پایان نامه درمورد نیروی کار، مهاجرت داخلی، کشورهای توسعه یافته، زنان ایران

دانلود پایان نامه ارشد

دوگانه باشد) اما مشکل افراد بدون تابعیت اینست که از حمایت سیاسی وحقوقی کشورها و دولت‌ها بی‌نصیب خواهند بود و گاهی قربانی اختلاف دولت‌ها می‌شوند. به‌طور کلی داشتن چند تابعیت نیز غیرطبیعی است زیرا عادلانه نیست که یک نفر از مزایای چند تابعیت بهره‌مند شود. لذا نظام‌های سیاسی و حقوقی دنیا تلاش می‌کنند از گسترش تابعیت مضاعف جلوگیری کنند؛ چه، تابعیت واحد باعث مشخص‌شدن تکلیف افراد در داخل نظام سیاسی و روابط بین‌الملل شده و فرد از حمایت مستمر و بی‌قید و شرط دولت متبوعش برخوردار خواهد شد ولی در تابعیت مضاعف این‌گونه افراد دارای وضعیت ثابت و متعادل نیستند، و چه بسا منافع این‌گونه اشخاص در رقابت‌های سیاسی و اختلافات بین‌المللی قربانی شود.درعمل هم همواره شاهد مسائل عدیده‌ای هستیم. این نوع افراد برخلاف مزایای ظاهری باید مالیات مضاعف بپردازند و خدمت نظام وظیفه مضاعف انجام دهند.
از آن مهم تر در ایران بیش از ۲۰۰ هزار کودک دو تابعیتی دغدغه شناسنامه‌دارشدن دارند چنانکه نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با اشاره به ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی، از دغدغه شناسنامه‌دارشدن بیش از ۲۰۰ هزار کودک حاصل از این ازدواج‌ها خبر داد وگفت: به دلیل قانون موجود در کشور درباره اخذ شناسنامه به نام پدر، فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی تا مدت زیادی از ابتدای تولد قادر به اخذ شناسنامه نبوده و پس از شناسنامه‌دار شدن نیز تا سن ۱۸ سالگی و تا زمانی که خود فرد درباره تابعیتش اظهارنظر کند این مساله اعتبار دارد. وی چند عامل را توجیهی منطقی برای شناسنامه‌دار شدن این فرزندان دو تابعیتی دانست و افزود: مهمترین آنها، ایرانی‌ بودن مادر، متولدشدن این کودکان در خاک ایران و ۱۸ سال زندگی و انس گرفتن با فرهنگ جامعه ایران است. وی تصریح کرد: شرایط سختی که برای شناسنامه‌دارشدن ایرانیان دوتابعیتی در جامعه وجود دارد باعث شده در حالی که دغدغه سایر جوانان تحصیل و اشتغال است، دغدغه حدود ۲۰۰ هزار کودک دو تابعیتی، اخذ شناسنامه باشد.31
عوامل مختلفی مانند ازدواج با اتباع بیگانه، پناهندگی، مهاجرت، اشغال نظامی برای تعدد تابعیت وجود دارد. اما برخی دولت‌ها تابعیت مضاعف را با اهداف خاصی پذیرفته‌اند که یکی از این اهداف جذب نخبگان کشورهای دیگر است. گاهی صاحبان ان اگر بیش از مدت معینی از امریکا دور شوند اقامت‌شان باطل می‌شود. از سوی دیگر دو تابعیتی‌ها در حوزه دیپلماسی یکی از کانال‌های مؤثر لابیگری بوده‌اند.همچنین تابعیت، آثار حقوقی گسترده‌ای در زندگی افراد دارد. در ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه در مواردی هم که منع قانونی ندارد (چون ازدواج زن مسلمان با غیرمسلمان ممنوع است) موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است. یا اینکه اگر بیگانه‌ای درخارج کشور مرتکب جرمی حتی در حد قتل عمد شود و به ایران بیاید در محاکم ایران قابل‌تعقیب نیست.