پایان نامه درمورد فلسفه اخلاق، توسعه دانش، محل سکونت

دانلود پایان نامه ارشد

چون روابط، احساسات و رضايتمندي اجتماعي مربوط مي شود. نمونه هايي از تعريف ارائه شده از بهزيستي در جدول زير آورده شده است.
منبع
تعريف
Naess (1999)
تجربه يا ادراک فرد، از اينکه چقدر خوب زندگي مي کند که به عنوان معياري از کيفيت زندگي در نظر گرفته مي شود.
Diener and Suh (1997)
پژوهش بهزيستي ذهني، با تجربه ذهني افراد از زندگيشان سروکار دارد.

Diener and Suh (1997)

بهزيستي ذهني از سه جزء مرتبط تشکيل شده است: رضايت از زندگي، احساسات مطبوع، احساسات نامطبوع، احساسات به هيجانات و حالت هاي مطبوع و نامطبوع اشاره دارد، در حاليکه رضايت از زندگي به يک احساس شناختي درمورد رضايت از زندگي اشاره دارد.
Andrews and Withey (1976);
Campbell et al (1976)
بهزيستي درجه اي از تناسب بين ادراکات افراد از موقعيت عيني آنها و نيازها، آرمان ها يا ارزشهايشان مي باشد.
جدول شماره 4-2- خلاصه اي از تعاريف ارائه شده از بهزيستي در منابع مختلف
ماخذ: Scottish Executive Social Research,2005
انگاشت بهزيستي ذهني که بيشتر به صورت رضايت از زندگي تعريف شده است، مي تواند هم تک بعدي و هم چند بعدي باشد. بهزيستي ذهني مي تواند به دو صورت رضايت از زندگي به طور عام(تک بعدي) و رضايت از عرصه هاي مختلف زندگي(چند بعدي) تعريف و سنجش شود (Scottish Executive Social Research,2005 ,p:30).
2-7-3-2- انگاشت خوشنودي17
سال هاي زيادي از خوشنودي به عنوان واژه اي براي کيفيت زندگي استفاده مي شده است. انگاشت خوشنودي در فلسفه اجتماعي به معناي شرايط خوب زندگي ( خوشنودي به عنوان جامعه اي خوب) ، در فلسفه اخلاقي به معناي عملکرد خوب ( خوشنودي به عنوان فضيلت) و در علوم اجتماعي به معناي سوم (لذت ذهني از زندگي) به کار رفته است. لذت ذهني از زندگي ماهيتي تک بعدي ندارد، به اين معنا که يک نفر مي تواند در عين حال که از هيجانات خود لذت مي برد، در همان زمان از تنش هاي خود رنج ببرد. اگرچه بيشتر مردم از زندگي خود لذت مي برند، همه افراد به طور برابر خوشنود نيستند، تفاوت هاي قابل توجهي در متوسط خوشنودي در ميان کشورها و همچنين تفاوت هايي بين ميزان خوشنودي شهروندان در داخل کشورها وجود دارد.
خوشنودي مفهومي است که يک فرد توسط آن کيفيت کلي فعلي زندگي خود را ارزشگذاري مي کند. تعريف انگاشت خوشنودي به دليل آنکه بسيار شخصي مي باشد، دشوار است. اين انگاشت به ارزشها، گرايشات، شخصيت فردي و عوامل ديگر بستگي دارد(Veenhoven,2001,p:3-4). بر اساس نظر ديويد ميرز(1997) خوشنودي احساس معني دار و لذت بخش زندگي براي يک دوره طولاني است. خوشنودي شاخصي مهم در تخصيص رضايتمندي زندگي مردم است. پس به طور خلاصه مي توان اينگونه بيان نمود که:
خوشنودي عاملي ذهني است که تابع نظر شخصي است و وابسته به موارد زير مي باشد:
* فلسفه پرمعناي زندگي و تعادل ذهني
* وضعيت مالي شخص
* درک جايگاه فرد در جامعه
خوشنودي ذهني مستلزم دو چيز مي باشد: نخست آنکه شرايط حداقل براي پيشرفت انسان در ظاهر وجود داشته باشد، دوم اينکه تناسب کافي بين فرصت ها و ظرفيت ها وجود داشته باشد (Bardo,2010,p:3).

