پایان نامه درمورد علوم قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

به مهريه زنان هم سياق گفته مي شود چون در زمان قديم در ميان اعراب مهريه زنان را بر شتران و چهار پايان قرار مي دادند و آن ها را به خانه پدر عروس مي راندند.409
در مورد معناي اصطلاحي سياق بايد گفت با وجود استفاده فراوان برخي مفسّران و دانشمندان از سياق، هيچ کدام از آنان تعريف دقيقي از آن ارائه نداده اند و تنها به اهميت توجه به اين قاعده در فهم و تفسير قرآن اشاره کرده اند. با تتبع در کتب مختلف به تعريفي از سياق که سيد محمد باقر صدر، مطرح کرده است، بر مي خوريم.
“و نريد بالسياق كل ما يكتنف اللفظ الذى نريد فهمه، من دوالّ اخرى سواء كانت لفظية كالكلمات التى تشكل مع اللفظ الذى نريد فهمه كلاما واحدا مترابطا، او حالية كالظروف و الملابسات التى تحيط بالكلام و تكون ذات دلالة فى الموضوع؛ يعني مقصود ما از سياق هرگونه، دليل ديگرى است كه به الفاظ و عباراتى كه مى‏خواهيم آنها را بفهميم، پيوند خورده است؛ خواه از مقوله الفاظ باشد، مانند كلماتى كه با الفاظ مورد بحث، يك كلام به هم مرتبط را مى‏سازند ، خواه قرينه حالى باشد، مانند شرايط و فضاى محيط بر كلام كه داراى دلالتى در موضوع مى‏باشند. “410
يکي از دانشمندان معاصر علوم قرآني با مطرح کردن اين تعريف و گسترده دانستن آن تعريف ديگري از سياق مطرح مي کند که ارتباط آن با موضوع مورد بحث ما بيشتر از تعريف شهيد صدر است، وي مي نويسد: “سياق نوعي ويژگي براي واژگان يا عبارت و يا يک سخن است که بر اثر همراه بودن آنها با کلمه ها و جمله هاي ديگر به وجود مي آيد.”411
يکي ديگر از قرآن پژوهان نيز معناي گسترده اي براي سياق مطرح مي کند و مي نويسد: “وَ نَقصُدُ بِالسياقِ اَلجَّوُ اَلعامُ اَلّذي يُحيطُ بِالکَلِمهِ وَ مَا يَکتَنفِها من قرائنَ و عَلاماتِ؛ مقصود ما از سياق جو عامي است که کلمه را در بر گرفته و آن چه که از قراين و علامات پيرامون کلمه مطرح است.412”
صاحب کتاب شناخت قرآن در تعريف خود از سياق قراين غير لفظي را داخل مي کند و مي نويسد: “معمولا در گفت و شنودهاى متعارف و در نوشته جات متعارف قرائن صدر و ذيل عبارت معناى خاصّى به جمله مى‏دهد و منظور را محدود مى‏كند. و اين معنى در اصطلاح معمولى”سياق” و”مساق” خوانده مى‏شود.413″
با توجه به مطالب فوق مي توان اين گونه نتيجه گرفت که سياق وجه ارتباط و تناسب کلمات، آيات و سوره ها با يکديگر و طرز جمله بندي آن است و به عبارت ديگر نوع چينش کلمات يک جمله و پيوند آن با جملات پيشين و پسين و محتواي کلي بر آمده از آن را سياق مي نامند.
رابطه ميان معناي لغوي و اصطلاحي سياق اين است که معناي لغوي راندن به جلو است به نوعي به نظم وترتيب بر مي گردد؛ در معناي اصطلاحي نيز همانطور که اشاره شد منظور چينش کلمات مورد نظر است که به نظم و ترتيب مربوط مي شود. مفسّر بايد در هنگام تفسير از سياق که يکي از قراين لفظي پيوسته محسوب مي شود استفاده کرده و در تفسير به آيات، کلمات و سوره قبل و بعد آيه اي كه در صدد تفسير آن است، توجه کند. در ادامه به اهميت توجه مفسّر به سياق در تفسير قرآن مي پردازيم.
3-1- اهميت توجه به سياق در تفسير
يكى از مواردي كه مفسّر براى فهم قرآن بايد به صورت جدى مورد توجه قرار دهد، سياق است؛ زيرا وقتى يك گوينده سخن مى گويد و اين گوينده حكيم مى باشد و دچار خطا و سهو و نسيان نيز نمى شود، معنا ندارد جمله هايى بياورد که با هم متناقض باشند، بلكه يك هماهنگى ويژه اى بين قسمت هاى مختلف سخن او وجود دارد؛ از اين رو وقتى كلمه هايى را پشت سر هم مى آورد، كلمه هاى قبلى ربط ويژه اى با كلمه هاى بعدى دارد و سياق براى فهم واژه ها و جمله هاى يك متن قرينه مى باشد، و ناديده گرفتن آن هماهنگى و تناسب ياد شده را خدشه دار مى كند؛ در قرآن کريم که فصيح ترين کلام ها است نيز اين گفته صادق است زيرا گاهى يك آيه با آيات قبل و بعد با هم مرتبط مى‏باشد و گاهى حتى دو سوره در حكم يك سوره شمرده شده است. مانند سوره فيل و قريش که برخي از دانشممندان علوم قرآني آن دو را يک سوره اطلاق کرده اند، پس در تفسير آيات بايد به سياق آن ها توجه کنيم.
