پایان نامه درمورد مشارکت اجتماعی، جامعه مدنی، مشارکت مردم، ساخت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

آن بوده است که عموماً اغلب مردم به ندرت در برنامه ریزي توسعه شرکت داده شده اند و معمولاً نقش فعالی در برنامه هاي توسعه نداشتند. لیکن در دهه 1980 توجه بسیاري از اندیشمندان برنامه ریزي اجتماعی به طراحی جدید تحت عنوان از پایین به بالا 22 و یا مشارك مشارك معطوف گردیده است.
2-3-4 مشارکت و جامعه مدنی
مشارکت اجتماعی براي تحقق، نیازمند بستري مناسب است و بدون آن جریان نمی یابد. بستر مناسب براي مشارکت اجتماعی مردم، تقویت جامعه مدنی ونهادها و فرایندهاي وابسته به آن است. اساساً رمز موفقیت جامعه مدنی در ایجاد و نهادینه کردن نهادهاي مشارکتی نهفته است و نیز مشارکت واقعی مردم به تقویت جامعه مدنی منجر می گردد. ویژگی هاي داوطلبانه،
آگاهانه و ارادي بودن، مشارکت اجتماعی را به جامعه مدنی پیوند می دهند. انجمن هاي داوطلبانه بستري مناسب براي جذب مشارکت اجتماعی فراهم می کنند. اتحادیههاي صنفی، احزاب سیاسی، بنگاه هاي اقتصادي، خصوصی، شرکت هاي تعاونی، گروه هاي هنري، مطبوعات، موسسات خیریه و حتی اجتماعات محلی مشتمل بر ساکنان یک خیابان و محله می توانند مثال هایی از نهادهاي مدنی باشند. تشکل هاي مشارکتی از یک طرف با جلب همکاري افراد، زمینه اتصال هرچه بیشتر آن ها به جامعه را فراهم آورده و مشارکت فردي در امور اجتماعی را افزایش می دهند و از سویی دیگر، با بسط شبکه هاي اجتماعی و تقویت همبستگی اجتماعی به گسترش مشارکت فعالانه و داوطلبانه افراد جامعه کمک می کنند.
2-3-5 مشارکت و دموکراسی
مشارکت یکی از مفاهیم اساسی در تعریف دموکراسی است همچنان که در مفهوم سنتی دموکراسی آمده است، دموکراسی؛ مشارکت توده مردم در زندگی سیاسی را به همراه دارد. ژاکوبسن در تعریف دموکراسی معتقد است مشارکت اکثریت مردم در زندگی سیاسی و تصمیم گیري سیاسی از طرف آنان دموکراسی تلقی می شود. تعاریف ارائه شده از دموکراسی در هرحال اشکال وسیع و گسترده اي از مشارکت را دربر می گیرد. در واقع ویژگی اصلی دموکراسی، مشارکت مردم در تصمیم گیري در اموري است که سرنوشت آنان به آن وابسته است.
2-3-6 دیدگاه هاي نظري موجود
هرکدام از مکاتب موجود در جامعه شناسی با توجه به چشم اندازهاي خود تعابیر متفاوتی از مشارکت اجتماعی ارائه داده اند:
مکتب ساخت گرایی: این مکتب معتقد است که مشارکت اجتماعی مردم جزئی از ساخت اجتماعی هر جامعه را تشکیل می دهد. از نظر صاحب نظران این مکتب، روابط پایدار نهادینه شده در جامعه اند که میزان مشارکت افراد را تحت تأثیر قرار می دهند. مشارکت اجتماعی توده مردم، ساخت جامعه را حفظ می کند و موجب بقا و ادامه حیات آن ها می شود. براي بالا بردن مشارکت افراد یا گروه ها در جامعه باید تغییرات اساسی در ساخت هاي گوناگون جامعه ایجاد شود.
