پایان نامه درمورد مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی، مشارکت مردم، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

کشاورزي به کشاورزان و بازار فروش تولیدات کشاورزان بیشتر در شهرهاي کوچک و متوسط وجود دارند.
-اغلب مدیریتهاي دولتی در سطح مناطق در شهرهاي کوچک و متوسط وجود دارند. توسط این مراکز دولت می تواند به مشکلات و مسایل روستاهاي اطراف پی برد و نیز به امکانات موجود در منطقه آگاهی پیدا کند.
-بعضی از این شهرها نقش مهمی در تولیدات کشاورزي و بسته بندي و انتقال به مناطق دیگر و مخصوصاً شهرهاي بزرگ را دارند.
-سیاستهاي دراز مدت نشان داده است که سوق سرمایه ها به سمت شهرهاي کوچک و متوسط باعث ثبات منطقه اي گردیده و از رشد بی رویه شهرهاي بزرگ جلوگیري می نماید. با مطالعه این سه نظریه به این نتیجه می رسیم که نظریه قطبهاي رشد به دلیل عدم پیوستگی و ارتباط تنگاتنگ مابین سکونتگاهها در کشورهاي در حال توسعه کارآیی نخواهد داشت. و نظریه اگروپلیتن به دلیل ایده آل نگري و دور بودن از واقعیت در کشورهاي در حال توسعه مثل ایران کارایی منطقی نخواهد داشت و نهایتاً در بعد فضایی رشد شهرهاي کوچک و متوسط که داراي آستانه جمعیتی لازم براي سرمایه گذاري هستند، می تواند در آینده به عنوان مکانهایی براي مهاجران ساماندهی شود و از تهاجم به شهرهاي بزرگ جلوگیري به عمل آورد و توسعه پایدار را در این جوامع محقق نماید(دیرباز و دادگر، 1386، 13).
2-3 تعریف مشارکت
معمولاً مفاهیم علوم اجتماعی همانند علوم سیاسی در طول زمان و همراه پدیده هاي عصر خود ، متحول می شوند . مفهوم مشارکت نیز از این قاعده مستثنا نیست. مشارکت اجتماعی پیش از جنگ جهانی دوم با نظریه هایی مانند قرار داد اجتماعی، حکومت مشروطه ، نظریه تفکیک قوا و مجالس قانونگذاري ، همراه بود؛ اما مفهوم نوین آن را در مطالعات سیاست هاي مقایسه اي و توسعه سیاسی می توان یافت که به دلیل تفاوت میان نظام هاي سیاسی و رابطه آن ها با مردم و گونه هاي مشارکت ، به تعریف هاي گوناگون انجامیده است(Coles et al., 2001, 7).
«مشاركت20» در لغت به معنای همكاری، شركت داشتن یا حضور داشتن است.(دهخدا، لغت نامه: مشاركت). فرهنگ انگليسي آکسفورد مشارکت«participation» را به عنوان «عمل يا واقعيت شرکت کردن، بخشي از چيزي را داشتن يا تشکيل دادن» دانسته است(رهنما،۱۳۷۷، ۱۱۵). موسسه تحقيقاتي ملل متحد براي توسعه ي اجتماعي، مشارکت را «کوشش هاي سازمان يافته براي افزايش کنترل بر منابع و نهادهاي نظم دهنده در شرايط اجتماعي معين از سوي برخي از گروه ها و جنبش هايي که تا کنون از حيطه ي اعمال چنين کنترلي محروم و مستثني بوده اند» تعريف مي کند(غفاري و دهقان،1384،7۷). بر مبناي اين تعريف توانمند سازي گروههاي محروم و جدا افتاده جهت ورود آنها به فرايند مشارکت در تصميم سازي و نظارت بر امور مربوط به خود، از اهميتي فزاينده بر خوردار است. مجيد رهنما با رويکردي توسعه اي ورود مردم به عرصه ي تصميم سازي و کنترل را مستلزم توجه به پيش فرضهاي «مشارکت مردمي» شامل: غلبه بر موانع موجود در مسير مشارکت مردم در توسعه، ترجيح راهبرد مشارکت بر ساير راهبردهاي توسعه، و امکان سازمان يابي مردم در جهت تامين مقاصد خويش، مي داند. (رهنما،1377، 121) همچنين مشارکت را فرايندي دانسته اند که طي آن فرد از طريق «احساس تعلق به گروه و شرکت فعالانه و داوطلبانه در آن» به طور ارادي به فعاليت اجتماعي دست مي يازد. (کمانرودي،همشهري آنلاين) مشخص بودن آمال و اهداف مشارکت کننده از رهگذر آگاهي وي نسبت به عواقب کنش خويش منجر به مشارکت فعالانه، داوطلبانه و ارادي مشارکت کننده مي شود. در اينجا « مشارکت کنشي است که از رهگذر آن شهروندان يک جامعه،شرايط تحقق انتظارات خود را مهيا مي سازند.» (تاجيک 1387، 34) بر اين مبنا مشارکت «تعهدي فعالانه، آزادانه و مسئولانه» است که به عنوان يکي از سازوکارهاي اعمال قدرت از درون جامعه برمي خيزد. (کائوتري،۱۳۷۹ ، ۶).
