پایان نامه درمورد نمایشنامه، نمایش نامه، اکبر رادی

دانلود پایان نامه ارشد

درباری و خانوادگی دوران تاریخی خود می باشد، جنس مشترکی از نحوه چیدمان کلمات وجود دارد.

بخش دوم: اکبر رادی
4-2-1 زندگی و آثار
اکبر رادی در دهم مهرماه سال 1318 در یکی از محله های غربی رشت (پیرسرا) پا به صحنه زندگی گذاشت. از فرزند سوم خانواده ای بازاری و مرفه بود که دو خواهر و سه برادر داشت. پدرش حسن متولد 1287بود. او در سال های دهه بیست که مقارن با جنگ جهانی دوم بود، در خیابان «شاه» رشت، نزدیک «سبزه میدان» کارخانه قندریزی کوچکی داشت. کودکی رادی در امنیت و آرامش و رفاه سپری شد. مادرش ام البنین رزاقی متولد(1288) زنی خانه دار، متدین و پرتوان و بانویی شایسته و هوشمند برای اداره امورات خانه و خانواده بود .
رادی چهار کلاس اول ابتدایی را در دبستان «عنصری» رشت (1325 تا 1329) گذراند و تا حدود یازده سالگی در این شهر زندگی کرد اما در سال 1329 به علت ورشکستگی پدر به همراه خانواده به تهران کوچید. پدر در اداره دخانیات شغل کم درآمدی یافت و رادی در همان اوان نوجوانی طعم تلخ تنگدستی را چشید. خود می گوید: «در تهران خانواده ای بودیم نگونسار در ولایت غریب با دو اتاق اجاره ای.» دو سال آخر ابتدایی را در دبستان صائب تهران خواند (1329 تا 1331) و دوره متوسطه را در دبیرستان «رازی» به اتمام رساند (1331 تا 1338) البته یکبار در سال سوم متوسطه با سه تجدید مردود شد و در همان سال ها بود (1334) که با آثار صادق هدایت آشنا شد و شروع به داستان نویسی کرد .
رادی در سال 1335 اولین داستانش(موش مرده) را در روزنامه کیهان به چاپ رساند. در همان سال داستان بلندی به نام (مسخره) را نوشت که البته منتشر نشد. (افسانه دریا) داستان دیگری از اوست که در سال بعد نگارش یافت و به سرنوشت (مسخره) دچار شد. پیش نویس اولین نمایش نامه جدی رادی (روزنه آبی) در همین سال نوشته شد که در سال 1341 به چاپ رسید.
در سال 1338، «باران» اولین داستان برجسته او برندة جایزة اول مسابقه داستان نویسی مجله اطلاعات شد. در همین سال در کنکور پزشکی موفق شد اما سال بعد در رشته (علوم اجتماعی) پذیرفته شد و همزمان مجموعه داستان هایش(جاده) را در مجله اطلاعات جوانان و نیز(کوچه) را در ماهنامه سخن به چاپ رساند. او (جاده) را در سال 1349 به شکل کتاب کم حجمی چاپ کرد. بعدتر با شاملو آشنا شد که وی را به شاهین سرکیسیان، کارگردان تئاتر معرفی کرد. در سال 1340 دورة یک ساله تربیت معلم را گذراند و با حکم رسمی وزارت خانه، معلم شد. سپس به عضویت گروه ادبی (طرفه) درآمد که اعضای آن عبارت بودند از: نادر ابراهیمی، احمد رضا احمدی، جمیله صدری، مریم جزایری، محمد علی سپانلو، ناصر شاهین پر، جملیه صمدی، مهرداد صمدی، جعفر کوش آبادی، اسماعیل نوری علاء و . . . بودند. در همین سال بود که با جلال آل احمد در دفتر (کتاب ماه) آشنا شد و جلال چاپ (روزنه آبی) را مشروط به اصلاحاتی کرد که از سوی رادی مقبول نبود و در نتیجه این نمایش نامه در (کتاب ماه) چاپ نشد. رادی در سال 1343 نمایش نامه (افول) را منتشر می کند. او در این اثر از مهندس جوانی می گوید که با دختر مالکی قدیمی ازدواج می کند و در محیط بسته و کوچک روستا قصد اصلاحاتی دارد. او در سی ام تیرماه 1344 با حمیده عنقا از خانواده ی عارفان اویسی و از نوادگان مولانا ابوالفضل عنقا (پیر اویس) ازدواج کرد. اکبر رادی با سابقه سی و دو سال تدریس در رشته ی ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایش نامه نویسی مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایش نامه نویسی کارشناسی ارشد دانشگاه هنر، در سال 1373 از تدریس بازنشسته شد .
او معتقد است که دو اتفاق سرنوشت ساز در زندگی او رخ داد: اولی در سال 1339 زمانی بود که با معرفی شاملو با شاهین سرکیسیان آشنا شد که داعیه ی تئاتر ملی داشت و استعداد خام رادی را در وجودش می دید و مصراً می خواست که آن را وقف تئاتر کند و تنها به نمایش نامه نویسی بپردازد و دیگری در سال 1349 که آشنایی او با جلال آل احمد بود.
