پایان نامه درمورد قیمت سهام، بازده دارایی، قیمت طلا، بازده سهام

دانلود پایان نامه ارشد

سرمایه‏گذاران، هدف اصلی از متنوع کردن سبد دارایی، کاهش نوسانات بازده دارایی‏هایشان و پوشش ریسک‏ها است (بوند و سیلر12، 327:1998). دستورالعمل‏های تخصیص سبد دارایی پیشنهاد می‏کند که پرتفوی با دارایی‏های با ارتباط کم یا منفی می‏تواند ریسک‏ها را کاهش دهد و نرخ بازده مناسبی را حفظ کند. به این منظور، سرمایه گذاران لازم است تا دارایی‏هایی را تملک کنند که به طور مؤثری می‏تواند تورم را پوشش دهد. در این رابطه، دارایی‏هایی که توانایی پوشش تورم دارند برای سرمایه‏گذاران نسبت به آن‏هایی که این ویژگی را ندارند، جذابتر خواهند شد (گوناسکاراگ و همکاران13،268:2008).
پوشش تورم توسط سهام
سهام از دسته دارایی‏هایی است که به طور گسترده‏ای در ادبیات پوشش تورم مورد مطالعه قرار گرفته است. با استفاده از این استدلال که سهام قراردادهایی برای دارایی‏های حقیقی است و با فرض انتظارات عقلایی در مورد تورم آینده، سهام می‏تواند پوشش تورمی خوبی ‏باشد. به عبارتی دارندگان سهام عادی، به طور متوسط، جبرانی برای تغییرات سطح قیمت‏ها خواهند داشت.
تورم به عنوان یکی از مهمترین متغیّرهای اقتصادی اثرگذار بر قیمت سهام، از دیر باز مورد توجه بوده است. رابطه‌ی میان تورم و بازده‌های سهام از جمله مباحث جدال برانگیز میان محققان است. با بررسی آثار تورم، این نتیجه به دست می‌آید که آن دسته از شرکت‌های پذیرفته شده در بورس که دارایی‌هایی دارند که تأثیر تورم بر افزایش قیمت آن‌ها نیز بیشتر است، آثار تورم در افزایش قیمت سهام این شرکت‌ها نیز بیشتر خواهد بود و در نتیجه این سهام، در نزد افراد قابل قبول‌تر خواهد بود، زیرا سهام‌دار سهمی معادل با برگه سهامش از شرکت دریافت می‌کند که با افزایش در ارزش دارایی‌های شرکت بورسی، انتظار افزایش قیمت در سهام خود را خواهد داشت.
از دهه‌ی 1930 تاکنون مطالعات زیادی درباره‌ی ارتباط بین تورم و بازده سهام و همچنین تأثیر تورم بر قیمت سهام انجام شده است. از دیدگاه سنتی، تورم و بازده اسمی سهام با یکدیگر رابطه‌ی مثبت دارند، بدین معنا که با افزایش تورم، بازده اسمی سهام نیز به تناسب آن افزایش می‌یابد و در نتیجه، بازده واقعی سهام ثابت می‌ماند. به عبارت دیگر در دیدگاه سنتی، سهام یک سپر تورمی محسوب می‌شود، بدین معنا که با افزایش نرخ تورم قیمت سهام نیز افزایش می‌یابد.
پوشش تورم توسط مسکن
مسکن نیز در تاریخ به عنوان ابزار پوششی قدرتمندی در مقابل تورم مطرح شده است، به این دلیل که ارزش این دارایی‏ها اغلب گرایش به افزایش در نرخی بالاتر از نرخ تورم داشته است. همچنین نشان داده شده است که اگر زمین و مسکن در سبد سرمایه‏گذاری‏ها قرار داشته باشد، می‏تواند قدرت خرید را حفظ کند (وای هو و ننگ لای14، 2005). مطالعه اولیه انجام شده توسط فاما و شورت15(1977) نشان داد که زمین و مسکن یک پوشش کامل در برابر تورم انتظاری و تورم غیرانتظاری است.
