پایان نامه درمورد ناصر خسرو، عشق و محبت، ملک الشعرا، طبقه حاکم

دانلود پایان نامه ارشد

ابتدا ذکر معني و مفهوم تعليم و تربيت، سپس ابيات تربيتي و شماره صفحه آورده شده است.
لازم به ذکر است که با توجه به اينکه براي بعضي عبارات در هر فرهنگي ديد متفاوتي وجود دارد در اين تحقيق به بررسي نکات تربيتي اسلامي در فرهنگ ايران پرداخته شده است.

1-8- زندگي نامه:
ابو المجد مجدودبن آدم سنايي غزنوي ،شاعر و حکيم و عارف بزرگ قرن پنجم و اوايل قرن ششم در سال 467 در غزنه متولد شد و در همين شهر به سال 529 در سن 62 سالگي در گذشت و به خاک سپرده شد،مزارش در اين شهر که در شرق افغانستان کنوني است قرار دارد، زيارتگاه مردم است.
دوران کودکي و جواني او در غزنين گذشت و در همين شهر به تحصيل علوم و معارف زمانه پرداخت و در تمامي ميدان هاي معرفت عصر،از ادبيات عرب تا فقه و حديث و تفسير و طب و نجوم و حکمت و کلام به درجه ي والايي رسيد و اين مقام علمي ار را از خلال يک يک آثار او مي توان به روشني دريافت2.
پدرش از نژاد بزرگان و آزادگان بود اما از مکنت بهره اي نداشت،خاندان او مثل بيشتر خراسانيان آن روزگار مذهب بوحنيفه مي ورزيدند،با اين همه مثل بيشتر سنييان پاک اعتقاد علاقه به خاندان پيغمبر در آنها راسخ بود و همين نکته است که سخن سنايي را گاه رنگ تشيع مي دهد و بعضي را به تشيع وي معتقد مي سازد.3
خاندان سنايي از خاندان هاي اصيل غزنه بودند و پدرش آدم،مردي با بهره از معرفت بود و به احتمال قوي در تعليم و تربيت فرزندان رجال عصر،صاحب مقام و اعتبار بوده است.4
سنايي در آغاز جواني شاعري دربار و مداح مسعود غزنوي و بهرام شاه بن مسعود بوده و روش شاعران غزنوي به ويژه عنصري و فرخي سيستاني را تقليد کرده است.
سنايي اول شاعري است که افکار تصوف و اصلاحات عرفاني و گفتار مشايخ را با ذوقيات شعري آميخته و در قالب نظم در آورده و سخنان بلند و معاني دلپسند حکما را لباس موزون پوشانيده است،هر چند پيش از حکيم سنايي شيخ ابو سعيد ابوالخير اشعار عرفاني سروده بود و بعضي مطالب عاليه ي تصوف را در رباعيات خويش آورده است وليکن چون شعر بسيار از وي روايت نشده و آنچه از او باقي است بسيار اندک و جز چند رباعي شعر ديگري از او يا خلافش نرسيده از اين روي سنايي را اول شاعر متصوف زبان فارسي گفته اند5.
