پایان نامه درمورد قراين، الصادقين، برخي

دانلود پایان نامه ارشد

ادامه براي تاييد اين گفته خود به آيه (ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ)384 “آن گاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود فرود آورد.” و آيه اي ديگر385 در اين باره استناد مي کند. چنانچه مشخص است خداوند در اين آيات از نزول سکينه بر پيامبر9خبر مي دهد. گاه نيز براي ترجيح يک ترکيب به شعر عرب تمسک جسته است به طور مثال در تفسير آيه (قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ)386 “يكى از آن دو [دختر] گفت: “اى پدر، او را استخدام كن، چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى‏كنى: هم نيرومند [و هم‏] درخور اعتماد است.”” گفته است که جهت مبالغه در اين جا (خَيْرَ مَنِ) اسم براي (إِنَّ) است نه خبر در حالي که بايد خبر واقع مي شد387 وي در ادامه براي صحت خبر واقع شدن خير به شعري از اشعار عرب388 که نظير چنين ترکيبي را دارد، استناد مي کند.
ملا فتح الله در مواردي نيز تنها به اجتهاد شخصي خود در نکات نحوي و صرفي بسنده کرده است. به عنوان نمونه در ذيل آيه شريفه(فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيه …)389 “پس شيطان هر دو را از آن بلغزانيد و از آنچه در آن بودند ايشان را به درآورد…” ملا فتح الله مرجع ضمير عنها را به شجره برگردانده است که در آيه قبل ذکر شده است و مي گويد:
“(عَنْها) از آن درخت يعنى از جهة آن شجره و وسيله آن اصدار ذلت ايشان نمود به سبب آن حامل ايشان شد بر ذلت يا آنكه ضمير عنها راجع به جنت باشد يعنى ازلال و اذهاب ايشان نمود از بهشت.”390
موارد استفاده ملا فتح الله از مباحث نحوي و صرفي و استمداد و استنتاج وى از قواعد ادبيات عرب در تبيين معناى آيات و فهم مراد و مقصود آن ها، زياد است كه جهت رعايت اختصار از ذکر آن ها خودداري مي کنيم خواننده محترم مي تواند براي اطلاع بيشتر به تفسير منهج الصادقين مراجعه نمايد.

