پایان نامه درمورد ناسازگاری، روان شناسی، روان شناختی، سازگاری اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

است(بوتر240ومالیک241،2002).
با توجه به آنچه ارائه شد، شاید بهتر باشد بجای استفاده از واژه ی سازگاری، میزان سازگاری را بکار ببریم. میزان به عنوان معیاری برای بهنجار بودن به این امر اشاره می کند که یک فرد چقدر قادر به مواجهه ی درست با تجارب زندگی‌اش است. چقدرمی تواند روابط لذت بخش را با دیگران ایجاد و تجربه نماید و چقدر در کارش بطرف رشد و سر آمد شدن درحرکت است. اگر میزان سازگار ی را با این سه حیطه تعریف کنیم، نا سازگاری عبارت خواهد بود، از شیوه های رفتاری که مردم را از برخورد مناسب و مطلوب با خود، دیگران و تقاضاهای اجتماع باز می دارد(ناتان242 و لنگن بوچر243،2003؛نقل از حسینی؛1383).
اختلالات مربوط به سازگاری در جامعه امروز رواج فراوان دارند اختلالات سازگاری از نظر روان شناسی اینطور تعریف می شود: هنگامی که فرد در پاسخ به استرس های خاص محیطی یا شخصی علائم عاطفی یا رفتاری .خاصی مانند افسردگی، اضطراب، مشکلات رفتاری در مدرسه، نزاع با مردم، مشکلات شغلی، تعارضات یا سرپیچی های اجتماعی و نیز شکایت های جسمانی را از خود بروز دهد دچار ناسازگاری رفتاری شده است. به عبارت ساده تر اگر شما فشار عصبی خاصی را تجربه می کنید و در پاسخ به آن، نشانه های روانی خاصی را از خود بروز می دهید که این نشانه ها به، انجام وظایف اصلی شما در جامعه یا عملکرد شخصی تان لطمه می زنند در این حالت شما به نا سازگاری دچار شده اید.
منظور از این وظایف اصلی شما در جامعه، کارهایی مانند سازگاری در محیط مدرسه، سازگاری عاطفی ودرونی، سازگاری اجتماعی، سازگاری خانوادگی و……می باشد. به هر حال وقتی که فشارروانی باعث ایجاد علائم خاص بالینی در افراد گردد و فرد را از مقابله با مسائل زندگی‌اش باز دارد، در این صورت فرد دچار اختلال در سازگاری است(آفر244 و سبشین2451991). البته تعریف فوق استثناءهایی نیز دارد. مثلاً اگر مشکل روان شناختی دیگری (غیر از آنچه بدان اشاره شد). تولید نشانه هایی را که گفتیم نموده باشد. در اینصورت فرد دچار ناسازگاری نیست. بعنوان مثال اگر کسی شغلش را از دست دهد و به این خاطر دچار افسردگی شود. این حالت افسردگی ماژور تشخیض داده می شود یا ناسازگاری اجتماعی.سوازان کیو246، رفتار نا هنجار را توسط پنج ملاک شناسایی کرده است.
1- از نظر آماری :انحراف از میانگین وجود دارد.
2- انحراف از هنجار :از رفتارهایی که عمدتاً بهنجارشناخته می شوند.انحراف وجود دارد.
3- بهداشت روانی طبق این ملاک، نا هنجاری رفتاری ،ویژگی خاصی است که توسط جامعه تعریف و پذیرفته نشده است .
4- ملاک روانی – اجتماعی:این ملاک، ناهنجاری را رفتارهایی می داند که به عنوان رفتار طبیعی تلقی نمی شوند.
5- ملاک بیماری روانی :وجود چندین نشانه بیماری.
