پایان نامه درمورد نمایشنامه، روایت شناسی، کانون روایت

دانلود پایان نامه ارشد

عوامل زیر مجموعه آن بررسی نماییم.
4-1-2-3 داستان97
داستان از دیدگاه ژنت همان توالی رویدادهای ثبت شده است البته به ترتیبی که واقعاً اتفاق افتاده اند. داستان سطح اول و اساسی روایت است و می توان با اندکی دقت و توجه آن را از درون متن استخراج نمود. همانطور که قبل تر ذکر شد زمان مادی نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) حول و حوش شهریور 1320 می باشد. آن زمان طبق شرایط اجتماعی – زیستی، گزارشگر خروج رضا خان از ایران و ورود مهاجمان روس به کشور می باشد. اگر شرایط شکل گیری نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) را دقیقاً منطبقِ شرایط زمانی آن دوران بدانیم باید بگوییم که محمد چرمشیر با تکیه بر نگاهی عمومی به مواجهه فرهنگ ایرانی و روسی در شرایطی آشفته، با تکیه بر بهره گیری از زبانی شاعرانه سعی در خلق فضایی نزدیک به فرا واقع داشته و به همین دلیل است که متن او از منظر داستانی از هر گونه ارجاع دقیق به ویژگی های اخص درون خانوادگی آن دوران باز می ماند.
4-1-2-4 نقل یا روایت98
نقل یا روایت از دیدگاه ژنت همان گفتمان اساسی متن یا ترتیب رویدادها در متن می باشد. البته باید ذکر کرد که در این مرحله ترتیب و توالی واقعی رویدادها مد نظر نمی باشد. با تکیه بر نمایشنامه ( گذر پرنده ای از کنار آفتاب) بلافاصله متوجه تفاوت دو سطح داستان و روایت با تکیه بر جایگاه تاریخی نمایشنامه می شویم. منظور از روایت دقیقاً ترتیبی است که محمد چرمشیر برای معرفی کاراکترها و وضعیت های اساسی نمایشنامه اش از آنها بهره جسته است. حضور کاراکترهایی همچون آنیوشکا، سربازرس هدایت، مامیوشکا، دکتر نجابت و آقای فکرت و ارائه طرز تفکر و جهان بینی هر کدام از آنها با تکیه بر آن چیز که از زبانشان می شنویم سازنده گفتمانی است که کلیّت متن در زیر سایه آن شکل می گیرد.
4-1-2-5 روایتگری99
روایت گری از دیدگاه ژنت همان عمل و کنش روایت کردن با توجه بر دستگاه فهم و ادراک مخاطبان می باشد. روایت گری حامل معرفی چگونگی تبدیل داستان به روایت می باشد. بالطبع هر نویسنده ای در تبدیل ایده به پدیده از راهکارها و راهبردهایی بهره می جوید که راز انفکاک او از دیگر نویسندگان نیز در همین اصل می باشد. حال جهت بررسی دقیق این مبحث سعی می شود تا با معرفی چیستی (زمان دستوری)، (وجه یا حال و هوا) و (صدا) به محتوای جدی تر از متن دست یابیم.
4-1-2-6 زمان دستوری
زمان دستوری عبارت از آرایش رویدادها در روایت از نظر زمانی می باشد. این مهم مشتمل بر سه مفهوم زیر است که تک به تک در نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) مورد بررسی قرار می گیرد.
الف- ترتیب
ترتیب رابطه بین توالی زمان رویدادها در داستان -توالی و ترتیب واقعی رویدادها- و توالی زمانی رویدادها در روایت -آرایش و توالی رویدادها آن گونه که روایت بدان شکل داده است- می باشد. در داستان رویدادهای متن از نظر زمانی به ترتیب بازسازی می شوند و توالی واقعی و زمانمند رویدادها مد نظر است اما در روایت اکثراً این ترتیب مورد اعتناء قرار نگرفته و تقدّم و تأخّر رویدادها در دستور کار راوی به عنوان مؤلف و خالق متن قرار می گیرد.
در نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) چرمشیر توانسته است تا با ذکاوت و روش اجرایی برجسته اش، نظم آغازینی که از هر درام قاعده مندی انتظار می رود را به هم ریخته و به گونه ای درام را از میانه آغاز کند. در ابتدای نمایشنامه سربازرس هدایت تپانچه ای روی میز می گذارد و می گوید:
«این هم رازی که پنهان بود، خانم آنیوشکا؛ همیشه در جایی رازی پنهان است. فقط باید قدری مجال داد تا خودش را آشکار کند» (چرمشیر،5:1385).
این مقوله را می توان یک تمهید روایی مؤثّر در انتقال مضمون اساسیِ اثر به دستگاه گیرنده به مثابه مخاطب دانست. چرمشیر توالی و ترتیب اصولی را کنار گذاشته و با چنین آغازی، پایان متفاوتی را نیز شکل می بخشد. در پایان تقریباً در صحنه آغازین قرار گرفته و دوباره با مرکزیت تپانچه روی میز مواجه می گردیم. در آخرین صحنه، این آنیوشکاست که به شکل مداوم به دکتر نجابت شلیک می کند و به نحوی راز تپانچه را می گشاید.