سنايي در بين شاعران و قصيده سرايان کهن از آنها است که پيام خاص و هدف معين دارد پيام او دعوت به درون بيني است و تحذير از ظاهر پرستي،هدف او نيز مثل هدف صوفيان ديگر جست و جوي راه حق است و نشان دادن آن به کساني که راه را گم کرده اند،تصوف او با آن که از سخنان قلندران و اهل ملامت نيز مايه ميگيرد چيزي معتدل است،خدايي که او مي جويد يگانه است،آفريننده ي زمين و زمان،نه حلول در او مي گنجد و نه اتحاد.6
هجوم اقوام ترک به ايران و به هم ريختن آداب اجتماعي و رو به زوال رفتن فرهنگ جامعه باعث شد سنايي براي از بين بردن اين نا بساماني ها و تحول اوضاع جامعه و انتقال افکار عمومي به طرف خوبي ها و پاکي ها که اصل جامعه ي ايراني بوده است،با فکري درست و مبتکرانه يادگار ماندگار يعني حديقه الحقيقه را سرود و از آنجا که به علايق جامعه ي خود اشراف کامل را داشته اين اشعار توانسته است بر اذهان عموم رخنه کرده باعث دگرگوني افکار علاقمند به ادب و اصل ايراني شده است اين اشعار نه تنها براي جامعه ي آن زمان مفيد بوده است براي جامعه ي کنوني ما هم موثر بوده است گر چه از اين اشعار حدود نهصد سال مي گذرد ولي اشعار سنايي آنقدر زيبا و با بيان شيوا و با ادبيات کامل سروده شده است که طرف اشعار کنوني که انگار هم اکنون سروده شده است و با مشکلات جامعه ي کنوني هم خوني داشته است. اگر دد آن زمان هجوم ترکان بر ايران باعث بر هم زدن اوضاع اجتماعي شده بود اکنون هجوم افکار مغاير با فرهنگ جامعه يعني همان تهاجم فرهنگي باعث نا بساماني اوضاع جامعه شده است که اشعارسنايي مي تواند مرحمي بر زخم افکار جامعه باشد
آنچه مايه ي امتياز سنايي بر اقران اوست،نخست اين است که وي توانسته ميدان قصيده را که در دايره ي مدح و هجو و توصيف طبيعت محدود بوده است ،به موضوعاتي در دايره ي زهد و اخلاق و نقد اجتماعي اختصاص دهد. و از اين بابت اگر از ناصر خسرو که قبل از او مي زيسته و در جستجوي جهان آرماني ديگر ي بوده است و متعلق به يک ايدئولوژي تازه وارد و پر شور و هيجان است-صرف نظر کنيم سنايي در زهديات و اجتماعيات خويش کاملا نو آور است.و گذشته از اينکه در اصل موضوع نکته ها و سخناني جديد را وارد شعر کرده است به لحاظ اسلوب اداي معني و ساخت و صورت کار خويش نيز پيشرو است.7
تقريبا همه ي شاعراني که قبل از سنايي بوده اند،بيش و کم تجربه اي در حوزه ي شعر زهد دارند،از رودکي تا معاصران شنايي نخستين امتياز سنايي بر ديگر کساني که به شعر زهد و مثل پرداخته اند ،اسلوب اداي مقصود است و ديگري شجاعتبيش از اندازه ي او در ترکيب اين زهد با هجوم بر نهاد هاي حاکم اجتماعي عصر .زهد ديگران به جز ناصر خسرو ،زهدي است منفي و ستم پذيرس و زهدي که سنايي محور شعر خويش قرار داده است زهدي است مثبت و ستيهنده است.8
در مجموعه آثار بازمانده از سنايي و به نام سنايي،به ويژه قصايد و غزليات و حديقه الحقيقه تقريبا تمامي مفاهيم و معاني عرفاني گاه به کمال و زماني با اشاره و گذرا،ثبت شده است.9
عرفان ايراني و اسلامي با زهد آغاز مي شود و به نقطه اي ميرسد که آن را تصوف خوانده و آنگاه وارد مراحلي مي شود که ادبياتش را ادبيات مغانه قلندري مي نانيم و اگر نامي خاص،جز تصوف و عرفان ،بر آن نمي نهيم از ناچاري است.سير عمومي ادبيات اين پديده ي روحاني ،چنين است:زهد،تصوف، قلندريات،وسنايي در هر سه قلمرو توانسته است بخشي از بهترين نمونه ها را به وجود آورد،از اين ديدگاه او آغازگر است و کمال بخش و نقطه پايان است.10