دانشمندان اسلامى نيز توجه به سياق كلام را در تفسير جمله‏ها و آيات قرآن لازم دانسته و از آن با عبارات گوناگونى ياد كرده‏اند.
يكى از انديشمندان معاصر درباره رعايت سياق مى‏گويد: “بايد خيلى دقت كنيم وقتى مى‏خواهيم آيه‏اى را زير موضوعى و عنوانى قرار دهيم، آيات قبل و بعد را هم در نظر بگيريم و اگر احتمال‏مى‏دهيم كه در آيات قبل و بعد قرينه‏اى وجود دارد، آن را هم ذكر كنيم … تا موقع مراجعه به آيه، آن قراين كلامى مورد غفلت واقع نشود”.414
بدرالدين زركشى در البرهان اساس کار مفسّر را توجه به سياق کلام مي داند و مى‏نويسد: “اساس كار مفسّر بايد بر نظم کلام و ساختار جمله باشد، هر چند كه با اصل معناى وضعى مخالف باشد؛ زيرا مجازگويى امرى رايج است.”415
وي در جايي ديگر در اين باره مى‏نويسد: “دلالت سياق موجب روشن شدن “مجمل” و حصول يقين به عدم وجود احتمال خلاف و تخصيص عام و تقييد مطلق و تنوع دلالت، مى‏گردد. و آن از بزرگ ترين قراينى است كه بر مراد متكلم دلالت مى‏نمايد و هر كس به اين قرينه مهم بى‏اعتنا باشد در نظير آن به اشتباه مى‏افتد و در مناظرات و گفت و گوهاى خود نيز به خطا خواهد رفت. در سخن خداوند متعال دقت نما كه فرمود: (ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ)416 “بچش كه تو همان ارجمند بزرگوارى!” كه چگونه سياق آن دلالت بر ذلت و حقارت (مخاطب فعل (ذُقْ)) مى‏نمايد.417
سخن زركشى درست است زيرا زماني که قرآن مجيد توسط آياتى پيرامون موضوع خاصى سخن مى‏گويد، توجه به يك آيه و چشم پوشى از آيات ديگر جز لغزش و دورى از مقصد قرآن، نتيجه ديگرى ندارد. اين شيوه، منحصر به تفسير قرآن كريم نيست، بلكه در تفسير سخن هر فرد حكيمى بايد چنين اسلوبى رعايت شود.
در ميان مفسّران, علامه طباطبايى; توجه بيشتري به سياق آيات داشته است و از سياق آيات شريفه در بيان لغات، تركيب آيات، ترجيح قراءات، نقد احاديث، بيان محذوفات، ترتيب نزول آيات، مكّى و مدنى بودن آيات شريفه، ترتيب سُوَر، ردّ آراء گوناگون تفسيرى، ترجيح اقوال تفسيرى، نقد پاره اى از تركيبات ادبى، بيان مرجع ضميرها، و نقد آراى كلامى و جز اينها بهره برده است. ملا فتح الله نيز کم و بيش به اين شيوه توجه کرده است در ادامه به بررسي روش وي در رعايت اين قاعده و ذكر نمونه‏هايى در اين زمينه خواهيم پرداخت.

3-2- انواع سياق
براي سياق انواع مختلفي متصور است اگر از کنار هم قرار گرفتن کلمات در يک جمله سياق به دست آيد آن را سياق کلمات گويند و اگر از کنار هم قرار گرفتن جملات و آيات سياقي ايجاد شود، آن را سياق جمله ها يا آيات مي خوانند گاهي نيز از به دنبال هم آمدن سوره ها سياقي به وجود مي آيد که به سياق سوره ها معروف است. در اين جا هر کدام از انواع سياق را با ذکر مثال هايي بيان خواهيم کرد.
3-2-1- سياق کلمات
يک گوينده يا نويسنده دانا همواره کلماتي متناسب و هماهنگ را در کنار هم قرار داده و جمله اي مي سازد به گونه اي که از مجموع کلام وي معنايي کامل و تام فهميده مي شود و بر عکس اگر کلمات نامتناسب و ناهماهنگ باشند، جمله اي مفهوم و روشن از کلام گوينده به دست نمي آيد. بنابراين مي توان گفت که سياق کلمات عبارت است از چينش کلمات در کنار يکديگر و تشکيل جملاتي با نظم و ترتيب خاص تا معنا و مفهومي روشن از آن ها به دست آيد.
