پایان نامه درمورد نیروی کار، بهرهوری کل عوامل، رشد اقتصادی، سرمایه انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

فعالیتهای اقتصادی استفاده کرد که بازدهی توجیهپذیر را بر اساس معیارهای اقتصادی دارا باشد.
2-2-4- اهمیت و جایگاه بهرهوری
امروزه رقابت در عرصه تولید و تجارت جهانی به واسطه کمرنگ شدن مرزهای اقتصادی ابعاد دیگری یافته و کوشش در جهت بهبود و ارتقاء بهرهوری پایه اصلی این رقابت را تشکیل میدهد. اگرچه بهبود و ارتقاء بهرهوری بر اساس اصل عقلانیت اقتصادی همواره میباید مورد تأکید و توجه قرار گیرد، لیکن بهبود بهرهوری مستلزم به فعل درآوردن توان بالقوه است. از این رو این حرکت به یک ابزار محرک نیاز دارد که مناسبترین محرک رقابت در صحنه داخلی و بازارهای خارجی است. ارتقاء بهرهوری سبب پیشرفت و توسعهیافتگی میشود و اکثر کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه به منظور اشاعه نگرش به مقوله بهرهوری و تعمیم بکارگیری فنون و روشهای ارتقاء آن، سرمایهگذاری زیادی انجام دادهاند. بررسی عملکرد کشورهایی که طی چند دهه اخیر رشد اقتصادی قابل توجهی داشتهاند، حاکی از آن است که اکثر این کشورها رشد را از طریق افزایش بهرهوری به دست آوردهاند (ولیزاده، 1384).
از آنجا که طبق اهداف سند چشمانداز بیست ساله کشور؛ ایران باید به کشوری توسعهیافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالمللی تبدیل شود، لذا با ارتقاء بهرهوری میتوان به رشد اقتصادی کشور افزود و جایگاه بینالمللی ایران را ارتقاء بخشید و جبران عقبماندگیهای گذشته را نمود و به هدف تعیین شده در سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی نائل آمد (امینی، حجازی، 1386).
2-2-5- عوامل مؤثر بر بهرهوری نیروی کار، سرمایه و کل عوامل تولید
با توجه با این که بهرهوری به عنوان مهمترین عامل در راه رسیدن به رشد اقتصادی مستمر کشور میباشد، بنابراین جهت دستیابی به رشد اقتصادی درونزا و پایدار و افزایش سهم رشد بهرهوری کل عوامل در رشد اقتصادی از یک سو و کاهش اهمیت برخورداری از منابع اولیه و نیروی کار ارزان به عنوان مزیت نسبی از سوی دیگر، نیازمند شناخت علمی از عوامل مؤثر بر بهرهوری کل عوامل میباشیم. زیرا شناخت جامع و علمی از عوامل مؤثر بر بهرهوری کل عوامل میتواند در برنامهریزیهای اقتصادی نقش حایز اهمیتی ایفا نماید.
در این قسمت به مهمترین عوامل تأثیر گذار بر بهرهوری نیروی کار، سرمایه و کل عوامل تولید اشاره میگردد.
2-2-5-1- برخی عوامل مؤثر بر بهرهوری نیروی کار
آموزش، کسب تجربه، تخصص در کار و مهارت بر افزایش بهرهوری نیروی کار تأثیر دارد. امروزه اکثر کشورها سعی میکنند به جای افزایش تعداد نیروی انسانی شاغل، با اجرای برنامههای آموزشی کوتاهمدت تخصصی، سطح مهارت شاغلان را افزایش دهند. سایر عوامل مؤثر بر رشد بهرهوری نیروی کار عبارت است از:
سرمایه سرانه: افزایش سرمایه سرانه ( سرمایهبر بودن تکنیک تولید یا افزایش سهم کالاهای سرمایهای) بر بهرهوری نیروی کار تأثیر مثبت دارد، یعنی هر چه فن تولید سرمایه برتر باشد، بهرهوری نیروی کار بالاتر خواهد بود.
