پایان نامه درمورد قرائات سبعه، نزول قرآن، علوم قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

نويسد: “قرائات سبع نزد جمهور علما متواتر مى‏باشد.” 180
ولي علماء شيعه معتقد به عدم تواتر قرائات هستند181. سيد ابوالقاسم خويي;صاحب کتاب البيان ذيل همين بحث مي نويسد: “جمعي از علماي اعل سنت قائل به تواتر قرائات از پيامبر9هستند و گفته اند اين قول مشهور است و از سبکي نقل کرده اند که وي به تواتر قرائات عشر معتقد بوده و برخي آن چنان دچار افراط شده اند که پنداشته اند هر کس قائل به عدم تواتر قرائات سبع است سخنش کفر آميز است و اين نظر را به مفتي اندلس ابي سعيد فرج ابن لب نسبت داده اند.182”
ايشان در ادامه نظر شيعه را در اين باره بيان مي کنند و مي فرمايند: “و نزد شيعه معروف است که قرائات سبعه متواتر نيست بلکه اين قرائات اجتهاد خود قاري و منقول از خبر واحد هستند و اين قول را جماعتي از علماي اهل سنت نيز پذيرفته اند و بعيد نيست که همين قول بين آنها مشهور باشد و همين قول، قول صحيح است.”183
صاحب کتاب التمهيد في علوم القرآن نيز به تفصيل به اين بحث پرداخته و نظر شيعه را در اين موضوع همان نص صريح اهل بيت:مي داند که:”إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَ‏ الِاخْتِلَافَ‏ يَجِي‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاةِ”184 و اين نظر را نظر شيعه و ملاک عمل فقهاي شيعه مي داند اگر چه قرائات، طريقي به رسيدن وحي الهي مي باشد؛ اين نظريه در واقع همان نظريه اي است که شيخ طوسي;در تفسير تبيان بيان داشته است.185

5- دلايل معتقدان به تواتر قرائات سبعه
گروهي که قائل به تواتر قرائات هستند براي ادعاي خود ادله اي ذکر کرده اند که در اين جا به بيان و نقد برخي از اين ادله مي پردازيم.
5-1- اعتقاد به تواتر قرآن
يکي از ممهمترين ادله اي که قائلان به تواتر قرائات ملتزم به آن شده اند، اعتقاد به تواتر قرآن است. آنان معنقدند که اگر قرائت‌هاي هفتگانه را متواتر ندانيم، به متواتر نبودن خود قرآن حکم کرده‌ايم؛ و از آن جا که متواتر نبودن خود قرآن کريم باطل است، پس متواتر نبودن قرائت‌هاي هفتگانه نيز باطل است.
چنانکه زرقاني در مناهل العرفان به نقل از قاضي ابوسعيد مفتي اندلس مي نويسد: “من زعم أن القراءات السبع لا يلزم فيها التواتر فقوله كفر، لأنه يؤدى إلى عدم تواتر القرآن جملة186 يعني هركس گمان كند قرائات هفتگانه با تواتر ملازم نيست كفر گفته است، زيرا سخن وى به عدم تواتر همه قرآن مى‏انجامد.”
نقد
اين سخن قائلان درست نيست چرا که هيچ تلازمي ميان تواتر قرائات و تواتر قرآن نيست و مسأله قرائات با متن (نصّ) قرآن دو حقيقت مجزا هستند متن قرآن در طول قرون مختلف به صورت متواتر نقل شده و تا به امروز به دست ما رسيده است. اما قرائت يا چگونگي خواندن اين متن قرآني، حقيقتي جدا از متن قرآني است. و تواتر قرآن مستلزم تواتر قرائات نيست. چنان که زرکشي در البرهان در اين باره مي نويسد: “اعلم أن القرآن و القراءات‏ حقيقتان متغايرتان فالقرآن: هو الوحى المنزل على محمد9اللبيان و الاعجاز. و القراءات: هى اختلاف ألفاظ الوحى المذكور، فى كتبة الحروف او كيفيتها187 … يعني بدان که قرآن و قرائات دو حقيقت متغاير هستند. قرآن وحي نازل شده بر حضرت محمد9براي بيان و اعجاز است و قرائات اختلاف الفاظ وحي مذکور در کتابت حروف يا کيفيت آن هاست.”.
صاحب البيان نيز در نقد اين دليل دو مورد ذکر مي کنند که اولا ميان تواتر خود قرآن و تواتر قرائات هيچ ملازمه يا پيوندي وجود ندارد. زيرا وجود اختلاف در قرائت يک کلمه منافاتي با وجود اتفاق بر اصل آن کلمه ندارد. به عنوان مثال، با وجود اختلاف در اقوال مورخان در بيان چگونگي رخداد هجرت پيامبر اکرم9، هيچ يک از اين مورخان در تواتر رخداد هجرت شکي نکرده‌اند و همگي بر اين باورند که هجرت پيامبر9رخ داده است. اما اقوال مورخان در جزئيات و خصوصيات آن تا حدودي با يکديگر متفاوت است. بنابراين اختلاف بر سر چگونگي خواندن قرآن کريم، خدشه‌اي بر تواتر متن (نصّ) قرآن وارد نخواهد کرد.
