران امکان می دهد تا درستی این توضیح جایگزین را بیازمایند.
2-خود پایی و مشخص کردن دقیق افکار وسواسی و ارزیابی بیماران از این افکار، همراه با راهبردهایی که برای اصلاح باورهای آنان در ارتباط با مسئولیت طراحی می شوند.
3-بحث درباره فنون و آزمون های رفتاری که برای به چالش کشیدن ارزیابی های منفی و فرض های اولیه مربوط به آن به کار خواهد رفت. هدف این کار اصلاح باورهای منفی بیمار درباره میزان مسئولیت شخصی اوست(برای مثال، واداشتن بیمار به این که تمام عوامل سهیم در ایجاد نتیجه ای ترس آور را توصیف و سپس در نمودار دایره ای سهم هر کدام را مشخص می کند).
4-آزمون های رفتاری برای سنجش مستقیم ارزیابی ها، فرض ها و فرآیندهایی که در مسائل وسواسی بیمار موثر واقع شده اند.
5-کمک به بیماران برای اصلاح فرض های عمومی که باعث سوء تعبیر آنان از فعالیت های ذهنی شان می شود(مانند کوتاهی در جلوگیری از آسیب، مانند آن است که خودم آن را ایجاد کرده باشم)(کلارک، 2000؛ سالکووکیس و وال، 2004؛ توکلی، 1386).

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد وسواس فکری، بیماران مبتلا، رفتارهای اجباری، افکار مزاحم Next Entries پایان نامه درمورد افکار مزاحم، کمال گرایی، وسواس فکری، فراشناختی