پیشرفت فنی: در صورتی که پیشرفت فنی، موجب صرفهجویی در استفاده از نیروی کار برای تولید هر واحد از محصول باشد، بهرهوری نیروی کار افزایش مییابد.
دستمزدهای واقعی: با افزایش دستمزدهای واقعی؛ انگیزه نیروی کار برای انجام بهتر کار افزایش مییابد و موجب بالا رفتن تلاش، جدیت و دقت فرد میشود. هنگامی که دستمزد واقعی کاهش مییابد، انگیزه نیروی کار کاهش مییابد و از ماشینآلات و تجهیزات به نحو احسن استفاده نمیکند. علاوه بر این، افزایش دستمزد واقعی انگیزه سرمایهگذاری در آموزش و ارتقاء سطح سلامتی و بهداشت نیروی کار را افزایش میدهد که نتیجه اینها افزایش سرمایه انسانی و کارایی نیروی کار است (امینی، 1384).
2-2-5-2- برخی عوامل مؤثر بر بهرهوری سرمایه
عوامل مؤثر بر بهرهوری سرمایه عبارت است از:
میزان استفاده از ظرفیتهای موجود: کاهش فاصله تولید بالفعل از تولید بالقوه، بر بهرهوری سرمایه تأثیر مثبت دارد ( با ثابت بودن مقدار سرمایه و افزایش تولید، بهرهوری سرمایه افزایش مییابد).
متوسط نیروی کار استفاده شده به ازای هر واحد سرمایه: متوسط سرمایه انسانی به ازای هر واحد سرمایه و پیشرفت فنی بر بهرهروی سرمایه تأثیر مثبت دارد. به عنوان مثال، هر چقدر تکنیک تولید کاربرتر باشد، نسبت L/K بزرگتر خواهد بود و بهرهوری سرمایه بیشتر خواهد شد و برعکس هر چقدر تکنیک تولید، سرمایه برتر باشد بهرهوری سرمایه، کمتر خواهد شد که دلیل آن نزولی بودن بازدهی سرمایه میباشد.
متوسط سرمایه انسانی استفاده شده به ازای هر واحد سرمایه: در صورت استفاده بهتر از ماشینآلات و تجهیزات توسط نیروی انسانی متخصص ( به واسطه برخورداری از دانش علمی، فنی و تخصصی)، میزان تولید افزایش مییابد.
پیشرفت فنی: پیشرفت فنی باعث میشود ماشینآلات و تجهیزات جدیدتر، که کارایی بیشتری دارند، تولید شوند و بنگاهها با استفاده از آنها میتوانند به ازای هر واحد سرمایه، تولید بیشتری داشته باشند.
هزینه واقعی استفاده از سرمایه: با افزایش هزینه واقعی استفاده سرمایه، تخصیص منابع مالی در طرحهای سرمایهگذاری به شکل بهتری صورت میگیرد و طرحهای دارای توجیه اقتصادی کمتر، کنار گذاشته میشوند. علاوه بر این، با افزایش هزینه واقعی استفاده از امکانات سرمایهای، هزینه فرصت بیکار ماندن تجهیزات و ماشینآلات بیشتر شده و کارفرما سعی میکند از امکانات سرمایهای، حداکثر استفاده را داشته و به بهترین شکل از آنها استفاده نماید.
2-2-5-3- برخی عوامل مؤثر بر بهرهوری کل عوامل تولید
با توجه به اینکه رشد بهرهوری کل عوامل تولید برابر با میانگین موزون رشد بهرهوری نیروی کار و سرمایه میباشد، در نتیجه عواملی که بهبود سطح کیفی نیروی کار و سرمایه، تخصیص بهتر منابع و استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود را به همراه دارد، به ارتقاء بهرهوری کل عوامل تولید کمک میکند. در گزارش سازمان بهرهوری آسیایی32 نیز عوامل ذیل به عنوان مهمترین فاکتورهای تسریعکننده رشد بهروری کل عوامل تولید ذکر گردیده است.