ثانياً متن قرآن کريم از رهگذر تواتر موجود بين مردم به ما رسيده است و مسلمانان در طول تاريخ اسلام، قرآن را از طريق نگارش، به خاطر سپردن و بيان کردن حفظ نموده و به صورت متواتر نسل به نسل انتقال داده‌اند. اما از قاريان قرآن، تنها خصوصيات قرائت قرآن به ما رسيده است و قاريان قرآن در نقل خودِ قرآن کوچک‌ترين اثري نداشته‌اند. از اين رو بايد گفت حتي در صورت نبود قاريان هفتگانه يا دهگانه يا چهارده‌گانه باز هم تواتر خود قرآن حفظ مي‌شد و نبود اين قرائات، هيچ تأثيري در صحت تواتر قرآن کريم نداشت188.
آيت الله خوئي;در جمع‌بندي اين بحث معتقدند هيچ يک از قرائت‌هاي هفتگانه از پيامبر9و نيز از طبقه خود قاريان، به طور متواتر نقل نگرديده‌اند و اگر فرض کنيم که قرائات هفتگانه از خود قاريان به صورت متواتر نقل شده و به ما رسيده است، قطعاً از پيامبر اکرم9متواتر نقل نشده است.189
به علاوه حصر قرائات به قرائات سبع و پذيرش اين قرائات به صورت مدون از رخدادهاي تاريخ قرائت است، آن هم در قرن سوم هجري است و قبل از آن راجع به قرائات و قراء سبعه هيچ اثر و نشاني وجود ندارد. در حالي که در تعريف قرآن هماطور که بيان شد خود کلمات و معاني که بر پيامبر9وحي شده – که بنا بر اتفاق متواتر است- مدنظر است نه شيوه اداي آن ها.
5-2- اهتمام صحابه و تابعان به قرآن
اهميت ويژه‌اي که اصحاب پيامبر9و مسلمانان قرون اول و دوم هجري، نسبت به قرآن کريم قائل بودند، دليل ديگري است که قائلان به اين ديدگاه، براي اثبات مدعاي خود ذکر کرده اند.
نقد
در پاسخ به اين دليل بايد بگوييم که اهتمام صحابه و تابعين بر قرآن، تواتر اصل قرآن را ثابت مى‏نمايد، نه تواتر کيفيت قرائت آن را. چرا كه- همانطور که قبلاً گفتيم- تلازمى بين تواتر قرآن و تمامى قرائات نيست.
آيت الله خويي;در پاسخ به اين دليل مي نويسد: “اهميت دادن مسلمانان به قرآن کريم و اهتمام همه جانبه به آن، سبب تواتر خود متن قرآن کريم خواهد شد، نه تواتر چگونگي تلفظ و قرائت آن؛ به ويژه آنکه قرائت برخي از قاريان، مبتني بر اجتهاد (اظهار نظر شخصي) يا سماع از يک نفر بوده است. به فرض پذيرش اين دليل بايد همه قرائات متواتر باشند چون دليلي بر اختصاص تواتر بر قرائات هفتگانه يا دهگانه وجود ندارد. و براي خواننده روشن است که انحصار قرائات در قرائات سبعه مربوط به قرن سوم هجري است و قبل از آن هيچ اثري از آن ها نبوده است.”190
5-3- ادعاي اجماع
دليل ديگري که قائلان به تواتر قرائات در پديرش اين ادعا بيان مي کنند اين است که متواتر بودن قرائات هفتگانه مورد اجماع (تمام دانشمندان علوم قرآني در تمام قرون) بوده است.
نقد
در پاسخ به اين دليل بايد گفت که چنين اجماعي گزارش نشده است و وجود ندارد زيرا تعداد زيادى از علماء، حتى از علماى اهل سنت قائل به عدم تواتر قراآت هستند. مانند فخر رازى در التفسير الكبير 191 و ابن جزرى در النشر192 و زركشى در البرهان‏ 193 و … به عدم تواتر قراآت سبعه، اعتقاد دارند.
از علماى شيعه نيز كسانى مانند شيخ طوسى;در تبيان‏194، علّامه محمد جواد بلاغى‏ 195، آية اللّه خوئى;196 و … قائل به عدم تواتر قراآت هستند.