مکتب کارکردگرایی: این مکتب توجه خود را به نقش ها و کارکردهایی معطوف می دارد که مشارکت افراد یا گروه ها در جامعه موجب پدید آمدن آن ها می شود. از نظر طرفداران این مکتب عملکرد یا فونکسیونی که مشارکت گروه یا طبقه خاصی در جامعه به وجود می آورد، حائز اهمیت است. زیرا در نتیجه این کارکردها، نظام اجتماعی می تواند به حیات خود ادامه دهد و انسجام اجتماعی و وفاق جمعی را پدید آورد. در این مکتب، نقشی که هر جزئی از ساخت اجتماعی در رابطه با کل در جهت یکپارچگی ایفا می کند، حائز اهمیت است.
مکتب تضاد: این مکتب مشارکت اجتماعی را در قالب روابط طبقاتی، مبادله نابرابر و کشمکش و ستیز میان گروه ها مورد توجه قرار می دهد. نظریه پردازان مکتب تضاد، روح جمعی و انسجام اجتماعی را مورد غفلت قرار می دهند. این مکتب، معناي عام و واقعی مشارکت را در جامعه اي آرمانی و بی طبقه جست وجو می کند.
دیدگاه هاي فرهنگی: این دیدگاه جنبه هاي پویایی مشارکت را برحسب ایجاد تغییرات در ساخت هنجارهاي جامعه، به خصوص مجموعه اي از ارزش ها که مانع یا مشوق مشارکت اجتماعی می شوند، بررسی می کند. در این دیدگاه ها اهمیت متغیرهاي ساختی انکار نمی شود ولی ارزش هاي فرهنگی پیش نیاز اساسی براي وصول به مشارکت اجتماعی محسوب می شوند(غفاري و دهقان، 1384، 79).
دیدگاه هاي روان شناختی: این دیدگا ه افزایش مشارکت در جامعه را ناشی از تغییر در نگرش، افکار و شخصیت افراد می دانند. به منظور بالا رفتن میزان مشارکت مردم در جامعه، ایجاد سلسله تغییرات مطلوبی در ساخت شخصیت آن ها الزامی است. در این دیدگاه، تأکید برالگوهاي تغییر در سیستم اعتقادات و خصوصیات شخصیتی است، مردم باید از نظر روانی، انگیزه کسب موفقیت بیشتر را داشته باشند. از نظر انگلس انسان مدرن، شهروندي مشارکت کننده، آگاه، مستقل، خودمختار و قابل انعطاف است و نسبت به انجام وظایف و کارها احساس مسئولیت کامل می کند.
2-3-7 پیش نیازهاي مشارکت
در شرایطی که انگیزه پایین باشد تمایل به مشارکت پذیري کاهش می یابد. بنابراین لازم است پیش نیازهاي مشارت قبلاً فراهم گردد که بعضاً عبارتند از:
1- زمان کافی براي مشارکت در اختیار باشد
2- مزایاي اجتماعی آن از زیان هاي احتمالی آن بیشتر باشد
3- افراد از توانایی لازم براي کار روي آن موضوع برخوردار باشند
4- توانایی متقابل براي ارتباط فراهم باشد
5- احساس بین و خطري براي هیچ یک از طرف ها وجود نداشته باشد.
6- در قلمرو موضوعات مربوط به افراد دیگر باشد
7- بالا بودن آگاهی افراد
8- جو سیاسی سالم
2-3-8 کارکردهاي مشارکت
اندیشمند آلمانی کورت لوین معتقد است که مشارکت از ایستادگی مردم در برابر دگرگونی، نوسازي، نوآفرینی میکاهد و بر سازگاري آن ها می افزاید. در فضاي مشارکتی، تعارض ها و ستیزها جاي خود را به همکاري و تعاون می دهند. بنابراین:
– مشارکت احساس وابستگی و علاقمندي را تقویت می کند. تحقیقات نشان دادهاند هرگاه انسان در پدید آوردن امري مشارکت کند، از آن پشتیبانی خواهد کرد.
– مشارکت کنارهگیري و تفرد را از میان برمیدارد. مشارکت کسانی را که در حاشیه کارها ایستاده اند، به درون کوشش هاي گروهی میکشاند.
