پایان نامه درمورد مرکز عالم، فلسفه اسلامی، هنر و معماری

دانلود پایان نامه ارشد

سنجیده‌ای در این باره دارد: ما، بر سر گنجی ایستاده‌ایم که با ارزش‌ترین گنج دوران تاریخ است، امّا چون این گنج در گاوصندوق قرار دارد، ناتوان از گشودنِ در آن هستیم. دریغ که کلّید این در آهنین را، چندی است گم کرده‌ایم، و آن علم را از یاد برده‌ایم.264 اگر علم فراموش شده را سمبولیسم بنامیم، کلید در صندوق گنج دوران سمبول خواهد بود.

هندسه مقّدس در معماری سنّتی (سمبولیسم مربّع و دایره)
هنر مقّدس تمام‌عیار اقوام ساکن و یکجانشین، ساختمان حَرم است، جایگاه مقّدسی که برای عبادت ساخته می شود. این مکان‌های مقّدس معمولا بر روی پایه‌های مکعّبی بنا می‌شوند که گنبدهای دایره‌ای بر بالای آن قرار می‌گیرد. شکل مربّع از یک چلیپا ساخته می‌شود. اگر یک نقطه را به صورت متوازن به چهار سمت اصلی بکشیم چلیپا ساخته می‌شود؛ چلیپا ساختار اصلی مربّع است، مربّع، نشانه ثبات، سکون، آرامش، توازن و اعتدال است. معبد به لحاظ شکل منظّم، پایدار و تغییرناپذیرش نمودگار اتمام آفرینش
جهان است در ساحت سرمدی و ازلی یا حالت نهایی آن حالتی که در آن توازن و اعتدال به اوج خود رسیده است.265 خائوس به کاسموس تبدیل شده و آن آشفتگی و تشتُّت جایش را به نظم و قانون داده است. حرم پیش‌نمایش این تغییر و تبدیل نهایی دنیا است. در اندیشه مسیحیان، اورشلیم آسمانی سمبول بارز این تبدّل و تغییر شکل کلّی جهان است.
معبدها معمولا بر پایه مربّع قرار داشتند و این تربیع آکنده از صلح و سلم است. شخینه266 در عبری و شانتی267 در سانسکریت معادل سکینه عربی هستند. اگر بخواهیم تناظری بین این شکل چارگوش و معنایی از معانی الهی ایجاد کنیم: این آرامش و صلح و سلم الهی با تمام محتوی و اطوارش در توازنی که هم ساده و بسیط است و هم سرشار و پربار که به لحاظ وحدت کیفی، قابل قیاس با شکل منظّم حرم است بر این مکان فرود می‌آید. و در نتیجه این حرم امن، برای انسان سکونت و اطمینان به بار می‌آورد. انسان در این مکان که به واسطه حضور الهی، دیگر نه مکان‌مند است و نه زمان‌مند، انسان از بی‌کرانگی زمان و مکان دامن در می‌کشد، چون «اینجا و هم اکنونِ خداوند برای او حضور یافته است». مهم‌تر اینکه آن جا برای او مرکز عالم است، چرا که «حرم همواره به لحاظ معنوی در مرکز عالم قرار دارد».268
معماری مقّدس حرکت‌های بی‌وقفه عالم را به شکلی پاینده و برقرار تبدیل می‌کند. زمان و مکان را به حضور مبدّل می‌کند. حرم الهی نیز که محل حضور خداوند است ریتم‌های عمده دنیای عین و شهادت را که سمبول جهات اصلی عالم وجوداند و به حکم صیرورت از هم‌ گسسته و پراکنده گشته‌اند، در هندسه بنا دوباره جمع می‌کند و ثبات و قوام بدانها می‌بخشد. شکل مربّع ذاتا ضد شکل مدور جهان است که در پی حرکت کیهان پدید می‌آید. اگر شکل کروی آسمان بر بی‌نهایتی و اندازه‌ناپذیری دلالت کند شکل بنای مقّدس که چهارگوش یا مکعّب است، حاکی از قطعیت، حتمیت و تغییرناپذیری قانون قطعی و تغییرناپذیر است. این چنین هر نوعی از معماری مقّدس، متعلّق به هر سنّتی که باشد، قابل تاویل به مضمون اصلی تبدیل دایره به مربّع است.
