پایان نامه درمورد مکانیابی، بازگشت به خویش، بیمارستان، تصویرذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

بویژه کم اهمیت تلقیکردن ظاهر اسکارهای بجای مانده از طرف دوستان وفامیل نزدیک؛ به مرحلهای دیگر از مسیر بازگشت وارد میشود و با عبور از این مسیر، پذیرش تصویرجدیداز خود پرورشمییابد.
با پذیرش تصویر جدید خود و ورود به زندگی عادی، خودوارسی و دگروارسی بر ارزشها، باورها و میزان دستیابی به انتظارات از زندگی تمرکز مییابد. مبتلایان به سوختگی در بستری از خاطرات ترسآور و تلخ مراحل قبل که ذهن آنها را اشغال میکند؛ از طریق ارزیابی دستیابی به اهداف، آرزوها و تمایلاتشان، همچنین مقایسه وضعیت جدید خود با زندگی قبل از سوختگی و یا با زندگی دیگران، به ارزشگذاری و قضاوت در خصوص کیفیتزندگی دستمیزنند .
توصیف مورس، از 5 مرحلهی آمادگی، گسیختگی، شکیبایی، رنجکشیدن و یادگیری (42) و همچنین شرح وی در مورد استراتژیهای خود آرامش بخشی96 بهنوعی مقولهی مکانیابی در مطالعه حاضر را مورد حمایت قرارمیدهد. براین اساس مبتلایان به سوختگی با حفظ تصویرذهنی قبلی، از مراحل آمادگی و گسیختگی گذر میکنند؛ در مرحلهی شکیبایی با کسب آگاهی برای حفظ عملکردها و تداوم زندگی تلاش میکنند؛ و در مرحلهی رنجکشیدن، از طریق راهبردهای معرفی شده برای پسگرفتن و فرمولهکردن مجدد خود (46, 48) به پذیرشتصویرذهنی جدید از خود نائل میگردند. همچنین پاسخهایی چون اطمینان یافتن به بدن تغییریافته97، پذیرشنتایج تجربه98، ارزیابی مجدد تجربه99، مسلط شدن بر اوضاع100 و اصلاح یا تغییر در اهداف زندگی که به عنوان مرحلهی نهایی از الگوهای مشترک پاسخ انسان به تهدید تمامیت خود معرفیشده است، با خودآگاهی حاصل از مکانیابی همخوانی دارد.
تعادل
امروزه به دنبال پیشرفت علم و تکنولوژی و افزایش تعداد نجاتیافتگان سوختگی به دلیل تاثیرات عمیقی که عوارض سوختگی بر کیفیت زندگی این افراد میگذارد، درک پیامدهای سوختگی در زندگی قربانیان از اولویت مهمی برخوردار است(87). بر اساس یافتههای این پژوهش مقولهی تعادل، پیامد فرآیند بازگشت مبتلایان به سوختگی به جامعه است. در حالیکه اغلب مطالعات انجام شده در زمینهی آسیبهای سوختگی اندازهگیری پیامدها در این گروه را پیچیده و چند وجهی توصیف نمودهاند(87)، معرفی طبقات یکپارچگی جسمی، اتصال به جریان زندگی و بازگشت به خویشتن، توصیف نسبتاً کاملی از پیامدها را به عنوان چارچوب پنداشتی در این حوزه، فراهم ساخته است.
یافتهها در این پژوهش در راستای مطالعات دیگر نشان میدهد، قربانیان سوختگی جهت پاسخ به آسیب وارده و بازگشت به یک زندگی معنیدار نیازمند تلاشی سخت در تمامی ابعاد وجودی شان میباشند(17). این افراد در فرآیند بازگشت از مراحل مختلفی عبور میکنند(23) در صورتی که در هرمرحله، فرآیندهای مکانیابی، به ایجاد توازن بین تهدیدات و آشفتگیها منجر شود، فرد را در یک وضعیت تعادلی قرار میدهد که زمینه ورود او به سطح بالاتری از تعادل را فراهم میسازد.
