پایان نامه درمورد مشارکت مردم، مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی، علوم سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

نیروي ابتکار، خلاقیت و سازندگی آنها رانیز شکوفا می کند. شوق به انجام کار گروهی و مسؤولانه افراد را وادار می کند که
براي هر مشکلی بهترین و عملی ترین راه حل ها را پیدا کند و در شرایط خاص مدیریت را دوست همفکر و همکار صمیمی گروه به حساب آورند و دوشادوش او فعالانه تلاش و همکاري کند.
حاصل تحقیقات و جربیات پژوهشگران دلالت بر آن دارد که مشارکت سبب افزایش بازدهی، بالا رفتن کیفیت، کاهش تعارض و کاهش مقاومت هاي منفی نظیر: غیبت: تأخیر و کم کاري و افزایش درآمد خواهد شد(موسوي و سرور، 1390، 22)
1-3-14 اندیشه هاي مهم در مشارکت
درگیري ذهنی و عاطفی: مشارکت به معنی درگیري ذهنی و عاطفیب است و تنها به کوشش بدنی محدود نیست. در مشارکت خود شخص درگیر است و مهارت و کاردانی وي درگیر نیست. درگیري روان شناختی است و نه جسمانی. انسانی که مشارکت می کند خود درگیر است و نه کار درگیر. بعضی مدیران درگیر شدن در کار را به اشتباه به مشارکت واقعی تعبیر می کنند. اینان در حرکت هاي کالبدي مشارکت می کنند و نه در چیز دیگري.
انگیزش براي یاري دادن: دومین اندیشه مهم در مشارکت آن است که مشارکت مردم را به یاري دادن بر می انگیزد. مردم از راه مشارکت فرصت آن را می یابند که قابلیت هاي ابتکار و آفرینندگی خود را براي دستیابی به هدف هاي سازمان به کار گیرند. مشارکت یک داد و ستد اجتماعی دو سویه میان مردم است و نه روش تحمیل اندیشه ها از سوي پایین دست ها به بالا دست. ارزش و سودمندي بزرگ مشارکت آن است که آفرینندگی همه کارکنان را به کار می گیرد. مشارکت از راه یاري دادن به کارکنان براي پی بردن و روشن کردن راههاي دست یابی به هدف ها به ویژه انگیزش را بهبود می بخشد.
پذیرش مسؤولیت: سومین اندیشه در مشارکت آن است که مشارکت مردم را بر می انگیزد تا در کوشش هاي گروه خود مسؤولیت بپذیرند. این فراگرد اجتماعی است که به یاري آن مردم به مرحله خود درگیر در سازمان می رسند و خواهان کامیابی سازمان خود می باشند. در حالی که افراد براي کوشش هاي گروهی به پذیرش مسؤولیت رو می آورند و در می یابند که آن چه را خود می خواهند انجام می دهند یعنی آنکه کاري را به پایان می رسانند که خود را براي آن مسؤول می شمارند.
2-3-15 موانع مشارکت
مشارکت به عنوان فرآیند قدرت گرفتن نوعی گذر از حکومت هاي سنتی است . لذا هم با دشواري هایی روبرو است و هم تصور این که دولت ها و سازمان هاي تثبیت شده محلی، بخشی از قدرت و اختیاراتشان را به دیگران واگذار کنند، کمی مشکل به نظر می رسد . مشارکت به عنوان روند کسب قدرت ناگزیر ساختارهاي بوروکراتیک موجود را به مبارزه می طلبد، بنابراین طبیعی است اگر
این ساختارها به یکی از اصلی ترین موانع بر سر راه مشارکت ( سیاسی ) تبدیل شوند .در کشورهاي جهان سوم، دو مانع بزرگ در سر راه مشارکت مردم با حکومت ها وجود دارد :نخست شکاف بسیار عمیقی که میان نخبگان و توده مردم وجود دارد به نحوي که در پاره اي از این جوامع بیش از 90 درصد از جمعیت به کلی فاقد هرگونه آگاهی و حتی تصوري از شیوه زندگی 1 تا 2 درصد
هموطنان خود است . این امر ناشی از ساخت این جوامع است .
