پایان نامه درمورد مهارت خواندن، عناصر زبانی، آموزش مهارت، مهارت زبانی

دانلود پایان نامه ارشد

فارسی معیار استفاده کنند و هنگام سخن گفتن در سرعت ادای جمله ها تعادل داشته باشند: نه زیاد یکنواخت و بی روح صحبت کنند نه زیاد سریع و درهم و برهم، بلکه باید شمرده و و واضح ،مطالب درسی را عنوان کنند. مهارت صحبت کردن، دومین مهارت زبانی است که انسان یاد می گیرد آموختن این مهارت از خانواده شروع می شود و دانش آموزان تا پیش از ورود به دبستان تا اندازهی زیادی به آن مسلط اند و به راحتی میتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند، مهارت صحبت کردن دارای چند خرده مهارت اساسی به شرح زیر است:(ذوالفقاری و همکاران، 1392).
1- استفاده از کلمه ها و جمله های متناسب با موقعیت گفت و گو؛
2- بیان روشن نظرات اصلی با استفاده از کلمات مناسب؛
3- صحبت کردن با صدای رسا در آن حد که شنونده یا شنوندگان آن را به خوبی بشنوند؛
4- صحبت کردن به نحوی که شنونده، مقصود گوینده را دریابد؛
5- کاربرد واژه ها به طور واضح و مشخص؛
6- استفاده از واژه های زنده زبان که امروزه به کار می روند؛
7- تبادل اطلاعات درست.
از آن جا که ارتباط چهار مهارت زبانی گوش دادن، گفتن، خواندن و نوشتن، امری مسلک است و توجه کافی به رشد دو مهارت شفاهی زبان (گفتن و شنیدن) به بهینه سازی برنامه آموزش خواندن و نوشتن در دبستان کمک شایانی خواهد کرد، لزوم توجه به پرورش مهارت سخن گفتن آشکار می شود.
2-13:مهارت خواندن
2-13-1:خواندن و یادگیری آن
یادگیری مهارت خواندن مستلزم کسب مهارتهای زیر است:
الف) بازشناسی دیداری عناصر زبانی اعم از حروف، کلمه ها و جمله های زبان؛
ب) درک معنای این عناصر و روابط معنایی موجود بین آنها که در نهایت به درک پیام جمله و متن منجر می شود(زندی، 1391).
2-13-2: مراحل یادگیری خواندن
کودکان بتدریج مهارتهای پیوسته و تکمیل یک مرحله از رشد و حرکت به سوی مرحله دیگر، خواندن را فرا می گیرند که بدین ترتیب هر مرحله بر روی مراحل پیشین بنا می شود.
1- آمادگی. این مرحله که برای رشد بعدی خواندن نقش اساسی دارد، دورهی آن معمولاً از هنگام تولد تا شش سالگی است. در این مرحله شناسایی جهت های بالا و پایین و راست و چپ صفحه، هماهنگی میان چشم و دست و درک توالی عناصر زبانی و مسائلی از این قبل صورت می گیرد.
2- آغاز یادگیری خواندن. این مرحله معمولاً با آموزش رابطهی آواها و نشانه های نوشتاری و کدبرگردانی واژه ها و جمله ها و به طور خلاصه شناسایی دیداری عناصر زبانی همراه است. اعتماد به نفس یا احساس ضعف در خواندن در این مرحله متجلی می شود.
3- رشد سریع مهارتهای خواندن. پی ریزی کامل عادات و مهارتهای پایه در خواندن در این مرحله انجام می شود. پیشرفت در شناسایی کلمات، افزایش قدرت درک خواندن، صامت خوانی با سرعت مناسب، ایجاد علاقه به خواندن و ایجاد انگیزه به آغاز مطالعهی مطالب متنوع در این مرحله صورت می گیرد.