یکپارچگی جسمی
در گذر از لحظهی حادثه، انتقال از صحنه و بستری شدن در بیمارستان، مبتلایان به سوختگی برای کسب توازن بین تهدید حیات جسمی و آشفتگی احساسی از طریق ثبات فیزیولوزیک، نجات اندام آسیب دیده و رفع نیازهای حیاتی نظیر، تغذیه، دفع، استراحت و … تلاش میکنند. نقطه تعادل در این مرحله یکپارچگی جسمی است. با وجودی که برای سالیان سال واژه مرگ و میر به عنوان پیامد کلیدی در تحقیقات سوختگی گزارش شده است، اما این مفهوم تنها شاخص تقریبی از اثربخشی بالینی است، نه مقیاسی حقیقی از پیامد سوختگی(7). دست یابی به مفهوم یکپارچگی جسمی به عنوان پیامد دوره اورژانس و حاد سوختگی در این پژوهش، در عین حال که نشان دهنده نجات از حادثه سوختگی است؛ به دلیل وسعت معنایی حاصل از ویژگیها و ابعاد، عوامل مهم و تأثیرگذار دیگر بر پیامد سوختگی در مرحله حاد(87) را نیز در اختیار پژوهشگران و پرسنل درمانی مربوطه قرار میدهد .
یافتههای این مطالعه همسو با سایر تحقیقات نشان داد، بلافاصله پس ازحادثه، بر حسب شدت سوختگی و عدم توازن داخلی بدن، فرد سوخته برای کسب مجدد این توازن؛ از طریق پاسخهای ناآگاهانه و آگاهانه، عامل آسیبرسان را از خود دور میکند و در اغلب موارد با کمک افراد در صحنه اعم از بستگان یا سایر افراد به مراکز درمانی منتقل میگردد (82). با ورود فرد به بیمارستان تلاش پرسنل پرستاری و پزشکی برای کمک به حفظ توازن بین تهدید حیات جسمی و آشفتگی احساسی از طریق پیشبینی پاسخهای التهابی حاد مهم(112) و درمان اختلالات موضعی و عمومی (113, 114) آغاز میگردد. این یافته با نتایج سایر مطالعات همخوانی دارد چرا که این نوع پاسخها امروزه به خوبی شناخته شده و دراغلب موارد با توجه به سن بیمار و درصد سوختگی قابل پیشبینی و درمان است(115) .
به دنبال ثبات فیزیولوژیک، اولین اقدام برای حفظ تعادل در عملکرد پوست و پیشگیری از عفونت و سپسیس، درمان موضعی زخمهاست که با پانسمانهای روزانه آغاز و درصورت عمیق بودن زخمها با درمانهای ترمیمی یعنی دبریدمان و گرفت ادامه خواهد یافت. مطالعات دیگر نیز نشان میدهد، مداخلهی معمول در زخمهای عمیق شامل تمیز کردن زخم، برداشتن بافتهای مرده و انجام اتوگرفت و آلوگرفت برای پوشاندن پوست است، که منجر به کاهش مدت بستری و کاهش هذینهها میگردد (87)؛ هرچند بر اساس مشاهدات در عرصه در این پژوهش، درمان رایج اتوگرفت بوده و درهیچ موردی از آلوگرفت برای پوشش زخم مصدومین استفاده نمیشود. همچنین مراقبت پرستاری از بیماران عموما بر اساس روشهای روتین و سنتی صورت میگیرد و اساساً فرآیند پرستاری جایگاهی در زمینه مورد مطالعه ندارد. بهطور مثال، در خصوص بررسی و کنترل التیام زخمها، روش معمول بررسی و تخمین از طریق مشاهده ظاهر و وسعت زخم است؛ که علیرغم متداول بودن روشی نامطمئن و مورد نقد است(87).