گروهي نيز  مشارکت را اين گونه تعريف کرده اند؛«مشارکت درگيري ذهني و عاطفي اشخاص در موقعيت هاي گروهي است که آنان را بر مي انگيزد تا براي دستيابي به هدف هاي گروهي ، يکديگر را ياري دهند و در مسئوليت کار شريک شوند.(کیت و جان،1380،54)
در تعريف ياد شده سه جزءِ مهم وجود دارد؛
 -درگيري ذهني و عاطفي.
-انگيزش براي ياري دادن.
-پذيرش مسئوليت.
2-3-1 انواع مشارکت از لحاظ موضوع
به لحاظ موضوعی مشارکت را به گونه هایی چون مشارکت سیاسی، اقتصادي و اجتماعی و غیره تقسیم بندي می کنند. اما باید توجه داشت که تفکیک دقیق آن ها به دلیل درهم تنیدگی، هم پوشی و مکمل یکدیگر واقع شدن امکان پذیر نیست و معمولاً یا به صورت عام از مشارکت بحث می شود و یا به صورت ترکیبی، مانند: مشارکت اجتماعی- سیاسی و اقتصادي.
مشارکت اقتصادي: در واقع مشارکت اقتصادي بر تأثیرگذاري بر شیوه و پویش تولید، روابط حاکم بر این پویش و وسایل مادي تولید براي رفع نیازهاي مادي و افزایش تولید متمرکز است که در قالب مداخله و درگیر شدن افراد در نظام تصمیم گیري مربوط به تخصیص منابع اقتصادي و مشارکت در سیاست توسعه اقتصادي نمود پیدا می کند. مشارکت اقتصادي با فرایند تولید و نظام هاي تولیدي رابطه تنگاتنگ دارد. تعاونی ها، سازمان یافته ترین اشکال مشارکت اقتصادي اند. در کل می توان ادعا کرد که منظور از مشارکت اقتصادي، حضور آگاهانه ومختارانه اقشار مختلف مردم در جهت تولید، پس انداز سرمایه گذاري بیشتر و مطلوب تر، توزیع مناسب و عادلانه، مصرف عقلانی و بهینه از منابع مادي و طبیعی و کالاهاي مورد نیاز زندگی و صرفه جویی در استفاده از منابع کمیاب زندگی است.
مشارکت سیاسی: درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی، از عدم درگیري تا داشتن مقام رسمی سیاسی است. تعریف ناظر بر مشارکت سیاسی، بر نقش مشارکت در سلسله مراتب قدرت تأکید دارد . به نظر هانتینگتون مشارکت سیاسی عبارت است از فعالیت شهروندان خصوصی به منظور تأثیرنهادن بر فرایند تصمیمگیري سیاسی دولت. آنتونی گیدنز در بحث مشارکت سیاسی به مردم سالاري مشارکتی اشاره نموده و آن را نظامی میداند که در آن تصمیمات به طور جمعی توسط کسانی که این تصمیمات بر زندگیشان تأثیرگذار است گرفته میشود. از طرفی حیث اولوف پیترسون مشارکت سیاسی را به عنوان تلاش هایی که با هدف تأثیرگذاري برجامعه صورت می گیرد، تعریف می نماید(Sohail, 2010, 32).
