پایان نامه درمورد ناسازگاری، سازگاری اجتماعی، میزان سازگاری، سازگاری عاطفی

دانلود پایان نامه ارشد

(بسته)بودند.
– (فیوری و همکاران, 1997) رابطه ی بین نقاشی های کودکان وخانواده ی آنها و طبقه بندی های اولیه ی دلبستگی آنها را بررسی کردند. آنها از کودکانی که کلاس سوم را به تازگی تمام کرده و از 12 تا 18 ماهگی الگوی دلبستگی ایمن را نشان داده بودند خواسنتد تصاویری را از خانواده ی خود ترسیم کنند .این نقاشیها که در غیاب مادر یا خواهر – برادرها کشیده می شدند، توسط داوران از لحاظ طبقات اصلی دلبستگی، یعنی ایمن، مضطزب – دوری جو و مضطرب – مقاوم، کد گذاری شدند. این پژوهشگران در مجموع از این عقیده حمایت کردند که دلبستگیها می توانند نحوه ای که کودکان در 8 یا 9 سالگی خودشان و سایر اعضای خانواده را در نظر می گیرند، ییش بینی کنند. فیوری و همکاران نتیجه گرفتند که نقاشیها ی خانوادگی می توانند به جنبه های نا هشیار روشی که کودکان 8 یا9 ساله خود و خانواده را نشان می دهند اشاره داشته باشند.(نقل از ساعدی،1382)

– بالبی274 در (1944 )مقاله ای تحت عنوان چهل و چهار نوجوان بزهکار به چاپ رسانید و در آن به بررسی ویژگی ها و زندگی خانوادگی ایشان پرداخت و با پژوهشی دیگر در مورد کودکان تحت سر پرستی موسسات خیریه جهانی صورت گرفت. همراستا بودند هر دو نمونه در ویژگی های کمبود عاطفه ،خصومت نسبت به دیگران و داشتن روابط سطحی مشترک بودند. او همچنین پس از مطالعه تاثیرات جدایی از مادر کودکان بستری در بیمارستا ن ها عمیقا تحت تاثیر قرار گرفت و بدین سان اطلاعات ارزنده ای در این مقوله ارائه کرد.

– پژوهش دیگری تاثیر دلبستگی را بر تشکیل روابط عشقی و دوستانه ی بزرگسالان بررسی کرده است هازان275 و شاور276 (1987) در یک تحقیق پیش بینی کردند که انواع مختلف سبکهای دلبستگی اولیه ، نوع ، مدت و ثبات روابط عشفی بزرگسالان را متمایز می کنند .این پژوهشگران پیش بینی کردند افرادی که به مراقبانشان دلبستگی اولیه‌ی ایمن داشتند، در روابط عشقی بزرگسالی اعتماد، صمیمیت و هیجانهای مثبت بیشتری از افراد دو گروه نا ایمن خواهند داشت آنها پیش بینی کردند بزرگسالان دوری جو از صمیمیت می ترسند و اعتماد ندارند در حالی که بزرگسالان مضطرب–دودل ، به روابطشان اشتغال ذهنی خواهند داشت و از آن نگران خواهند.بو د هازن و شور دریافتند بزرگسالان دلبسته ی ایمن بیشتر از بزرگسالان نا ایمن باور داشتند که عشق رمانتیک می تواند با دوام باشد. از این گذشته بزرگسالان دلبسته ی ایمن در مورد عشق به طور کلی، کمتر بدبین بودند، روابط با دوام تری داشتند و کمتر از بزرگسالان دوری جو یا مضطرب – دو دل، طلاق می گرفتند.
– توماس موریسن، تگودلین – جونز277 و آنتونی یورکیز 278(1995) دریافتند. دانشجویان دارای روابط امن، کمتر از دانشجویانی که روابط دوری گزین یا متزلزل داشتند خصومت نشان می دادند و بیشتر از آنها مستقل بودند.و بزرگسالانی که در روابط صمیمانه شان احساس ایمنی و آسایش می کنند در مقایسه با بزرگسالانی که روابط خود را اجتنابی یا متزلزل می دانند، بیشتر قابل اعتماد و مستقل هستند.