ملاک آخر یعنی ملاک مربوط به بیماری های روانی ،عموماً مورد توجه بیشتری بوده اند. عمومی ترین نظام تشخیص در حال،DSMIV است که رفتار ناسازگار یا نا هنجار را این چنین تعریف کرده است: یک نا هنجاری رفتاری بالینی کاملاً آشکار و به بیان دیگر نشانگان روان شناختی و الگوهای رفتاری که به علت وجود شرایط خاصی در فرد ظاهر گشته است. همراه با وجود نا توانی و افت چندین جنبه از کارکرد های فرد و افزایش خطر وقوع مرگ های ناگهانی، کاهش آزادی های فردی و …( سوازان کیو ؛ ترجمه کریمی و نو درگاه فرد1381 نقل از حسینی1383)
روانشناسان سنتی نیز ویژگی هایی از شخصیت را بهنجار تلقی کرده‌اند که به فرد کمک می‌کند تا خود را با جهان پیرامون خویش سازگار کند یعنی با دیگران درصلح و صفا زندگی کند و جایگاهی مناسب برای خود در جامعه بدست آورد (اتکینسون 247و هیلگارد248-ترجمه ی گروه مترجمان،1366).
واتسون249 و تارپ250(1977نقل از حسینی1383 ، توازن و هماهنگی میان افکار ،اعمال و عواطف به عنوان بخشهایی از خود 251راسازگاری می نامند از دید این صاحب نظران همچنین سازگاری به معنای هماهنگی و توازن میان خود محیط است. فردی که قادر به برقراری یک تناسب مطلوب بین خود، توانایی ها و محیطش باشد فردی است که خوب سازگاری یافته است واتستون و تارپ همچنین معتقدند وقتی می گوئیم شخصی سازگاری یافته است. در حقیقت یک قضاوت ارزشی انجام داده ایم. به عنوان مثال از نظر یک انسان گرا همنوایی و تعمیم آن به نوعی “بد سازگری یافتن “است. در حالیکه از نظر یک فرد مطیع و پیرو، فرد گرایی و مطیع گروه نبودن است که “بد سازگاری یافتن “تلقی می شود. موریسن252 در 1995 در باره استرس هایی که تولید ناسازگاری رفتاری می نماید نکات قابل توجهی ارائه کرده است. مثلاً اینکه پاسخ ناسازگارانه ممکن است در مقابل یک و یا چند نوع فشار عصبی ایجاد شده باشد. دیگر آنکه فشاری که تولید رفتار ناسازگارانه نموده است ممکن است فقط یکبار برای فرد رخ داده باشد(مشکلات و حوادث طبیعی مانند سیل یا آتش سوزی، طلاق، ازدواج، اخراج از مدرسه و…..) ویا ایتکه بطور مرتب برای او تکرار شده باشد (مانند دعواهای مداوم والدین در حضور کودکی که اکنون به ناسازگاری اجتماعی دچار شده است). اختلالات مر بوط به سازگاریٍ، غالبا همراه با یکی از نشانه های زیر رخ می دهد:
1- خلق افسرده (فرد دچار هراس، غم و نا امیدی است) اضطراب (فرد عصبی، ترسناک و نگران است)
2- ترکیب حالات افسردگی و اضطراب
3- آشفتگی خلقی (بیمار به قوانین یا حقوق دیگران حمله می کند )
4- ترکیبی از آشفتگی های عاطفی و سازش
5- مشکلات غیر قابل پیش بینی (مشکلات مربوط به اخراج از کار یا ورشکستگی، شکایات جسمانی، انزوا ی اجتماعی ) (انجمن روانپزشکان امریکا -1994به نقل از موریسن،1995 )
6- وقتی فردی دچار یکی از این نشانه ها می گردد یکی یا چند تا حالات روانی زیر را می توان از او انتظار داشت: نا امیدی، گریه های بی وقفه، خلق افسرده، اختلال در عملکرد شغلی، اجتماعی، تحریک پذیری، لرزش دست یا صدا، آشفتگی های سازش، انزوا، کاهش عملکرد حرفه ای، اضطراب، استرس و تنش (بارلو253، 2004- مجله روان شناسی امروز)
گرچه تعاریف متعددی از شخصیت سازگار و نا سازگار آورده شده است و در بین تعاریف همه ی روان شناسان توافق کامل ندارند. اما اکثر روان شناسان ویژگی های زیر را بهزیستی عاطفی می دانند:

ویژگی افراد به هنجار
1- کارآمدی در ادراک: افراد بهنجار در ارزیابی واکنش ها و قابلیت ها ی خود و در تفسیر آنچه در دنیای پیرامونشان می گذرد واقع بینی در خور توجهی نشان می دهند.
