پایان نامه درمورد “و، نويسد:، الصادقين

دانلود پایان نامه ارشد

شهيد اول شيخ محمد بن مكى عاملى (734- 786 ق) است که در سال 826 در گذشت و در نجف اشرف مدفون گشت.
او تأليفات گرانقدر و ارزشمندى دارد؛ از جمله همين كتاب و كتاب ديگرش “التنقيح الرائع في شرح مختصر النافع” در فقه و اثر ديگر وى “اللوامع في المباحث الكلاميه” و همچنين كتاب “النافع المختصر في شرح الباب الحادي عشر”.
اين كتاب (كنز العرفان) بر اساس ابواب فقه ترتيب يافته و فوايد بسيارى دارد و به رغم اختصار، بحث را كامل كرده و نهايت ايجاز ولى در حد كفايت به مباحث متناسب لغوى و ادبى پرداخته است، كه خود دلالت بر تبحر و مهارت مؤلف در ادب و لغت و بيان و نيز قدرت استدلال و استوارى او در اقامه برهان دارد.113
ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين در بيشتر مباحث فقهي از “کنز العرفان” استفاده کرده است به طوري که مي توان گفت زير بناي مباحث فقهي اين تفسير”کنز العرفان” است ملا فتح الله در ذيل آيات فقهي ابتدا توضيح مختصري از خود مي آورد و سپس مطالب و آراء فقهي را از کنز العرفان ذکر مي کند. در اين جا به ذکر چند مورد از موارد استفاده ملا فتح الله از کنز العرفان را مي آوريم.
وي در تفسير آيه (وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ)114 “و لباس خويشتن را پاك كن” مي نويسد: “و در كنز العرفان آورده كه بنا بر طهارت ظاهر در اين مقام چند حكم است اول آنكه تطهير واجبست زيرا كه امر حقيقت از براى وجوبست، دوم تطهير واجبست براى نماز نه بحسب ذات بجهت اجماع جميع امت و قرينه (وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ)115 “و پروردگار خود را بزرگ دار”، بنا بر آنكه مراد تكبير افتتاح باشد، سوم اينكه وجوب على عمومه نيست زيرا كه در احاديث صحيحه ثابت گشته كه دم غير مغلّظ كه از درهم بغلي قاصر باشد معفو عنه است و همچنين است خون قروح و جروح كه باز نايستد يا از مطلق نجاست در حال ضرورت يا آنكه ملبوس از ما لا يتم به الصلاة باشد و غير آن بر تفصيلى كه در كتب فقهيه مسطور است، چهارم آنكه تطهير از براى غير نماز و طواف مستحبّ است به جهت تمرين تكليف بر آن و سهولت او نزد دارنده آن.”116
و يا در تفسير آيه شريفه(وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ)117 “و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفه‏اى] كه تعدى مى‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر بازگشت ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مى‏دارد.”، مي نويسد: “صاحب كنز العرفان آورده كه بعضى از فقهاء كه معاصر مايند به اين آيه استدلال كرده‏اند بر قتال بغات و اين محض غلط است زيرا كه باغى كسي است كه بر امام معصوم7خروج كند به تأويل باطل و با او محاربه نمايد و به مذهب ما او كافر است به دليل قول حضرت رسالت9مر امير المؤمنين7را كه “يا على7حربك حربى و سلمك سلمى” پس چگونه باغى مذكور مؤمن باشد تا در تحت آيه داخل شود و لازم نمى‏آيد از ذكر لفظ (بغى) در آيه كه مراد به آن بغاتى باشند كه معهود فقها اند.”118
ديگر منابعي که ملا فتح الله در تفسير خود استفاده کرده عبارتند از: انوار التنزيل و اسرار التاويل قاضى ناصر الدين عبد اللّه بن عمر بيضاوى‏، تفسير کشاف زمخشري، تفسير تبيان شيخ طوسي;، تفسير ثعلبي، تفسير کاشفي، تفسير قمي، تفسير کبير فخر رازي، تفسير منسوب به امام حسن عسکري7و کتب حديثي من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق;، عيون اخبار الرضا تاليف شيخ صدوق;.
علاوه بر اين ملا فتح الله کاشاني از آراء مفسّران صدر اسلام از صحابه و تابعان بهره هاي فراواني برده و در موارد بسيار زيادي در تفسيرش آراء آن ها را بدون ذکر منبع ذکر کرده است. وي از آراء ابن عباس بيشتر از ساير صحابه استفاده کرده است.
شيوه طرح مباحث در منهج الصادقين
ملا فتح الله در تفسير سوره ها به طور منظم و منسجم عمل کرده است. شيوه تنظيم مطالب در منهج الصادقين به روش زير است:
ملا فتح الله ابتدا نام سوره را ذکر مي کند و سپس مکي يا مدني بودن سوره را ذکر مي کند وي در مشخص کردن سور مکي يا مدني به اقوال صحابه استناد مي کند و نظر صحيح و مورد نظر خود را در نهايت بيان مي کند.