تابعیت و اقامت ،کارکردهای سیاسی- حقوقی مهمی هم دارد. به استناد اصل تابعیت برای نمایندگان دولت‌ها در دیگر کشورها پدیده‌ای چون «کاپیتولاسیون» به وجود می‌آید که به‌معنای مصونیت سیاسی و قضایی نمایندگان خارجی است و در صورت ارتکاب جرم، آنها طبق قوانین خودشان محاکمه می‌شوند. در ایران تصویب قانون کاپیتولاسیون در آبان سال ۱۳۴۳ عامل پیدایش یک جنبش بزرگ اعتراضی علیه حکومت شاه شد.(باقی،1379)
در واقع اشخاص با حفظ تابعیت قدیم خود ، تابعیت جدید کسب می‌کنند که گرین‌کارت امریکایی یکی از این موارد است.در عین حال با تحول دیجیتال در دو دهه اخیر و پیدایش مفاهیمی چون شهروند جهانی ، اصل تابعیت و اقامت نسبت به گذشته ضعیف‌تر شده است. امروزه در عرصه مجازی، شبکه‌های ارتباطی گسترده‌ای به وجود آمده که افراد با ملیت‌های مختلف درست مانند یک هم محلی در تبادل‌نظر و تماس لحظه به لحظه هستند و حتی میان افرادی از کشورهای مختلف پیوندهای ازدواج از درون این روابط اینترنتی شکل می‌گیرد. از این رو می‌توان گفت پدیده جهانی شدن به موازات پیشرفت خود مساله تابعیت را درخود منحل خواهد کرد. با این‌همه واقعیت این است که هویت افراد با تابعیت تعیین نمی‌شود و ریشه‌های تاریخی و نسل و مشترکات فرهنگی عامل تعیین‌کننده‌ای هستند. ما در میان ایرانیان و عده‌ای از اصحاب سیاست و قلم فراوان دیده‌ایم که با وجود چند دهه اقامت در کشورهای دیگر و اخذ تابعیت و شهروندی آنها اما همچنان خود را ایرانی می‌دانند و گاه دوره پایانی عمر خویش را به وطن بازمی‌گردند یا وصیت می‌کنند پس از درگذشت در ایران به خاک سپرده شوند. به همین دلیل است که یکی از راه‌حل‌ها در هنگام بروز مشکل در تابعیت‌های مضاعف «ترجیح تابعیت» است و دیگری «تابعیت مؤثر».
ج) حق بر مهاجرت :
مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد.
اگرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد، «مهاجرت» در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ افراد از یک ملیت- کشور به کشور دیگر، که در آنجا شهروند نیستند، محسوب می‌شود. مهاجرت به‌طور ضمنی به اقامت درازمدت با مهاجرت اطلاق می‌شود توریستها و بازدید کنندگان موقتی و کوتاه مدت به‌عنوان مهاجرت شناخته نمی‌شوند؛ اما با وجود این، مهاجرت فصلی کارگران و نیروی کار (به‌طور نمونه برای مدت کمتر از یک سال) اغلب به‌عنوان شکلی از مهاجرت بحساب می‌آیند. میزان جانی مهاجرت، درشرایط کامل بالا ولی در شرایط مرتبط پایین است. بر طبق آمار تخمینی سازمان ملل متحد در حدود ۱۹۰ میلیون مهاجر بین‌المللی در سال ۲۰۰۵ وجود داشته‌است، که ۳٪ از کل جمعیت دنیا را شامل می‌شود. ۹۷٪ بقیه جمعیت دنیا در کشورها و محلهایی زندگی می‌کنند که به دنیا آمده‌اند یا به‌طور خانوادگی زندگی کرده‌اند. عقاید جدید در مورد مهاجرت به توسعه و پیشرفت مربوط می‌شود، مخصوصا در قرن نوزدهم میلادی به ملیت‌ها و کشورهایی با معیارهای مشخص شهروندی پاسپورت وکنترل دائم و مستمر