پوشاندن زخمها از طریق گرفت که به منظور بر قراری توازن در عملکرد پوست و سایر اندامها صورت میگیرد درمانی تهاجمی و بسیار طاقت فرسا است (116-118). به همین دلیل، علاوه بر تعادل جسمی، حفظ تعادل روانی یعنی توازنی بین تهدید ناشی از رنج و عذاب جسمی و احساس آرامش و تسکین نیز مهم است. در این مرحله درد یکی ازمهمترین موانع دائمی و تأثیرگذار بر تعادل روانی مبتلایان است که برای نجات اندام آسیب دیده تجربه میشود(94). لذا تسکین درد عامل مهمی برای تعادل روانی ذکر شده است(119). نتایج مطالعه اسفهلان و همکاران همسو با مشاهدات در عرصه نشان داد، به دلیل ناکارآمدی مدیریت درد، بیماران درد شدیدی را در هنگام پروسیجرهای درمانی و درد متوسطی را در هنگام استراحت تجربه میکنند(94). این در حالی است که پژوهشگران بر این باورند تسکین ناکافی درد در مراحل اولیه میتواند به امتناع کامل بیمار از شرکت در برنامههای توانبخشی کوتاهمدت و طولانیمدت منجر گردد(23). یافتههای پژوهش نشان داد فراهم سازی شرایط آسودگی برای بیمار و اطمینان دادن به اینکه در امنیت به سر میبرد برای بیماران اهمیت زیادی دارد. همچنین گوش کردن به بیماران و تشویق آنها برای طرح سوالات و نگرانی هایشان بسیار کمک کننده است. مطالعات دیگر نیز نشان میدهد، این عوامل فرایند درمان را هم برای بیماران و هم برای پرسنل درمانی آسانتر میسازد(7).

اتصال به جریان زندگی
یافتهها نشان داد، اتصال به جریان زندگی که از طریق توانایی مراقبت از خود، عادت کردن و عادی شدن صورت میگیرد، سطح دیگری از تعادل است که هدف اغلب برنامههای توانبخشی برای بیماران سوختگی است(7).
با ترخیص از بیمارستان و به مرور زمان قربانیان سوختگی از طریق مکانیسمهای مکانیابی که پیشتر شرح داده شد، از وضعیت جدید خود آگاهی مییابند و با تداوم برنامههای توانبخشی برای دستیابی به استقلال در عملکرد و توانایی مراقبت از خود تلاش میکنند. بر این اساس قربانیان قادرخواهند بود، در فرآیند تحمل و شکیبایی تا رسیدن به بهبود نسبی زخمها، خروج از درد و عذاب جسمی و بهبود خواب و استراحت، بین تهدیات روحی- روانی – معنوی و آشفتگی ذهنی خودتوازن ایجاد کنند. مطالعات نیز به حفظ دامنه حرکتی و وضعیت مناسب اندامها، پیشگیری از جمع شدگی مفاصل(120)، تشویق بیمار به حرکت و انجام فعالیتهای روزانه، آموزش(12) و پیشگیری از بافت اسکار (121) در این مرحله تأکید نمودهاند.
به تدریج با کسب استقلال نسبی یا کامل در مراقبت و انجام فعالیتهای روزانه قربانیان با پوشاندن اسکارها در جمع حضور مییابند و با تکاپو و تلاش برای بهتر شدن و دسترسی به یک منبع مالی تلاش میکنند. به این ترتیب مواجه مکرر با واکنشهای اجتماعی و توانایی کنترل بر دنیای بیرونی؛ آنها را به شرایط جدید عادت میدهد. مطالعات نیز نشان داده است که افراد به مرور زمان و در سایهی منابع حمایتی به شرمندگی ناشی از بدشکلی غلبه میکنند(83, 103, 104). درنتیجه زمینه برای پذیرش وضعیت جدید فراهم میشود. در این شرایط آنها قادرند بین تهدید اجتماعی حاصل از سوختگی و آشفتگیهای رفتاری- حرکتی خود توازن ایجادکنند، تا به سطح تعادل دیگری یعنی ورود به به جمع و جریان زندگی برسند. با ورود به زندگی معمول آنها توانایی کنترل بر دنیای درونی خود را پیدا میکنند و در نتیجه قادر خواهند بود با ورود به جامعه، به زندگی عادی بازگردند. بازگشت به کار و پیوستن مجدد به جامعه از پیامدهای محوری این مرحله گزارش شده است (87). مطالعات نشان میدهد زندگی پس از سوختگی، بویژه در سوختگیهای شدید با دشواری زیادی برای سازگاری همراه است، اما با وجود حمایتها و نوتوانی صحیح این افراد میتوانند از یک زندگی کامل بهرهمند گردند(7).