4- مرحله گسترده خواندن. این مرحله در سال های آخر دورهی دبستان ظاهر می شود. تأکید اصلی در این مرحله بر خواندن مستقل است که با افزایش ذخیرهی واژگانی، کسب سرعت زیاد در صامت خوانی، دستیابی به مهارتهای بیشتر در درک مطلب و تقویت مهارتهای تحلیل روابط کلمات تحقق می یابد.
5- پالایش خواندن. این مرحله که اکثر اوقات در مدارس راهنمایی و دبیرستان دیده می شود با درک پیشرفته همراه است؛ همچنین در این مرحله کارایی خواندن برای منظورهای مختلف با سرعت های مختلف افزایش می یابد.(زندی، 1391)
2-13-3:مدلهای خواندن
یادگیری خواندن مستلزم دانستن چگونگی دریافت معنا از نشانه های نوشتاری است. مدلهای نظری گوناگون، فرضیه های متفاوتی در این باره ارائه کرده است. این مدلها را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
الف) مدلهای از پایین به بالا
ب) مدلهای از بالا به پایین
ج) مدلهای تعاملی خواندن
الف) مدلهای از پایین به بالا. برخی مدلهای فرایند خواندن، چنین فرض می کنند که این فرایند با بازشناسی و رمزگشایی حروف و خوشه های حروف و کلمات آغاز می شود و خواننده، حوزهی فرایند خواندن خود را به سوی واحدهای بزرگتر نوشتاری در سطح جمله، پارارگراف، کل صفحه و در نهایت کل متن گسترش می دهد. این مدلها موسوم، به مدلهای «برون به درون»هستند که خواننده مطالب برونی موجود را در متن را به اصطلاح «دررونی» می کند.
ب) مدلهای از بالا به پایین. طبق این مدلها فرایند خواندن در ذهن خواننده با ساختن فرضیات وی دربارهی معنای نوشته ها آغاز می شود و آنگاه خواننده به ارزیابی صحت یا عدم صحت این فرضیات اقدام می کند. بنابراین از این نظرگاه، خواندن فرایندی متکی بر پردازش حروف و یا حتی کلمات نیست، بلکه تنها کافی است که متن، خواننده را مجاز کند معنای مورد نظر را پردازش نماید. این مدل ها موسوم به مدلهای «درون به برون» هستند که طبق آنها خواننده از مطالب ذهنی و درونی خود به سوی متن که پدیده ای برونی است حرکت می کند.
در چندین سال قبل مدلهای از بالا به پایین متعلق به گوردمن و اسمیت 42تأثیر شگرفی در آموزش عملی مدارس ابتدایی گذاشت. گودمن خواندن را «یک بازی حدس زدن روان شناختی» نام نهاد که در آن خواننده در مواجهه با متن، به برخی اطلاعات نوشتاری (چاپی) توجه کرده، از درون داده های نحوی، معنایی و واجی ذهن خویش برای حدس زدن درباره ی ماهیت متن سود می برد. خواننده سپس به ارزیابی صحت یا عدم صحت حدس خود می پردازد. اگر این دو بر هم منطبق شوند فرایند خواندن ادامه می یابد و در غیر این صورت این سیکل حدس و ارزیابی به گونه ای دیگر تکرار می شوند. مدلهای از بالا به پایین بر استنتاج معنا پیش از رمز شکنی تأکید دارند و بر بند و جمله بیش از کلمه یا حروف توجه می کنند. این مدلها خواندن را با گوش کردن همسان می پندارند؛ فرض آنها بر این است که کودک خواندن را با خواندن می آموزد و این مدل همچنین عمیقاً بر موازنهی خواندن و گوش کردن تأکید دارند..