در جهان‌شناسی هندسه مقّدس، دایره که سمبول وحدت عالم است، بر همه نقوش هندسی دیگر برتری دارد، «زیرا هسته درونی یا مرکز پنهانش با آنِ بی‌زمانِ گردشِ زمان و نقطه بی‌بُعدِ مکانِ محیط، مناسبت دارد.»269 دایره نشان‌دهنده چرخه نیز هست، جهانی به صورت یک دایره شکل می‌گیرد، مثل چرخه یا گردش سال که با نقاط عطفی به چهارگانگی فصول می‌رسد. و این تربیع ما را به چارگوشه می‌رساند. دایره به مثابه بنیان مثالی حاکم برهمه شکل‌های هندسی است که از درون آن سر در می‌آورد، مثلث شش ضلعی و مربّع از درون دایره به دست می‌آیند.
دایره سمبول وحدت تقسیم‌ناپذیر مبدء اعلی نیز هست و مربّع نماد تعیّن نخستین و ثابت آن یعنی قانون و معیار کلّی. هم‌چنین دایره را می‌توان به آسمان و گردش آن مربوط دانست و چهارگوش را به زمین که مظهر حالت جامد و نسبتا بی‌جان است. در این صورت است که نسبت دایره به چهارگوش نسبت فاعل به منفعل یا نسبت حیات به جسم است چراکه آسمان فاعل زایاننده است و زمین بارگیر و زاینده منفعل.
منشأء اصلی دوگان‌ها به دو جنبه تکمیلی باز می‌گردد: کنش‌گری و کنش‌پذیریِ این دوگان مکمّل است که در رابطه با آسمان و زمین معنا می‌یابد. این جریان بیش از آنکه داستان تنازع دائم و انتقام جویی گایا- اورانوس را به یادمان بیاورد، بیشتر مطابق با نظم کاسموسی است که انسان در میان و مرکز آن نقش محوری دارد و حلقه وصل این دو قدرت به ظاهر متضاد است.
جهت عمودی معماری مسجد را گنبد نشان می‌دهد. «گنبد یكی از سمبولیک‌ترین عناصر در اسلام است. حضرت محمد)ص) فرمودند كه در بخشی از معراج خود گنبدی دیدند از صدف سفید مروارید، نهاده بر چهارگوشه مربّعی، كه برآن چهاربخش ” بسم الله الرّحمن الرّحیم” نگاشته شده بود.»270
کعبه نیز به عنوان مرکز عبادی مسلمانان جهان به شکل مکعّب است. کعبه به نوعی با منشأ اسلام نیز ارتباط دارد، چرا که به دست حضرت ابراهیم (ع) ساخته شده است تا نقطه آغازی برای احیای وحدانیت سامی تبار باشد و به روایتی مدّتها قبل‌تر از آن، به دست حضرت آدم در محور عالم ساخته شده است.
این مکعّب با تصوّری از مرکز، ارتباط دارد و هر طرفش با یکی از جهات اصلی متناظر است و چهارجانب اصلی در نظر اعراب به معنای ارکان عالم است.
در آداب عبادیِ ساختن بنا به ویژه بناهای مقّدس و معماری سنّتی ساختن خانه، تناظر عالم کبیر و عالم صغیر حفظ می‌شود. یکی از صورت‌های سنّتی خانه که نسبت به جغرافیای مکانی‌اش تفاوت‌هایی نیز در آن دیده می‌شود، صورت مربّع و دایره یا احجام مکعّب و کُره است. از معروف‌ترینِ این بناها، استوپای بودائیان و قبّه یا گنبد مسلمانان است. کلیساهایی که در مرکز آن گنبد ساخته شده است از این زمره‌اند. حتّی کلیساهایی که شکل صلیب ساخته شده‌اند نیز حالت باز شده یک مکعّب مربّع را تداعی می‌کنند که در سمت شرق و محراب آن معمولا نیم‌دایره‌ای وجود دارد و در واقع برش عمودی شکل شرقی آن است. در این معماری هستی به صورت یک خانه درآمده‌ و نشان داده شده است و درواقع نقطه محوری بنا که زیر «سنگ کلّید» گنبد است مرکز عالم است.
