پایان نامه درمورد مکانیابی، بیمارستان، مهارتهای اجتماعی، تصویر ذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

فضای غمانگیز و محیط ترسآور بیمارستان و همچنین رویارویی با رنج خانواده در کنار خود، بخشی از تجربهی مشارکتکنندگان از این مرحله است. این عوامل منجر به آشفتگی حسی یا درد و عذاب میشود مطالعه اسفهلان و همکاران،2010 نیز نشان داد که درد شدید با پاسخهای احساسی چون اضطراب، خستگی، بیاشتهایی، احساس بیدفاع بودن و اختلال استرسی حاد در زمان اقامت در بیمارستان ارتباط معنی داری دارد(94). ویازولی،2002 مینویسد: بیماران مبتلا به سوختگی شدید حداقل در همان روزهای ابتدایی بستری شدن با واقعیت ناامید کننده و تخریبگر وابستگی به دیگران مواجه خواهند شد، واقعیتی که هیچگونه کنترلی بر آن وجود ندارد و باید به آن تن دهند(95). این عدم توانایی کنترل بر بدن، معرف طیفی از گسیختگی جسمی است.
به دنبال ترخیص از بیمارستان، احساس رهایی از گسیختگیجسمی نقطهای سرشار از امید به بهبودی و بازگشت به زندگی قبل است. اما با ورود به منزل و مواجه مبتلایان با تغییرات جدید و درک واقعیت تهدید روند زندگی، ناامیدی غلبه میکند و آشفتگی ادراکی نمایان میشود. این وضعیت در اغلب مطالعات با زمینههای فرهنگی مختلف به چشم میخورد. با گذشت زمان و کمتر شدن شدت درد به دلیل بهبود زخمها از طریق گرفت یا التیام خود به خودی، نجاتیافتگان فرصت بیشتری برای فکرکردن به تأثیر سوختگی در روند زندگیشان پیدا میکنند(96). هجوم احساسات و افکار ناخوشایند و منفی منجر به کلنجار رفتن با خود و لذت نبردن از زندگی میشود و روح وروان آنها را تهدید میکند. درک این واقعیت که توانبخشی فرایندی طولانی است؛ منجر به افسردگی، خشم و اضطراب میشود. همچنین ممکن است مبتلایان به سوختگی احساساتی چون فقدان و اندوه را تجربه نمایند(7). بررسی متون نشان می دهد، بیش از 50 درصد مبتلایان به سوختگیهای شدید انواعی از مشکلات خواب نظیر اختلال در به خوابرفتن، بیداریهای مکرر، پایین بودن کیفیت خواب، بیداری در صبحزود و کابوسهای شبانه را تجربه میکنند(96). این عدم توانایی در کنترل آشفتگی ادراک، تجربهی گسیختگی ذهنی را در پی خواهد داشت.
یافتههای این پژوهش نشان داد، ورود به جمع و قرار گرفتن در جوی سرشار از تهدید اجتماعی نظیر مواجه با واکنشهای ناخوشایند دیگران و ناکامی در تعاملات، منجر به ظهور آشفتگیهای رفتاری چون دوری کردن، قهرکردن، جیغ زدن، فرار از خود و مردم، راه نیامدن با دیگران، عدم معاشرت، حضور اجباری و بیانگیزه در جمع، مشکلات تعاملی، پسزدن فرصتها، چالش زناشویی، شغلی و کنارهگیری میگردد. مطالعات زیادی نشان میدهد، وجود اسکارهای سوختگی عامل بروز و طولانی شدن اختلالات اجتماعی نظیر ایزوله اجتماعی و تبعیض شغلی در مبتلایان به سوختگی است(46). در این رابطه تحقیقات دیگری نشان داده است، ناسازگاری با دیگران از چالشهای اجتماعی این بیماران است که میتواند منجر به کاهش مهارتهای اجتماعی گردد(87). اضطراب قرارگیری در موقعیتهای اجتماعی بیشترین گزارش افراد دارای بدشکلی است(55)و بیش از نیمی از آنها فشار اجتماعی را برای مدت طولانی تجربه کردهاند(97). این عوامل بازگشت مجدد آنها را به جمع با مشکل رو برومیسازد (98). مواجه با موانع اجتماعی نظیر طعنهزدن کلامی، دلسوزی، خیره شدن، سوالات بیجا درمورد اسکارها و نامگذاری(99) باعث احساس داغ78 و ناراحتی ازحضور در جمع، پاسخهای اجتنابی79 به واکنش های منفی دیگران مثل فرار از شرایط استرسزا میشود و اضطرب و دیسترس را افزایش میدهد(99). نهایتاً این موارد با ایجاد کمرویی، اضطراب اجتماعی و طرد شدگی به رفتار خجالت زده منتهی میشود(7). پیامد فقر مهارتهای اجتماعی، تمایل به برداشت منفی از وقایع اجتماعی در رابطه با بدشکلی(17)، فرد را وارد چرخهی معیوب عملکرد اجتماعی و نارضایتی از زندگی میسازد(87). این ناتوانی در کنترل روابط، تعاملات و ورفتار اجتماعی تجربهای از گسیختگی تعاملی است.