3- نقد و بررسي روش ملا فتح الله کاشاني در توجه به قواعد ادبيات عرب
3-1- امتيازات
با توجه به آنچه مفسّر در مقدمه تفسير خويش391 آورده است، مشخص مي شود که روش وي در بيان اعراب روش ميانه است و به دليل آنکه مخاطب وي عموم مردم هستند از بحث هاي ادبي غير ضروري خودداري کرده است و اين يکي از نقاط قوت روش تفسيري وي است به علاوه ذکر وجوه مختلف اعرابي براي برخي آيات، استشهاد و اشاره به اقوال صحابه و تابعان و ادبيان عرب و همچنين استناد به آيات قرآن و اشعار و امثال عرب در بيان نکات ادبي از ويژگيهاي مثبت و نقاط قوت روش تفسيري ملا فتح الله است، اما با اين وجود در روش تفسيري وي در زمينه توجه به قواعد ادبي، کاستي هايي نيز به چشم مي خورد که به آن ها اشاره مي شود.
3-2- کاستي ها
3-2-1- ذکر احتمالات در ترکيب آيات بدون تعيين و ترجيح
وجود احتمالات ترکيبي مختلف در ساختار جمله ها و آيات قرآن سبب برداشت هاي مختلفي از قرآن مي شود، از اين جهت مفسّر بايد در هنگام تفسير علاوه بر اين که احتمالات ترکيبي آيه را بيان مي کند، از ميان اين آن ها، احتمال ارجح را انتخاب و تفسير آيه را بر اساس آن استوار نمايد. در تفسير منهج الصادقين مفسّر در برخي موارد به اين نکته توجه نکرده و تنها به ذکر احتمالات بدون ترجيح و تبيين احتمال ارجح، پرداخته است؛ به عنوان نمونه در تفسير آيه (وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ)392 ” [چه‏] از آنان كه با زبان خود گفتند: “ايمان آورديم”، و حال آنكه دلهايشان ايمان نياورده بود، و [چه‏] از يهوديان: [آنان‏] كه [به سخنان تو] گوش مى‏سپارند [تا بهانه‏اى‏] براى تكذيب [تو بيابند]، و براى گروهى ديگر كه [خود] نزد تو نيامده‏اند، خبرچينى [جاسوسى‏] مى‏كنند، كلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‏كنند.”، براي جمله(يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ) چند وجه اعرابي ذکر کرده است و مي گويد اين جمله يا صفت دوم براي قوم است يا صفت براي سماعون يا حال براي ضمير سماعون يا اين که استيناف است و محلي از اعراب ندارد و يا اين که در محل رفع است بنا بر اين که خبر براي مبتداي محذوف باشد يعني (هم يحرفون…) وي در نهايت هيچ کدام را بر ديگري ترجيح نداده و از آن گذشته است.393
و يا در تفسير (ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ)394 “سپس [خداوند] بعد از آن اندوه، آرامشى [به صورت‏] خواب سبكى، بر شما فرو فرستاد، كه گروهى از شما را فرا گرفت، و گروهى [تنها] در فكر جان خود بودند و درباره خدا، گمانهاى ناروا، همچون گمانهاى [دوران‏] جاهليت مى‏بردند.”، گفته است:”(يَظُنُّونَ بِاللَّهِ‏) صفت ثانيه طايفه است يا حال يعنى طايفه كه گمان مي بردند بخدايا در حالتى كه گمان مي بردند و يا استيناف است براى بيان ما قبل يعنى ايشان گمان مي بردند.”395 و در اين که کدام متعين يا راجح است، بياني ندارد.
3-2-2- عدم ذکر برخي نکات ادبي
در اين که ملا فتح الله تفسير منهج الصادقين را براي عموم مردم تاليف کرده است و پرداختن به مباحث غير ضروري ادبي کاري عبث و بيهوده است، بحثي نيست، اما بيان نکات ادبي در فهم مراد و مقصود آيه تاثير بسزايي دارد به طوريکه اگر مفسّر به آن ها اشاره نکند، نخواهد توانست نکات موجود در آيات را به خوبي بفهمد در نتيجه پرداختن به اين موضوع در حد ممکن لازم و ضروري است. مفسّر منهج الصادقين در برخي موارد به اين موضوع توجه نداشته و برخي نکات ادبي را که در فهم آيه موثر بوده، بيان نکرده است و اين يکي از نقاط ضعف روش تفسيري وي در اين زمينه است.
به عنوان نمونه در تفسير آيه (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ …)396 “خدا مى‏خواهد آلودگى رافقط از شما خاندان [پيامبر9] بزدايد” در بيان اين كه لام در (لِيُذْهِبَ) چه لامى است؛ سخنى ندارد و حال آن كه در اين لام‏ احتمالات و اقوالى وجود دارد 397 و تعيين آن در روشن شدن معناى آيه مؤثر است.
همچنين در تفسير(قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ)398 “بگو: “گواهى چه كسى از همه برتر است؟” بگو: “خدا ميان من و شما گواه است. ” اصلا بحث ادبي نياورده است در حالي که اگر وي نقش واژگان از نظر صرفي و موقعيت آنها را از نظر نحوي مشخص مي کرد معنا و مقصود آيه بهتر فهميده مي شد. در اين آيه خداوند به پيامبر9دستور مي دهد که از مشرکان بپرسد چه چيزي از هر چيز در مسأله شهادت بزرگتر است و چون پاسخ سوال روشن است در آيه متعرض جواب مشرکان نشده است.
ممکن است (قُلِ اللّهِ) دلالت بر جواب مشرکان کند و (شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ) جمله ابتدائيه و خبر براي مبتداي محذوف باشد. با توجه به اين معناي آيه اين گونه خواهد شد که خداوند بزرگترين گواهي است و او گواه بين من و شماست و يا اين که کل جمله (قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ) دلالت بر جواب مشرکان باشد.
ملا فتح الله در اين جا مي توانست با ذکر موقعيت کلمات از نظر نحوي به اين نکته پي ببرد. چنانچه صاحب الکشاف و علامه طباطبايي;نيز به اين وجوه اعرابي آيه اشاره کرده اند.399
در نتيجه مي توان گفت مباحث ادبي در تفسير منهج الصادقين ترتيب خاصي ندارد و مفسّر هر جا لازم ديده است به نظر شخصي خود بحثي از قواعد ادبي را گنجانده است.
3-2- 3- عدم توجه به ديدگاه مخالف در مباحث ادبي
يکي ديگر از کاستي هايي که در تفسير منهج الصادقين در مورد رعايت اين قاعده به چشم مي حورد عدم توجه مفسّر به ديدگاه هاي ديگر در مباحث ادبي است. وي در برخي موارد به نظرات مخالف توجه نکرده است در حالي که جا داشت ايشان ديدگاه مخالف را نيز مطرح مي کرد و براى اثبات نظر خويش و رد آراء مخالف بحث و استدلال مى‏ کرد، ولى ايشان چنين نكرده و مطلب ادبى مورد نظر خويش را به صورت مطلبى مسلّم و بدون اشاره به اين كه در آن اختلاف است يا خير، ذكر كرده و از آن نتيجه گرفته است؛ براى مثال، در تفسير آيه شريفه (وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ…)400 “و در باره آنان، رأى تو را مى‏پرسند. بگو: “خدا در باره آنان به شما فتوا مى‏دهد، و [نيز] در باره آنچه در قرآن بر شما تلاوت مى‏شود…” واو در (وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ) را واو عطف مي داند و دو احتمال در مورد معطوف عليه ذکر مي کند يا عطف بر اسم الله شده است و يا عطف بر ضمير مستتر در (يُفْتِيكُمْ)که آن نيز به الله بر مي گردد.401 در حالي که برخي آن را “واو استيناف” و برخي ديگر “واو قسم” مي دانند و در معطوف عليه آن نيز احتمالات ديگري ذکر کرده اند از جمله اين که ممکن است بر موضع و موقعيت (فِيهِنَّ) عطف شده است، هر چند که “فيهن” جار و مجرور است ولى در واقع مفعول(يُفْتِيكُمْ) است و يا عطف بر كلمه(النِّسَاء) در جمله: (يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء)شده است.402 شايسته بود مفسّر منهج الصادقين نيز به ذکر اين احتمالات مي پرداخت و نظر خود را مبني بر عاطفه بودن واو تقويت و علت ترجيح آن را ذکر مي کرد چه بسا که بتوان با توجه به احتمالات نکات بيشتر و بهتري از آيه برداشت کرد.