بايد به این معناي كلّي، معناي دقيق‌تري را هم افزود؛ و آن اينكه اگر سراسر پيكر بنا را از بالا به پايين بنگريم، مجموعه اجزاي آن نماينده سير از يكتاي بي‌همتايي است كه تارك گنبد نشانه آن است [به سوي كثرات]؛ گويي همه بنا تا پي و شالوده از آن منشعب شده است. برعكس، نظر از پايين به بالا نشان‌دهنده رجوع اين تجلّي است به آن واحد.271
در جهان‌شناسی سنّتی، درجه‌بندی افلاک آسمانی نظم هستی‌شناختی جهان را منعکس می‌کند و طبق آن هر مرتبه‌ای از هستی از مرتبه بالاتری ناشی می‌شود، به نحوی که مرتبه بالاتر مرتبه پایین‌تر را در بر دارد؛ زمین در دوایر متحد المرکزی جای می‌گیرد و خداوند در بالای فلک الافلاک بر عرش می‌نشیند. هر چه فلک آسمانی گسترده‌تر باشد درجه هستی یا سطح آگاهی منطبق با آن خالص‌تر و به اصل الهی نزدیک‌تر است. در تصویر سنّتی، زمین و بر روی آن، انسان، مرکز عالم است.272
این تناظر همچنان ادامه دارد، تا آنجا که امام زنده در تشیع، به عنوان یک انسان کامل، قلب عالم خوانده می‌شود: نظريه امام زنده:
«تعبيرِ ديني يك حقيقت باطني است: در هر جهان سنّتي، در هر لحظه از تاريخ آن قطبي كه به منزله قلب عالم است و به واسطه او بركت آسمان و بر زمين نازل مي‌شود، حكومت مي‌كند. اين قطب بيش از هر چيز تبیین کننده يك حقيقت معنوي و سمبول نظام وجود است. وجود او همان حضور الهي در مركز عالم و يا در مركز عالمي خاص و يا در مركز نفس انساني، به مقتضاي مراتب مختلف است، ولي به‌طور معمول مظهر و سمبول حقيقي آن، شخص ولي يا اولياء هستند كه مقام معنوي آن‌ها در سلسله مراتب مختلف هستي به منزله عالم است. از اين چند نكته روشن است، كه تشيّع، متضمن حقيقتي بسيار دقيق و لطيف است و بيان آن به عباراتي كه به‌طور معمول قابل قبول همه باشد، به غايت دشوار است.»273
میان پایه مربّع شكل و نیم‌دایره خود گنبد یك سلسله اشكال هندسی وجود دارد؛ همه آنها مبتنی بر حالات مختلفی از هشت ضلعی است كه به منزله اشكال انتقالی‌اند. اینها نماینده ساحت‌هایی از وجودندكه میان قلمرو مادّی و قلمرو روحانی جای دارند. نیم‌دایره گنبد نیز سمبول فضای نامتناهی جهان هستی و قلمرو روح است.
بیان بصری این نظام وجود، به بهترین وجه با هندسه نشان داده شده است. هندسه هم كمی است و هم كیفی. بعد كمی آن صورت و ساختار معماری را تنظیم می‌كند و بعد كیفی آن نسبتهای صورت معماری را برقرار می‌كند، و نماینده بیان نظام جهان هستی است كه چرخه تجلّی را منظّم می‌كند. چنانكه در مثال گنبد دیدیم، قلمرو روح با كره نشان داده شده است و قلمرو زمین با مكعب. كره و مكعب را می‌توان با دایره و مربّع نشان داد، كه در هندسه دو بعدی همان ارزش نمادینی را دارند كه كره و مكعب در هندسه سه بعدی.