به دنبال گسیختگی جسمی، ذهنی و تعاملی قربانیان تلاش میکنند ازطریق گفتگو با خود، شرایط بوجود آمده را تجزیه تحلیل نمایند تا بتوانند درمقابل موقعیت تازه صبور بوده و به زندگی ادامه دهند. در این مطالعه شواهدی بدست آمد که نشان میدهد احساس ناامیدی و تردید نسبت به لطف خدا درحین گفتگوی درونی، معنویت افراد را مورد تهدید قرار میدهد. مطالعات نیز متغیر امید را به عنوان یک عامل پیشگوییکننده برای پیامدهای روانی اجتماعی بزرگسالان مبتلا به سوختگی معرفی کردهاند. با کاهش امید اختلالات رفتاری گسیختگی زا بیشتر وخود ارزشی کلی کمتر میشود(84). بنابراین با کمتر شدن ارزش گذاری بر خود و افزایش احساس ناتوانی در کنترل زندگی شخصی و اجتماعی، نارضایتی درونی نیز افزایش یافته و باورهای فرد از خویش تغییر مییابد. در این شرایط فرد گسیختگی پنداشتیرا تجربه میکند.
مکانیابی
مطالعات زیادی نشان دادهاند که آسیبهای سوختگی بهدلیل ماهیت ویرانگری که دارند، با تحتتاثیر قراردادن تمام ابعاد زندگی فرد(5, 10, 11) به هسته اصلی وجودی وی(4) و بویژه خودپنداره80 (100) ضربه میزند. یافتههای حاصل از این پژوهش همسو با بعضی مطالعات نشان داد، که این بیماران در حین گذر از شرایط سخت بعد از سوختگی، جهت پاسخ به آسیبوارده به یکی از اساسیترین عوامل انگیزههای رفتاری یعنی خودپنداره(101)؛ همچنین تعریف مجدد از هویتکلیخود، نیازمند تلاشی سخت از طریق یک فرآیند ذهنی پیچیده هستند(102).
مورس بر اساس یک متاآنالیز کیفی از مطالعاتی که به بررسی پاسخهای انسانی در برابر تهدید خود در طی بیماریها میپردازد، با ترکیب دو تئوری مدل منظومهی بیماریها81 (43) و حفاظت ازخود82(14)؛ مدلی 5 مرحلهای را شرح داد که در قالب آن راهبردهای خود آرامشبخشی83 جهت حفاظت از خود نیز بیان شده است. در این تئوری اگر چه مراحل شرح داده شده براساس ترکیب تئوریهای دیگر به خوبی به صورت یک مدل جامعتر ارائهگردیده (42)، بااینوجود توضیح واضحی از فرآیندهای ذهنی افراد در خصوص چگونگی انتخاب راهبرد ها برای حفاظت از خود ارائه نشده است.