سبک رئالیستی او برگرفته از مشاهدات عینی اوست. هیچ یک از شخصیت ها او واقعی نیستد، شخصیت های داستان های او آمیزه ای از واقعیت و خلاقیت او هستند، شخصیت هایی متناقض و غیرقابل پیش بینی اند. قدرت و اعتبار رادی در آفرینش و خلق شخصیت های آثارش است.
برخی از مهمترین آثار او به این ترتیب می باشد: روزنه آبی،‌ از پشت شیشه ها، مرگ در پاییز، لبخند با شکوه آقای گیل، اُفول، ارثیه ایرانی،‌ صیادان در مه بخوان، هاملت با سالاد فصل،‌ پلکان،‌ آهسته با گل سرخ،‌ آمیز قلمدان،‌ تانگوی تخم مرغ داغ، کنت و کاکتوس…
4-2-2 نمایشنامه : «خانمچه و مهتابی»
4-1-2-1 خلاصه اثر
خانجون پیر زنی است که در آسایشگاهی در منطقه (سعادت آباد) نگهداری می شود. خانجون بازگو کننده روایت های مبهم و تو درتویی است. لیلا و شارل ارتباطی صمیمی با هم دارند ولی شارل در پی بدست آوردن زمین(سعادت آباد) که به گونه ای جزء اموال لیلا محسوب می شود، چرب زبانی می کند. معامله صورت گرفته و به امضاء و رضایت لیلا محتاج است. شارل با پیش کشیدن مطلبی حاکی از این که فرزندی ندارند تا این سرمایه را برای او به اِرث بگذارند لیلا را در تنگنا قرار می دهد. لیلا به خاطر علاقه خود نسبت به شارل رضایت می دهد تا (سعادت آباد) از دست برود و به جای آن شارل به هر آنچه از مقام و مَنصب که آرزویش را دارد برسد. درقسمت بعد با خواب سنبله و روایت حاکم و غلام روبرو می شویم. حاکمی جهت گذران اوقات در حال صرف کباب غاز و مخلفات مزبور است که یکی از غلامان زنی را به او پیشکش می کند. زن از رازی که فاش نخواهد شد سخن می گوید و حاکم جان او را می گیرد.
سپس دوباره به قصه خانجون بازمی گردیم. او برای سارا (پرستارش) خاطراتی را نقل می کند از آشنایی گلین و آموتی.گلین و آموتی زوجی از طبقه پایین جامعه هستند. این زوج علاوه بر درد فقر از فقدان فرزند نیز رنج می برند. گلین در تلاش برای فرزنددار شدن راه هایی از سحر و جادو را امتحان می کند اما آموتی به گلین و خواسته اش بی توجه است. گلین جهت بهتر شدن وضعیت زندگی اش مجبور می شود برای گدایی کودکی را اجاره کند. خانجون از خواب و رویایی که در آسایشگاه پایانی ندارد سخن می گوید. خواب هایی که بی وقت حاضر می شوند. خانجون طی مرور خاطرات خود و روایت های از پیش نقل شده به روایت سامان و ماهرو می رسد. زنِ این زوج، نویسنده است و مرد، نقاشی شارلاتان که تمام هنرش کپی از آثار دیگران است. آنچه فی ما بین آن دو روشن است فداکاری ماهرو برای پیشرفت سامان می باشد. ماهرو از تمام علایق و دغدغه هایش دست کشیده تا همسرش با آسودگی به هنرش بپردازد ولی دریغ که هیچ نتیجه ای نداشته است. این زوج نیز فرزندی ندارند. در پایان خانجون با ذکر تک گویی پر از ابهام خود، فضای ذهنی آشفته خود را میان مرور خاطرات و واقعیت گزارش می کند.
4-2-2-2 تحلیلی روایت شناسانه بر نمایشنامه(خانمچه و مهتابی) بر اساس آراء ژنت
خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی از نمایشنامه های متأخر این نویسنده می باشد. این اثر در سال 86 نگاشته شده است. بسیاری از تحلیل گران، رادی را یک درام نویس واقع گرا می دانند که متأثر از شیوه ایبسن و چخوف می نویسد و این مهم را از طریق شخصیت پردازی و مواجه شخصیت در برابر کنش متوجه می شویم. اگرچه این ادعا می تواند اغلب آثارش را در بر بگیرد، ولی این دیدگاه در مورد نمایشنامه (خانمچه و مهتابی) صدق نمی کند. این نمایشنامه با دیگر آثار رادی متفاوت است و تقریبا از اسلوب نوشتاری جریان سیال ذهن بهره می برد. از شاخصه های آن نبود پیرنگ واضح و کامل، استفاده از حوادث پراکنده، عدم تحول شخصیت ها، تکیه بر مکان و اشیاء، استفاده زیاد از تکرار، برهم زدن توالی زمانی و به میان آوردن گذشته به صورت چندین باره است.