مرزها وحدود و قانون ملیت وجود داشته‌است. شهروندی و تابعیت یک کشور- ملیت به یک نفر خارجی و بیگانه حق اقامت در آن کشور و منطقه می‌داد، ولی اقامت بخاطر مهاجرت منوط به شرایط بود که توسط قانون مهاجرت تعیین می‌شود. مهاجرت بدون تایید رسمی می‌تواند طبق این قوانین یک خلاف تلقی شود و حتی اگر آن به‌عنوان خلاف تعریف نشود، دولتها معمولاً برای مهاجرت غیر قانونی بازداشت و حبس تعیین می‌کنند. این ملیت ها- کشورها هم‌چنین مهاجرت را یک مورد سیاسی، با تعریف وطن و تابعیت اصلی یک ملت را که به عنوان میراث شراکتی نژادی و یا فرهنگی اصلی به‌شمار می‌آید، در بیشتر موارد مهاجرت شرایط نژادی و فرهنگی مختلفی پیدا می‌کند. این مسئله باعث تنش‌های اجتماعی ترس و واهمه از خارجی و برخورد و مقابله با هویت ملی وبومی، در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به حساب می‌آید. کشورهای مهاجرپذیر نیز از نیروی کار مهاجران نفع می‌برند. بسیاری از کشورهای صنعتی برای گردش اقتصاد خود به نیروی کار ارزان مهاجرین نیاز دارند. مهاجران به‌ویژه در بخش‌های کشاورزی، ساختمان، رستوران‌داری و هتل‌داری، مراقبت از سالمندان، نظافت و خدمتکاری منازل مشغول به کار هستند. حتی در درون اتحادیه اروپا نیز انجام کار محدودیت‌های اقامتی برای بعضی از کشورها دارد و این امر رسماً به مهاجرت و کار غیرقانونی دامن می‌زند. در واقع در بحث‌های مربوط به مهاجرت غالباً چنین جلوه داده می‌شود که مهاجرین خود را به زور به جوامع مرفه‌تر تحمیل می‌کنند. در این میان نه تنها به علل مهاجرت، که ریشهٔ بسیاری از آنان، مناسبات اقتصادی جهانی است، اشاره نمی‌شود، بلکه در مورد منافع سرشاری که از راه مهاجرت قانونی و غیرقانونی نصیب سوداگران می‌گردد نیز سکوت می‌شود.(32)
مهاجرت خارجی، بین کشورها صورت می‌گیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می‌کنند در حالی که مهاجرت داخلی جابه‌جایی بین نواحی داخلی یک کشور است. حرکت روزانه مردم از حومه‌ها و شهرک‌های اطراف به داخل شهرهای بزرگ برای رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها، نوعی مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت روزانه گفته می‌شود. در این نوع مهاجرت مردم در شب به محل سکونت خود بازمی‌گردند. حرکت کوچ‌نشینان و جابه‌جایی کارگران از شهرها به روستاها در فصل میوه‌چینی، نوع دیگری از مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت فصلی می‌گویند. برخی مهاجرت‌های خارجی با هدف دستیابی به منابع طبیعی و ثروت و یا دستمزد و رفاه بیشتر انجام می‌پذیرد که به آن مهاجرت اختیاری گفته می‌شود. در این گونه مهاجرت‌ها کشور مبدا دچار مشکلات اقتصادی است. به‌عنوان نمونه مهاجرت اروپاییان به آمریکا، استرالیا، کانادا و آفریقا در قرن نوزدهم یک مهاجرت اختیاری است. مهاجرت کارگران ترکیه به آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم، و مهاجرت مردم اتریش، مجارستان، یوگسلاویبه آلمان پس از سال ۱۹۸۹ نیز مهاجرت‌های اختیاری هستند.
