پایان نامه درمورد نهی از منکر، امر به معروف، قرآن کریم، قانون ایران

دانلود پایان نامه ارشد

که هیچگونه عامل پیشگیر برای اینکه فرد مرتکب جرم نگردد وجود ندارد جز اینکه فرد با تکیه بر ایمانی که در خود پرورش داده و باوری که به او می گوید کار درست عدم انجام آن فعل است می تواند از این مهلکه بدون کوچکترین افسوس و یا پشیمانی عبور کند و از توالی فاسدی که هم خود فرد و هم جامعه پیرامونی و هم اجتماع بزرگتر را می تواند درگیر کند رهایی می یابد.او با گفتن جمله اَحسن مثوای(جایگاه بهتر) تکلیف گرایش شدید به انجام جرم را روشن می کند و با در نظر گرفتن و به جای افسوس از موقعیت از دست رفته امید به داشتن جایگاه بهتر را در دل تقویت می کند.چنین فردی اگر ده ها و صدها در موقعیت اینچنینی دیگر نیز قرار بگیرد به سلامت عبور خواهد کرد.
او در جای دیگری در همین سوره می فرماید:«إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَ یَصبِر فَاِنَّ الّلهَ لا یُضیعُ اَجرَ المُحسِّنینَ:به راستی هر کس که تقوا پیشه کند و صبور باشد همانا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند.»235 یوسف با چنین اعتقادی و باوری به این قانون الهی توانست از آن واقعه سربلند بیرون بیاید و به جای آنکه ساعتی را به شهوت جنسی خود پاسخ دهد و بعد از آن ننگ و بدنامی را برای خود به بار بیاورد راه دیگری را برگزید که او را تا حد عزیز مصر بالا برد و سعادتی ابدی را نصیب خود کرد.آیا برای یوسف یک عمر با عزت و نیک نامی به سر بردن و انسانی همیشه مورد اعتماد بودن و مثل شدن داستانش به عنوان نمونه عینی پرهیزکاری و داشتن سعادت دنیا و آخرت بهتر است یا دمی را با لذت جنسی پوچ سرگرم شدن؟که:«إِنَّکَ الیَومَ لَدَینا مَکینٌ أَمینٌ: تو امروز در نزد ما صاحب منزلت و امین هستی.»236 «وَالَّذینَ هُم لِفُروجِهِم حافِظونَ إِلّاعلی آَزواجِهِم أو ما مَلَکَت أَیمانُهُم فَإِنَّهُم غَیرُ مَلولینَ فَمَنِ اِبـتَغی وَ راءَ ذلِکَ فاولئکَ هُمُ العادون:«و آن ها که دامان خود را از آلودگی به بی عفتی حفظ می کنند تنها آمیزش جنسی با همسران و کنیزانشان دارند که در بهره گیری از آنها ملامت نمی شوند و هر کس غیر این را طلب کند تجاوزگر است.237 «در قرآن کریم مرتبا توصیه به عفت جنسی شده است و راهکارهای مناسبی برای عفت جنسی و مبارزه با فساد جنسی ارائه می شود و برای این منظور ابتدا به اهمیّت عفت می پردازد.در آیات 16الی33 سوره مریم،91 انبیا،12سوره تحریم از عفت حضرت مریم ستایش می کند.در سوره یوسف، عفت حضرت یوسف را در آیات 23 الی 57 به تصویر می کشد،عفت حوریان بهشتی را در آیات 48 سوره صافات،52 سوره ص و 54 سوره الرحمن نشان می دهد و بالاخره در آیات23 الی 27 سوره نور برای شایعه سازی پیرامون پاکان کیفر تعیین می کند و از همه مهمتر عفت در فلسفه ازدواج را در آیات 32 و 33 سوره نور مورد تاکید قرار می دهد.علی رغم این تاکیدات به جهت اهمیت عفت انسانی و جلوگیری از ارتکاب جرایم علیه منافی عفت که یکی از ارزش های مورد حمایت در جرم انگاری جرایمی از قبیل زنا،مساحقه،لواط می باشد راهکارهای اجتماعی و فردی برای جلوگیری از فساد جنسی ارائه می دهد.»238
