پایان نامه درمورد فضایل اخلاقی، عدالت اجتماعی، روابط انسانی، قانون مداری

دانلود پایان نامه ارشد

عقل نظری کلیات است و دایرهی عقل عملی تصرف در جزئیات و امور جزئی است. به بیان دیگر یکی از وجوه تمایز عقل عملی از عقل نظری آن است که حوزه تصرف عقل نظری در محدوده آرا و اعتقادات و تشخیص حق از باطل است اما حوزه تصرف عقل عملی در محدودهی فعل و ترک و تشخیص زشتی و زیبایی است.168 هر گاه این قوهی نظری نفس استکمال بیابد تا حدی که عقل بالفعل حاصل شود، حکمت نظری پدید میآید و حصول عقل بالفعل به واسطه دارا شدن علم تصوری و تصدیقی است نسبت به چیزهایی که خود به خود اعمال و احوال ما نیستند و حکمت عملی حکمتی است که مقصود از آن این است که اولاً قوه‌ی نظری نفس به واسطه‌ی دارا شدن علم تصوری و تصدیقی نسبت به چیزهایی که خود به خود اعمال ما هستند استکمال یابد. سپس قوهی عملی نفس به واسطه‌ی اخلاق استکمال یابد.169 در نظر وی عقل عملی مُدرِک احکام جزئی مربوط به حکمت عملی است.
ابنسینا در کتاب تسع رسائل خود اشاره میکند که اکثر فضایل اخلاقی حد وسط بین دو رذیلت (افراط و تفریط) هستند.170 وی فضایل را همانند فیلسوفان دیگر، عفت و شجاعت و حکمت و عدالت میداند و معتقد است که عفت به دنبال غریزه شهوانی و شجاعت به دنبال خشم و حکمت به دنبال قوهی تمییزیه (عقل) و عدالت نیز به دنبال آن مجموعهای است که هنگام کمال طلبی هر یک با فضیلت آن حاصل میشود. وی قناعت و صبر، کرم، بردباری و عفو و گذشت، گشاده دستی . رازداری و راستگویی و وفا و نیک عهدی (وفای به عهد) را منسوب به قوه‌ی تمییزیه (عقل) می‌داند.171
به صورت دیگری میتوان گفت که ابن‌سینا صداقت را ذیل حکمت قرار میدهد و با توجه به اینکه وفای به عهد نوعی صداقت است بنابراین وفای به عهد ذیل حکمت قرار میگیرد.
3-3-2. رابطهی وفای به عهد و عدالت
به طور کلی واژهی «عدالت» از «عدل» گرفته شده است که به حد وسط میان افراط و تفریط و راست و مستقیم دلالت میکند و بر مبنای این اصل، بر مفاهیم دیگری نیز اطلاق گردیده است از جمله: مساوات، استقامت، حکم به حق، وفای به عهد، و نقیض جور.172عدل در مناسبات اجتماعی و روابط بین افراد یعنی حق را به صاحب آن دادن. عدالت فضیلتی است کامل که تنها زمانی مفهوم اصلی خود را پیدا میکند که در ارتباط با مردم باشد. انسان اگر تنها زندگی کند متصف به فضایلی چون شجاعت، خویشتن‌داری و غیره میشود اما هیچگاه به تنهایی متصف به عدالت نمیشود.
حکما و اندیشمندان اسلامی برای استوار ساختن بنای ارزشهای دینی و اخلاقی تلاشی پیگیر داشتهاند تا بتوانند افعال اخلاقی را از نظر دین و بر مسلک عقلگرایان، نظام و ساز و کاری منطقی ببخشند و در این راستا «عدل» را تنها مفهومی یافته‌اند که می‌تواند سنگ زیرین این بنا را تشکیل دهد و معیاری جامع برای افعال اخلاقی به شمار آید، چنانکه ظلم را به عنوان نقطه مقابل عدل معیار ضد ارزشها تشخیص داده‌اند. عدالت یک خصلت زائد است و غرض از زائد بودن عدالت بیهوده بودن آن نیست بلکه بدین معنا است که عدالت فضیلتی در کنار سایر فضایل و علاوه بر آن‌ها نیست بلکه عین مجموعه فضایلی است که در علم اخلاق از آنها سخن می رود.