3-7-3-2- انگاشت رضايت از زندگي
در متون زيادي کيفيت زندگي اينگونه تعريف شده است:” رضايت از زندگي يا رضايت از نيازها”. انگاشتي که در عمل هم به صورت تک بعدي(رضايت از زندگي درکل) و هم به صورت چند بعدي (رضايت از عرصه هاي خاصي از زندگي) به کار مي رود.
مطالعات اوليه مربوط به رضايتمندي، بيشتر بر اساس ديدگاههاي تک بعدي دنبال شده است. براي مثال برخي از محققان مراحل درک ميزان رضايتمندي افراد را با ديدگاه ادراکي توصيف کرده اند. به اين صورت که شخص با توجه به مجموعه اي از نيازها و آرزوهايي که دارد، شرايط فعلي سکونتي خود را ارزيابي مي کند (Michelson,1996,p:355-360). چنانچه شرايط فعلي در سازش نزديک با همان چيزي باشد که فرد براي نيازها و آرمان هايش تعريف کرده است، رضايتمندي حاصل مي گردد، در غير اين صورت دو حالت امکان پذير است. حالت اول مربوط به افراد معتقد به تقدير و سرنوشت است، اين افراد با تطبيق دادن ناسازگاري از طريق تجديد نظر کردن در نيازها و کاستن آرمانها و يا از طريق تغيير ايجاد کردن در ارزيابي شرايط فعلي، رضايتمندي را ايجاد مي کنند.
حالت دوم مربوط به افرادي است که به هيچ طريقي نمي توانند خود را با شرايط فعلي سکونت – که موجب ايجاد نارضايتي شده است- وفق دهند. اين افراد در اکثر موارد، به دنبال کاهش نارضايتي خود، هم از طريق تجديد نظر در نيازها و هم توسط تغيير شرايط در واحد مسکوني از طريق تعمير و يا نقل مکان به شرايط مسکوني با سازگاري بيشتر هستند (رفيعيان،54،1387).
8-3-2- رويکردهاي کيفيت زندگي
به طور کلي در مطالعاتي که در کشورهاي مختلف انجام شده است، سه رويکرد مجزا به کيفيت زندگي بدست آمده است:
1. رويکرد اسکانديناوي کيفيت زندگي: اين رويکرد، رويکردي است که در اکثر کشورهاي اروپايي بويژه کشورهاي اسکانديناوي طرفدار دارد و جان درينوسکي18 و ريچارد تيتموس19 آنرا ابداع کردند. در اين رويکرد بر شرايط عيني زندگي و معرف هاي مرتبط به آن تاکيد شده است و کيفيت زندگي افراد در گرو نيازهاي اوليه زندگي است.
2. رويکرد آمريکايي: در بيشتر تحقيقاتي که در کشور آمريکا در خصوص کيفيت زندگي انجام شده است، محققان بيشتر به تجارب ذهني افراد از زندگي توجه کرده و بر معرف هاي ذهني تاکيد دارند. از اثرگذاران بر اين رويکرد مي توان به روانشناس اجتماعي توماس20 اشاره کرد. در اين رويکرد از رضايتمندي و خوشبختي به عنوان معرف هاي اصلي سنجش ياد مي شود (غياثوند، 1388، 25-24).
3. رويکرد آلماني: امروزه اجماع کلي بر اين قضيه است که ميزان بهزيستي با هر دو شاخص عيني و ذهني مرتبط است. در شرايظ مشابه زندگي، افراد مي توانند ارزيابي هاي متفاوتي از محل سکونت خود داشته باشند. به طوريکه ممکن است فردي در شرايط معمولي رفاه بيشتري از قشر ممتاز را تجربه کند. در رويکرد آلماني بهزيستي فردي يا کيفيت زندگي اينگونه تعريف مي شود: “دارابودن توامان شرايط خوب زندگي از هر دو بعد عيني و ذهني” . (Zapf,1984)

.

