پایان نامه درمورد عوامل بیرونی، تعالیم اسلام، تعلیم و تربیت، پیشگیری از جرم

دانلود پایان نامه ارشد

این دنیا آمده و در آخر هم محو و نابود شده و دیگر هیچ اثری از او باقی نمی ماند.تلخی این امر سبب اضطراب دائم و تردید افرادی که از این تفکر پیروی می کنند می شود.افرادی که درک درستی از آفرینش ندارند،زندگی را تنها در این دنیا معنا می کنند،دائما درحال گله و شکایت هستند،و ناامیدی جای هیچ نقطه روشنی برای آنها باقی نگذاشته است.بسیاری از افعال مجرمانه نیز ناشی از همین حس تردیدهاست.گاهی مجرمان قبل از ارتکاب جرم تردید می کنند که به واقع هدفی برای زندگی انسان وجود دارد و یا هر عملی که انجام دهند در همین دنیاست و بعد از آن هیچ دنیای دیگری برای پاسخگوییشان در انتظار آنها نیست.این خود موجب حالت خطرناک افراد می شود و این افراد بالقوه آمادگی انجام جرم را دارند.افرادی چون ابوالعلاء معّری که می گوید بر روی سنگ قبرم بنویسید:«این جنایت پدرم بر من بود و من بر احدی جنایتی نکردم.»یعنی پدرم به علت اینکه سبب شد تا من به این دنیا بیایم بزرگترین جنایت را در حق من کرد ولی من ازدواج نکردم تا این جنایت را در حق دیگری نکنم.»کار بسیاری از این افراد به خودکشی می رسد چون معنایی برای زندگی نمی یابند یا ممکن است افرادی شوند که برای هیجان دادن یا معنا دادن به زندگیشان دست به انجام جرائمی بزنند که جامعه را تحت تاثیر قرار دهد.یا در اشعار خیام می خوانیم که:
ای بیخبر از کار جهان هیچ نه ای بنیاد تو باد است از آن هیچ نه ای
شد حد وجود تو میان دو عدم اطراف تو هیچ در میان هیچ نه ای201
اعتقاد به معاد در نزد باورمندان یک روش تربیتی و عامل نگهدارنده در برابر گناهان و جرائم نیز به شمار می آید.مکانیزم کیفر و پاداش اخروی خود می تواند یک عامل بازدارنده برای پیشگیری از وقوع جرائم عمل کند.این تدابیر تربیتی برای حذف یک رفتار غلط یا انحراف یا عدم ارتکاب عمل خلاف با مکانیزم پاداش دهی یا به کیفر رساندن نقش موثری در تربیت افراد و جلوگیری از ارتکاب آنان به اعمال نادرست واقع گردد.202 البته این انذار و پاداش هم درجاتی دارد که بعضی از مردم با یک اشاره کوچک بیدار می شوند ولی عده ای دیگر را باید با خشم و غضب بیشتری آگاه کرد.203
با معاد اندیشی اعمال انسان جهت گیری خاص پیدا می کند.سمت و سویی که در آن یاد معاد نقش پررنگی دارد. انسانی که معتقد است خداوند مالک روز رستاخیر است سعی می کند به سوی او حرکت کند و از لغزشها و انحرافات دوری گزیند.این اعتقاد مستلزم تنظیم رفتار و اعمال است چرا که با این جهت گیری هرگونه رفتاری سازگار نیست.انسان با این نگرش به یک نوع تعادل و امنیت روحی روانی می رسد که تمام روان شناسان و جرم شناسان به دنبال این هدف هستند.204

مبحث دوم: باور به توصیه های دینی
حال اینجا باور مومنان محک می خورد.ما در این فصل به بررسی باور افراد و نقش این باورها در جلوگیری از ارتکاب این جرائم می پردازیم.اینکه داشتن عفت و نگهداشتن چشم و زبان و خشم و شهوت چه تأثیری از عدم وقوع جرائم و انحرافات گرایش افراد به سمت جرم دارد. آیا باور به توصیه هایی که مکرراً از جانب دین به باورمندان شده است می تواند در پیشگیری از وقوع جرائم نیز موثر واقع شود؟و عفت ورزی آیا راه مناسبی برای نیفتادن به دام جرائم و انحرافات و داشتن یک فکر و روح آرام در زندگی است؟
مِیلــها همچون سگــان خفتـه انـد اندر ایشان خیر و شر بنهفته انـد
چون که قدرت نیست خفته این رَده همچو هیزم پـاره هـا و تــن زده
تا که مــُرداری درآیــد در میــــان نفخ صور حرص کوبد بر سگـــان
چون در آن کوچه خری مردار شــد صد سگ خفته بدن بیـدار شـــد
مو به موی هر سگـی دنـدان شــده وز برای حمله دُم جُـنـبــان شـده
نیمِ زیـرش حیلـه و بــالا غــضــب چون ضعیف آتش که او یابد حطب
صد چنین سگ اندر این تن خفته اند چون شکاری نیستشان بنهفتـه انـد
آری وقتی که می توان این سگان نفس را در گوشه ای نشاند پس چرا باید با مردار خری آنان را بیدار کرد؟وقتی که می شود به راحتی از کنار گناه و انحرافی به آسانی گذشت،وقتی که می توان چشم را از گناه نگه داشت تا روح را وسوسه نکند،زبان را از غیبت و دروغ و هزاران آفت دیگر بر حذر داشت که کسی را آلوده نسازد و انسانی شکم باره نبود تا محرّک بسیاری از ضایعات روحی و جسمی نگردد، و درباره شهوت جنسی عفت پیشه کرد تا هزاران بی آبرویی و معضلات و مشکلات دیگر به بار نیاورد به راستی چرا باید برای این سگان درون خوراک ایجاد کرد!؟
گفتار اول: توصیه به بردباری و گذشت از دیگران
به طور کلی هدف از توصیه در دین رساندن انسان به یک رشد معنوی است و رشد و تعالی نیز در گرو ایمان به خدا،ایمان به رسول اکرم(ص) ایمان به قرآن و دستورات و توصیه های دین است.