دوم ، وابستگی سیاسی و اقتصادي این جوامع به جهان استعمارگر است که منشأ این اعتقاد عمومی است که تصمیم هاي اساسی در خارج گرفته می شود وآنچه به صورت فراگرد مشورت تجلی می کند در واقع چیزي جز فراگرد تصمیم گیري نیست . در این جوامع قسمت عمده اي از جمعیت به لحاظ شرایط فرهنگی و اجتماعی خاص خویش که فاقد پژوهش و آگاه اند؛ قادر به مشارکت فعال در ساختمان جامعه نیستند؛ هدف ها برایشان دور و وسایل رسیدن به آن چنان غیرملموس است که هیچ انگیزه اي میل به مشارکت را در آنها ایجاد نمی کند. آگاه ساختن مردم بر اساس مشارکت آنها در یک کار دسته جمعی، آگاه نمودن براي ایجاد انگیزه ، آگاه نمودن براي درك عمل، آگاه نمودن به منظور احترام و اعتنا به شخصیت افراد و ایجاد مسؤولیت در آنها است .
2-4 تعاریفی از مشارکت اجتماعی
1- مشارکت سیاسی ، فعالیت داوطلبانه اعضاي جامعه در انتخاب رهبران و شرکت مستقیم و غیر مستقیم در سیاست گذاري عمومی است.
2-مایرون وینر در مقاله معروف خود درباره مشارکت سیاسی با ذکر ده مورد عملیات مشارکتی ، این تعریف را ارائه می دهد: مشارکت سیاسی هر عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق ، سازمان یافته یا سازمان نایافته، مستمر یا غیر مستمر ، شامل روش هاي مشروع یا نامشروع براي تأثیر بر انتخاب رهبران ، سیاست ها و اداره امور عمومی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی است .
3- مجموعه راهنماي علوم سیاسی این تعریف را عرضه می کند: مشارکت سیاسی مجموعه فعالیت هاي قانونی شهروندان غیرحکومتی است که کم وبیش قصد دارند به طور مستقیم بر انتخاب کارگزاران حکومتی یا اعمال آنان اثر بگذارند.
4-تعریف مقام معظم رهبري از مشارکت چنین است: مشارکت مردم یعنی بار اداره ي جامعه را دولت به تنهایی بر دوش نگیرد، بلکه با کمک مردم بگیرد که این بسیار منطقی است(ایوبی، 1380، 12). دیدگاه ایشان همه فعالیت ها و مشارکت ها در بر می گیرد. یکی از محاسن دین اسلام به ویژه تشیع ، توانایی جذب و بسیج مردم براي مشارکت است.
2-4-1 مفاهیم مشارکت اجتماعی
چون انسان ذاتاً موجودي اجتماعی و گریزان از تنهایی است، حیاتش نیز به مشارکت اجتماعی او وابسته است . انسان از همان ابتدا، براي تأمین نیازهاي خود که البته در دوره هاي اولیه بسیط بود،به تعاون و همکاري نیاز داشت . آدمی پیش از آن که به شهر نشینی روي آورد، در غارها و جنگل ها می زیست . گردهمایی هاي انسان هاي نخستین ، بسیار ابتدایی و بیشتر براي انجام نیایش بود(امین زاده، 1386، 7 ) بر خلاف مشارکت اجتماعی که بسیار زود در حیات بشر رخ داد، مشارکت سیاسی پدیده اي نو است ،زیرا مفاهیم حکومت و ساختار سیاسی در دوره هاي اولیه وجود نداشت و دلیل آن نیز باید در وفور منابع طبیعی،کمبودجمعیت و نبود تنازع بقا جست . حتی پس از پدید آمدن حکومت ها و نظام هاي سیاسی ،در دوره هاي متمادي از تاریخ بشر، مشارکت مردم در حکومت اصلاً مطرح نبوده است . کشمکش در زمینه آزادي فرد و قدرت دولت نمایان ترین ویژگی تاریخ قدیم است . در این زمان تلاش مردم بر آن بود تا با ساختن حفاظ در مقابل دولت،از آزادي هاي فردي خود دفع کنندو حقوق فطري و طبیعی آنان ، کمتر در برابر اعمال و خواسته هاي حکمرانان ستمگر پایمال شود(موسوي و سرور، 1390، 24).