این همه تاکید برای عفت جنسی بی دلیل نیست.رابطه جنسی نامشروع نه تنها خود یک فعل مجرمانه مستقل است بلکه با وقوع آن انواع و اقسام نابهنجاری های اجتماعی و روانی را به دنبال دارد.جرمی است که از دل آن می تواند بالقوه بودن بسیاری از حالات خطرناک را به فعل تبدیل کند.بسیاری از قتل های ناموسی،آدم ربایی،روسپیگری،انتقال عمدی بیماریهای خطرناک،ایجاد حالت خطرناک برای شخص بزه دیده و یا خانواده او،سقط جنین،زنا،قوادی و بسیاری موارد دیگر که توالی فاسد یک عمل حرام و ممنوع برای افراد اجتماع است.به علاوه باید به اثرات آن بیماریهای روحی و روانی فرد بزه دیده،به خطر انداختن روان اجتماعی،اشاعه فحشا،و از دست دادن شرافت و آبروی یک فرد،خانواده و یا جامعه محلی را هم بایست بر آن اضافه کرد.
بنده شهوت ندارد خود خــــلاص جـز به فضل ایزد و انعـام خـــــاص
خشم و شهوت مرد را احول کــند ز استقامت روح را مبــدل کنــــــد
ترک شهوتها و لذتها سخــاســـت هرکه در شهــوت فروشد برنخواسـت
این سخا شاخی است از سرو بهشت وای او کز کف چنین شاخی بهشــت239
گفتار سوم: توصیه به امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف فرمان دادن به کارهای نیک و نهی از منکر نهی کردن از ارتکاب از زشتی ها و گناه است.یکی از روشهای خوبی که به سالم سازی محیط و اشاعه خوبیها و طرد و حذف بدی ها می انجامد امر به معروف و نهی از منکر است. این امر جامعه را رشد می دهد و باعث ارتقا فضائل اخلاقی و جلوگیری از گمراهی جامعه می گردد.اما امر به معروف ونهی از منکر دارای شرایطی است و از چنان دقت و ظرافتی برخوردار است که یک اشتباه کوچک در آن نتیجه عکس دارد هیچ تاثیری ممکن است بر روی افراد نداشته باشد.از جمله اینکه:
1-در نهی از منکر باید از منکرات مهم شروع کرد:مانند ابراهیم(ع) که از مهمترین منکر که شرک به خدا بود شروع کرد و ابتدا عمویش آذر را به خداپرستی دعوت کرد.
2- اینکه قرآن کسانی را که به این فریضه و محیط افراد خود بی تفاوت باشند و حساسیتی نسبت به بدی های اطراف خود نشان نمی دهند سرزنش می کند «آنها که از بنی اسرائیل کافر شدند، بر زبان داوود و عیسی بن مریم لعن و نفرین شدند.این به خاطر آن بود که گناه می کردند و تجاوز می نمودند،واز اعمال زشتی که انجام می دادند یکدیگر را نهی نمی کردند.»240
3-باید از بدی ها اعلام انزجار نمود نه بدها:«مثلا در سوره شعراء حضرت لوط(ع) می فرماید که من از کارهای شما بیزارم.نمی گوید که من از شما بدم می آید.»241 یا ابراهیم(ع)می فرماید:«من از آنچه بدان شرک می ورزید برائت می جویم و نمی گوید از شما برائت می جویم.»242 پس ما نباید امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان یک تسویه حساب شخصی یا محل قدرت نمایی و یا خالی کردن عقده ها قلمداد کنیم بلکه این امر مقدّس باید وسیله ای برای بهتر شدن جامعه و پذیرش اشتباهات از سوی افراد قرار گیرد و رفتار ناشایست خود یکی از نمونه های بارز منکر است.