همه دانشمندان علوم قرآني بر اين باورند که سياق کلمات و نظم موجود در آنها و چينش کلمات قرآن توسط وحي الهي صورت گرفته و دست بشر در آن دخالت نداشته است، در غير اين صورت تحدي قرآن به آوردن مثل آن باطل خواهد شد چرا که ديگران نيز در چينش کلمات آن نقش داشته اند بر اين موضوع همه فرق اسلامي نيز اتفاق نظر دارند.418
با توجه به مطالب فوق روشن مي شود که سياق کلمات يکي از قوي ترين قراين در فهم معناي مراد از آيه است و در موارد بسياري اين نوع سياق در معناي کلمات تاثير داشته و معناي خاصي به آن ها مي دهد و به عنوان نمونه واژه ي “سوء” در قرآن کريم به قرينه سياق کلمات در معاني مختلفي ظهور پيدا کرده است؛ گاهي به معناي گناه استعمال شده است از جمله در آيه (لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ)419 “خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد.” و گاهي نيز به معناي عذاب ظهور پيدا کرده است از جمله در آيه (وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا)420 “و جزاى بدى، مانند آن، بدى است” و (إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ)421 “در حقيقت، امروز رسوايى و خوارى بر كافران است.”، سوء به معاني ديگري از جمله بدي، شرک، زنا و … نيز به کار مي رود که با توجه به سياق کلمات مي توان به اين معاني پي برد. کلمات ديگري نيز در قرآن وجود دارد که داراي معناني متعددي است و با توجه به سياق کلمات مي توان معناي مراد از واژه را بدست آورد از جمله واژه دين، امت، کتاب، هدايت، ذکر و….
3-2-2- سياق جمله ها
منظور از سياق جمله ها نظم موجود در ترکيب جمله ها و تشکيل آيات است به گونه اي که يک جمله از آيه قرينه براي جمله اي ديگر از همان آيه قرار مي گيرد و سبب فهم بهتر معناي جمله مي شود، به عبارت ديگر اين نوع سياق از کنار هم قرار گرفتن جملات در يک آيه حاصل مي شود.
اين نوع سياق نيز تاثير بسزايي در فهم معناي آيه و تفسير قرآن دارد و مفسّران نيز در تفسير آيات از اين نوع سياق بهره برده اند به عنوان مثال ملا فتح الله کاشاني در تفسير آيه (تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا)422 “درودشان- روزى كه ديدارش كنند- سلام خواهد بود، و براى آنان پاداشى نيكو آماده كرده است.”، مرجع ضمير در (يَلْقَوْنَهُ) را خداي تعالي ذکر مي کند به خلاف برخي ديگر که ضمير را راجع به ملائکه مي دانند، وي در اين باره به سياق جمله ها اشاره کرده و قسمت بعدي آيه يعني(أَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا) را دليل بر گفته خود مي داند چرا که مرجع ضمير در اين قسمت به خداي تعالي بر مي گردد.423
در اعتبار قرينه بودن اين نوع سياق نيز ترديدي وجود ندارد ولي قرينه بودن آن مشروط به دو شرط اساسي است نخست آن که بين جملات ارتباط صدوري يعني همزماني نزولي باشد و دوم آنکه بين آن ها وحدت موضوعي حکم فرما باشد و آن جمله ها پيرامون يک موضوع و براي افاده يک مطلب صادر شده باشند. در غير اين صورت يعني اين که اگر جملات با هم نازل نشده باشند و يا بي ارتباط با هم باشند و موضوع واحدي را افاده نکنند، نمي توان از سياق جملات به عنوان قرينه براي فهم و تفسير آن ها بهره برد.
ولي بايد توجه داشت که چينش جمله ها در يک آيه نيز توسط وحي الهي صورت گرفته است و اصل اولي در قرآن کريم اين است که هر آيه از قرآن از آغاز تا پايان با هم نازل شده و جمله هاي يک آيه مويد و مرتبط با يکديگر هستند مگر اين که قرينه اي بر خلاف اين اصل وجود داشته باشد424.
3-2-3- سياق آيات
منظور از سياق آيات چينش آيه هاي قرآن در کنار يکديگر است. اين نوع از سياق به علت وجود آيات در کلام منحصر به قرآن است و از اين نوع سياق نيز مي توان به عنوان قرينه اي براي تفسير آيه هاي قبل و بعد استفاده کرد. مفسّران از اين نوع سياق نيز بهره هاي فراواني براي تفسير قرآن برده اند. تحقق قرينه بودن سياق آيات نيز مانند سياق جملات منوط به همان دو شرط يعني ارتباط صدوري يا همزماني نزولي و وحدت موضوعي دارد. توجه به اين نکته نيز ضروري به نظر مي رسد که چينش آيات در سوره ها نيز همانند چينش کلمات و جمله ها، به دستور وحي الهي و بيان پيامبر9صورت گرفته است.
3-2-4- سياق سوره ها
علاوه بر انواع سياق که ذکر شد، عده اي از مفسّران و دانشمندان علوم قرآني معتقد به وجود سياق ديگري نيز مي باشند که به “سياق سوره ها” معروف است و مراد آن ها از اين نوع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد قراين، الصادقين، برخي Next Entries پایان نامه درمورد اسباب نزول، علوم قرآن، نزول قرآن