در بیشتر دوره هاي تاریخی ایران نیز همین وضعیت حاکم بود. پادشاهان در حکم سایه خدا بودند و مردم به مانند گله ي گوسفندان پادشاه .وظیفه مردم فقط اطاعت بود و مشارکت ، سخنی دور از ذهن و فهم توده ي مردم و حاکمان به شمار می رفت .این اوضاع و احوال ، در غرب تا دوران انقلاب صنعتی و در ایران تا انقلاب مشروطه و حتی پس از آن ادامه داشت . با این حال در برخی دوره ها ، مشارکت مردم در سرزمین هاي اسلامی و غرب جلوه هاي بیشتري داشته است . در یونان باستان و برخی دوره هاي روم باستان ،زمینه هاي بهتري براي مشارکت مردم وجود داشته است؛ اما در سرزمین هاي اسلامی ، مهم ترین عصر مشارکت مردم در امور سیاسی و اجتماعی ، سال هاي صدر اسلام است . با ظهور اسلام ، بسیاري از قیود قانونی و عرفی که سبب طبقه بندي مردم و محروم ساختن آنان از مشارکت شده یود ، از بین رفت .مشارکت مردم در حکومت اسلامی زمان پیامبر اکرم و امیر المومنین علی(ع) درخشان ترین نمونه هاي مشارکت مردم در طول تاریخ بشري است . مشارکت، در عهد سه خلیفه پس از پیامبر اعظم به شکل ضعیف تري ادامه یافت ، اما به تدریج پس از کناره گیري امام حسن مجتبی از خلافت ، حکومت اسلامی راه انحراف پیمود. نقش مردم به تدریج فراموش شد و استبدادگرایانی جایگزین شدند که براي مشارکت اجتماعی و سیاسی مردم، اهمیت چندانی قائل نبودند. انقلاب صنعتی، افزایش جمعیت، توسعه شهرنشینی، پیدایش طبقه متوسط و پیشرفت تکنولوژي، سبب شد به تدریج نهادهاي مشارکت مردمی پدیدار شوند. تقسیم و پیچیدگی روزافزون سازمان ها و فراگردها، نیاز به افراد کاردان را بیش از پیش هویدا ساخت و به افزایش تحرك اجتماعی افراد ، کاهش تدریجی نظام اشرافی گري و سلسله مراتب طبقاتی در جوامع انجامید. از سوي دیگر، توزیع عادلانه تر ثروت که محصول پدیده هاي اقتصادي جدید بود، مشارکت اجتماعی را گسترش داد. پیدایش و گسترش وسایل ارتباط جمعی مانند، روزنامه و تلویزیون ، نیز در افزایش آگاهی مردم و مشارکت اجتماعی انان نقش داشت . تا اینجا پیشینه عملی مشارکت عنوان گردید. اما بحث علمی مشارکت نیز پیشینه اي طولانی دارد و آغاز آن به دوره افلاطون و ارسطو در یونان باستان باز می گردد. افلاطون و ارسطو مشارکت را به قشرهاي خاصی از مردم محدود می کردند. ارسطو بر این باور بود که در دموکراسی ، آزادمردان – نه همه مردم – باید فرمان برانند.
مباحث نظري مشارکت در غرب ، تا هنگام مشارکت عملی مردم ، به صورت متناوب پی گیري می شد و به تدریج ادبیات مشارکت نیز بسیار توسعه یافت . در این جا به سه دیدگاه علمی که در اروپاي معاصر مطرح شده اشاره می کنم: 1-دیدگاه مارکسیستی2-دیدگاه روانشناسی 3- دیدگاه فرهنگی . محور مشترك این سه دیدگاه، آن است که هرگونه رفتار سیاسی از عقیده و گرایش فرد در مورد سیاست ریشه می گیرد ؛اما در پاسخ به این که در تولید چنین عقاید و نگرش هایی ، چه عواملی مؤثرند، راهکارهاي متفاوتی ارائه می کنند .