ب- مدت یا تداوم
مدت یا تداوم رابطه بین مدت زمانی است که رویدادی معیّن در داستان، طی آن اتفاق می افتد و تعداد صفحاتی از متن روایت که به توصیف آن رویداد اختصاص داده می شود. ممکن است در یک اثر روایی، رویدادی که در زمانی طولانی- مثلا چند سال- رخ داده و ادامه داشته است در صفحاتی محدود روایت شود و بر عکس، رویدادی که در زمانی اندک و محدود رخ داده است – مثلاً چند دقیقه- صفحات بیشتری از روایت را به خود اختصاص دهد. مدت یا تداوم، نشان دهنده حساسیت نویسنده در هیئت یک خالق در مواجهه با یک رویداد است. در نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) از آنجا که مکان ثابت است و ظرف زمانی محدود به ورود و خروج کاراکترها و میزان حرف هایی است که برای گفتن دارند در حوزه مادیت، در 25 صفحه روایت می شود. اگر چه که بسیاری از دیالوگها از منظر ذهنی100 مخاطب را وارد حیطه بی زمان و بی مکانی می کنند که با متراژ زمان مادی قابل اندازه گیری نمی باشد. به عنوان مثال آنیوشکا در اولین مونولوگ می گوید:
«یادت می آید که یک روز- من و تو- مانده باشیم زیر باران؟ صبح بود یا شب، یادم نمی آید. تنها درازی خیابان در یادم هست و بارش باران. شاید در خواب من بوده اما روشنی غریبی دارد در یاد من. باران ریز و تندی می بارید. من و تو، دنبال سرپناهی بودیم. تو مرا گرفته بودی زیر بالا پوشت. من آن زیر جایی را نمی دیدم…»(چرمشیر،5:1385).
این مونولوگ انتقال دهنده باری نوستالژیک و غریبانه است که در زمان و مکانی نامعلوم روایت شده و مخاطب را در انتخاب مدت و تداوم آن آزاد می گذارد. این احساس از مونولوگ انتهایی آنیوشکا در پایان نمایشنامه نیز حاصل می شود. جایی که او رو به نجابت می گوید:
«می دانید، دکتر نجابت، چیزهایی که آسان نمی گذرند، هر کجا که باشند می آیند و می نشینند روی دامنِ زن. زن نگاهشان می کند و این می شود همه زندگی زن…»(چرمشیر،32:1385).
ج- بسامد
بسامد رابطه بین راههای ممکن برای تکرار رویدادها در روایت است. در سطح داستان هر حادثه یکبار و در جایگاه خود اتفاق می افتد اما در یک روایت، یک رویداد گاهاً چند بار روایت می گردد. با تمرکز بر گفتگوهای نمایشی در نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) متوجه چینش کلمات بر مبنای گشایش رازی نهفته در آن می گردیم. کاراکترهای این نمایشنامه از چند منظر به دنبال بررسی موضوعی واحد هستند. جهت اثبات این اصل، به گفته نجابت در بخش آغازین نمایشنامه اشاره می نمایم که بعد از ذکر به شیوه های مختلف از زبان آنیوشکا، فکرت و … تکرار می شود.
« آشکار بودن یعنی چه خانم آنیوشکا؟ یعنی همانی که دیده می شود؟ تب به معنی عفونت است در بدن اما این یعنی که ما می دانیم این عفونت در کجاست؟ تب نوعی آشکار سازی است اما پنهان شدگی ای در آن هست که باید باز آشکارتر شود- بگذارید همه چیز به درستی معلوم شود، خانم آنیوشکا. ما آرام آرام به طرف همه چیز می رویم.»(چرمشیر،11:1385).
4-1-2-7 وجه یا حال و هوا
وجه یا حال و هوا از دو طریق (فاصله) و (کانون شدگی) خلق می شود.
الف- فاصله101
فاصله بین داستان و روایتگری است و هنگامی پدید می آید که راوی داستان یکی از شخصیت های روایت باشد؛ در این حالت راوی میانجی ای است که داستان از صافی ذهن او گذرانده می شود. هر چه میزان مداخله راوی بیشتر باشد فاصله بین روایتگری و داستان بیشتر می شود و بر عکس، کمترین فاصله بین داستان و روایتگری هنگامی ایجاد می شود که خواننده حضور راوی را احساس نکند یا گویی که «داستان خودش را تعریف می کند»(تایسن،372:1387). ژنت در روایت شناسی (در جستجوی زمان از دست رفته) مارسل پروست نشان داد که چگونه ترکیب حضور حداکثر راوی با حداکثر اطلاعات، کمترین فاصله ممکن بین داستان و روایتگری را باعث شده است. به زبان دیگر در واقع ژنت معتقد بود که نبوغ داستان نویسان بزرگی مانند پروست در این است که گاه در بکارگیری یکی از مؤلفه های مذکور به نتیجه ای معکوس و بر خلاف معمول دست می یابند. در نمایشنامه ( گذر پرنده ای از کنار آفتاب) چرمشیر به جنسی از زبان دست یافته که با آن چیز که ما به عنوان داستانِ زندگی می شناسیم فاصله دارد. استفاده از زبانِ ویژه، توجه به برجسته سازی ویژگی های دیونیزوسی زنانه در روایتگری این نمایشنامه، باعث شده که ما حضور راوی در مقام نویسنده را به شکل قابل ملاحظه ای لمس نماییم. در واقع چرمشیر منِ غیر مستقیم خود را در قالب آنیوشکا، سربازرس هدایت، مامیوشکا، دکتر نجابت و آقای فکرت به مخاطب نمایان می سازد.
