پایان نامه درمورد قرائات سبعه، قرائت مردم، علوم قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

دانشمندان علوم قرآني و بزرگان فن قرائت قرآن براي تشخيص قرائت صحيح و جدا نمودن آن از قرائت غير صحيح ضوابط و شرايطي را مشخص کرده اند. ايشان سه شرط براي قرائت صحيح ذکر کرده اند.
ابن جزري در “النشر في القراءات العشر” شرايط صحت قرائت را اين گونه بيان کرده است:
“كل قراءة وافقت العربية و لو بوجه و وافقت أحد المصاحف العثمانية و لو احتمالا و صح سندها فهي القراءة الصحيحة التى لا يجوز ردها و لا يحل إنكارها بل هى من الأحرف السبعة التى نزل بها القرآن و وجب على الناس قبولها، سواء كانت عن الأئمة السبعة أم عن العشرة أم عن غيرهم من الأئمة المقبولين.205” يعني هر قرائتي که موافق قواعد عربي و موافق يکي از مصاحف عثماني هر چند به صورت احتمالي باشد و سند آن صحيح باشد، پس آن قرائت صحيح است و رد کردن و انکار آن جايز و حلال نيست. بلکه آن از احرف سبعه اي است که قرآن براساس آن ها نازل شده است و قبول آن بر همه مردم واجب است، خواه اين قرائت از ائمه سبعه، يا عشره و يا غير آن باشد.
سيوطي نيز اين نظر ابن جزري را تاييد مي کند و در الاتقان مي نويسد: “و أحسن من تكلم في هذا النوع إمام القرّاء في زمانه شيخ شيوخنا أبو الخير ابن الجزري، قال في أوّل كتابه “النشر””206 يعني بهترين کلامي که در اين نوع وجود دارد همان چيزي است که استاد ما ابن جزري در اول کتابش “النشر” گفته است.
احمد البيلى‏ در کتاب” الاختلاف بين القراءات” نيز همين شرايط را ذکر کرده است “الأركان القرائه القرآنيه ثلاثة، و هي 1- أن تكون موافقة للغة العربية 2- و صحيحة الاسناد 3- و موافقة في الرسم لأحد المصاحف العثمانية. “207 يعني ويژگي هاي قرائت صحيح سه مورد است و آنها عبارتند از: 1- قرائت موافق لغه عربي باشد 2- سند قرائت صحيح باشد 3- موافق با رسم الخط يکي از مصاحف عثماني باشد.
صاحب کتاب “التمهيد في علوم القرآن” اين سه شرط را براي قرائت صحيح ملاک نمي داند و آن را به دلايلي رد مي کند.
در رابطه با موافقت با قواعد عربي بايد گفت از آن جا که قرآن کريم با فصيح ترين لغات عرب نازل گرديده است، هرگز لغت هاي شاذ و غير معروف عرب نمي تواند معيار درستي قرائت باشد و سخن ابن جزري در اين مورد سبب پايين آوردن شان و منزلت قرآن کريم است.
در مورد شرط دوم يعني موافقت قرائت صحيح با رسم الخط هر يک از مصاحف عثماني، بايد گفت که خود اين مصاحف هفت گانه نيز داراي اختلاف بوده اند و موجب اختلاف گرديدند پس چگونه مي تواند ملاک صحت و قبولي قرائت گردند.
آيت الله معرفت;در مورد سند هم اين اشکال را وارد مي کند که اکثر سند هاي قراء تشريفاتي بوده و استادان و شيوخ قرائت فقط براي تقويت بنيه قرائت ها آن ها را ساخته اند.208
ايشان در ادامه ضابطه مورد قبول در تشخيص قرائت صحيح را اين گونه بيان مي کند:
“اما آنچه ما آن را ضابطه قبولي قرائت مي دانيم، عبارت است از: موافقت با قرائت جمهور مسلمين جدا از قرائت قراء؛ زيرا قرآن در دو مسير طي طريق نموده، نخست طريقه مردمي که مسلمانان سينه به سينه از پدران و اجداد خود، از شخص شخيص پيامبر9تلقي نموده و اخذ کرده اند و براي هميشه دست به دست داده تا به امروز براي ما رسانده اند .