در بینش مارکسیستی ، رفتار سایسی در آگاهی هاي طبقاتی که از تعارض هاي اجتماعی برخاسته اند، ریشه دارد. این تعارض ها نیز به ماهیت تولید و فعالیت هاي اقتصادي وابسته اند . گروه دیگري از دانشمندان علم سیاست ، مشارکت را محصول ویژگی روانشناختی فرد می دانند. براین اساس اختلاف فکري نخبگان سیاسی حاکم و نخبگان دور از گردونه ي قدرت که در پی کسب جدي قدرت هستند ، گرایش هایی را می آفرینند. نظریه سوم عقاید سیاسی را بر پایه فرهنگ و جامعه پذیري بررسی می کند. آلموند و وربا چند کشور پیشرفته را از این دیدگاه بررسی کرده اند. سه دیدگاه یاد شده نقش عقاید سیاسی را در ساختار رفتار سیاسی و مشارکت برجسته می دانند ، اما دیدگاه دیگري که در مقابل این دیدگاه ها قرار دارد ، به تقدم نظام سیاسی بر فرهنگ و
عقاید سیاسی نظر دارد . در جهان اسلام با وجود تأکید فراوان متون دینی بر مشارکت علمی و فقهی جندان توجه نشده است . کتب فقه سیاسی اهل سنت از جمله- الاحکام السلطانیه و تشیع درباره مشارکت مردم بحث نکرده اند و سیاست نامه هاي نگاشته شده نیز وضع مشابهی دارند.
با این حال ، در دوران جدید ، علماي شیعه و اهل سنت درباره مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم مباحث مهمی را طرح کرده اند .در ایران ، آیۀ الله نائینی و در مصر ، رشید رضا را پایه گذاران این مباحث می توان دانست . البته روشنفکران ، جامعه دانشگاهی و خاور شناسان نیز ، به صورت نه چندان شایسته، به این مسأله پرداختند. یکی از پژوهشگران در این باره می نویسد:” با این که توده مردم در همه اعصار ایران اهمیت داشتند ، ولی هم مورخان و جامعه شناسان و هم اندیشمندان علوم سیاسی به آن ها کم توجه کرده اند. پژوهشگران موافق، نقش مردم را بدون استثنا در عمل به شکل مبارزه اي براي کشور ، آزادي و عدالت برجسته کرده اند؛ پژوهشگران مخالف نیز نقش مردم را به صورت اراذل و اوباش که مزد بگیر بیگانگان یا مخالفان حکومت بوده اند ، نشان داده اند، روزنامه نگاران اروپایی ، توده هاي مردم را هیولاهاي بیگانه گریزي توصیف کرده اند که به سفارتخانه هاي خارجی دشنام و ناسزا می گویند؛ نویسندگان طنزپرداز هم مردم را توده اي دمدمی مزاج و مضحکی می پندارند که سیاست مداران را رد و تأیید می کنند و لذت می برند.”
2-4-2 ضرورت مشارکت اجتماعی
بین میزان مشارکت اجتماعی افرادیک جامعه در تحقق زندگی بهتر و جامعه اي توسعه یافته رابطه معنا داري وجود دارد . مشارکت اجتماعی باعث خواهد شد تا بی تفاوتی ها، از خود بیگانگی اجتماعی و فرهنگی رخ ندهد. مشارکت از طریق بسیج نیروهاي سازمان یافته مردمی ، باعث توانمند ي افراد خواهد شد . رشد و توسعه پایدار جامعه مرهون

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد مشارکت اجتماعی، جامعه مدنی، مشارکت مردم، ساخت اجتماعی Next Entries پایان نامه درمورد مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی، اجتماعی و سیاسی، فرهنگ سیاسی