یافتههای پژوهش حاضر نشان داد، مشارکتکنندگان از طریق مکانیسمهای خودوارسی(جستجوی تغییرات حاصل درزندگی شخصی)، دگروارسی(جستجوی تغییرات حاصل درزندگی افراد خانواده و سایرین) موقعیتسنجی (واکنش منطبق بر ارزیابی موقعیت خود) به مقوله «مکانیابی» دست مییابند. این مقوله عبارت است از درکی تازه از وضعیت خود در زندگی بعد از سوختگی. در واقع جریانی است که بیماران را در تمام لحظات برای آمادگی، شکیبایی و رنجکشیدن برای زندهماندن و بازگشت به جامعه همراهیمیکند(14). «مکانیابی» که ماهیتی ذهنی دارد، در هر مرحله از گذر به سوی بازگشت به جامعه به صورت حفظ تصویر قبلی از خود، آگاهی از تصویر جدیدخود، پذیرش تصویر جدید خود و نهایتاً خود آگاهی نمود مییابد. مکانیابی یا پنداشت از موقعیتخود در ابعاد مختلف جسمی، روحی- روانی، معنوی، اجتماعی و ارزشی، زمینهی ذهنی برای انتخاب راهبردهای متناسب با جایگاه فعلی فرد را در هرمرحله از گذر فراهم میسازد. هر چند بر حسب عوامل شخصی(103)، بینفردی(104) و بیرونی(83) موجود درماتریکس خود، زمان ورود و عبور هرفرد از این مسیر ممکن است متفاوت باشد.
معمولاً در فاصله زمانی بروز حادثه تا یکپارچگی جسمی، خودوارسی با تمرکز فرد بر احساس گسیختگی جسمی صورت میگیرد. همچنین مشاهده رنجی که خانواده در بستر بیمار تحمل میکند، حاصل دگروارسی در این دوره است. فرد از طریق موقعیتسنجی شرایطی را جستجوی میکند که بتواند درد و رنج فعلی را تحمل نماید. به همین دلیل به دنبال راهبردهایی است که با ناچیز قلم داد کردن آسیب و حفظ تصویر قبلی خود، یکپارچگیاش را حفظ نماید(105).
در این مرحله، درد یکی از عذابآورترین دریافتهای حسی بهشمار میرود(94). فشار ناشی از از درد فرد را وادار می کند که تمام انرژی و تمرکز درونی و توجه خود را به حفظ خود معطوفنماید(42). بیمار احساس میکند که در معرض خطر و بیحرمتی قرارگرفته است(12, 106). اصرار به عدم باور شدت آسیب در زمان حادثه و روزهای اول بستری، تلاش برای نشانندادن درد، ظاهری آرام و آراسته به خود گرفتن در هنگام ملاقات با خانواده که شاهدی بر سرکوبکردن هیجانات مشارکتکنندگان این پژوهش است؛ همچنین تجارب دیگری نظیر امتناع از دیدن زخمهای خود در بعضی از مطالعات(105)، نمونههایی از تلاش برای انکار شدت آسیب و حفظ تصویر قبلی از خود میباشد. در این مرحله حفظ کنترل هیجانی برای طاقتآوردن و دمنزدن از هرگونه ترس یا هراس در مقابل تهدید جسمی بسیار مهم است(42). این وضعیت ممکناست باعث تسکین بیمار گردد(42). مورس،1997 نشان داد که وضعیت عاری از هیجان در مرحلهای به نام شکیبایی برای بقا، شخص را تقریباً در یک وضعیت «خاموشی84» قرارمیدهد (42). مطالعات دیگر نیز نشان میدهد، در شروع بسیاری از بیماریهای حاد و یا مزمن، بیماران وخامت وضعیت را جدی نمیگیرند(89). مکانیابی در این مرحله به تحمل رنج حاصل از درد شدید، تهاجم به قلمرو جسمی و وابستگی به خانواده در انجام فعالیتهای روزانه کمک میکند. هرچند مطالعات دیگر نشان میدهد زمانی که درد خیلی شدید است افراد از راهبردهای ممانعت از درد نظیر پرتکردن حواس85، مغلوب نشدن86، تمرکز بر چیزی مثل خیرهشدن به کاشیسقف(16) و جدایی از جسم87 استفاده میکنند. در یک مطالعه گراندد تئوری نیز که به جستجوی فرآیندها از جنبه نوتوانی پرداخته است؛ مفاهیمی چون تردید88، مطالعهبدن89، مشاهده90، طاقتآوردن91، حفظ کنترل هیجانی92 و پذیرش کمک به عنوان اولین پاسخهای انسانی به تهدید تمامیت خود معرفیگردیده است(14).