اين قرائت مردمي، موافق با ثبت (نوشته) تمامي مصحف هاي موجود در تمامي قرون است و نمايان گر آن، قرائت حفص است، زيرا حفص همان قرائت جمهور را قرائت کرده و علي7نيز همان را قرائت کرده که توده عظيم مردمي از پيامبر9شنيده اند. اين مسير، مسير تواتر است و قرآن به گونه تواتر به ما رسيده است. ولي مسير قراء و قرائات مسير اجتهاد است (جز قرائت عاصم) که اجتهاد در نص قرآن روا نباشد و فاقد حجييت شرعي است .
اينک براي تشخيص قرائت صحيح و متواتر که بر دست جمهور نقل و ضبط شده، سه شرط ارائه مي نماييم :
شرط اول: توافق با ثبت مصحف هاي موجود، که در تمامي قرون بر دست تواناي مردمي ثبت و ضبط شده است. تمامي قرآن هاي خطي و چاپي، مخصوصا در گستره شرق اسلام، بدون هيچ گونه اختلافي ارائه شده و مي شود .
شرط دوم: توافق با فصيح ترين و معروف ترين اصول و قواعد لغت عرب، زيرا قرآن با فصيح ترين لغت نازل شده و هرگز جنبه هاي شذوذ لغوي در آن يافت نمي شود. شرط سوم : توافق با اصول ثابت شريعت و احکام قطعي عقلي، که قرآن پيوسته پايه گذار شريعت و روشن گر انديشه هاي صحيح عقلي است و نمي شود که با آن مخالف باشد.209″
در نتيجه قرائتي، قرائت صحيح خواهد بود که با قرآن مکتوب تطابق داشته باشد، قرائت توده مردم مسلمان که سينه به سينه نقل شده است باشد، مورد اتفاق همه يا اکثريت قراء باشد، در صورت تساوي دو يا چند قرائت با شرايط ياد شده ترجيح با قرائتي است که با قواعد زبان عربي سازگارتر باشد، قرائتي که دليل قطعي بر پيروي از آن داشته باشيم، فصيح تر و استوار تر است.
7- معتبر بودن قرائت حفص از عاصم
باتوجه به مطالب فوق مشخص مي شود، قرائت حفص صحيح ترين قرائتي است که به ما رسيده است زيرا قرائتى را كه عاصم به حفص آموخت، همان قرائتى است كه از ابو عبد الرحمن سلمى آموخته و ابو عبد الرحمن نيز از على7فرا گرفته است. حفص، براى هميشه در بين قاريان مقامى والا دارد؛ زيرا قرائت او قرائت متداول و متعارف بين مسلمانان است. قرائت عامه، بر مبناى قرائت اوست. حفص در امر قرائت فردى مورد اعتماد و شخصيتى مقبول است و تشيّعِ خود را از عاصم گرفته است. شيخ طوسى; او را از اصحاب امام صادق7معرفى كرده است. طبق رأى بزرگان حفص از نظر حفظ از ابو بكر بن عياش بالاتر بوده است.210
يکي از دانشمندان معاصر درباره معتبر بودن قرائت حفص از عاصم مي نويسد: “در موارد اختلاف قرائت، قرائت صحيح تنها همين قرائت کنوني است که مطابق با اعراب و حروف فعلي قرآن کريم است و قرائت و تفسير آيات فقط بر طبق اين قرائت جايز است و بر طبق ساير قرائتها هرچند از قرائت هاي هفتگانه باشد، روا نيست.211”
ابن منادى درباره حفص مى‏گويد: “حفص چندين بار قرائت خود را بر عاصم عرضه كرد و او از نظر حفظ از ابو بكر بن عياش بالاتر بود.”212
8-روش ملا فتح الله از حيث توجه به قرائت صحيح
همانطور که قبلاً نيز اشاره شد توجه به قرائت صحيح از آن جا که مبناي فهم و برداشت درست مفسّر از قرآن است، رعايت آن توسط مفسّر ضروري به نظر مي رسد.