سرمایهگذاری خارجی: شاخص سرمایهگذاری خارجی ( از طریق انتقال فناوری و در نتیجه افزایش تولید) بر رشد بهرهوری کل عوامل تولید تأثیر مثبت دارد. در چند دهه اخیر، سرمایهگذاری مستقیم خارجی در انتقال فناوری، نسبت به خرید دانش فنی، از اولویت بیشتری برخوردار بوده است. نظریه جهانیسازی نیز که بر حرکت آزاد سرمایهها تأکید میکند، دلیلی بر گسترش سرمایهگذاریهای خارجی و انتقال فناوری نوین در این زمینه میباشد. افزایش ظرفیت جذب و پذیرش سرمایهگذاری خارجی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و همچنین تمایل آنها به سرمایهگذاری مشترک خارجی، در افزایش حجم سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی مؤثر بوده است.
تحقیق و توسعه: تحقیق و توسعه سبب رقابتپذیری در دستیابی به فناوری شده و بهبود رقابتپذیری، در بلندمدت باعث رشد بهرهوری کل عوامل تولید میگردد. شایان ذکر است کشورهایی که در سطح بالایی از رقابتپذیری اقتصادی قرار دارند کشورهایی هستند که سرانه تحقیق و توسعه در آنها در مقایسه با کشورهای دیگر بالاتر میباشد.
سیاست تجاری: سیاست باز تجاری، توسعه صادرات و جایگزینی واردات بر رشد اقتصادی و بهرهوری کل عوامل تولید تأثیر مثبت دارد. صادرات، قدرت رقابتپذیری کالاها را افزایش داده و واردات، (بخصوص واردات ماشینآلات و ابزارآلات که دربردارنده تکنولوژی نوین میباشند) راهی برای ورود تکنولوژی خارجی به اقتصاد داخلی میباشد.
آموزش و میزان تحصیلات نیروی کار: با افزایش میزان تحصیلات و آموزش افراد شاغل، توانایی آنها در استفاده از فناوری مدرن در تولید، افزایش یافته و این امر باعث افزایش کارایی تکنیکی میگردد.
کارایی و دانش مدیریت (X-Efficiency): میزان تخصص و دانش مدیران بر افزایش تولید و بهرهوری تأثیر مثبت دارد.
همچنان که ملاحظه گردید، عوامل متعددی بر بهرهوری کل عوامل تولید، نیروی کار و سرمایه مؤثر است. بنابراین برای ارتقاء بهرهوری لازم است، ضمن شناخت شرایط ساختاری حاکم بر اقتصاد کشور و موانع موجود، با ارائه راهکارهای مفید، شاخصهای بهرهوری را بهبود بخشید (ولیزاده زنوز، 1388).
با توجه به عوامل مؤثر ذکر شده بر بهرهوری نیروی کار، سرمایه و کل عوامل تولید، به نظر میرسد یکی از مهمترین عوامل مؤثر سرمایه انسانی باشد چرا که این عامل خود بر سایر عوامل نیز تأثیر میگذارد. عواملی مانند سرمایه سرانه، پیشرفت فنی، تحقیق و توسعه، سیاست خارجی و … هر کدام به نوعی تحت تأثیر سرمایه انسانی میباشند. آموزش، یکی از ارکان سرمایه انسانی است که میتواند از طریق بهبود کیفیت نیروی انسانی موجب بهبود بهرهوری در کشور شود. عامل مهم دیگر، با توجه به شرایط کنونی در جهان، سیاست تجاری است. اقتصاد جهانی روز به زور رقابتیتر میشود به منظور حفظ بازارهای داخلی و خارجی باید اقتصاد بازتر شود. صادرات، قدرت رقابتپذیری کالاها را افزایش میدهد و واردات، راهی برای ورود تکنولوژی خارجی به اقتصاد داخل است. از طرفی عواملی مانند تشکیل سرمایه و توسعه بازارهای مالی نیز بر بازبودن تجاری مؤثر میباشند. بنابراین مهمترین عوامل مؤثر بر بهرهوری کل عوامل، با توجه به مطالب ذکر شده توزیع آموزش، باز بودن تجاری، تشکیل سرمایه و توسعه مالی است که در اقتصاد ایران مورد بررسی قرار میگیرد.