تیلور279 (1989).به بررسی ارتباط بین خود بیمار انگاری (هیپوکندریاسیس)و سازگاری اجتماعی پرداختند.آنان پژوهش خود را در مورد 700 نفر از بیمارانی که مبتلا بودن به یک بیماری جدی جسمی رنج می بردند انجام و نتیجه گرفتندکه از تقریباً تمام افراد خود بیمار انگاری از ناسازگاری اجتماعی رنج می برند(هاتون ،کرک،کیس وکلارک،ترجمه قاسم زاده،1381)
استوارت280 (1969)که دیدگاه شناختی رفتاری را در خانواده درمانی به اجرا در آورده است.در تحقیق نشان داد که رضایت زناشویی با سازگاری عاطفی رابطه مستقیمی و معنا دار ی دارد.او از نتیجه گیری خود استفاده های زیادی در درمانهای خانواده به عمل آورده است.(گاتمن281، 1979نقل از حسینی،1383)
مطالعات متعددی نیزدلالت بر این دارد که سازگاری و عزت نفس با یکدیگر مرتبطند(اپستاین282،1980، مدی283،1980، وایلی284،1974به نقل از حسین شاهی،1379)
بادن285 (2001) که مطالعات دامنه داری در باب سازگاری روانی و اجتماعی انجام داده است. در مجله امروز، صفحه ی 24 می نویسد: من از طریق تحقیق پرسشنامه ای، به بررسی رابطه‌ی بین روابط خانوادگی، با دوستان و موفقیت تحصیلی با سازگاری پرداختم و به این منظور 151بزرگسال 19 تا 35 ساله که بر اساس نتایج آزمون سازگاری، افرادی با سازگاری بالا شناخته بودند را مورد بررسی قرار دادم. یافته های پژوهشی حاکی از آن بود که نوع روابط خانوادگی و نوع روابط فرد با دوستانش با میزان سازگاری وی رابطه ی معنا داری و چشمگیری دارند (پارتنهیمر286،2001).
سوالی که برای بادن 287 (1993).مطرح شد این بود که آیا بین فرهنگی که طفل در آن زاده و پرورش می یابد با میزان سازگاری او در نوجوانی رابطه ای وجود دارد ؟ نتیجه ی پژوهشی که در باب این فرضیه انجام شد. ارتباط قابل توجهی را بین این دو مفهوم نشان نداد. او می گوید .نمی‌خواهم چنین فرض شود که چون در تحقیق من ارتباط جدی بین فرهنگ و سازگاری ثابت نشده است. پس نوع فرهنگ هیچ ارتباطی با سازگاری ندارد.(پارتنهمیر 2001).

در رابطه با کسانی که در کودکی مورد انواع سوء استفاده ها (مانند سوءاستفاده ی جنسی، تنبیه های جسمانی، سوءاستفاده ی روانی، غفلت، شاهد خشونت های جدی در خانواده بوده اند) پژوهشهای بسیاری به عمل آمده است و هدف ازانجام بسیاری از آن ها بررسی ارتباط عوامل فوق با ناسازگاری های عاطفی، اجتماعی و آموزشی بوده است. در زیر به برخی از این تحقیقات اشاره می شود.:
پارکینسون288 و وارگو289(1989).در این راستا سه گروه را مورد آزمایش قرار دادند.
در گروه نخست کسانی قرار گرفتند که در کودکی مورد خشونت های وحشیانه ای قرار گرفته بودند. در گروه دوم افرادی گمارده شدند که در کودکی شاهد ضرب و شتم های والدین خود بودند و در گروه سوم افرادی که ترکیبی از سوء رفتارهای گروه اول و دوم را تجربه کرده بودند نتایج پژوهش حاکی از این بود که گروه سوم سالهای بعد دچار مشکلات رفتاری و نا سازگاری عاطفی بسیار بیشتری نسبت به گروهای اول و دوم شده بودند(هی جین290 ، ام سی کاب 2911998).