در ادامه عدد آيات را ذکر کرده و نظرات مختلف در اين زمينه از گرو هاي مختلف شامي، بصري، کوفي ، مکي، مدني و حجازي بيان کرده و آيات مورد اختلاف را ذکر مي کند وي در نهايت عدد کوفي را به سبب انتساب به امام علي7بر مي گزيند.
سپس ملا فتح الله نام هاي سوره و ثواب و آثار قرائت سوره و فضايل سوره را به نقل از پيامبر اکرم9و ائمه اطهار:بيان کرده و تناسب اختتام سوره قبل با افتتاح سوره بعد را ذکر مي کند. بعد از آن ملا فتح الله آيات را دقيق و موافق با قرائت ابوبکر از عاصم و گاهي موافق قرائت حفص از عاصم، بدون تعرض به قرائت هاي ديگر، ترجمه مي کند.
وي در ادامه اسباب النزول، مباحث لغوي، صرف و نحو و مسائل بياني را با استشهاد به اشعار عرب بيان مي کند و سپس به مباحث تفسيري مي پردازد.
در اين جا به ذکر نمونه هايي براي مطالب ياد شده ذکر مي کنيم.
ملا فتح الله در مورد نام سوره در سوره اعراف مي فرمايد: “بدانكه نزد علماء دين المص يا اسم سوره است و يا اسم قرآن يا هر حرفى از آن اشاره است به اسمى از اسماء الهى چون اله و ملك و لطيف و صبور…”119
صاحب تفسير “منهج الصادقين” درباره مکي و مدني بودن در سوره مائده مي نويسد: “نزد بعضى هر آيتى كه مُصَدَّر است به(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا)”اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد.” مدنى است و هر كدام كه مُصَدَّر به (يا أَيُّهَا النَّاسُ) “اى مردم” مكى است و اصحّ آنست كه بنا بر اغلب است.”120
وي در مورد مکي و مدني بودن سوره رعد مي نويسد: “مكى است همه آن نزد ابن عباس و عطا و پيش كلبى و مقاتل آية آخرين مدني است و در حق عبد اللَّه بن سلام نازل شده و حسن و عكرمه و قتاده گفته‏اند كه اين سوره مدني است مگر آية (وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ)121 “و اگر قرآنى بود كه كوهها بدان روان مى‏شد.” و آيتى كه بعد از آن است كه اين هر دو آيه در مكه نازل شده.”122
ملا فتح الله عدد آيات سوره رعد را اين گونه بيان مي کند: “عدد آيات آن چهل و هشت است نزد شامى و چهل و هفت بعدد بصرى و چهل و چهار نزد اهل حجاز و چهل و سه به عدد كوفى و اختلاف در پنج آيه است (لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ)123 “در آفرينش جديدى خواهيم بود”،(الظُّلُماتُ وَ النُّورُ)124 “تاريكي ها و روشنايى” از غير كوفى (الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِيرُ)125 “نابينا و بينا” و (سُوءُ الْحِسابِ)126 “به سختى بازخواست‏شوند” شامى (مِنْ كُلِّ بابٍ)127 “از هر درى بر آنان درمى‏آيند.” عراقى و شامى”128
وي در ثواب قرائت سوره يونس مي نويسد:”هر كه تلاوت سوره يونس كند در هر دو ماه يا سه ماه از جاهلان نباشد و روز قيامت از مقربان بارگاه عزت بود.”129
و در ثواب قرائت سوره اعراف مي نويسد:”هر كه سورة الاعراف را قرائت كند حق تعالى ميان او و ابليس سترى پيدا كند و آدم شفيع او باشد در آخرت و عياشى باسناد خود از ابى بصير روايت كرده كه ابى عبد اللَّه9فرمود كه هر كه سورة الاعراف را در هر ماه تلاوت كند روز قيامت از زمره (الذين لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ)130 “کساني که بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد” باشد و اگر در هر جمعه بخواند حق تعالى در قيامت حساب او نكند و بعد از آن فرمود كه آيات اين سوره محكمند پس بايد كه ترك قرائت او نكند كه روز قيامت گواهى خواهد داد براى خود نزد حضرت بارى.”131
مولف منهج الصادقين در مورد ختم و افتتاح دو سوره کهف و انبياء مي نويسد: “ببايد دانست كه چون حق سبحانه ختم سورة الكهف نمود به ذكر توحيد و امر مردمان به آن افتتاح اين سوره كرد به ذكر انبيا كه بر طريقه توحيد بودند.”132
وي در مورد مباحث لغوي و صرف و نحو در سوره مريم مي نويسد: “تسميه فاجره به بغى جهت آنست كه آن مشتق است از بغيت به معنى طلب يعنى زنى كه طلب كننده زنا است و يا از بغى به معنى تجاوز و تعدى يعنى زنى كه در گذشته است از حد شرع به سبب اين عمل قبيح و آن بر وزن فعولست نزد مبرد در اصل بغوى بوده و عدم دخول تاء تانيث در او به جهت آن است كه در فعولى كه به معنى فاعل است مذكر و مؤنث مساويست”133

فصل سوم: توجه به قاعده در نظر گرفتن قرائت صحيح در منهج الصادقين
يکي از قواعدي که در تفسير قرآن نقش مهمي ايفا مي کند، قاعده توجه به قرائت صحيح است که مفسّر قرآن بايد در هنگام تفسير توجه کافي به اين قاعده داشته باشد. در اين جا اين پرسش ها مطرح مي شود که قرائت صحيح داراي چه معيارها و ملاک هايي است؟ علل ايجاد قرائت هاي سبعه چيست؟ آيا مى توان قرآن را بر طبق هر يك از اين قرائت ها تفسير كرد؟ يا تفسير بايد براساس قرائت خاصى باشد؟ و…
در اين فصل برآنيم تا ضمن پاسخ به پرسش هاي فوق ميزان رعايت توجه به اين قاعده در تفسير منهج الصادقين را بررسي کنيم.