ج) مدلهای تعاملی خواندن. تعداد اندکی از صاحبنظران اکنون از مدلهای مبتنی بر مدلهای خواندن از بالا به پایین به بالا طرفداری می کنند، بلکه تأکید اساسی بیشتر دانشمندان علوم زبانی بر ابداع مدلهایی است که نکات مثبت و امتیازات هر دو مدل را در هم ادغام نمایند. این مدلهای نوین را می توان مدلهای تعاملی (ترکیبی) نام نهاد. طبق نظرگاه حاکم بر این مدلها، خواندن در آن واحد هم یک فرایند ادراکی و هم یک فرایند شناختی است که در آن خواننده هم از تجربیات پیشین خود سود می برد و هم از ممیزهای متنی که به صورت کد درآمده اند استفاده می کند تا معنای مورد نظر را بیافریند.
یک مدل از این نوع متعلق به روملهارت43 است، وی در آن به تشریح ممیزه های ادراکی و شناختی می پردازند. در مدل روملهارت خواندن بر محور مرکز پیام شکل می گیرد که خواننده هنگام خواندن یک متن از مفاهیم زبانی و فرازبانی به شناخت درونی می رسد. این امر بر اساس شماری از منابع دانش شکل می گیرد که محتوی دانش نهادینه شده درباره موارد زیر است(زندی، 1391).
1) ساختن متن؛ 2) الگوهای زبانی؛ 3 ) روابط آوایی- حرفی؛ 4) جهان به طور عام .
هر منبع دانش، مبنایی برای مرکز پیام 44جهت ساخت فرضیات مربوط به همان منبع است که در عین حال آن فرضیات را ارزیابی و قبول یا رد می کند. به طور کلی، شخص هنگام خواندن، خصوصات املایی متن نوشتاری را به علائم بصری قابل انتقال به مغز تبدیل می کند و در آنجا ضمن تجزیه و تحلیل مختصات نوشته با استفاده از زمینه های مختلف اطلاعاتی آنها را تفسیر کرده، معنا و مفهوم خاصی را از آنها برداشت می نماید. در این زمینه به شش نوع اطلاعات اشاره شده است:
1. اطلاعات رسم الخطی: شناخت حروف و روابط آنها با هم و جایگاه های هر کدام در درون واژگان.
2. اطلاعات واژگانی: ساخت واژه و قواعد صرفی زبان؛
3- اطلاعات نحوی: چگونگی ترکیب واژگان برای ساخت جمله های زبانی؛
4- اطلاعات معنایی: روابط معنایی کلمات با هم در ساخت جمله و آمدن آنها با هم؛
5- اطلاعات منظور شناختی: کارکرد معنایی جمله های زبان که تجسم بخش منظور اصلی گوینده است؛
6- اطلاعات کلامی (گفتمانی): اطلاعات برون زبانی(یارمحمدی،1390).
2-14:آموزش خواندن: رویکردها، روشها و شیوه ها
2-14-1:رویکرد تحلیلی45
2-14-1-1: مبانی روانشناسی: برخی رواشناسان بر این اعتقاد بودند که انسان هنگام مواجه شدن با پدیده هانخست به جزئیات سازندهی هر پدیده توجه می کند و سپس با ترکیب آن جزئیات به ماهیت کل پدیدهپی می برد و از آن شناخت نسبی یا کافی پیدا می کند؛ بنابر اعتقاد این افراد، یادگیری مطالب نیز از یادگیری اجزا شروع شده، به یادگیری کل ختم می گردد. بر این اساس، بسیاری معتقد شدند که در آموزش مهارت خواندن و نوشتن پایه نیز باید نخست صورتهای جزئی را آموزش داد و سپس اندک اندک با ترکیب این صورتها، به آموزش صورتهای کل پرداخت تا درنهایت، فراگیران به مهارت خواندن دست یابند. رویکرد پیشنهادی این افراد «رویکرد تحلیلی» نام دارد که آن را «از جزء به کل46» نیز نامند(زندی، 1391).
2-14-1-2: مبانی زبانشناختی. با پذیرفتن این فرضیه، باید امر آموزش خواندن را از آموختن کوچکترین عناصر زبان که متعلق به ساخت آوایی زبان هستند شروع کرد. اما روش اول، که طرفداران آن معتقدند کوچکترین عنصر زبان که آموزش خواندن باید با آن شروع شود «حرف» می باشد. به همین علت ما این نظریه را «حرف بنیاد» و روش آنان را «روش حرف محور» می نامیم (ذوافقاری و همکارن، 1392).