9-3-2- بررسي انگاشت کيفيت زندگي در برنامه ريزي شهري
کيفيت زندگي، يک انگاشت سياسي قوي است که اغلب به منظور توصيف رضايت مندي شهروندان از وضعيت سکونتشان به کار مي رود. از جمله خصوصيات اجتماع که کيفيت زندگي مثبت و يا منفي را توصيف مي کند ، ترافيک، جرم، فرصت هاي اشتغال و پارک ها هستند. از اين رو اين انگاشت نزديک به مرکز برنامه ريزي قرار مي گيرد. بنابراين يکي از اهداف و نگراني هاي عمده تصميم گيرندگان و برنامه ريزان شهري، ارتقاي کيفيت زندگي ساکنين نواحي شهري مي باشد (Myers,2007). برداشت جامع از کيفيت زندگي اجتماع، فرصت مهمي براي برنامه ريزي در نظر گرفته مي شود. تمايل عمومي به موضوع، هم به عنوان يک چيز غريب و هم به عنوان هدف بسياري از گروه هاي علاقمند، مي تواند پايه اي براي تبادل همرايي در اهداف برنامه ريزي فراهم نمايد. بنابراين در اين بخش به بررسي اين انگاشت در برنامه ريزي شهري پرداخته مي شود.

1-9-3-2- تعريف کيفيت زندگي در چارچوب تفکر و عمل برنامه ريزي
در چارچوب تفکر و عمل برنامه ريزي، کيفيت زندگي بيانگر ميزان رفاه مورد نظر انسانها است و کليد درک مفهوم آن شناخت انتظارات يک فرد از زندگي و کيفيت آن مي باشد. کيفيت زندگي معرف تفاوت ها و فاصله ي بين آرزوها، اميدها و توقعات يک فرد و تجربيات او از اين مقولات مي باشد و ميزان بهره گيري يا لذت بردن يک فرد از مهمترين امکانات مهيا شده براي زندگي در جامعه را مشخص مي کند.
در تفکر و عمل برنامه ريزي با استفاده از انگاشت کيفيت زندگي نيازهاي مختلف افراد جامعه در عرصه هاي مختلف مشخص مي شود و امکانات مورد نياز براي افزايش ميزان رضايتمندي شهروندان فراهم مي گردد. اين امکانات از تقابل عوامل فردي و محيطي به وجود آمده و فرصت ها و محدوديت هاي هر فرد را در زندگي شخصي مشخص مي کنند و باعث ايجاد حس دوست داشتن و لذت بردن از زندگي در افراد جامعه مي شود.

2-9-3-2- تاثير مفهوم کيفيت زندگي بر برنامه ريزي
يكي از مفاهيمي كه تأثير به سزايي در فرايند تحول ديدگاهها و روشهاي برنامه ريزي داشته، مفهوم كيفيت زندگي شهري بوده است كه تحت تأثير اين مفهوم، مباحث اجتماعي و كيفي رواج بيشتري در ادبيات برنامه ريزي شهري يافته است.
در واقع تا حدود دهه 1960، عموما مفهوم عام توسعه در معناي اقتصادي آن به کار مي رفت و به همين دليل بر شاخص هاي کمي مثل افزايش توليد ملي و درآمد و رشد جمعيت شهرنشين استوار بود. اما از دهه 1960 به بعد تغييرات اساسي در نحوه نگرش به مفهوم توسعه و شاخص هاي آن به ظهور رسيد که به نوبه خود اهداف و روشهاي برنامه ريزي را به شدت تحت تاثير قرار داده است. از جمله مهمترين جريانهاي فکري و اجتماعي که در اين زمينه رخ مي دهد رواج مفاهيم کيفيت زندگي، رفاه اجتماعي و عدالت اجتماعي و مانند اينها اشاره کرد. در واقع يکي از رويکردهاي نوين در زمينه اصلاح و گسترش مفهوم توسعه، طرح مفهوم کيفيت زندگي و دخالت دادن شاخص هاي اجتماعي و کيفي در اهداف توسعه و عمران شهري و منطقه اي است. به کارگيري اين مفهوم در واقع کنشي است عليه توسعه يک بعدي اقتصادي در سطح ملي و توسعه صرفا کالبدي در مقياس شهري و تلاشي است در جهت دستيابي به معيارهاي جامع تر و چندبعدي در عرصه برنامه ريزي.
بنابراين در سالهاي اخير، تحت تأثير نگرشها و تحولات جديد، مفاهيم كيفيت زندگي شهري، رفاه عمومي، عدالت اجتماعي و …، هم از جهت نظري و هم از جهت عملي غناي بيشتري پيدا كرده و مباحث و موضوعات جديدي را در عرصه برنامه ريزي شهري و منطقه اي مطرح ساخته است . از جمله ميتوان به محورهاي زير اشاره كرد(مهديزاده، جواد، ????).
* توسعه دانش و فنون طراحي شهري
* برنامه ريزي براي اعتلاي كيفيت محيط مسكوني
* برنامه ريزي براي فضاهاي فراغتي و تفريحي
* برنامه ريزي براي فضاهاي باز و سبز
* برنامه ريزي براي توسعه فضاهاي پياده
* تأمين و هدايت مشاركت مردم در برنامه ريزي و مديريت