2- خود شناسی: این افراد تا حدود زیادی به انگیزه ها و احساسات خود وقوف دارند.
3- توانایی در کنترل ارادی رفتار: این افراد به راحتی انگیزه های جنسی و پرخاشگری خود را کنترل می کنند و در همنوایی با هنجارها ی اجتماعی آزادانه عمل می کنند و عموماً تحت تاثیر تکانه های غیر قابل کنترل قرار نمی گیرند.
4- عزت نفس و پذیرش: خود را افرادی با ارزش و مورد قبول اطرافیان می دانند و بطور خود جوش عمل می کنند. آنان در رابطه با دیگران خیلی راحتند.
5- باروری: این افراد توانایی های خود را در مسیر فعالیت های بارور به کار می اندازند زندگی را دوست دارند و بی آنکه نیازی به تقلای زیاد داشته باشند از پس الزامات آن بر می آیند (اتکینسون و هیلگارد ؛ ترجمه‌ی مترجمان،1366).
ویژگی های افراد سازگار:
اسلامی نسب (1373) خصایص زیر را برای فرد سازگار بر می شمارد:
1- از اضطراب و تعارضی که وی را از فعالیت رضایت بخش باز می دارد دوری می کنند .
2- از قدرت تصمیم گیری در برخورد با مشکلات بهر ه مند است.
3- عواطف خود را تصدیق و قبول می کند. مدام شایستگی های خود را گسترش می دهد و خود واقعی را در نظر دارد.
4- مسئولیت اعمال و رفتار خود را می پذیرد و خود را منشاء اعمال افکار و نیز رفتار خود می داند
5- نقص عضو و بیماری های بدنی معمولاً از شایستگی و فعالیت وی نمی کاهد.
6- شوخ طبعی را در خود پرورش می دهد و دارای این خصوصیت است.
7- ارزشیابی های درست و قضاوت های مناسبی از اوضاع و اتفاقات دارد.
8- از هر امری تجربه‌ای هر چند کوچک دارد و با دقت نظر جهان پیرامون خود را، اعم از انسان، حیوان و اشیا، را مورد بررسی قرار می‌دهد.
9- نیازها، افکار و عواطف انسان ها را می شناسد. پاسخهای مناسب می دهد و اهل همکاری اجتماعی و اقتصاد ی است.
10- به میزان کافی می‌تواند فعالیت کند و در اموری که به عهده دارد. همواره تلاش می‌نماید و لزومی نمی بیند که شغل خود را مرتباً عوض کند.
11- از زندگی خانوادگی و زناشویی لذت می‌برد و به فرزند ‌‌‌دار شدن و تربیت فرزندان علاقمند است.
ریشه ناسازگاری های روانی:
عمدتاَ علت اصلی نا سازگاری های روانی به استرس ها و فشارهای شدید عصبی در زندگی روزمره بر می گردد. اما هنوز مشخص نیست چه افرادی در مقابل استرس های معینی به ناسازگازی و اختلال رفتاری دچار می شود. بزرگسالان عموماً در پاسخ به استرس هایی مانند شکست در ازدواج ، ورشکستگی های مالی مشکلات شدید کاری دچار ناسازگاری های عاطفی و اجتماعی می شوند.