– مشارکت فرهنگ سکوت را میشکند. مشارکت انسان را به گفتمان وامی دارد و راه را براي پدیدار شدن سرمایههاي فکري هموار میکند.
– مشارکت شنیدن صداي دیگران را آسان میسازد.
– مشارکت رشد و توسعه را شتاب میبخشد و بهرهوري را افزایش میدهد.
– مشارکت مشکل کمبود سرمایه و نیروي انسانی دولتی را برطرف میکند و در اجرا و حفاظت از پروژههاي توسعه، سازمان هاي دولتی را یاري می رساند (گلشن فومنی و مشهدی، 1389، 121).
2-3-9 ویژگی هاي مشارکت
1- مشارکت مشروط به برابري انسان ها و منوط به آزادي آنهاست. در یک نظام مشارکتی فرض بر این است که مردم باید فرصت مناسب براي تأثیرگذاري بر سیاست ها و به دست آوردن مشاغل عمومی را داشته باشند و دولت نیز باید امکان رقابت را بر اساس شایستگی افراد مهیا کند.
2- مشارکت حق مردم است و بیش از هر چیز نیازمند اقدام آگاهانه آنهاست. مشارکت امري تحمیلی یا دعوتی نیست بلکه نوعی توان بخشی به گروه هاي ضعیف توأم با مشکلات خود نقش داشته باشند، چنین مشکلاتی نه فرمایشی است و نه وضع کردنی بلکه باید آن را به دست آورد، یعنی امتیازي نیست که حکومت به اتباع خویش می دهد. بلکه حقی است که باید از آن استفاده کند.
3- مشارکت یک فرآیند است با محصول ثابت و نهایی توسعه.
4- مشارکت فعالیتی کمی و کیفی و داراي درجاتی است. لذا گسترده و ژرفاي آن متغیر و در عین حال مهم می باشد، وسعت مشارکت بدون عمق کافی آن را سطحی و آسیب پذیر می گرداند و عمق بدون وسعت مشارکت نمی شود.
5- مشارکت داراي پیامدهاي دو سویه است و چنانچه بنا باشد مؤثر واقع گردد، مستلزم تغییراتی بنیانی در اندیشه و عمل است که باید از درون جامعه بجوشد و در قالب هاي پایدار و مقبول جامعه و دولت تبلور یابد. ایده هاي مربوط به مشارکت یک نقطه مشترك دارد و آن اهمیت دادن به نقش و نظر مردم در تصمیم گیریهاي سیاسی و دسترسی آنان به منافع قدرت است(اصغرپور و همکاران، 1388، 120).
2-3-10 اهداف اقتصادي مشارکت
مردم از طریق مشارکت در تصمیمات، بهتر می توانند از دانش، تجربه، فراست و بصیرت آنهایی که کار را عرضه می کنند، با توجه به بهبود روش ها در جهت بهبود و گسترش روابط کار در سازمان ها و جامعه مفید فایده باشند، زیرا :
امکان کمک به کار و استفاده بهتر از منابع را فراهم می آورد .
نظرات و اندیشه هاي مختلف مورد بحث و نقد قرار می گیرد .
مردم تصمیماتی را که خود در اتخاذ آن شرکت داشته باشند بهتر می پذیرند .
مردم در اتخاذ تصمیماتی که در وضعیت آنها تأثیر مثبت می گذارد، مشارکت بیشتري خواهند کرد .
مشارکت مردم در امور عامل تحرکت در کارایی مدیریت خواهد شد .
12-3-11 مشارکت عامه مردم در پیشرفت کشور
این کار اساساً یک راه ایجاد تحرك در مردم یک کشور است به نحوي که تا حد امکان آنان را در کوشش در راستاي پیشرفت سهیم نمود. مشارکت دادن افراد در منافع در جهت وفق دادن و تطبیق بیشتر مردم با سازمان ها است . سهیم ساختن مردم در امور اجتماعی ، اقتصادي، فرهنگی، سیاسی و … در واقع کمک به وفاق اجتماعی و تطبیق مردم و دلبستگی به نظام و کشور است .