3-9-3-2- اهميت مطالعه کيفيت زندگي در برنامه ريزي شهري
مفهوم کيفيت زندگي در برنامه ريزي شهري حداقل مي تواند در دو مرحله از فرايند برنامه ريزي مورد استفاده قرار بگيرد. مرحله اول جايي است که برنامه ريزان مي خواهند چشم انداز صحيح و قابل اطميناني از وضعيت موجود شهر داشته باشند. درواقع در اين مرحله برنامه ريزان درپي آن هستند تا اولويت ها و مسائلي را که از اهميت بيشتري برخوردار هستند، به طور ويژه مورد توجه قرار بدهند، که بررسي ابعاد مختلف کيفيت زندگي شهري مي تواند راهنماي مناسبي براي آنها در اين مرحله باشد.
در مرحله دوم نيز بررسي اثراتي است که اين برنامه ها و پروژه ها بر روي ابعاد مختلف کيفيت زندگي شهري مي تواند داشته باشد، راهنماي مناسبي را براي برنامه ريزان و تصميم گيران بوجود مي آورد. درواقع برنامه ها و پروژه هايي مي توانند سودمندي و کارايي داشته باشد که در نهايت منجر به بالابردن کيفيت زندگي شهري شود و به خصوص برخي ابعاد آنرا که بيشتر مورد توجه برنامه ريزان شهري مي باشد، ارتقا دهد (لطفي،1388: 68).
برنامه ريزي با تکيه برتفکر ارتقاء کيفيت زندگي، افق هاي جديدي را براي برنامه ريزان و تصميم گيرندگان شهري فراهم مي کند. گستردگي انگاشت کيفيت زندگي طيف وسيعي از مشکلات مختلف شهري را تحت پوشش قرار مي دهد و با تکيه بر اهداف ارتقاء کيفيت زندگي است که مي توان به توافق و همرأيي بيشتري در برخورد با مشکلات شهري دست پيدا کرد. استفاده از انگاشت کيفيت زندگي در روند اجرايي برنامه ريزي به اهداف و ارزش هاي مورد نظر جامعه، افزون بر نتايجي که در بطن تمامي روشها و نظريات برنامه ريزي وجود دارد، دستاورد هاي منحصر به فردي چون افزايش مشارکت عمومي و نزديکي افکار مسئولين و تصميم گيرندگان از يک سو و از سوي ديگر شهروندان را نيز در پي خواهد داشت و با اهميت دادن به مواردي که به طور مستقيم با زندگي شهروندان در ارتباط است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سازمان ملل متحد، سازمان ملل، شاخص توسعه، حمل و نقل Next Entries پایان نامه درمورد مشارکت مردم، آموزش و پرورش، سازمان ملل متحد، بهداشت روان