حال آنکه در نوجوانان استرس های رایج عبارتند از: مشکلات تحصیلی یا ارتباطی آنان در مدرسه ویا مشاجرات پیوسته والدینشان و از عوامل دیگری که می توان منجر به تولید پاسخهای نا سازگارانه در افراد شود می توان از این موارد نام برد.
• مرگ یکی از عزیزان یا نزدیکان
• تغییرات مهم در زندگی یا نتایج پیش بینی نشده .
باید در نظر داشت عوامل موقعیتی ای که می توانند بر نوع عکس العمل های افراد مناسب یا نسبت به استرس ها تاثیر بگذارند، بسیارند مثلا شرایط اقتصادی ًحمایت های اجتماعی، فرصت های شغلی و نیز شرایطی که به فرد اجازه جبران گذشته را می دهد. در این میان عوامل درون فردی نیز نقش مهمی دارند به عبارت دیگر عواملی مانند مهارت های اجتماعی، ضریب هوشی، مهارت های مقابله ای و میزان خلاقیت و آفرینندگی فرد نیز در نحوه پاسخ های او به استرس زاهای محیطی دخیل هستند (انجمن روانپزشکی امریکا – نقل از مورسین،1995)
دیدگاههای کمی و کیفی در مورد ناسازگاری:
رفتار نرمال آنرمال (بهنجار و نا بهنجار ) را می توان از طریق دیدگاههای دو مکتب متفاوت بررسی کرد. از دید گاه “کمی”تفاوت بین افراد آشفته و نیک سازگاری یافته، بطور کمی (با توجه به مقدار رخ دادن آنها بررسی می شود. این دیدگاه علل رفتار های بهنجارو نا بهنجار را در ابعاد روان شناختی صفات 254جستجو کرده است و برای هر ضفتی یک میزان مطلوب را در نظر می گیرد که انحراف از این میزان می تواند طیف نا هنجاری رفتاری را تعیین نماید. مثلاً مقدار مناسبی از خود کنترلی می تواند به سازگاری مطلوبی منجر شود در حالیکه اگر کسی به میزان بسیار کمی از خود کنترلی بهره مند باشد. این موضوع می تواند با عث واکنش های بسیار تند و ناگهانی وی شود.
به همین شکل میزان خیلی زیاد خود کنترلی نیز بهنجار نیست و زیان آور است چرا که فرد در این حال به منع شدید روانی دچار می شود و شخصیت یکنواخت و خشکی خواهد داشت. مثال دیگری که می توان در این زمینه مطرح کرد این است: افرادی که به شکل معمولی255 قادرند نسبت به خود و تجاربشان واکنش دهند. به احتمال بیشتری رفتارهای سازگارانه را از خود بروز خواهند داد در حالیکه انعکاس های کم نسبت به خود و تجارب به “خود هشیاری”شخص را فلج نماید. در این دیدگاه جنبه های گوناگون رفتارهای آشفته و ناسازگارانه همواره با اغراق256 در نحوه تفکر احساس و رقتار فرد همراه است. البته تمام افراد نرمال نیز ممکن است در شرایط خاصی مانند مردم ناسازگار فکر، احساس و رفتار کنند اما نکته ی اصلی در درجه ی257 این رفتار ها ست. مردم سازگار رفتار ناسازگارانه و تفکرات اغراق آمیز را کمتر وبرای مدت کوتاهتری نسبت به ناسازگاران از خود بروز می دهد از دیدگاه “کیفی”تفاوت بین رفتار بهنجار و نا بهنجار از طریق نوع رفتار ها تعیین می شود نه با توجه به درجه ی آنها این دیدگاه مطالعه روان شناسی نا هنجار را از طریق بررسی شکل و حالت پاسخ های نا سازگارانه بررسی می کند. البته هردوی این دیدگاهها ازجهاتی دارای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد آسیب شناسی، روابط موضوعی، آسیب شناسی روانی، ناسازگاری Next Entries پایان نامه درمورد ناسازگاری، سازگاری اجتماعی، سبک دلبستگی، دلبستگی ایمن