3-3-2-1. رابطهی وفای به عهد و عدالت در قرآن
جست و جو در نصوص و متون دینی بیانگر آن است که عدل، نقش بنیادین و محوری در ارزشیابی افعال انسان‌ها دارد، آفریدگاه هستی عادل است و به عدالت فرمان می‌دهد، هستی بر پایه‌ی عدل استوار است، نظام روابط انسانی از درون خانواده تا عرصه اجتماع با معیار عدل سنجش و ارزش‌گذاری می‌شود، زیرا که رفتار با خویشان و بستگان، طلاق، نکاح و پرداخت نفقه و مهریه همسران باید با میزان عدل سازگار باشد چنان که رهبری دینی و سیاسی، قضاوت و داوری، شهادت و گواهی در امور اجتماعی، اگر از عنصر عدل به دور باشند فاقد ارزش‌اند و داد و ستدهای اقتصادی افراد جامعه اگر بر پایه‌ی عدل استوار نباشند نکوهیده و غیراخلاقی هستند.
اصل وفای به عهد و پیمان در سبک زندگی قرآنی نقش مهمی دارد و قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اَوفُوا بِالعُقُودِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به پیمان ها وفا کنید.»173 بنا به نظر بسیاری از مفسران «العقود» مفید عموم است و شامل همه پیمان‌های الهی و بشری، فردی و جمعی می‌شود. به بیان دیگر عقود، شامل همهی عهد و پیمان‌هایی می‌شود که درباره ارتباط انسان با خدا، انسان با انسان و انسان با خود است.174 به دلیل اهمیت بنیادین عقد و قرارداد در هندسه اجتماع، خداوند شرایع را بر پیامبران نازل کرد تا با تشریع و جعل قوانین عادلانه و دستورهایی که بستر تقرب به خدا و معنویت را در جامعه فراهم میآورد و عدالت اجتماعی را در ابعاد مختلف تحقق میبخشد، جامعه بشری به سعادت در دنیا و آخرت رهنمون شود و فضای جامعه به فضایی متمدن و متعالی و امن و به دور از استثمار و استعمار تبدیل شود. این فضا در شرایطی تحقق مییابد که وفا و التزام به عهد و پای بندی به پیمانها اعم از پیمانهای الهی و بشری، فردی و جمعی، نوشته و نانوشته، در جامعه فراگیر باشد و جریان داشته باشد و کسی به خود اجازه نقض آنها را ندهد. حال اگر کسی به لحاظ این که قدرت و قوّتی دارد یا با عذر تراشی پیمان‌شکنی کند، در حقیقت عدالت اجتماعی را نقض کرده است. عدالتی که در اسلام رکن رکین جامعه و پناهگاهی است که هر انسانی برای در امان ماندن از خطر اسارت و استثمار به آن پناه میبرد. به همین دلیل در اسلام وفای به عهدهای اجتماعی مهمتر از وفای به عهدهای فردی است چون عدالت اجتماعی منوط به وفا به پیمانهای عمومی است. بنابراین برای تحقق و حفظ عدالت اجتماعی راهی جز قانون مداری و احترام به عهد و پیمانهای عمومی متصور نیست. از این رو اسلام حتی آن هنگام که به مشرکان مکه مسلط شد و قدرتشان را از بین برد و خون آنان را مباح اعلام کرد، با این همه جمعی از مشرکان را که بین آنها و مسلمانان عهدی برقرار شده بود، استثنا کرد و فرمود کسی متعرض آن‌ها نشود: « … و بشرالذین کفروا بعذاب الیم الا الذین عاهدتم من المشرکین ثم لم ینقصوکم شیئا ولم یظاهروا علیکم احدا فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم؛ و کسانی را که کفر ورزیدهاند به عذابی دردناک نوید ده مگر آن مشرکانی که با آنان پیمان بسته اید، سپس از (پیمان) شما چیزی نکاسته و از هیچ کس بر ضد شما پشتیبانی نکردهاند، پس پیمانشان را تا پایان مدتشان تمام کنید».175
3-3-2-2. رابطهی وفای به عهد و عدالت در آموزهها و سیرهی نبوی
عدل مي‌تواند در رابطه با خدا، در رابطه با خويشتن176 يا در رابطه با ديگران يا در رابطه با طبيعت معنا شود. در باب رابطه عدل با سایر فضیلتهای اخلاقی، هم چنانکه اشاره شد فضیلت عدالت جامعیتی بر فضایل اخلاقی دیگر دارد.