امروزه مسکن یک انتخاب رایج و محبوب توسط سرمایه‌گذاران است، زیرا نه تنها افزایش قیمت‌ها باعث افزایش ارزش فروش مجدد ملک در طول زمان می‌شود، بلکه ملک می‌تواند به عنوان منبعی برای درآمد ناشی از اجاره ‌بها نیز استفاده شود. همزمان با افزایش ارزش مسکن همگام با تورم، نرخ کرایه مسکن نیز افزایش می‌یابد و در نتیجه درآمد کسب شده از طریق سرمایه‌گذاری بر روی ملک، همگام با افزایش عمومی قیمت‌ها در بستر اقتصاد، افزایش می‌یابد. بنابراین، مسکن به یک طبقه دارایی محبوب برای ارائه یک منبع تنوع جدید در سبد دارایی سرمایه‌گذاران تبدیل شده است.
پوشش تورم توسط طلا
به طور سنتي، طلا نخستين گزينه‌اي است كه براي حفظ ارزش پول در شرایط مختلف مانند تورم، بحران‌ها و… مد نظر قرار مي‌گيرد و به دليل ارزش ذاتي و قابليت نقدشوندگي بالا، تقریباً يك دارايي مطمئن و سرمايه‌اي براي حفظ ارزش دارايي‌ها به شمار مي‌رود (اسلامي بيدگلي و بيگدلو، 1385). اين فلز گرانبها همواره داراي جايگاه ويژه‌اي در سبد دارايي بوده است، به طوری که هر گونه نوسان قيمت آن، مي‌تواند روي تنوع دارايي‌هاي افراد در سبد دارايي تأثيرگذار باشد. اشخاص و سازمان‌ها با دلایل و انگیزه‌های مختلفی به سرمایه‌گذاری روی طلا اقدام می‌کنند، از جمله چشم‌انداز مثبت به قیمت طلا و قابلیت طلا در حفظ درآمد افراد در مقابل خطرات ناشی از شرایط نامطمئن و بی‌ثبات. بنابراین طلا را می‌توان یک سرمایه‌گذاری جذاب و تقریباً بدون ریسک قلمداد کرد که با توجه به افزایش قیمت جهانی آن در اکثر سال‌ها، بازده خوبی را نصیب سرمایه‌گذار می‌کند.
مردم طلا را به دو هدف می‌خرند. اول “تقاضا برای استفاده”، جایی که طلا مستقیماً در تولید جواهرات، مدال، سکه، اجزای الکتریکی و مشابه آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. دوم “تقاضا به عنوان دارایی” برای طلا، جایی که آن مورد استفاده دولت‌ها، مدیران و اشخاص به عنوان سرمایه‌گذاری قرار می‌گیرد (گوش و همکاران، 3:2004).
در دهه‌ی 1930 افزایش بهای طلا، عمدتاً ناشی از نقش طلا به عنوان پول بود. در حالی که از اواسط تا اواخر دهه‌ی 1970 نقش طلا به عنوان یک دارایی منجر به فشار تقاضای سوداگرانه برای طلا و افزایش بهای آن شد. بنابراین بعد از سال‌های 1970، نقش طلا به عنوان یک کالا عامل تعیین‌کننده تقاضا برای طلا بود (هارمستون16، 11:1998). هر چند در حال حاضر یکی از علل افزایش تقاضا برای طلا، افزایش تقاضای مؤسسات مالی، بانک‌ها و مؤسسات سرمایه‌گذاری و بانک‌های مرکزی برای طلا به منظور تنوع بخشی سبد دارایی و کاهش خطر سبد دارایی‌هاست، به این دلیل که همبستگی بین بازده سهام، اوراق قرضه و بازده طلا منفی است.