2- روش دوم، که طرفداران آن معتقدند کوچکترین عنصر زبان حرف نمی باشد، بلکه حرف را نامیده نظام نوشتاری زبان می دانند و کوچکترین عنصر زبان را «آوا» های زبان (صامتها و مصوتها) فرض می کنند.
3- روش سوم، که طرفداران آن معتقدند آموزش خواندن را باید از «هجا» ها یا بخشهای زبان شروع کرد.
2-14-1-3:: روش حرف محور یا حرف آموزی
کسانی که نظریه آنان را «حرف بنیاد» نامیدیم معتقدند که در شروع برنامه آموزش خواندن، ابتدا باید ترتیبی اتخاذ گردد تا دانش آموزان شکل تمام حروف الفبا را «با کمک نام آنها» بیاموزند و سپس با ترکیب حروف، به آموختن هجاها و بعد ترکیب هجاها، به فراگیری خواندن کلمه و در نهایت با ترکیب کلمات، به یادگرفتن خواندن جملات بپردازند.
2-14-1-3: روش آوا محور یا صوت آموزی. در این روش نیز همان فرضیه ی یادگیری از جزء به کل زیربنای اصلی کار را تشکیل می دهد؛ اما تفاوت آن با روش حرف محور این است که طرفداران آن، نه نشانه های حرفی، بلکه اواهای زبانی (صامتها و مصوتها) را به عنوان کوچکترین عناصر زبانی می شناسند و بر این عقیده اند که آموزش در مهارت خواندن و نوشتن باید با آموزش صامتها و مصوتهای زبان شروع شود و سپس با ترکیب این عناصر آوایی، عناصر بزرگتر یعنی هجا، کلمه و جمله آموزش داده شوند. همچنین این روش برخلاف روش حرف محور، مخالف استفاده از نام حروف الفبا در آموزش مهارت خواندن است. مراحل مختلف روش آوا محور یا صورت آموزی از قرار زیر است (یار محمدی، 1390).
مرحله اول. در نخستین مرحله، در چند جلسه متوالی ، تلفظ مصوتها و صامتهای زبان همراه با شکل نشانه ی حرفی آنها به دانش آموزان آموزش داده می شود. در این مرحله ممکن است از تصویر نیز استفاده شود؛ مثلاً می توان تصاویری را از اشیاء، حیوانات و دیگر پدیده ها ارائه کرد که آغاز یا پایان آنها مصوت یا صامت مورد نظر باشد.
مرحله دوم. پس از اینکه دانش آموزان با تلفظ و شکل نوشتاری کلیه صامتها و مصوتهای زبان آشنا شدند، در این مرحله کوشش می شود تا با ترکیب عناصر یادشده هجاهای مختلف ساخته شود و تلفظ و نوشتن آنها آموزش داده شود.
مرحله سوم. در مرحله پایانی برنامه آموزشی در روش صوت آموزی، کلمات و جملاتی به دانش آموزان ارائه می شود وطوری با آنان تمرین می گردد که خواندن کلمات را بیاموزند.
2-14-1-4: روش هجا محور یا بخش آموزی. بنیان و اساس این روش نیز مانند دو روش تحلیلی قبلی فرضیه برخی از روانشناسان است که یادگیری انسان از «جزء» شروع شده، به «کل» ختم می گردد. اما برخلاف طرفداران روشهای حرف محور و آوا محور کارشناسانی که روش هجا محور را پیشنهاد می کنند، بر این عقیده اند که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد زبان فارسی، نقش ارتباطی، جانشین سازی، عناصر زبانی Next Entries پایان نامه درمورد مهارت های حرکتی، مهارت خواندن، برنامه آموزشی، پیش دبستانی