طبق برآورد سازمان‌های مدافع حقوق بشر، سالانه بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار انسان توسط قاچاقچیان از مرزها عبور داده شده و به فروش می‌رسند که ۸۰ درصد از این افراد دختران و زنان هستند. بسیاری از این افراد به کارهای سیاه و غیرقانونی واداشته می‌شوند، و مورد استثمار و بدرفتاری قرار می‌گیرند.
در وضع قوانین مربوط به مهاجرین، به‌جای پذیرفتن آنان به‌عنوان شهروندان جامعه، کنترل آنان به‌عنوان حاشیه‌نشینان جامعه مد نظر قرار می‌گیرد. به این ترتیب مهاجرین آخرین حلقه‌های زنجیر سلطه قدرتمندان را با هستی خود تنیده می‌بینند و زنان مهاجر رنگ جنسیتی را در شمایل این زنجیر باز می‌شناسند.
تئوریهای سنتی مهاجرت بین موارد «عوامل رانده شدن» و عوامل جذب وکشش«تفاوت و تمایز قائل می‌شوند که عوامل راندن و رانده شدن در وهله اول به تحریک و انگیزش افراد برای مهاجرت از کشور مبدا باعث می‌شود. این موارد مانند مهاجرت اقتصادی یا کاری (معمولاً مهاجرت نیروی کار)، تفاوتهایی در میزان و سطح دستمزدها عوامل مهم و تعیین کننده هستند. افراد فقیر از کشورهای کمتر توسعه یافته یا در حال رشد»می‌توانند” استانداردهای بالای زندگی در کشورهای توسعه یافته بیش از کشور اصلی خود داشته باشند. فرار از فقر و نداری یک عامل سنتی رانده شدن، فراهم وموجود بودن استخدام |شغل به عامل جذب کنندگی و کشش مربوط می‌شود. مهاجران می‌خواهند که مبالغی به افراد خانواده و فامبل خود بفرستند. بلایای طبیعی می‌تواند جریان مهاجرت ناشی از فقر ونداری را شدت بخشد. این نوع از مهاجرت ممکن است در کشور مقصد مهاجرت غیرقانونی باشد.33
مهاجرت به کشورهای دیگر بعضی وقتها در شکل کنترات و قرارداد استخدام می‌باشد: کارمندان اتحادیه‌های چند ملیتی، بین‌المللی تشکیلات غیر دولتی و سرویسهای دیپلماتیک می‌توانند در مناطق و کشورهای فرادریایی کار کنند. آنها اغلب به‌عنوان «افراد مقیم خارج» ملاحظه می‌شوند و شرایط آنها برای استخدام همانند یا بهتر از افراد بومی است که در کشور میزبان برای کار (برای کار مشابه) درخواست می‌کنند.
برای بعضی از مهاجران، آموزش یک عامل جذب و کشش اولیه34 مهاجران بازنشسته از کشورهای ثروتمند به کشورهای با هزینه‌های پایین با آب وهوای بهتر ومناسب تر، نیز نوع جدیدی از مهاجرت بین‌المللی است. یک مثال از مهاجرت به شهروندان بازنشسته بریتانیایی- انگلیسی به اسپانیا است. بعضی از مهاجران علائق خود را به اقامت در کشوری با دلایل مربوط به فرهنگ یا بهداشت تعیین می‌کنند، که افراد جوان از کشورهای توسعه یافته و پیشرفته برای ابراز علایق و عقاید خود و بیان آنها در مقابل موسسات یا بخاطر احتیاجات و نیازهای خود مستقیماً به محیط‌های فرهنگی دیگر مهاجرت می‌کنند.
مهاجرت دارای مزایا و معایبی است.موانع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد حقوق بشر، کرامت انسان، کرامت انسانی، حقوق انسان Next Entries پایان نامه درمورد نیروی کار، پناهندگان، سیاست جهانی، سازمان ملل متحد