4-آمر به معروف و ناهی از منکر باید ابتدائاً خود عامل و عامر به آن باشد.پر واضح است کسی که خود به چیزی علم ندارد و آن را انجام نمی دهد نمی تواند از دیگری بخواهد که آن عمل را انجام دهد یا آن را نهی کند.«وَ ما أُریدُ أَن آُخَالِفَکُم إِلَی مَا أَنهَشکُم عَنهُ:من هرگز نمی خواهم چیزی که شما را از آن باز می دارم خودم مرتکب شوم.»243 5-در نهی از منکر باید با طرح سوال وجدان افراد را به قضاوت گرفت.همان گونه که ابراهیم به پدرش می گوید:«ای پدر!چرا چیزی را می پرستید که نمی شنود و نمی بیند و تو را از هیچ چیز بی نیاز نمی کند؟»244
یکی از جلوه های سیاست جنایی مشارکتی اسلام مشارکت دادن مردم در امور مربوط به واجبات و محرّمات است.این امر بوسیله فریضه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک تکلیف همگانی و عاملی در جهت سلامت جامعه از انحراف و پیشگیری از جرم و وظیفه ای برای تک تک شهروندان است.در مکتب فقهی گاهی از امر به معروف و نهی از منکر با عنوان دفاع همگانی یا دفاع اجتماعی در مقابل دفاع فردی یا دفاع مشروع یاد می شود.245

فصل دوم: تعدیل و پیشگیری ثالث از گرایش مجرمانه
در این فصل به نقش توبه و آثار اصلاحی و تربیتی آن و همینطور عفو وگذشت و اثراتی که بر روی فرد و جامعه می گذارد و همینطور نقش آن در پیشگیری های بعدی و حتی بعد از ارتکاب وقوع جرم می پردازیم.
مبحث اول: توبه
احساس گناه،باعث کمبودها و نقایصی در انسان می گردد.اگر انسان دائم در همان حالت گناه بماند نه تنها حال خود را از دست می دهد بلکه ممکن است که به انواع دیگر گناه نیز آلوده گردد.اما دین راه حلی برای خلاصی از این حس گناه و بازگشت فرد به اجتماع و دادن فرصت دوباره به افراد،نهادی به نام توبه را قرار داده است.این امر باعث می شود که دوباره فرد در دام گناه گرفتار نشود و اعتماد به نفس و احساس رضایت را دوباره در خود ببیند و احساس کند که می تواند گذشته اش را جبران نماید که به تثبیت و آرامش انسان منتهی می گردد.246
«إِنَّ اللهَ لاَ یَغفِرُ أَن یُشرَکُ بِهِ وَ یَغفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاء:خداوند(هرگز)شرک را نمی بخشد و پایین تر از آن را برای هر کس که بخواهد می بخشد.»247 و این آیه که نشان از رحمت و بخشش بی منتهای الهی دارد که می فرماید:«وَ إِذَا جَاءَکَ الَّذینَ یُومِنُونَ بِآیَتِنَا فَقُل سَلامٌ عَلَیکُم کَتبَ رَبُّکُم عَلَی نَفسِهِ الرَّحمَهَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُم سوءاً بِجَهَالَهٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعدِهِ وَ أَصلَحَ فَأَنَِهُ غَفُورٌ رَحیمٌ:هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند به آنها بگو:سلام بر شما،پروردگارتان رحمت را بر خود فرض کرده،هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند سپس توبه و اصلاح(جبران) نماید،او آمرزنده مهربان است.»248 از این آیات و آیات دیگر در باب توبه نتیجه می گیریم که هیچ انسانی نباید در خود احساس گناه مداوم و عدم بخشش از جانب خداوند نماید بلکه همواره امید به بخشش از سوی خداوند باید داشته باشد.