بازگشت به خویشتن
بازگشت به خویشتن بالاترین سطح تعادل است که یک قربانی سوختگی میتواند به دنبال تجربهی گسیختگی جسمی، ذهنی، اجتماعی و پنداشتی ناشی از سوختگی؛ در سایهی تفکر و تعمق حاصل از مکانیابی در دنیای درونی، بین فردی و بیرونی خود و انتخاب راهبردهای محافظت از خود به آن دست پیدا کند. بازگشت به خویشتن زمانی اتفاق میافتد که فرد پس از فاصله گرفتن از احساس رضایت درونی و تعالی خود، دوباره به آن باز میگردد.
یافتههای حاصل نشان داد که آگاهی و تجربهی کسب شده در طی فرآیند مکانیابی میتواند، زمینهساز یادگیری و رشد برای تعدادی از این افراد باشد. این یافته با نتایج مطالعه آسکای،2009 نیز همخوانی دارد(20). پژوهشهای دیگر نیز با معرفی مفهوم رشد پس از حادثه101 این یافته را مورد تأیید قرار دادهاند(122).
در حالی که هدف اغلب برنامههای توانبخشی بازگرداندن فرد به جریان معمول زندگی است(23). یافتههای دیگری در این مطالعه نشان داد، تعدادی از قربانیان علیرغم بازگشت به شرایط طبیعی زندگی، اما همواره از یک احساس نارضایتی درونی و عدم کفایت رنج میبرند. احساسی که اجازه برقراری توازن بین ارزشهای تهدید شده و رضایت از زندگی را به فرد نمی دهد. به عبارتی دیگر چنین فردی علیرغم بازگشت به جامعه و زندگی معمول نتوانسته است به «خویشتن خویش» باز گردد. این یافته نشان میدهد، قربانیان سوختگی ممکن است، تا سالیان سال علیرغم داشتن زندگی معمولی و بازگشت به نقشهای قبلی هنوز به این سطح از تعادل دست نیابند، پیامدی که باید مد نظر تمامی دست اندرکاران تیم مراقبت و توانبخشی سوختگی قرارگیرد.
بر این اساس قربانیان سوختگی برای دستیابی به بالاترین سطح تعادل در زندگی خود علاوه بر توانایی بازگشت به جامعه و نقشهای قبلی، باید توانایی بازگشت به خویشتن را نیز کسب کنند. لذا این مطالعه با معرفی مقوله «تعادل» ضمن توجه و تأیید پیامدهای معرفی شده قبلی(87) مفهوم تازهای را برای بررسی پیامدهای روانی- اجتماعی قربانیان سوختگی فراهم مینماید.
در این قسمت تلاش گردیده، با مقایسهی تئوریهای مرتبط و مقولات استخراج شده از مطالعه حاضر به وضوح بیشتری در خصوص مفاهیم و ساختار نظریه ارائه شده، دست یابیم.
الف) تئوری جامع پاسخ به تهدید تمامیت خود
بر اساس مطالعه مورس،1997 که با روش فرا تحلیل کیفی صورت گرفت، صرف نظر از اینکه شروع بیماریها حاد یا مزمن، تهدید کننده یا غیر تهدید کنندهی حیات بوده و پیش آگهی متفاوتی داشته باشند، الگوهای پاسخ دهی به تهدید تمامیت خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد مکانیابی، بیمارستان، مهارتهای اجتماعی، تصویر ذهنی Next Entries پایان نامه درمورد بازگشت به خویش، مکانیابی، گراندد تئوری، مکان یابی