آن انقلاب دروني که پيش پاي شاعر را در نيمه راه زندگي روشن کرد،هم شيوه ي زندگي او را دگرگون نمود و هم سبک سخن او را رنگ ديگر داد،در جواني شيوه ي شاعران گذشته را تقليد مي کرد،نشانه هاي تنبع اسلوب فرخي و عنصري،منوچهري ،جامي،جاي در قصايد او به چشم مي خورد.11
شيوه شعر زهد مثل است اين شيوه تازه که آن را مي توان به پيروي خاقاني شيوه ي زهد يا تحقيق خواند،عبارت بود از بيان معاني زهد و توحيد و عرفان در تعبيرات شاعرانه، توحيد خدا،ستايش قرآن،نعت پيغمبرو تذکار و بيان آنچه مکارم اخلاقي خوانده مي شود،موضوع عمده ي اين زهديات اوست،نکته سنجي هايي که در بيان اين معاني دارد ار را در اين زمينه ،شاعري معني آفرين نشان مي دهد .12
از مشهور ترين سرودهاي سنايي حديقه الحقيقه و شريعه الطريقه است،اين کتاب در حقيقت يک دوره حکمت عملي است که سر مشق زندگاني مردم و راهنماي اخلاق فردي و اجتماعي بشر است و حکيم در اين کتاب مردم را به خدا پرستي و نيکو کاري و شجاعت و عفت و بزرگ منشي و عشق و محبت و رضا و تسليم دعدت نموده و طرز معامله ي مردم را با يکديگر آموخته است و همچنين به پادشاه و وزرا و طبقه حاکمه و قضات رسم کشور داري و روش رعيت پروري و طرز عدالت گستري را به فصاحتي تمام بيان و تعليم داده است.13
اين کتاب را حکيم به نام حديقه الحقيقه ناميده و به همين نام هم شهرت يافته است و محمد بن رفاءکه مقدمه اي بر اين کتاب نوشته و خود را در آن مقدمه جامع حديقه معرفي ميکند،يکي از نام هاي اين کتاب را فخري نامه گفته که به مناسبت لقب بهرام شاه غزنوي که فخر الدوله بوده به اين اسم ناميده شده است.14
کتاب حديقه در تمام عالم متمدن تأثير کرده و در ادبيات جهان نيز مقام شامخ و ارجمندي را احراز نموده و قسمتي از آن به زبان انگليسي ترجمه شده است.15
محمد عوفي،در تذکره معروف لباب الباب را سنايي را اين گونه وصف کرده است (استاد الحکما) ختم شهدا ، عبدالدين آدم السنايي غزنوي دولت شاه سمرقندي نيز در تذکره ي الشعراي خود درباره ي سنايي نوشته است: “حکيم عارف المجد مجدود بن سنايي قدي ا… سره العزيز از بزرگان دين و اشراف روزگار است”.16

آذر در آتشکده خود گفته است:
حکيم سنايي دلش منبع عرفان و دانش و جانش مخزن حکمت ، از حکما حکيم انوري و خاقاني کمال عقيدت به او داشته اند و از عرفا مولانا جلال الدين مولوي نهايت وثوق به او اظهار مي کرد.17
مولانا جلال الدين مولوي با وجود کمال و فضل، خود را از متابعان شيخ سنايي مي‌داند و مي‌گويد:
عطار روح بود و سنايي دو چشم او ما از پي سنايي و عطار آمديم18
و در کتاب مثنوي همه جا او را يا به نام حکيم و يا حکيم غزنوي نام برده و در تعظيم وي مبالغه مي نمايد.
جامي در نفحات الانس درباره ي سنايي چنين نوشته است : “حکيم سنايي غزنوي قدس ا… تعالي که کنيت و نام وي ابوالمجد و دين آدم است … از کبراي طايفه صوفيه است”19، و سخنان وي را به استشهاد در مصتفات خود آورده‌اند. کتاب حديقه الحقيقه بر کمال وي در شعر و بيان اذواق و مواجيد هر باب معرفت و توحيد دليل قاطع و برهان ساطع‌اي است.
سنايي که در ديده ي حکمت روشنايي بود و در حديقه ي بينايي سنايي ، قلب او همه انس بود از قله بحر خاطر خود گنج ها نهاد و بدست بيان بر جهانيان گوهر پاشيد.