به فرض اينکه همه علماي اهل سنت قائل به تواتر قرائات سبع باشند اين ادعا قابل پذيرش نيست چرا که مفهوم اجماع در صورتي محقق مي‌شود که پيروان نظريه‌هاي مقابل، مخالف آن نباشند. به ديگر سخن تمام عالمان يک عصر بر يک نظري خاص اتفاق نظر داشته باشند. اما در مسأله قرائات هفتگانه، حتي پيروان هر يک از اين قرائات به تخطئه و خرده‌گيري بر قاري ديگر پرداخته و به نوعي با يکديگر مخالف بوده‌اند. بنابراين تصور چنين اجماعي امکان ندارد و ادعايي بيش نيست.197

5-4- حديث سبعه احرف
يکي ديگر از ادله قابل طرح موافقان تواتر قرائات سبعه حديث “نزل القرآن على سبعة احرف” است؛ اين حديث در بسياري از منابع اهل سنت و برخي منابع شيعي آمده است. موافقان تواتر قرائات به اين حديث استناد کرده اند و در معنا و تفيسر “سبعه احرف” گفته اند: مراد از هفت حرف همان هفت قرائت متواتر است. به عبارت مقصود از نزول قرآن بر هفت حرف، نزول قرآن بر هفت قرائت است و قرآن با هفت قرائت بر پيامبر9نازل شده است. از جمله اين افراد مي توان به ابن جزري اشاره کرد که در طبقات القراء مراد از حرف را قرائت مي داند و مي نويسد: “اهل شام به حرف ابن عامر قرائت مي کردند.198” 199
نقد
اين استدلال مدعيان نادرست است; زيرا اولاً: رواياتى داريم كه تأكيد مى كند نزول قرآن بر هفت قرائت حرف نادرستى است و قرآن بر يك قرائت نازل شده است. روايتي از امام باقر7در اين باره وجود دارد که استدلال را رد مي کند: “الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ7قَالَ: إِنَ‏ الْقُرْآنَ‏ وَاحِدٌ نَزَلَ‏ مِنْ‏ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَ‏ الِاخْتِلَافَ‏ يَجِي‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاةِ.200;……امام باقر7فرمودند: قرآن يكى است و از سوى خداى واحد نازل شده است؛ اما اختلاف هايى كه در قرائت ها وجود دارد، از طرف راويان اين قرائت هاست.” روايت ديگرى نيز در اين باره از امام صادق7وجود دارد: ” عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ7إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ عَلَى سَبْعَةِ أَحْرُفٍ فَقَالَ كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ‏ وَ لَكِنَّهُ‏ نَزَلَ‏ عَلَى‏ حَرْفٍ‏ وَاحِدٍ مِنْ‏ عِنْدِ الْوَاحِدِ201 ….. به حضرت9عرض کردم، مردم مى گويند: قرآن بر هفت حرف نازل شده است.حضرت7فرمود: اين سخن دشمنان خداست كه دروغ مى گويند، و ليكن قرآن بر يك حرف از سوى خداوند واحد نازل شده است.”
صاحب التمهيد في علوم القرآن نيز ذيل اين بحث احاديث زيادي در معنا و تفسير اين حديث ذکر کرده است که برخي از آن ها صريحا رد دلالت احرف سبعه بر قرائات سبع است.202
ثانياً بسياري از علماي عامه سبعه احرف را به معناي ديگري حمل مي کنند به عنوان مثال قرطبي در تفسيرش در اين باره فصلي مي گشايد و مي نويسد: “بسياري از دانشمندان گفته اند: قرائت هاي سبعه که به قراء منصوب است غير از احرف سبعه اي است که صحابه قرائت مي کردند. قرائت هاي هفتگانه مربوط به يک لهجه از احرف سبعه است يعني همان لهجه اي که عثمان مصحف خود را بر اساس آن جمع آوري کرد.”203
به علاوه، دانشمندان تفسيرهاى مختلف ديگري204 نيز ، براى اين روايت ذكر كرده اند و اين گونه نيست كه اين توجيه و تفسيرى كه مدعيان مطرح مى كنند، بر آن تفسيرها ترجيح داشته باشد؛ بنابراين، يك روايت مبهم و متشابهى خواهد بود كه مقصود اصلى آن روشن نيست.
ثالثا: زماني که پيامبر9اين حديث را بيان فرموده اند هنوز قراء سبعه به دنيا نيامده بودند و نخستين کسي که قرائت قراء سبعه را معتبر شمرده و آن ها را جمع آوري کرده است ابن مجاهد است که در اوايل قرن چهارم مي زيست.
با توجه به مطالب فوق مشخص مي شود که حديث احرف سبعه با فرض ثبوت صحت سند آن، نيز هيچ دلالتي بر قرائات سبعه و قراء آن ندارد و هيچ گونه التزامي ميان اين دو برقرار نيست و سخن کساني که اين حديث را دليل بر تواتر قرائات سبع مي دانند نيز نادرست است.
در نتيجه مي توان گفت که هيچ يک از قرائات سبعه متواتر نيست و حداكثر چيزى كه مى توان در مورد تواتر اين قرائات پذيرفت، اين است كه آن ها از زمان تلاوت قاريان هفت گانه تا زمانى كه به دست ما رسيده است، تواتر دارند؛ اما بر تواتر اين قرائت ها پيش از آن زمان، تا زمان پيامبر9دليلى وجود ندارد.
حال جاى اين پرسش هست كه اگر هيچ يك از قرائات سبعه، متواتر نيستند، كدام قرائت از اعتبار بيشترى برخوردار است؟ و قرائت صحيح محسوب مي شود؟

6- معيار هاي تشخيص قرائت صحيح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد علوم قرآن، قرائات سبعه، فعل مضارع Next Entries پایان نامه درمورد قرائات سبعه، قرائت مردم، علوم قرآن