گفتار اول: تاثیر توبه در سقوط مجازات
«یا أَیُهَا الذّینَءامَنوا توبوا أِلَی الله تَوبهً نَصوحاً:ای کسانی که ایمان آورده اید بسوی خدا توبه کنید:توبه خالص.»249 توبه در لغت به معنای بازگشت از گناه و ندامت و پشیمانی از انجام آن و در اصطلاح عبارت است از ترک گناهان کنونی و عزم بر ترکشان در آینده و تدارک تقصیر گذشته.250 توبه از بنیادهای حقوق جزای اسلامی است.اسلام در راستای بازگرداندن مجرم به جامعه و ندامت از کرده خود و به خاطر رعایت مصلحت و اعمال سیاست کیفری مناسب راهی معین نموده که در صورت توبه فرد مجازات او منتفی گردد.توبه در قوانین اسلامی از معاذیر معاف کننده قانونی است.به این معنا که مجرم دارای تمام شرایط مسئولیت کیفری است و عملی را هم که انجام داده است جرم می باشد،اما رعایت پاره ای از مصالح مانع مجازات فرد می گردد که آنهم از باب رأفت اسلامی و دادن فرصت دوباره ای به مجرم انجام می شود.251
یکی از عوامل اصلی سقوط مجازاتها توبه است.از لحاظ فقهی توبه و آثاری که بر روی جرم می گذارد به دو دسته تقسیم می شود. توبه ای که مابین خدا و انسان نسبت به گناهی که انجام داده می باشد.مثلا گناهی که موجب زائل شدن حقی از دیگران یا ثبوت حدی از حدود الهی نمی شود،بلکه به خود گناهکار مربوط شده و به بیرون از شخص او سرایت نمی کند مانند حسادت،دروغگویی و …در اینصورت اگر گناهکار توبه نماید و عزم کند که دیگر به آن کار بر نگردد اثرات توبه بر آن بار می شود(که به آن توبه باطنی نیز می گویند).یا گناهی که موجب ثبوت مالی از حق الناس یا حق الله می گردد مانند ترک زکات،یا از بین بردن آبروی کسی یا غیبت کردن در این صورت توبه زمانی محقق است که حقی را که بر ذمه اش است بپردازد.252 در فقه اسلامی و در آیات قرآن کریم در صورتی که شخصی پس از ارتکاب جرم و پس از اثبات به وسیله اقرار یا بینه توبه نماید، مجازات ساقط می شود.در تقسیم بندی کلی جرائم در فقه به جرائم حق الهی و حق الناسی تقسیم می شود،در پذیرش توبه در جرائم حق الناسی تردید وجود دارد ولی خداوند خود وعده عفو در قبال توبه از جرائم حق الهی را داده است.جرائم حدی توبه متهم قبل از اثبات جرم و احراز ندامت او برای قاضی حد را ساقط می گرداند.تنها حدودی که شامل آن نمی شوند قذف و محاربه هستند،ولی باید توجه داشت که توبه محارب قبل از دستگیری یا تسلط بر او موجب سقوط حد خواهد بود.(بند1 ماده 114 قانون مجازات اسلامی)در قانون ایران پس از اثبات جرم حدی غیر از قذف در صورتی که جرم با اقرار ثابت شده باشد و مرتکب توبه نماید دادگاه می تواند عفو مجرم را توسط رئیس قوه قضاییه از رهبری تقاضا کند.یا مرتکب به عنف،اکراه یا اغفال مرتکب زنا یا لواط گردد،در صورت توبه و سقوط مجازات حدی،به حبس یا شلاق تعزیری درجه شش یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.(بند 2 ماده 114 قانون مجزات اسلامی)در ماده 115 قانون

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد هویت اجتماعی، اعمال مجرمانه، پیامبر اسلام (ص)، داستان یوسف Next Entries پایان نامه درمورد قانون مجازات، مجازات اسلامی، تخفیف مجازات، عدالت ترمیمی