بخشی از علل بزهکاری مربوط به عوامل بیرونی می باشد. تحریک،خود یکی از عوامل موثر در وقوع بزهکاری است.زدن حرف نامربوط توسط دیگری،توهین،یا عملی که باعث تحرک قوه خشم و انتقام شود،همه را می توان با صبر و گذشت از دیگران به راحتی نادیده گرفت.در علم جرمشناسی رفتار یا گفتار تحریک آمیز خود بزه دیده می تواند یکی از عوامل تشکیل دهنده جرم باشد که با یک صبر و با یک گذشت کوچک می توانست به وجود نیاید.205 باید روح تربیت شود،عادت کند به امور مثبت،و این جز با تمرین و توصیه و پر رنگ تر کردن امور معنوی با روح انسان عجین نخواهد شد.
در دوران گذشته همانطور که می دانیم انتقام به شدت در میان مردم رواج داشت و کسی که عمل خلافی را انجام می داد نه تنها خود او بلکه خانواده و یا حتی جامعه محلی او نیز تاوان این عمل را می دادند.در بررسی تحولات دوران های مختلف حقوق جزا نیز ما به دوره هایی مانند انتقام خصوصی تا تعدیل نسبی و در نهایت تعدیل کلی آن بر می خوریم.اما امروزه همه می دانند که اگر کسی عمل مجرمانه ای در مقام تضییع حق فردی انجام دهد بر مبنای اصل شخص بودن مجازات ها تنها خود او پاسخگو است و خانواده و اطرافیان او نقشی ندارند.حتی امروزه با دستاوردهای علم جرم شناسی ما دیگر حتی خود مجرم را در بسیاری از موارد یک مقصّر صرف و کسی که عامدانه هنجارها و قوانین را زیر پا گذاشته و یک شری که باید از جامعه دفع شود نمی دانیم.در خیلی از این موارد مجرم محصول شرایطی است که خود همان جامعه یا حتی خود شخص بزه دیده برای او رقم زده است.شرایطی از قبیل فقر،سرخوردگی های اجتماعی،توهین،تحقیر،عدم بروز شخصیت فردی،وراثت،محیط آلوده فرهنگی،تحریکات شخص بزه دیده،انگیزه های شرافتمندانه،عدم آگاهی و آموزش و…هزاران مسئله در به وجود آمدن شخصی به نام مجرم دخالت دارد.حال آیا ما در برخورد با این فرد این مسائل را در نظر می گیریم؟آیا وقتی ما با چنین شخصی مواجه می شویم که حقی از ما ضایع کرده است نمی خواهیم که به اشّد مجازات برسد؟آیا خود ما در آن لحظه محصولی از خشم و نفرت و کینه خود نیستیم؟در دین اسلام مکرر به گذشت و بردباری سفارش شده است.یکی از اصلی ترین شاخصه های پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه طاهرین(ع) همین بردباری و گذشت از دیگران است.گذشت از دیگران نقش پیشگیری موثری نیز از ارتکاب جرائم آینده دارد و در تربیت فردی و اجتماعی افراد نیز موثر خواهد بود. به علاوه اینکه ترویج روح گذشت در جامعه باعث می شود روان اجتماع آرامش یابد و مردم دائم به دنبال انتقام و گرفتن حق از یکدیگر و تنبیه و تنبه دیگران نباشند.چه اینکه همگان می گویند فلانی که از ما نگذشت چرا ما از او بگذریم؟!