2-3- مروری بر مطالعات تجربی
این قسمت در دو بخش تدوین یافته است که به ترتیب به بررسی مطالعات خارجی و داخلی پرداخته شده است و انتظار میرود که آشنایی نسبی با فضای بحثهای کاربردی در داخل و خارج کشور را فراهم نماید.
2-3-1- مطالعات خارجی
محققان بسیاری دریافتهاند که سرمایهگذاری در سرمایه انسانی، از طریق ایجاد تغییرات تکنولوژی و انتشار آن، به طور معنیداری بهرهوری را تحت تأثیر قرار میدهد.
سائر و زاگلر (2014)، ارتباط بین توسعه اقتصادی33 و سطح متوسط آموزش و همچنین میزان نابرابری در توزیع آموزش را بررسی کردهاند. کاربرد روش پانل پویا34 در 60 سال و 143 کشور با یک برآوردگر GMM سیستمی وجود ارتباط بین ضریب جینی آموزش و میانگین سالهای تحصیل را تأیید میکند. این مطالعه دلایلی ارائه میکند مبنی بر اینکه تحصیلات بیشتر -صرف نظر از این که چگونه توزیع شده است- برای رشد اقتصادی خوب است. از سوی دیگر، برای کشورهای با سطح آموزش پایین، نابرابری ارتباط مثبتی با رشد اقتصادی دارد در حالی که برای کشورهای با سطوح بالای آموزش ارتباط منفی بیمعنایی بین نابرابری و رشد اقتصادی مشاهده میشود. بنابراین، یک افزایش ناچیز در میزان نابرابری موجب میشود تا اقتصادهایی که به لحاظ آموزش در سطح پایین بوده و دچار ضعف آموزش هستند از دام فقر35 بیرون بیایند. در عین حال، زمانی که اقتصادها از نظر آموزشی در وضعیت بهتری قرار میگیرند، اثر نابرابری آموزشی اغلب به صورت غیرمستقیم عمل میکند. از این رو، کشورهایی که نابرابری آموزشی بیشتری را نشان میدهند به طور متوسط بازدهی اقتصاد کلان نسبت به آموزش36 کمتری در مقایسه با اقتصادهایی که دارای توزیع آموزش برابرتر هستند را تجربه میکنند.
آیبورک و آماگاس37 (2012)، در مطالعهای نابرابری آموزشی را با استفاده از شاخص جینی و انحراف استاندارد بر اساس دادههای بارو و لی38 (2010) برای 15 کشور از منطقه خاورمیانه و شمال افریقا در طول دوره 2010-1950 محاسبه کردهاند. نتایج این بررسی نشان میدهد که شاخص جینی برای همه کشورهای مورد بررسی کاهش یافته است و رابطه منفی و معنادار بین شاخص جینی و متوسط سالهای تحصیل وجود دارد. همچنین نتایج نشان میدهد که توزیع آموزشی در کشورهای با درآمد متوسط در مقایسه با کشورهای با درآمد بالاتر در سال 2010 نابرابرتر بود، اگر چه آنها تقریباً در سال 1970 در همان سطح بودند.
بارو و لی (2010)، در مطالعهای با استفاده از تجزیه و تحلیل پانل برای 146 کشور طی دوره زمانی 1950 تا 2010،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سرمایه انسانی، بهرهوری کل عوامل، ضریب جینی، نیروی کار Next Entries پایان نامه درمورد رشد اقتصادی، سرمایه انسانی، بهرهوری کل عوامل، ضریب جینی