با نگاهي به تاريخ تحولات شعر فارسي از قرن چهارم تا هفتم و تعيين نقاط عطف تحولات به خوبي مي توان جايگاه سنايي را در اين مسير نشان داد.
همچنين يک ويژگي بارز و بي نظير براي شخصيتي چون سنايي آن است که شجاعت علمي و اعتقادي بي نظير داشته است که از هرکس اين چرخش کامل و صد و هشتاد درجه اي در همه ي زمينه ها برنمي آيد نظير چنين کاري را فقط در کار کردار امام محمد غزالي سراغ داريم.
باز هم از نظر روال انديشه و تفکر عرفاني و مشرق مذهبي با اين که شخصي استوار و پايبند به اهل سنت است و حتي کساني مثل امام فخر رازي بعد از او نتوانسته اند خدشه اي بر باورهاي او وارد کنند با اين حال آن چنان در انديشه و کردار ديني و سلوک عرفاني پيشرو است که به جز عرفا و پيشوايان ديني ، آزاد انديشان غير دين هم با او همراهي مي کرده اند و بر خلاف آن که همه اين شخصيت ها به طريقي به رافضي گري يا تشيع متهم مي شده اند سنايي از اين اتهام مبرا است. در کنار آن در دوره هاي اخير بعضي کوشيده اند او را شيعه تمام عيار قلمداد کنند و اين ويژگي حکايت از آزادگي و روشني انديشه ي وي دارد.
1-8-1- جايگاه سنايي در شعر فارسي
هميشه توفيق از آن شاعراني است که حال و هواي تازه اي را وارد يکي از ساخت و صورتهاي شعري مي کنند،يا خود به ايجاد ساخت و صورتي نو مي پردازند.ايجاد قاب و قالب جديد در شعر يک ملت،در همه ي ادوار تاريخي امکان پذير نيست.
در همين عصر ، دو شاعر بزرگ نمودار اين دو گونه توفيق اند:ملک الشعراي بهار،توفيق آن را يافت که حال و هواي خاص انسان دوره ي جديد تاريخ بعد از انقلاب صنعتي و تحولات جاهني را که انديشه ي ملي و فکر دموکراسي جوهر آن است در قالب قصيده ي پارسي شکل دهد و ا عهده ي اين مهم به کمال برآيد.و نيما يوشيج توانست ساخت و صورتي نو به شعر فارسي عرضه دارد اين دو تن در دو عالم متفاوت،برجسته ترين شاعران نسل خويش اند.20
اگر قصايد سنايي را ملاک قرار دهيم،سنايي در عصر خويش همان کاري را کرده است که بهار در عصر ما کرده است.يعني حال و هواي تازه اي را وارد يک ساختار سنتي کرده است.قصيده ي پارسي قبل از سنايي به لحاظ بسياري از مسائل ساخت و صورت به اوج کمال خود رسيده بود و شايد بتوان گفت (و تاريخ ادوار بعد نيز آن را تأييد مي کند که)هيچ عنصر تازه اي به لحاظ ساخت و صورت ديگر وارد آن نمي توانست بشود ،اما وارد کردن يک حال و هواي تازه،به درون اين نظام،کاري بود که بر دست سنايي با توفيق کامل انجام شد و تجربه ي زهد مثل و بخش عظيمي از انديشه هاي عرفاني را،او توانست داخل اين ساختار ورزيده و پر شکوه کند.21
سه ساخت وجودي سنايي:
سنايي سه شخصيت بسيار متفاوت دارد:22
1-سنايي مداح و هجاگوي(قطب تاريک وجود او)
2-سنايي واعظ و ناقد اجتماعي(مدار خاکستري وجود او)
3-سنايي قلندر و عاشق(قطب روشن وجود او)

قطب تاريک وجود او:23
بخش قابل ملاحظه اي از کليات سنايي را مجموعه ي هجا ها و مدايح سناي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد نهج البلاغه، کسب و کار، آداب و رسوم، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه درمورد نهج البلاغه، وجود خداوند، عقل و جان، سوره بقره