نه تنها اشكال كره و مكعب به ترتیب مربوط به آسمان و زمین‌اند، بلكه ابزارهایی كه در ترسیم آنها به كار می‌روند، یعنی پرگار و گونیا، نیز دارای همان اهمیّت‌اند. كره سمبول شكل نخستین و نماینده فضای نامتناهی است. كره كلی‌ترین شكلی است كه ذاتاً همه اشكال دیگر را در خود دارد، و بعداً می‌گسترد تا چرخه تجلّی را به وجود آورد. این اشكال، به تعبیر گنون با تغییر تدریجی كه در بعضی جهات خاص صورت می‌گیرد از كره سربرمی آورند. درقلمرو هندسه عملی، چنانكه در هنر و معماری اسلامی دیده می‌شود، نسبتهای بنا همه از تقسیم دایره به اشكال منظّم حاصل می‌شود. بنابراین، نسبتها همه ریشه در سمبول منشأء، یعنی كره دارد كه در درون خود حاوی همه امكانات آفرینش است. مكعب نشان‌دهنده انتهای دیگر طیف تجلّی و سمبول انتهای چرخه‌ای است كه از فضای بیكران كره بوجود می‌آید. چنانكه گنون نیز مربّع را، ایستاترین صورت هر چیزی است كه بتوان آن را دارای منتهای خاص توصیف كرد. مكعب، نماد زمین و نشان‌دهنده استواری و ثبات است. شكل مادّی آن ثابت‌تر از هر شكل هندسی دیگر است؛ مكعب پایه یا بنیان صورت مربوط به معماری است. اگر بتوان گفت كه كره و مكعب نماینده دو انتهای چرخه آفرینش‌اند، آنگاه درست است كه بگوییم كه كره و مكعب باید كاملاً بر یكدیگر منطبق شوند. درانتهای چرخه تجلّی، كره تبدیل به مكعب می‌شود. این را معمولاً با اصطلاح تربیع دایره بیان می‌كنند. سمبولیسم این اصطلاح را در طواف خانه كعبه، گنبد و پایه مربّع آن و استعمال ابزارهای سنّتی بنایی، پرگار و گونیا، می‌بینیم. با این همه تربیع حقیقی دایره تنها در پایان چرخه تجلّی تحقق می‌یابد كه علامت آخرالزمان است، هنگامی كه آسمان و زمین با هم تلاقی می‌كنند.
بنای زیگورات‌ها، اهرام، استوپاها، پاگوداها و بناهایی به شکل ماندالا که همگی از بناهای مقّدس به شمار می‌روند، از یک فلسفه همانند پیروی می‌کند: در همه این‌ بناها، ساختمان‌هایی بلند از زمین به سوی آسمان و از فرش به سوی عرش می‌روند که به نوعی تداعی‌گر کوه هستند. همه آنها فضای مقّدسی هستند که تصوّر می‌شده در مرکز عالم قرار گرفته‌اند. این بناها بر قاعده‌ای مربّع ساخته شده‌اند‌.
یک نمونه از این مورد را در فلسفه اسلامی می‌توان در رسائل اخوان‌الصفا یافت. یکی از فصول رساله پنجم رسائل ایشان، «ذکر المربّعات» نام دارد. اخوان با تأکید بر اینکه مربع ها تقسیم اشیاء طبیعی به کون و فسادند و ذکر این نکته که برخی امور متضاداند و برخی متشاکل، مربّع‌ها را تقسیم اکثر امور عالم می‌دانند به چهار، همچون عناصر اربعه، چهار فصل، چهار حالت درونی انسان (دموی، بلغمی، سودایی و صفراوی) و غیر اینها. دلیل وجود این فصل در بحث موسیقی اخوان این است که در آن روزگار کامل‌ترین ساز عود بوده و عود چهار وتر داشته است: زیر، مثنی، مثلث و بم.
ابن سینا نیز در رساله نیروزیه با تشبیه مراتب تکوین جهان به حروف الفبای عربی چهار عنصر عالم را با مراتب عالم مطابق می‌کند:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد ناخودآگاه، خودآگاهی، ناخودآگاه جمعی Next Entries پایان نامه درمورد بین النهرین، فرهنگ اسلامی، آسیای جنوب غربی