مشارکت اجتماعی21: مشارکت اجتماعی دلالت بر گسترش روابط بین گروهی در قالب انجمن هاي داوطلبانه، باشگاه ها، اتحادیه ها و گروه هایی دارد که معمولاً خصلتی محلّی و غیردولتی دارند، که در قالب سیاست هاي اجتماعی، مشارکت و درگیر ساختن مردم در فرایندهاي اجتماعی مختلف را هدف خود می دانند. انجمن هاي داوطلبانه مهم ترین عرصه شکل گیري و سامان دهی فعالیت هاي مشارکتی در جامعه محسوب می گردند از این منظر، مشارکت اجتماعی ارتباط تنگاتنگی با جامعه مدنی دارد. از دیدگاه چلبی انجمن هاي داوطلبانه نوعی بسترسازي مناسب براي مشارکت اجتماعی را فراهم می آورند. از یک طرف تشکل هاي مشارکتی با جلب همکاري افراد، زمینه اتصال هرچه بیشتر آن ها به جامعه را فراهم آورده و مشارکت فردي در امور اجتماعی را افزایش می دهند و از سوي دیگر با بسط شبکه هاي اجتماعی و تقویت همبستگی اجتماعی به گسترش مشارکت فعالانه و داوطلبانه افراد جامعه کمک می کنند.
حضور در عرصه مشارکت اجتماعی، حضوري است فعالانه، با انگیزه، فارغ از الزامات و تعیین هاي تحمیلی. از این رو می توان گفت مشارکت اجتماعی، مشارکتی است که آگاهی، داوطلبانه بودن و غیرحکومتی بودن از خصایص عمده آن است. به طور کلی می توان گفت که مشارکت اجتماعی حوزه وسیعی از فعالیت ها را دربر می گیرد مثل: عضویت، همکاري و فعالیت هاي فردي و جمعی افراد جامعه در انجمن ها و تشکل هاي دولتی و غیردولتی اعم از انجمن هاي مذهبی، علمی، اجتماعی، اقتصادي، حرفه اي، شغلی، انجمن هاي محلی، منطقه اي و ملی، ستادهاي بازتابی و کوتاه مدت اي(ستادهایی که براي مدتی کوتاه در مواقع خاص براي واکنش به یک حادثه تشکیل می شود)، احساس مسئولیت در قبال همنوعان از طریق احترام به حقوق مشروع و قانونی آنان، شرکت و همکاري در برگزاري مراسم و جلسات مختلف خیریه اعم از مجالس، اعیاد ملی- مذهبی و غیره. مشارکت اجتماعی ریشه در ساخت و روابط گروهی در سطوح محلی و ملی دارد و در نهایت مبتنی بر یک فرایند است، فرایندي که طی آن اطمینان و همبستگی میان مردم برقرار می شود. مشارکت عنصري پویا، کمیت ناپذیر و تا حدودي غیر قابل پیش بینی و دگرگون کننده شرایط است(Mobithinking, 2011, 1.).
مشارکت فرهنگی:؛ در این نوع مشارکت، مردم در تولید فرهنگ و ارتقاي آن در بین گروه ها دخالت می کنند. تقویت هنر مردمی، تسهیل و تعامل فرهنگی در جوامع چندفرهنگی و افزایش وفاق اجتماعی در جوامع چندقومی از عرصه هاي مهم مشارکت فرهنگی می باشد.
مشارکت روانی: این نوع مشارکت مورد تاکید روان شناسان اجتماعی است، و دلالت بر نوعی درگیري ذهنی و عاطفی دارد که زمینه ساز ابتکارات جمعی است. مشارکت روانی در قالب ایجاد تغییر و دگرگونی در ذهنیت ها و شکستن عقاید قالب نامناسب و شرکت در عمل جمعی مشترك، گرایش و آمادگی روانی لازم را براي کنش جمعی فراهم می نماید.