این اثر از لایه های زمانی متعدد و یک روایت لحظه به لحظه که طی آن زمان داستان با هم تداخل پیدا می کند، تشکیل شده است. به این ترتیب ما با چند روایت سرو کارداریم. بر اساس تحلیل های متفاوتی که بر روی این نمایشنامه صورت گرفته بر تعداد روایت های درهم تنیده شده این نمایشنامه اتفاق نظری وجود ندارد. حال نگارنده سعی دارد بر اساسِ این تحلیل ها و نظریات ژنت که روایت را به سطوح مختلف روایی تقسیم کرده و به مواجهه با این درام بپردازد.
4-2-2-3 داستان
طبق دیدگاه ژنت تلاش بر این است تا چند سطح داستانی این اثر را معرفی بنمایم.
در سطحِ اول ماجرا، روایتِ خانجون قرار می گیرد. سطح دوم شامل سه روایت می شود: لیلا و شارل؛ گلین و آموتی؛ ماهرو و سامان. در سطحِ سوم نیز با سه روایت که رویاها و کابوس ها را شامل می شود روبروییم: زن و حاکم، پیشخدمت و عالیجناب، گلین و مردان سیاهپوش. هر کدام از این روایت ها چندین خط داستانی مستقل دارد که تنها در یک مکان – سعادت آباد-‌ و یک مضمون- زایش- با هم اشتراک دارند. روایت ها در جایی که باید علیّت این رخدادها را آشکار سازند قطع شده و به روایت دیگر رجعت می کنند.
در این نمایشنامه نه با یک داستان بلکه با داستان های متفاوتی در ارتباط هستیم. «داستان، ژرف ساخت مبتنی بر گاهشماری عرضه همه اطلاعات اولیه و اساسی درباره شخصیت ها، رخدادها و مکان هاست؛ اطلاعاتی که بدون آن روایت نمی تواند به خوبی شکل بگیرد»(تولان،1383 :26). این همان بحثی است که ژنت مطرح می کند. داستان برابر است با آنچه معمولا از خلاصه کنش می فهمیم. همانطور که اشاره شد این داستان های متفاوت از مضمون یکسانی بهره می برند. فابولا نیز که هسته تشکیل دهنده داستان است از این نقطه شروع به گسترش داستان می کند. داستان این نمایشنامه خارج از گفتمان متن وقوع می یابد و ما از میانه داستان با رخدادها مواجه می شویم. گفتمانِ متن که فرمالیست ها آن را به کار می برند و ژنت خود وام دار آن است، یکی از عناصر فرم است که به محتوای متن سرایت می کند. گفتمان موجود در این درام نیز از فرمی تبعیت می کند که مقوله (ترتیب زمانی منظم) را زیر و رو کرده و در آن تردید ایجاد می کند. در این نمایشنامه آنچه که پیش روی ماست و گفتمان روایی را شامل می شود مجموعه ای از رخدادهاست با برش های منقطع بدون تسلسل زمانی که از فیلتر صدا و نظرگاه های روایی گذشته و روایت می شود.
4-2-2-4 نقل یا روایت
کارکرد اساسی فرایند روایتگری که با ترکیب و تمهیدات روایی همراه است بر عهده راوی می باشد. در سطح نخست، خانجون راوی است که نه تنها روایت خود را دارد بلکه روایتِ راوی های سطح بعدی را نیز جهت می دهد. این ساختار سلسله مراتبی در روایت، جهان داستانی روایت های دیگر را در بر می گیرد همچون روایت شهرزاد در هزارو یک شب که از داستان های تو در تو تشکیل شده است. در طول نمایشنامه با راوی اصلی وارد خوانشِ داستان های فرعی شده و دوباره نزد راوی اصلی و سطح نخست باز می گردیم. خانجون یکی از شخصیت های داستان می باشد، از این رو خانجون یک راوی- شخصیت است. او در مقام راوی اول شخص در کنش ها و رخدادهایی که در ذهن می پروراند شریک است. همچنین خانجون در حین روایت به عمل روایت خود آگاه است. او آگاه است از آنچه نقل می کند اما قادر به سامان دهی آنها نیست.
«گاهی موقع اتفاق طوری می افته و قصه جوری قاطی پاطی میشه که آدم نمی دونه کی به کیه و
چی کجا بنده. مث شبای قدیم و خاطرات« لقانطه»، مث نخلای شمالی و اون عمارت بارانی یا
قاری بلند بالایی که زیر فانوس نفتی، یا اون کفشای لنگه به لنگه و ساعتی که مث ناقوس کلیسا
توی گوش من دینگ دانگ می کنه… تمام اینا پاره های یه تابلوی آنتیک و مرموزیه من
هیچوقت نتونستم تیکه هاشو سر جای خودش بزارم و یه منظره کاملی از توش در
بیارم»(رادی،13:1387).
این تردید راوی باعث می شود که بر مؤثّق و قابل اعتماد بودن روایت او شک کنیم. آیا آنچه که او روایت می کند قابل باور و اعتماد پذیر است یا خیر؟ راوی آنچه که روایت می کند در دنیای واقعی رخ می دهد یا در دنیای خیالی؟ این نوسانی که میان واقعیات و خیال در جریان است،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد نمایشنامه، جامعه شناختی، ساختمان سازی Next Entries پایان نامه درمورد نمایشنامه، زمان روایی، دوره های تاریخی