با ورود به منزل و تداوم زندگی، قربانیان شروع به کنترل و بررسی بدن خود خواهند نمود. بیان ترسها و تایید جدیبودن وضعیت نشاندهندهی آگاهی افراد از تغییرات خود، دیگران، محیط و هر چیزی است که آنها را به صورت درونی یا بیرونی با خود درگیر میسازد (90). در این مرحله عمدهترین فعالیت ذهنی مشارکتکنندگان مبتنی بر درک تصویر جدید از خود است. درکی که از طریق کسب آگاهی با تمرکز بر تغییرات ظاهری و یا واکنش دیگران به خود کسب میشود(91). براساس مطالعه حاضر این آگاهی در گروهی از بیماران محدود به آگاهی از تغییرات جسمی میشود و در گروهی دیگر به صورت آگاهی از یک تغییر کلی یا حتی براساس بعضی از تجارببیانشده « آدمدیگریشدن» میباشد. مکانیابی دراین مرحله به آگاهی از تغییر یا بهعبارتیدیگر درک موقعیت فعلی فرد کمکخواهدکرد.
یافتههای این مطالعه همسو با سایر مطالعات نشانداد، مبتلایان به سوختگی با ورود به منزل متوجه حقیقت تغییرات ایجاد شده در توانایی، نقشها، روابط شخصی و تغییر چهره(87) در خود میشوند. موی و همکاران دریک مطالعه پدیدارشناسی، «آگاهی بدنی جدید93» را به عنوان عصاره تجربه زندگی مبتلایان به آسیبهای سوختگی استخراج کردند. آگاهی تازه و دشوار در زمینه محدودیتها که با دیدن بدنی غریبه، آسیب پذیر و احساس ناراحتی، ناتوانی و ناامنی کسب میشود(107).
دراین مرحله تغییر تصویر ذهنی حاصل از آگاهی کسب شده و مسائل مرتبط با ظاهر به عنوان بخشی از تجربهی مبتلایان به سوختگی(92) از متغیرهای مهم روانشناختی موثر بر کیفیت زندگی این افراد است(93)، که نقش زیادی در تطابق کوتاهمدت(108) و طولانیمدت دارد (109). با اینوجود علیرغم کسب دانش فراوان (110, 111) حاصل از مطالعات سایکومتری94 بر متغیرهای تصویرذهنی، که به نقش تصویرذهنی در این مبتلایان انجامیده است؛ اطلاعات بدست آمده در مورد درک تفاوتهای مشاهدهشده در تجارب فردی این افراد کافی نیست(92).
لذا بر خلاف اغلب مطالعات کمی که تنها به اثرات کوتاهمدت سوختگی پرداختهاند95 این مطالعه با رصد کردن تجارب طولانیتر این افراد(92)، به اطلاعاتی در زمینهی چگونگی تغییر و شکلگیری مجدد تصویر ذهنی دست یافته است.
در این خصوص یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد، به دنبال کسب آگاهی از موقعیت جدید از طریق مکانیابی، افراد به تلاش برای جستجوی راههای کسب قابلیتهای بیشتر برانگیخته میشوند. فرد به تدریج با مشاهده بهبودی زخمها، عادیشدن رفتار دیگران، شنیدن تجارب بیمارانی که قبلاً سوختهاند و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد ویژگیهای شخصیت، مکانیابی، فیزیولوژی، یژگیهای شخصیتی Next Entries پایان نامه درمورد مکانیابی، بازگشت به خویش، بیمارستان، تصویرذهنی