2-3-2 مشارکت به عنوان وسیله یا هدف
مشارکت به عنوان وسیله؛ برخی از صاحب نظران به مشارکت به عنوان ابزار و واقعیت مهمی که در راه توسعه اجتماعی نقش ایفا می کند نگریسته و بر ارزش وسیله اي آن تأکید می کنند. در این دیدگاه با بهره گیري از دو وسیله جهت تحقق این نوع از مشارکت عمل میشده است:
1. طرح هاي توسعه اي، که هدف آن ها آماده کردن مردم براي تشریک مساعی در برنامه هاي عمرانی دولت بوده است.
2. تأسیس سازمان هاي رسمی، که هدف آن ها ارائه ساختاري بوده که از طریق آن مردم بتوانند با طرح هاي توسعه رابطه داشته باشند (مثل: تعاونی ها، اتحادیه هاي کشاورزي و …)
مشارکت به عنوان هدف؛ برخی از صاحب نظران علوم انسانی و اجتماعی با تأکید بر نقش مشارکت در تحقق انسان و جامعه انسانی، مشارکت را به عنوان یکی از اهداف و ارزش هاي اساسی انسانی و توسعه یاد نموده و براي آن ارزش غایی یا ذاتی قائل هستند. لذا در این دیدگاه فعالیت هاي اجتماعی و مشارکت در سازمان هاي اجتماعی وظیفه شهروندان فعال محسوب گردیده و متمایز کننده حیات انسانی از سایر اشکال حیات است.

2-3-3 رابطه مشارکت با توسعه
امروزه به مشارکت به عنوان مولفه اساسی و تفکیک ناپذیر توسعه نگریسته می شود. توسعه در معناي عام، فرایند تحولی پیچیده و همه جانبه و برنامه ریزي شده است که در زندگی اجتماعی- اقتصادي و سیاسی و فرهنگی یک جامعه رخ می دهد و آن را از وضع موجود به وضع مطلوب هدایت می کند. پذیرش مفهوم جدید توسعه و تلاش در جهت تحقق آن، قبول ویژگی هاي عصر
عقلانیت و خردورزي است و در آن کنش منطقی و حسابگري و برنامه ریزي نهفته است، به طوري که براي تنظیم روند هر نوع توسعه، لازم است که بین اهداف و وسایل دست یابی به آن ها هماهنگی ایجاد شود و از تمامی منابع و امکانات طبیعی و انسانی بالقوه به صورت مطلوب و حساب شده بهره برداري شود و تمامی این منابع در ابعاد مختلف خود ارزش گذاشته شود.
به عبارتی مشارکت از شروط لازم تحقق توسعه در زمینه هاي اقتصادي، اجتماعی و سیاسی می باشد که به نقش فعال و خلاق و اثربخش مردم در روند توسعه توجه دارد. در واقع مشارکت فرایندي است که دربر گیرنده انواع کنش هاي فردي و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیر گذاردن بر تصمیم گیري درباره امري عمومی است(Baron et al., 2010, 28).
در دهه هاي اخیر توجه به پدیده مشارکت و تأکید بر نقش آن به عنوان یکی از مهم ترین عوامل توسعه تا حد بسیاري ناشی از تجربه شکست برنامه هاي توسعه در دهه هاي 1950 و 1960 می باشد. در بررسی برنامه ها، عدم بهره مندي از مشارکت مردم به عنوان عامل اصلی شکست برنامه اي توسعه ارزیابی شده است. آنچه از جریان برنامه ریزي توسعه در دهه هاي گذشته برمی آید،
بیانگر این امر است که این برنامه عمدتاً مبتنی بر طراحی متمرکز 20 و از بالا به پایین 21 بوده است. نارسایی این رهیافت ها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد توسعه پایدار، توسعه پاید، محیط زیست، توسعه شهر Next Entries پایان نامه درمورد مشارکت اجتماعی، جامعه مدنی، مشارکت مردم، ساخت اجتماعی