یکی از توصیه های دینی صبر،صبر بر معصیت است که اثرات فردی و اجتماعی را به همراه خود دارد.کسی که بر معاصی یا گرفتار شدن در عمل خلافی صبر پیشه می کند هر چند که سخت اما در بلند مدت هم باعث شکوفایی استعدادها و توانایی های خود و هم باعث اثرات مثبت بر اجتماع می گردد.صبر بر معاصی و گناه دیگران یکی از عوامل موثر در پیشگیری از جرم است که می توان آن را در زیرمجموعه پیشگیری اجتماعی قرار داد.صبر از بسیاری کینه ها و عقده ها و تجسس های بی ثمر،انتقام و بسیاری از عوامل زمینه ساز جرم جلوگیری کرده و جامعه ای سالم و با نشاط همراه با محیطی سالم را منجر می شود.206

گفتار دوم: توصیه به عفت
عفت به معنای برتافتن،نهفتگی و پاکدامنی،پرهیزکاری و پارسایی و احتراز از محرمات خصوصا از شهوات حرام است.207 یکی از موکدترین تاکیداتی که در دین مبین اسلام بدان سفارش شده است عفت پیشه کردن و پرداختن به تزکیه و تهذیب نفس است.در احادیث و روایات تاکید زیادی بر نگهداری چشم و گوش و زبان و دیگر اعضاء و جوارح از پرداختن به باطل و نگهداری آنها از در معرض خطر قرار گرفتن فعل حرام مورد توجه و توصیه بوده است. تمامی اعضاء بدن نیز به همین نسبت در مقابل اعمال خود مسئولند.«إنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُُوادِ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولا: گوش و چشم و دل همه مسئولند.»208 امام (ره) در مورد تزکیه می فرمایند:«تزکیه قبل از تعلیم وتعلم است.یزکیهم.پیغمبر آمده است اینها را تزکیه بکند،نفوس را پرورش بدهد،نفوس را مهیا کند و بعد یُعَلِّمُه الکِتابِ وَالحِکمَه بعد تعلیم کتاب و حکمت بکند.»209
از تزکیه به عنوان پالایش درون از شوائب و در نهایت رسیدن به رشد و تعالی انسانی یاد می شود.تزکیه به عنوان بخش اصلی مقصد انبیا الهی و به عبارت دیگر مقصود اساسی تعلیم و تربیت به حساب می آید.تهذیب و عفت پیشگی و تقوا مفاهیمی است که در جای جای تعالیم اسلامی به آنها بر می خوریم. حضرت امام (ره) می فرمایند:«انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصفا کنیم و نفوس را از این ظلمات نجات دهیم.اگر این توفیق برای همگان حاصل شود،دنیا یک نوری می شود نظیر نور قرآن و جلوه حق.» 210
این که به انسان سفارش می شود که از هوای نفس پیروی نکنید و به دنبال گام های شیطان نباشید و اینکه گرامی ترین شما نزد پروردگارتان باتقواترین شماست همه و همه نشان از اهمیت خودسازی و اجتناب از پیروی هوی و هوس دارد.دلیل آن هم این است که هواپرستی ابزار شناخت را از کار می اندارد.نه چشم حقیقت را می بیند و نه گوش حق را می شنود و نه دل درک صحیح دارد.دلیل هواپرستی گرایش به مادیات است و راه رهایی از بند مادیات عفت پیشگی و تقوای الهی است.211
امام (ره) انسان را دارای دو نشئه و ساحت می دانند که انسان می تواند بنابر اراده و تربیت و تزکیه نفس در هر یک از این ساحت ها قرار بگیرد.ساحت اول نشئه ظاهریه ملکیه دنیویه که بدن و جسم و هر چه که مربوط به عالم مادی و ماده است را شامل می شود و نشئه باطنیه غیبیه ملکوتیه که از عالم دیگر است و نفس او هم مربوط به عالم غیب و ملکوت و دارای درجاتی است به قول مثنوی شریف:
نیمیم ز آب و گل نیمیم زجان و دل نیمیم ز ترکستان نیمیم زفرغانه
ایشان همچنین میل انسان را گاهی بسوی این نشئه و گاهی بسوی آن نشئه می دانند.بسیاری از عوامل در سوق دادن افراد به هریک از این دو ساحت موثر است.اگر انسان مشغول امور اولیه زندگی شود و در دنیاپرستی و وابستگی به دنیا کوشش کند دائم درساحت اول می ماند و پا را از عالم ملکیه دنیویه فراتر نمی گذارد ولی با پرداختن به تربیت نفس و تزکیه روح و عفت و تقواست که انسان به آن ساحت باطنیه سوق پیدا می کند.انسان از دیدگاه حضرت امام (ره) اعجوبه ای است که هم می تواند از او یک موجود الهی ملکوتی،یا یک موجود جهنمی و شیطانی ساخته شود.همه چیز در درون انسان وجود دارد،از این موجود پیغمبر اکرم (ص) و سایر پیغمبرها محقق شده است و ابوجهل و سایر ابوجهل ها هم هست.حسن و قبح و صلاح و فسادش بستگی به جهات روحی او دارد.212 به هر صورت این انسان است که با اعمال و انتخاب هایی که در زندگی می کند می تواند به موجودی خوب و اسوه و یا یک شریر و شیطان صفت تبدیل گردد.
در حدیثی از حضرت علی (ع) می خوانیم:«مَن أَصلَحَ سَریرَتَهُ أََصلَحَ اللهُ عَلانِیَهِ وَ مَن عَمِلَ لَدینِهِ کَفاهُ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد ارتکاب جرم، حکمت خداوند، پیشگیری وضعی، اعمال مجرمانه Next Entries پایان نامه درمورد هویت اجتماعی، اعمال مجرمانه، پیامبر اسلام (ص)، داستان یوسف