ب- کانون شدگی
کانون شدگی، مبتنی بر مرکزیت درام است. اگرچه راوی داستان، رویدادها را بر مخاطب یا خواننده روایت می کند اما همیشه چشم انداز روایت به او تعلق ندارد. کانون روایت در نمایشنامه(گذر پرنده ای از کنار آفتاب) مشتق شده از ناخودآگاهی منظم، است که با پرش و جهش به عوالم درونی کاراکترها سعی در بازنمایی وجودی آنها دارد. چرمشیر در این متن خود، بخش هایی از شخصیت شناسی کاراکترهایش را انتخاب می کند که معرف دو ساحت وجودی و ماهیتی آنها بوده و مخاطب ناچار است در هر بخش روایت با توجه به این دو ساحت دست به تحلیل اعمال و کنش های آنان بزند.

4-1-2-8 صدا یا لحن
صدا یا لحن همان صدای راوی است. هنگام تحلیل صدا، رابطه راوی (عمل روایتگری) با داستان و روایت بررسی می گردد. گرچه ممکن است راوی چشم انداز و صدای خود را گاه به دیگر شخصیت های روایت بدهد و از دریچه ذهن و زبان آنها رویدادها را به صورت غیر مستقیم (مانند گفتمانِ غیر مستقیم آزاد، گفت و گوی شخصیت ها و نقل قول ها) روایت کند اما این چشم انداز و صدا در نهایت به صدای راوی اصلی روایت باز می گردد. در بررسی صدا، روایتگری حوادث، قبل، بعد و یا همزمان با وقوع آنها معلوم می گردد و راوی (خارج از روایتِ خود) از راوی (درونِ روایت خود) تفکیک می گردد. در نمایشنامه (گذر پرنده ای از کنار آفتاب) راوی در هیئت نویسنده از زاویه دید سوم شخص یا دانای کل بهره جسته و بدین ترتیب جَستی هوشمندانه در کلیّت فضاسازی اثر خود ایجاد کرده است. چرمشیر با راه اندازی سیستم گفتمانِ غیر مستقیم آزاد در اسلوب نوشتاری خود، تک صدایی خود را به واسطه چند صدایی کاراکترهایش و از زبان آنان به مخاطب منتقل می نماید. برای اثبات این امر سعی دارم تا از هر کاراکتر جمله ای نقل کنم تا خواننده این پژوهش متوجه مغز مشترک میان صحبت های تمام کاراکترها بشود.
« آنیوشکا: نازک دلی اش بهانه است. همه اش مَغلطه است برای کاری دیگر.
مامیوشکا: همه ما سوداهایی داریم. کمی را عیان می گوییم و بیش تر آن را پنهان.
نجابت: دردها گاهی اوج می گیرند و ما را بی قرار می کنند و گاهی هم خود را پنهان می کنند.
هدایت: همیشه در جایی رازی پنهان است. فقط باید قدری مجال داد تا خودش را آشکار کند.
فکرت: چیزی که نمی دانید این است که حقیقتاً هم چیزی برای یافتن نیست.»(چرمشیر،15:1385).
اگر با نگاهی تحلیلی با دیالوگ های فوق روبرو شویم متوجه اشاره تمامی آنان به عاملی پنهانی می گردیم. عاملی که نقطه اشتراک صدای چرمشیر در میان کاراکترهایش است.
4-1-3 نمایشنامه: «کبوتری ناگهان»
4-1-3-1 خلاصه اثر
نزهت جهان شخصیت اصلی نمایشنامه، زنی تنها و غمگین است که تنها دلخوشی اش تماشای باغ و باران و خواندن اشعار شاتوبریان است. او به خاطر بی مهری که از سمت همسرش(فُروغ حشام) دیده زندگی توأم با حسرت و اندوه را سپری می کند. نزهت جهان نمی تواند فرزند بیاورد و به عبارتی نازاست و این نَقص، فروغ حشام را از او دور کرده است. نزهت جهان از این که مردها همیشه به دنبال اِثبات مردانگی شان هستند و زن برایشان موجودی است که کارش تنها زاییدن و تولید مثل است بی نهایت غمگین و افسرده است. باغی که نزهت جهان در آن زندگی می کند اِرثیه پدری اش است. شوهرش فروغ حشام نیز در همین باغ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد نمایشنامه، ادبیات نمایشی، انعطاف پذیری Next Entries پایان نامه درمورد نمایشنامه، جامعه شناختی، ساختمان سازی