در این رابطه پیامبر اکرم (ص) فرمود: «من عامل الناس فلم یظلمهم، و حدثهم فلم یکذبهم، و وعدهم فلم یخلفهم، فهو ممن کملت مروءته، و ظهرت عدالته، و وجبت اخوته، و حرمت غیبته؛ هر کس در رفتار با مردم به آنان ظلم نکند، و در گفتگو با آنان دروغ نگوید، و آن گاه که به آنان وعده میدهد، خلف وعده نکند، او کسی است که جوانمردی اش کامل و عدالتش آشکار شده است و برادری با او واجب گشته است و غیبتش حرام است». 177عدل در آن كسى موجود است كه هواى نفس در وى تأثير نمى‏كند به اينكه در قضاوت ستم كند و عدالت در مردم به اين معناست كه كسى در قول و فعل و قضاوتش مورد رضايت باشد. چنان که از حدیث بر میآید، وفای به عهد و صداقت، با عدالت در ارتباطاند و آن کس که خلف وعده کند و دروغ گوید، از عدالت به دور است. بنابراین، آنگاه که فرد «صادق» نباشد، «عدالت» هم وجود نخواهد داشت. پس عدالت با دیگر فضایل اخلاقی در ارتباط بوده و آن فضایل، از مصادیق و فروعات «عدالت» محسوب میشوند.
3-3-2-3. رابطهی وفای به عهد و عدالت از منظر فیلسوفان و علمای اخلاق
ارسطو عدالت را دربردارنده‌ی تمام فضایل میداند و معتقد است عدل ورزیدن مستلزم به کار بردن همهی فضایل است و به همین خاطر شریفترین فضایل نامیده میشود178 و عدل و ظلم را در برابر همدیگر و ضد هم میداند. ارسطو عدالت را دو جور مورد بررسی قرار میدهد. او ابتدا عدالت را در یک معنای عام قرار میدهد و معتقد است که عدالت فضیلتی است که تمام فضایل اخلاقی را در بر میگیرد.179
عدالت در معنای عام عبارت از متصف شدن به جمیع صفات کمالیه است. بنابراین ظلم که ضد آن است مستلزم اتصاف به جمیع رذایل است. بر این اساس، عدالت ملکهای است در نفس انسان که به سبب آن قادر میشود به تعدیل جمیع صفات و افعال و حد وسط نگاه داشتن و رفع مخالفت و نزاع بین قوای مخالفه انسانیه، به نحوی که اتحاد و مناسبت و یگانگی و الفت میان همه حاصل شود. عدالت به معنای خاص آن عبارت است از بازداشتن خو از ستم به مردمان و رفع ظلم دیگران به قدر امکان از ایشان و به هر کس حقش را دادن.180
فیلسوفان مسلمان و علمای اخلاق اکثراً فضایل اخلاقی از جمله وفای به عهد را تحت فضیلت عدالت میدانند. از مشهورترین علمای اخلاق که به فضایل اخلاقی به طور دقیق پرداخته است، ابن مسکویه است. وی برای نفس سه قوه قائل میشود و شمار فضایل را به حسب همین قوا در نظر میگیرد. قوهی اول قوهی ناطقه است. همان است که آن را ملکیه مینامند و دوم قوهی شهویه که آن را بهیمیّه نیز مینامند و سوم قوهی غضبیه که سَبُعیه نیز خوانده میشود. هرگاه حرکت نفس ناطقه معتدل باشد و خارج از ذات خود نباشد و شوقش به معارف درست باشد، نه به چیزهایی که گمان میرود معارفاند فضیلت علم از آن