1- معناي قرائت
قرائت که جمع آن قرائات مي باشد از ريشه “قرء” است. در ريشة قرء ميان اهل لغت اختلاف وجود دارد و پنج احتمال ذکر کرده‌اند
1- اين واژه مشتق از كلمه “قرائن” مى باشد و به اين اعتبار قرائت بر قرآن اطلاق مي‌شود که آياتش قرينه و مشابه هم بوده، يكديگر را تصديق مى كنند.
2- ” از “قرأتُ الشىء بالشىء” (چيزى را به چيزى ضميمه كردم) گرفته شده و استعمال آن در قرآن به اين خاطر است که حروف و آيات و سوره هايش به همديگر ضميمه اند.
3- اين واژه مشتق از “قرء” به معناي جمع كردن مى باشد. راغب اصفهاني در مفردات الفاظ قرآن همين معنا را برگزيده است و ” قِرَاءَةٌ ” را پيوستن و متصل نمودن بعضى از حروف و كلمات به بعضى ديگر در آشكار خواندن قرآن بطور (ترتيل) دانسته و در ادامه مي گويد به هر جمعى قراءت گفته نمي شود مثلاً وقتى قومى و عده‏اى را جمع كنند- قَرَأْتُ‏ القومَ- گفته نمي شود.134
قرء: جمع كردن. “قَرَأَ الشّى‏ء قَرْءاً و قُرْآناً: جمعه و ضمّ بعضه الى بعض” خواندن را از آن قرائت گويند كه در خواندن حروف و كلمات كنار هم جمع مي شوند135.
4- از ماده “قرَأَ” به معناي (خواندن) است.
از ميان وجوه معنايي ذکر شده وجه چهارم صحيح ترين وجه است؛ ادلّه و شواهدي نيز وجود دارد که اين وجه را تقويت مي‏کنند و آنها عبارتند از:
الف) علماي اهل لغت قرء را به خواندن معنا کرده اند.136 خليل “قرأ” را معناى خواندن و اسم فاعل آن را “قاري” و به “قرآن” معناى مفعولى (خوانده شده)، داده است137. ابن دريد بر معناى خواندن، “إقراء المرأه” و اختلاف در معناى طهر و حيض او را افزوده است‏138. ازهرى قرائت قرآن را به معناى تلفظ و بيان كردن جمعى و كنار هم آن دانسته است.139 در فرهنگ ابجدي نيز قرائت به کيفيت و چگونگي خواندن معنا شده است.140
ب) خداوند متعال نيز در برخي ديگر از آيات قرآن همين معنا را اراده کرده است. مانند آيه (قُرْآناً فَرَقْناهُ‏ لِتَقْرَأَهُ‏)141 “و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى به مردم بخوانى.”
و همچنين آيه (وَ قُرْآنَ‏ الْفَجْرِ)142 “و [نيز] نماز صبح را زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان] است.” که قرآن در اين آيه به معناي خواندن نماز صبح است.143
قرائت در اصطلاح همان تلاوت و خواندن قرآن کريم است.144 و به گونه اي از تلاوت قرآن اطلاق مي شود و داراي ويژگي هاي خاص است. به عبارت ديگر هر گاه تلاوت قرآن به گونه اي باشد که از نص وحي الهي حکايت کند و بر حسب اجتهاد يکي از قراء معروف بر پايه و اصول مضبوطي، که در علم قرائت شرط شده است، استوار باشد، قرائت قرآن تحقق يافته است.145
صاحب کشف اصطلاحات الفنون قرائت را اين گونه تعريف کرده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد اعجاز قرآن، تدبر در قرآن Next Entries پایان نامه درمورد علوم قرآن، قرائات سبعه، فعل مضارع