در همین راستا موریسن، انجلس292 و مریس293(1994)بر اساس یافته های خود گزارش دادند که 31 درصد از زنانی که بعلت ناسازگاری های شدید عاطفی در بیمارستانی بستری بوده اند،.در کودکی مورد تنبیه بدنی و بسیاری از آنها در بزرگسالی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند.(داریل 294ام سی کاب-1998).
بدنبال این بررسی‌ها لارد295،اکنردودریس296 (1995)گزارش دادند که طبق یافته های ایشان، تقریباً نیمی از کودکانی که در سالهای آغازین مدرسه هستند و بر اساس پرسشنامه های ایشان ناسازگار اجتماعی تلقی شده اند. انواع گوناگونی از سوءرفتار از نوع غفلت از سوی والدین، مشترک بوده است. این پروژه نشان داد که اثرات سوء رفتار را در سالهای نخست زندگی تجربه کرده اند که در این میان، بین تمام آنها سوءرفتار را از نوع فیزیکی آن، نه در سالهای نخست مدرسه، بلکه در سنین بالاتر در کودکان آشکار خواهد شد (داریل ، ام سی کاب.1998).
در 1997نیز ولف297 ، ام سی کی298 و ویلسن 299تابت کردند که 94 درصد از نوجوانانی که دچار مشکلات سازگاری بودند.بیش از یک نوع سوءرفتار را درکودکی تجربه کرده بودند.بیشترین همپوشی بین انواع سوء رفتارها، بین بهره کشی جسمی و بهره کشی روانی وجود داشت و از میان انواع سوءرفتار بهره کشی روانی بیشترین ارتباط را با ناسازگاری های نوجوانان نشان داد.(داریل ،ام سی کاب .1998)
اردلی 300و ناگلی301 (2001)،به بررسی نقش دوستی ها در سازگاری روانی پرداخته اند. آنها از هیجده سال قبل به مطالعه نقش پذیرش و روابط دوستانه داشتن در کودکی و اثر این عوامل بر سازگاری و سلامت روانی افراد در نوجوانی پرداخته اند. نتایج پژوهش دراز مدت آنها نشان داد که نوجوانان ضد اجتماع302 (ناسازگار اجتماعی) در سنین آغازین از توجه مثبت، و پذیرش و نیز روابط دوستانه محروم بوده اند (اردلی و ناگلی،2001).
یکی از پژوهش های جالبی که در زمینه ی ناسازگاری روانی و اجتماعی کودکان انجام گرفته ،در رابطه با کودکانی بوده است که در پرورشگاه ها303 بزرگ شده اند .پژوهش فوق در صدد بود تا به دو سئوال پاسخ دهد .نخست آنکه آیا بر اساس تحقیقات دقیق انتقاداتی که به پرورشگاهها می شود وارد است و دوم آنکه آیا بزرگ شدن در این مراکز یا به هر نوعی محروم بودن از والدین در ناسازگاری روانی اجتماعی کودکان تاثیر گذار است یا خیر.شایان ذکر است که در این پژوهش منظور از بچه های پرورشگاهی، تنها کودکان یتیم نیستند بلکه تمام کودکانی که به دلایل مختلف مانند سر راهی بودن یا در سفر بودن دائم والدین از تماس با ایشان محروم بوده اند را در بر گرفته است. گودوین304 در 1994 دو گروه کودکان و نوجوانان پرورشگاه را با کودکان ونوجوانان عادی مقایسه کرد و نتایج او نشان دادند که هر میزانی از تجربه‌ی پرورشگاه مضر و آسیب رسان است.به عبارت دیگر حتی اگر کودکی تنها چند ماه در این مکانها گذرانده باشد.باز هم به همان نسبت دچار مشکل خواهد بود این پژوهشگر ،همچنین ثابت کرد که این آسیب و در طول نخستین سالهای کودکی با بیشترین شدت به فرد ضربه وارد می کند و به طرز غم انگیزی با طول مدتی که فرد در این موسسات مانده باشد افزایش می یابد. او هم چنین فرضیه اصلی خود را که وجود ارتباط بین حضور در شیر خوارگاه و ناسازگاری های اجتماعی و روانی بود ثابت کرد. لاکاردیا305 در این زمینه ادعا کرده است که بدترین مادر بهتر از بهترین پرورشگاه است.(گودوین،1994)