حال که به اهميت توجه به قرائت صحيح در تفسير پي برديم، سراغ تفسير گرانسنگ منهج الصادقين مي رويم تا شيوه عملکرد اين مفسّر را در برخورد با انواع قرائات بررسي کنيم.
در اکثر تفاسير کم و بيش بحث از قرائت وجود دارد، برخي از مفسّران اهتمام زيادي نسبت به امر قرائت داشته اند و برخي ديگر نيز اشاره مختصري به موضوع قرائت داشته و به طور مفصل وارد اين مقوله نشده اند. ملا فتح الله کاشاني جزء مفسّران گروه دوم است. وي به جز موارد اندکي بحث از قرائات را در تفسير خود وارد نکرده است و علت آن را نيز بي فايده بودن اين بحث براي خوانندگان مي داند. در اين تفسير نيز در مواردي که کلماتي از قرآن مختلف قرائت شده اند برخي از قرائت ها چه در معنا موثر باشند و چه موثر نباشند بيان مي شود. ملا فتح الله کاشاني درباره روش خويش در مورد قرائت در مقدمه تفسيرش مي نويسد:
“بناء على هذا بخاطر فاتر اين فقير ضعيف ….رسيد كه مطالعه تفاسير عربيه و فارسيه و كتب تواريخ و احاديث و غير آن از كتب كلاميه و اصول و فروع فقهيه كرده تفسيرى از آن انتخاب نمايد كه مبتنى باشد بر حل معانى قرآن بر طبق قرائت سبعه كه مسلم الثبوت و مجمع عليه جميع موافق و مخالف است و متعرض قرائت ديگر نمي شود به جهت تطرق اختلاف در آن.213”
ملا فتح الله کاشاني در اين جا قرائات سبعه را مورد قبول تمام علماي اهل سنت و شيعه مي داند در حالي که ما با برخي از علماء قرائت هاي سبعه را قبول ندارند و آن ها را حجت نمي دانند.214
وي در جايي ديگر از مقدمه تفسيرش بيان قرائت عشره و شاذه و ساير متفرعات و ايراد دلايل هر يك از قراء بر آن را به دليل اين که سبب ملال خوانندگان فارسي زبان مي شود بي فايده مي داند.215 وي بحث قرائت و غور در آن را مناسب حال فارسي زبانان نمي داند، چون مفسّر در پي تاليف تفسيري عامه پسند بوده است. ملا فتح الله فقط گاهي برخي ديگر از قرائت ها را متذکر مي شود.
نکته اي که در اين جا قابل ذکر است اين است که مفسّر خود در مقدمه تفسيرش در فصل اول به ذكر اسامى بعضى از قراء قرآن و صحت اسناد ايشان مي پردازد ولي در متن تفسير خيلي کم بحث از قرائت را ذکر مي کند.
ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين ترجمه آيات را براساس قرائت شعبه از عاصم 216ذکر کرده است وي در ادامه به ديگر قرائت ها به خصوص قرائت حفص متذکّر شده است. مرحوم ميرزا ابوالحسن شعراني در مقدمه اي که بر تفسير منهج الصادقين نوشته است در مورد روش ملا فتح الله کاشاني در مورد قرائت مي نويسد: “ابتدا ترجمه آيات قرآن را موافق قرائت ابوبکر از عاصم آورده است و گاهي به قرائت حفص از عاصم، و آن بسيار نادر است.217”
نکته اي که ذکر آن دراين جا ضروري به نظر مي رسد، تفاوت قرائت عاصم با ابوبکر است؛ “ابوبكر شعبه بن عياش، علاوه بر آنچه از استادش- عاصم- آموخته بود، اتفاق قرائات حجاز بصره و شام را نيز مدّ نظر داشت و بناى قرائت خود را بر موارد اتفاق قراءات مزبور نهاده بود. ديدگاه هاى لغوى و نحوى در روايت ابوبكر، همواره حضور خود را نشان مى‏دهند. گاه به صورت تغيير صيغه باب افعال و در بسيارى موارد به صورت تغيير صيغه فعل از خطاب به غيبت، از غيبت به متكلم، از معلوم به مجهول. بررسى كلى حاكى از اين است كه اختلاف روايت حفص و شعبه از عاصم به 520 مورد مى‏رسد. اين در حالى است كه حفص مى‏گويد: “قرائت عاصم همان قرائت على7است كه آن را بدون كم و كاست اقراء مى‏كند.” به عبارت ديگر، حفص بر خلاف ابى بكر كه داعيه اختيار در قرائت داشت، اصرار داشته است كه قرائت عاصم را بدون هيچ دستبردى اقراء كند.218″
با مقايسه قرائت ابوبکر و حفص به اين نتيجه مي رسيم که روايت حفص به سبب اين که به تصريح حفص بدون کم و کاست همان قرائت امام علي7است بهتر و صحيح تر از قرائت ابوبکر است که وي از اجتهادات خود نيز در قرائت استفاده کرده است.
ملا فتح الله کاشاني نيز در مقدمه تفسيرش روايت حفص را از روايت ابوبکر بهتر معرفي مي کند: “و او را دو راوى مشهور است يكى شعبة بن سالم اسدى كوفي است كه مولا بنى اسد است و مكنى است به ابى بكر وفات او در كوفه بوده در سال صد و نود و چهار، دوم حفص بن مغيره اسدى بزاز كوفي است و كنية او ابو عمرو است و او رجحان دارد بر ابو بكر در اتفاق قرائت و ضبط آن وفاتش هم در كوفه بوده است در سال صد و هشتاد.219”
صاحب تفسير منهج الصادقين به اين که چرا و به چه دليلي روايت “شُعبه” را انتخاب نموده است، هيچ اشاره‏اي نکرده و مرجّحي براي کار خود ارائه ننموده است. گمان مي رود تا زمان وي، روايتِ “شُعبه”، هنوز طرفداراني داشته است. به عنوان مثال ابوحيان اندلسي (654 – 753 ق) در مقدمه تفسير “البحر المحيط” سند قرائت خويش را به “شُعبه” مي رساند و بيان مي کند که آن قرائتي است که اهل عراق با آن بزرگ مي شوند220
با توجه به اين مطالب مشخص مي شود که در قرن هفتم و هشتم، روايت “شُعبه” در عراق رايج بوده است. و ملا فتح الله کاشاني تحت تاثير همين عوامل، تفسير خويش را مطابق با روايت “شُعبه” نگاشته باشد.
در ادامه به ذکر چند نمونه از مواردي که اختلاف قرائت در آن ها وجود دارد مي پردازيم و نظر ملا فتح الله کاشاني را در اين موارد بيان مي کنيم و در پايان به بررسي و نقد روش ملا فتح الله کاشاني در مورد رعايت قاعده توجه به قرائت صحيح مي پردازيم.
به عنوان نمونه آيه (فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظاً)221 “پس خدا بهترين نگهبان است.” دوگونه قرائت شده است؛ قاريان کوفه غير از شعبه با الف خوانده‌اند(فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظاً) “پس خدا بهترين نگهبان است”، شُعبه و قاريان ديگر بدون الف قرائت کرده‌اند “فالله خير حِفْظاً”222
ترجمه اي که در تفسير منهج

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد قرائات سبعه، نزول قرآن، علوم قرآن Next Entries پایان نامه درمورد کاشاني، صيغه، الصادقين