دلیل سرمایه‏گذاران از قرار دادن طلا در سبد دارایی این است که طلا یک فلز قیمتی‌ست با کارکردهایی که پول دارد؛ در میان همه کارکردها، قدرت خرید یکی از مهمترین آن‏ها ست (وانگ و لی17، 39:2011). طلا دارایی است که مردم را برای هزاران سال جذب کرده است و این کشش تا به امروز ادامه داشته است، به گفته ورتینگتون و پهلوانی18(2006)، برخلاف بیشتر دارایی‌ها، طلا بادوام، نسبتاً قابل حمل و نقل و قابل قبول همه است و به آسانی اعتبار دارد. اگر چه طلا دیگر نقش محوری را در نظام پولی بعد از سقوط نظام برتون وودز در 1971 ایفا نمی‏کند، اما نقش سنتی خود را به عنوان ذخیره ارزش در بسیاری از کشورهای آسیایی حفظ کرده است. سرمایه‏گذاران طلا را به عنوان پوششی در مقابل تورم و هر گونه بحران اقتصادی، سیاسی و ارزی خریداری می‏کنند. آن‌ها طلا را به علاوه برای متنوع کردن سبد دارایی می‌خرند، زمانی‌که اعتماد سرمایه‌گذاری در حال افزایش است؛ چرا که آن‌ها احساس می‌کنند ‍‍‍‌که طلا، برخلاف سایر دارایی‌های مالی، بهترین راه برای پوشش در برابر رکود و تورم است.
همچنین، تحلیل‌گران مالی و سیاست‌گذاران پولی، تحولات در بازار طلا را به دقت دنبال می‌کنند و قیمت طلا را به عنوان یک معیار خوب از روند تورم در آینده در نظر گرفته می‌گیرند، از آن جا که زودتر از اندازه‌گیری‌های رسمی تورم تغییر می‌کند (شبانی، 1386).
در ایران از نظر تاريخي، نداشتن امنيت اجتماعي به خصوص براي زنان، نگراني از آينده، علاقه به استفاده از طلا به عنوان زيورآلات، ارزش ذاتي و قدرت نقدشوندگی بالای طلا باعث شده است که از ديرباز اين فلز گران‌بها به عنوان قسمتي از پس‌انداز خانوارها براي روز مبادا مورد استفاده قرار گيرد (سرفراز و افسر، 156:1384).
پوشش تورم توسط ارز
نقش ارز در نظام‌های اقتصادی، به خصوص در کشورهای توسعه نیافته انکار ناپذیر است. تفکر نگهداری بخشی از ثروت به صورت ارز، امروزه جایگاه ویژه‌ای نزد صاحبان ثروت پیدا کرده است و بازار ارز با وجود تمام ریسک و مخاطراتش یکی از سودآورترین بازارها محسوب می‌شود. لذا نگهداری ارز به عنوان یک دارایی در کنار سایر دارایی‌ها دارای اهمیت است. بنابراین، اگر به پول کشورهاي دیگر یا به عبارتی، ارز از دید یک کالا نگاه شود، می‌توان عنوان کرد که با وجود تورم و افزایش سطح قیمت‌ها، قیمت ارز نیز افزایش می‌یابد.
علل نگهداري ارز را مي‌توان به دو دليل عمده دسته‌بندي کرد: يکي نگهداري ارز به عنوان تقاضاي معاملاتي و ديگري به عنوان تقاضاي سفته‌بازي و نگهداري آن در سبد دارايي افراد، که اين نوع تقاضاها را مي‌توان ناشي از مقبوليت بين‌المللي اين نوع دارايي و داد وستد آن در بازارهاي گوناگون دانست. از بعد نگهداري بخشي از دارايي سبد سرمايه‌گذار به صورت ارز مي‌توان اشاره كرد كه تفكر نگهداري بخشي از ثروت به صورت ارز، امروزه جايگاه ويژه‌اي نزد صاحبان ثروت پيدا كرده است و عموماً بازار ارز با وجود تمام ريسك‌ها و مخاطراتش يكي از سودآورترين بازارها محسوب مي‌شود. اما به دليل تعداد عوامل تأثيرگذار در بازار ارز بقاي در اين بازار نياز به استعداد ويژه‌اي براي استفاده از فرصت‌ها و موقعيت‌ها دارد. نداشتن اطلاعات كافي، وجود اختلاف سليقه در چگونگي استفاده از اطلاعات بازار و در نتيجه تجزيه و تحليل متفاوت افراد، ناهماهنگي انتظارات، دخالت‌هاي سياستي بانك مركزي در بازار، قوانين و مقررات ضد قاچاق و همچنين سياست‌هاي بين‌المللي و اقتصادي كشور از جمله عواملي هستند كه ريسك نگهداري ارز را در سبد دارايي فرد بالا مي‌برد، لذا با توجه به مباحث فوق، نگهداري ارز به عنوان يك دارايي و نحوه تأثیرپذیری این دارایی از شرایط تورمی دارای اهمیت است (زارع و رضایی، 107:1385).