دررابطه با نقش حیاتی که والدین در ایجاد سازگاری یا ناسازگاری روانی کودکانشان ایفا می کنند.گاردنر306 و سوینر307 در 1958 به بررسی ارتباط سوءرفتار در کودکان عادی و کودکانی که بجز مادر خودشان شخص یا اشخاص دیگری هم بطور دائم از ایشان نگهداری کرده اند و به اصطلاح دچار حالت چند مادری بوده اند پرداخت. یافته های این پژوهشگر نشان داد که بین این دو گروه از نظر رشد جسمانی تفاوتی وجود ندارد اما از لحاظ رشد عاطفی، کودکانی که بطور مستمر تحت مراقبت مادر خود به تنهایی بوده اند سالمترند.(هجز308 و تیزارد 309،1998،نقل از حسینی1383)
تجاوز جنسی نیز یکی از فجایعی است که چون فشار روانی زیادی برفرد قربانی وارد می کتد. اگر او نتواند به همان میزان از مکانیزم های دفاعی قوی اسنفاده کند دچار اختلالات روانی می گردد و سازگاری روانی اش را از دست می دهد. لیسلی هویت310 که کلینیک مشاوره در رابطه با مسائل جنسی دارد پژوهشی در این راستا انجام داده است.آزمودنی های او را زنانی تشکیل می دادند که به شکل های گوناگونی از حمله تجاور جنسی به ضرب زور (204نفر).تجاوزهای شرم آور را از طریق دوستان (32نفر)، زنا با محارم(18نفر) و 25 نفر به شکلهای دیگر، مورد تجاوز قرار گرفته بودند و نتایج تحقیق او نشان داد که 47 درصد از این زنان پس از آسیب، دچار ناسازگاری روانی شده ا ند و درمان جدی نیاز داشته اند. او هم چنین به عواملی که در ابتلا، این زنان به ناسازگاری روانی دخیل است اشاره کرده است که از آن جمله می توان به نوع مکانیز های دفاعی که فرد بکار می برد و میزان حمایتی که فرد پس از حادثه از طرف خانواده می شود. مرحله ای از زندگی فرد که در آن به سر می برد و نیز روشی که از طریق آن تحت تجاوز قرار گرفته است .اشاره کرد (هویت،1980).
والستون311 و تی .وی312 (1995) نیز در رابطه با سازگاری اجتماعی دست به پژوهش جالبی زدند فرضیه‌ی اصلی در پژوهش ایشان ادعا می کرد افرادی که در مقابل دردها عضلانی مقاومت کمتری از خود نشان می دهند و کم طاقت ترند. ناسازگاری اجتماعی بیشتری را تجربه می کنند. آنها از دو گروه افرادی که هر دو مبتلا به بیماری های سخت بودند. اما فقط افراد یکی از گروهها، نسبت به درد واکنش شدیدی از خود نشان می دادند به بررسی پرداختتند و میزان سازگاری اجتماعی آنان را از طریق پرسشنامه بدست آورند نتایج پژوهش، فرضیه ی ایشان را ثابت کرد(والکر اسمیت313، کاربر314، 1997؛نقل از حسینی،1383).
ام اس اسمیت (1995)در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد ناسازگاری، سازگاری اجتماعی، سبک دلبستگی، دلبستگی ایمن Next Entries پایان نامه درمورد سازگاری اجتماعی، پرخاشگری، کفایت اجتماعی، دلبستگی ایمن