پدید میآید و حکمت به دنبال آن میآید و هرگاه حرکت نفس بهیمی معتدل و منقادِ نفسِ عاقله باشد و از آنچه بر وی فرود میآورد گردن کشی نکند از آن فضیلت عفت حادث میشود و فضیلت سخاء به دنبال آن میآید و هرگاه حرکت نفس بهیمی معتدل باشد و مطیع قوه‌ی عاقله باشد از آن فضیلت حِلَم حادث میشود و به دنبال آن فضیلت شجاعت میآید. هر گاه این سه فضیلت به صورت معتدل درآیند فضیلت دیگری که تمام و کمال آنهاست به وجود میآید و آن عدالت است. پس حکمت، عفت، شجاعت و عدالت اجناس فضایل هستند. اضداد این فضایل عبارت‌اند از: جهل، شره، جُبن و جور. ابن مسکویه برای هر یک از این فضایل اقسامی قرار میدهد. وی در ذیل اقسام فضیلت عدالت وفای به عهد را مطرح میکند و آن را یکی از انواع فضیلت عدالت به شمار میآورد.
ابن مسکویه در تعریف عدالت میگوید: «حدّ وسطی است میان ظلم یا ستمگری و انظلام یا ستمکشی. ظلم عبارت است از رسیدن به اندوخته های بسیار از آنچه که سزاوار و شایسته است، و انظلام عبارت است از محدود و بیبهره ساختن خود از اندوختهها برای کسی که سزاوار نیست و به شیوه ای که سزاوار نیست». عادل در وسط قرار دارد زیرا وی مال را از سویی که واجب است میاندوزد و از جهتی که واجب است نیز فرو میگذارد. پس عدالت فضیلتی است که انسان به آن در بارهی خود و جز خود اتصاف میدهد بی آنکه برای خود از سودمند بیشتر ببخشد و جز خود را کمتر بدهد و اما در مورد چیزهای زیانمند به عکس رفتار میکند.181
در نظر ابن مسکویه فضایلی که تحت فضیلت عدالتاند عبارت‌اند از: صداقت (راستی)، الفت، صلهی رحم، تودُّد (دوستی نمودن)، ترکِ حِقد (کین نجُستن)، بازگشت به خدا و عهد و پیمان او را در هر لفظی که به زبان میآورد یا در نگاه که میاندازد یا چیزی که از خاطر میگذراند در باره‌ی دوستان و دشمنان خویش) و غیره . 182
نراقی نیز از دسته علمایی است که وفای به عهد را در ذیل عدالت مطرح میکند. در نظر مرحوم نراقی عدالت سه قسم است که به این شرح است: اول عدالتی که میان بندگان و خالق ایشان است؛ حقی واجب از جانب خدا بر بندگان است که باید به ازای آن عدالت فی‌الجمله حاصل شود. زیرا که از هر که فیضی و نعمتی به دیگری برسد و او در مقابل، نوع مکافاتی به عمل نیاورد، ظالم و جابر خواهد بود.183 دوم عدالتی که در میان مردم است و از بعضی نسبت به بعضی دیگر حاصل میشود. به خاطر ادا کردن حقوق و رد امانات و انصاف دادن در معاملات و تعظیم بزرگان و احترام به پیران و فریادرسی مظلومان و دستگیری

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد فضایل اخلاقی، فضیلت اخلاقی، فضیلت عقلانی، اخلاق نیکوماخوس Next Entries پایان نامه درمورد امام علی (ع)، ارزیابی شخصیت، امام سجاد (ع)، خواجه نصیر