اهداف معنوي ( اخلاقی) مشارکت در بافت معنوي یا اخلاقی ، منظور از لوح مسأله مشارکت در تصمیم گیري آن است که پیشرفت فردي و کوشش فرد بر طبق مفهومی از حقوق بشر و شأن و مقامی که براي آن قائل شده است رواج داده شود. در اعلامیه 1948 حقوق بشر آمده است : تمام افراد بشر آزاد به دنیا آمده اند و از لحاظ شأن و مقام و حقوق خود با هم مساویند. افراد بشر از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و شایسته است که نسبت به همدیگر با روح برادري برخورد نمایند ( ماده 1 ) هر کس به عنوان عضوي از جامعه مستحق کسب حقوق اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی که لازمه شأن و مقام و رشد شخصیت آدمی است، می باشد .
2-3-12 دولت و مشارکت
بعضی معقدند مدیریت و مباشرت دولت در امور لازم است و مردم از هر قشري می توانند دولت را در انجام وظایف خود، یاري و کمک نمایند و صرف نظر از در نظر گرفتن منافع قشر خاص، مردم می توانند داوطلبانه امکانات و نیروي انسانی خود را در اختیار دولت، جهت انجام وظایف خود بگذارند: این روش به خصوص در کارهاي عمرانی به طرق گوناگون انجام می شود که مردم از
طریق:
– خودیاري
– پرداخت بخشی از هزینه هاي طرح
– کارهاي یدي
به دولت در انجام امور کمک می کنند و یا این که در اداره مدارس مردم در حد توانشان، خودیاري می دهند. این گونه یاري و کمک نیز خود جلوه اي از مشارکت مردم می باشد.
بعضی دیگر معتقدند، مشارکت یعنی مدیریت دولتی و استفاده از کمک مردم است. حال آن که مشارکت از نظر بعضی دیگر واگذاري کارها به مردم و نظارت دولت می باشد. یکی از مهم ترین و با ارزش ترین جنبه هاي مشارکت این است که علاوه بر تشویق به حداکثر تلاش و کوشش، نیروي ابتکار، خلاقیت و سازندگی افراد را نیز شکوفا می کند. شوق به انجام کار گروهی و مسؤولانه، افراد را وادار می کند که براي هر مشکلی، بهترین و عملی ترین راه حل ها را پیدا کنند و در شرایط خاص مدیریت را دوست و همفکر و همکار صمیمی گروه به حساب آورند و دوشادوش او فعالانه تلاش و همکاري کنند.
2-3-13 تجارب مشارکت در بعضی کشورها
ژاپن پس از جنگ جهانی دوم سیستم پیشنهادات را در سطوح وسیعی از کارخانجات ژاپنی به کار گرفت. این فعالیت ها دائماً رو به افزایش گذاشته و مخصوصاً پس از بحران هاي نفتی و اقتصادي سال هاي 1970 بسیار زیادتر شده است. طبق بررسی هایی که در سال 1980 در مورد 483 شرکت ژاپنی به عمل آمده، در مدت یک سال بالغ بر23/5 میلیون پیشنهاد از کارگران دریافت شده است. این رقم براي بسیاري از ناظران باورنکردنی است. در بررسی هایی که سال 1979 صورت گرفته است، 54/2درصد از کارکنان از طریق این سیستم مشارکت داشته اند و معدل پیشنهادات و اجرا شده، 60/7 درصد بوده است.
شاید شگفت آور باشد ولی حقیقت این است که مشارکت به صورتی باورنکردنی بر قدرت مدیران و کارکنان افزوده، انگیزش را نیرومند ساخته است. یکی از مهم ترین و با ارزش ترین جنبه هاي مشارکت این است که علاوه بر تشویق به حداکثر تلاش و کوشش،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی، مشارکت مردم، صاحب نظران Next Entries پایان نامه درمورد مشارکت مردم، مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی، علوم سیاسی