فصل ششم: توجه به قراين تفسير در منهج الصادقين
قراين جمع قرينه و به معناي نشانه و علامت است. صاحب فرهنگ معين، قرينه را اين گونه معنا کرده است:”علامت، نشانه، نظير، آنچه که دليل باشد براي فهم مطلبي يا پيدا کردن مجهولي يا رسيدن به مقصدي.403″ در فرهنگ ابجدي قرينه اين گونه معنا شده است:”القَرِينَة- ج‏ قَرائِن‏: مؤنّث (الْقَرين‏) است، همسر؛ “قَرِينَةُ الكَلامِ”: قرينه كلام كه دلالت بر مُراد يا امرى كند؛ “دُورٌ قرائِنُ‏”: خانه‏هايى كه رو به روى هم باشند.404″
در بحث قراين تفسير، مقصود از قراين، امورى است كه به نحوى با كلام ارتباط لفظى يا معنوى داشته و در فهم مفاد كلام و درك مراد گوينده مؤثر باشد.405
1- اقسام قراين
قراين به اقسام مختلفي تقسم مي شود و دسته بندي هاي مختلفي براي آن صورت گرفته است. در اين جا به دو نوع تقسيم بندي اشاره مي کنيم.
الف) قراين تعيين کننده( معيّنه) و قراين برگرداننده (صارفه)
ب) تقسم بندي ديگري نيز براي قراين صورت گرفته است که آن را به دو نوع قراين پيوسته و قراين ناپيوسته تقسيم مي کند. قراين پيوسته نيز خود به قراين پيوسته لفظي و پيوسته غير لفظي تقسيم مي شوند. سياق از انواع قراين پيوسته لفظي و شأن نزول، سبب نزول، فرهنگ زمان نزول و زمان و مکان نزول از انواع قراين پيوسته غير لفظي است. از قراين ناپيوسته نيز مي توان به آيات و روايات اشاره کرد.
در اين فصل بر آنيم تا ميزان رعايت توجه به اين قاعده يعني توجه به قراين را در تفسير منهج الصادقين بر اساس تقسيم بندي اخير بررسي کنيم.
2- دليل لزوم توجه به قراين
در اين که توجه به قراين در فهم و تفسير قرآن نقش مهم و کليدي ايفا مي کند جاي هيچ شک و ترديدي نيست به عنوان مثال اگر مفسّري قرآن را بدون توجه به سياق يا شأن نزول آن تفسير کند بدون شک برداشتي صحيح از تفسير نخواهد داشت و چنانچه مي توان گفت بخشي از خطاها و برداشت هاي ناقصي که در تفسير قرآن رخ داده است ناشي از عدم توجه کافي مفسّر به اين قاعده مهم تفسيري است.

3- سياق
سياق در کتب لغت به معاني مختلفي از جمله روش، طريقه، مهر، کابين و تتابع406 به کار رفته است. سياق در اصل از ريشه (س و ق) و به معناي راندن و به حرکت در آوردن و سوق دادن چهار پايان است407
در زبان عربي به کسي که در عقب کاروان است و کاروان را به جلو مي راند سائق گفته مي شود. در عربي امروز به راننده اتومبيل سائق مي گويند. به بازار نيز از آن جهت سوق گفته مي شود که اجناس مورد نياز مردم از هر طرف به آن جا سوق داده مي شود.408

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد علوم قرآن، امر به معروف، زبان قرآن Next Entries پایان نامه درمورد علوم قرآن