ضرورت انجام تحقیق
سرمایه‌گذاران همواره به دنبال کسب حداکثر بازدهی از سرمایه‌گذاری خود هستند، لذا همواره در جستجوی اطلاعاتی هستند که بتواند آن‌ها را در تصمیم‌گیری برای تخصیص وجوه و انتخاب بازار مناسب سرمایه‌گذ‌اری کمک کند. بنابراین، اطلاع در مورد تأثیر تورم بر بازده دارایی‌ها، از جمله اطلاعات با اهمیت و اثرگذاری است که فهم آن همواره مورد توجه محققان و سرمایه‌گذاران قرار گرفته است. با توجه به عدم توافق محققان بر نوع رابطه تورم و انواع دارایی‌ها، این موضوع اهمیت و حساسیت خاصی در اقتصاد یافته است، چرا که عده‌اي از محققان معتقدند تورم، بازده سرمایه‌گذاري در دارایی‌ها را کاهش داده و عده‌اي نیز بر این باورند که تورم منجر به افزایش بازده می‌شود. بنابراین، براي پوشش کامل اثرات تورم، نرخ بازده واقعی می‌بایست در دوره‌هاي تورمی حداقل یا بیشتر از نرخ بازده واقعی در دوره‌هاي غیرتورمی باشد. لذا، همواره مردم براي فرار از هزینه‌هاي تورم به‌دنبال سرمایه‌گذاري در مطمئن‌ترین بازارها می‌باشند. ادبیات مالیِ پوشش‌ در مقابل تورم، سرمایه‌گذاری‌های متنوع را پیشنهاد می‌کند بنابراین شناخت دارایی‌هایی که پوشش بهتری در مقابل تورم نشان می‌دهد دارای اهمیت است و در نهایت سرمایه‌گذاران می‌توانند سبد دارایی خود را بین دارایی مالی و واقعی تغییر دهند و به عملکرد سرمایه‌گذاری بهتری دست یابند.
بنابراین از آنجایی‌که تشخیص توانایی یک دارایی مالی یا واقعی در فراهم نمودن یک نرخ بازده‌ی بیشتر از نرخ تورم برای سرمایه‌گذاران کاری سخت است و با توجه به این که سرمایه‌گذاران دارای افق‌های زمانی متفاوتی برای سرمایه‌گذاری هستند، بررسی بین بازده دارایی‌ها و تورم در مقیاس‌های زمانی متفاوت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از طرفی نوسانات متغیرهای اقتصادی و به ویژه نوسان بازار دارایی‌ها، پدیده‌ی متداول در اغلب کشورها به شمار می‌رود، بنابراین، با توجه به اهمیت روز افزون بازار دارایی‌ها در اقتصاد یک کشور، بررسی مداوم این بازار را ضروری می‌سازد.
باید اذعان داشت، که پوشش سازی نه تنها برای اشخاصی که می‏خواهند قدرت خریدشان را حفظ کنند مهم است، بلکه برای سرمایه‏گذاران نهادی نیز مهم است (بودای،1976)، سرمایه‏گذارانی که در مورد ارزش واقعی دارایی‏های خود نگران هستند، به دلیل ارتباطی که تعهداتشان با تورم دارد. مؤسساتی مثل صندوق‏های بازنشستگی در طیف گسترده‏ای از دارایی‏ها برای پاسخگویی به تعهدات آینده خود سرمایه‏گذاری کرده‏اند، در نتیجه تأثیر تورم بر ارزش دارایی‏ها، به عنوان یکی از نگرانی‏های مالی اولیه سرمایه‏گذاران بلندمدت مث

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد بازده دارایی، تجزیه واریانس، بازده سهام، شاخص قیمت Next Entries پایان نامه درمورد بازده سهام، قیمت سهام، شاخص قیمت، قیمت مسکن