پایان نامه درمورد علوم قرآن، قرائات سبعه، فعل مضارع

دانلود پایان نامه ارشد

است:
“قرائت علمي است که از چگونگي نطق الفاظ قرآن بحث مي کند.”146
ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين قرآن را به معناي قرائت مي داند و مي نويسد:
“قرآن به معنى قرائت است و آن مصدر قرأت “به معنى تلوت” و از قتاده مروي است كه قرآن مصدر قرات الشي‏ء است به معنى جمعت بعضه الى بعض و مصدر به معنى مفعول پس قرآن به معنى مقروء باشد يعنى خوانده شده يا فراهم آورده بعد از تشتت و تفرق نزول آن.147″
احمد دمياطي در کتاب”اتحاف فضلاء البشر في القراءات الأربعة عشر” در تعريف قرائت مي نويسد:
“أن علم القراءة علم يعلم منه اتفاق الناقلين لكتاب اللّه تعالى و اختلافهم في الحذف و الإثبات و التحريك و التسكين و الفصل و الوصل و غير ذلك من هيئة النطق و الإبدال و غيره من حيث السماع أو يقال: علم بكيفية أداء كلمات القرآن، و اختلافها معزوا لناقله.148 يعني قرائت‏ها، علمى است كه از رهگذر آن اتفاق نظر و يا اختلاف ناقلان كتاب خدا، در رابطه با حذف و اثبات و متحرك خواندن و ساكن كردن و فصل و وصل حروف و كلمات و امثال آنها از قبيل كيفيت تلفظ و ابدال و همانند آنها از طريق سماع و شنيدن، قابل شناسايى است”
در نتيجه قرائت را مي توان به لفظ در آوردن کلمه ها و عبارات قرآن دانست که نمايانگر حروف و هيئت (شکل و صورت) کلمه و موقعيت آن ها در قرآن است.149 به عبارت ديگر به شيوه و روش تلاوت قرآن و علم به کيفيت اداي قرآن و اختلاف اين کيفيت قرائت مي گويند. هر کدام از دانشمندان و مفسّران علوم قرآني درکتب لغوي و تفسيري خود تعريفي از قرائت را ذکر کرده اند. خواننده محترم براي مطالعه بيشتر پيرامون قرائت مي تواند به کتب ذيل مراجعه کند.150

2- لزوم در نظر گرفتن قرائت صحيح در تفسير آيات
با توجه به مطالب فوق و تعاريفي که از قرائت ارائه شد، اهميت رعايت قرائت صحيح در تفسير قرآن آشکار شده و مشخص مي شود براي تفسير کلام وحي که تبيين مفاد آيات و آشکار نمودن مراد واقعي کلمات قرآن است، قبل از هر چيز توجه به قرائت صحيح بايد مورد توجه قرار گيرد چرا که قرائت مبنا و پايه فهم صحيح از کلام الهي است. و مفسّر قرآن کريم که معاني لغات و عبارات قرآن کريم را تبيين و تفسير مي کند، قبل از ورود به تفسير بايد به قرائت صحيح لغات و کلمات آيه توجه نشان دهد.
يکي از دانشمندان معاصر علوم قرآني در اين باره مي نويسد:
“تفسير که تبيين مفاد آيات و آشکار نمودن مراد خداي متعال از آن است قبل از هر چيز، وابسته به حروف و شکل واقعي کلمات قرآن و موقعيت حقيقي آن ها است و شناخت اين سه، متوقف بر آگاهي از قرائت صحيح آيات کريمه است. بنابراين اولين گامي که مفسّر بايد براي فهم مفاد آيات کريمه و تبيين آن بردارد، فصح و تحقيق از قرائت صحيح آيات کريمه است، قرائت صحيحي که تفسير بايد بر اساس آن انجام گيرد.”151
ايشان در ادامه به بررسي شيوه شناخت قرائت صحيح مي پردازند و قرائت عامه مردم را که سينه به سينه در طول تاريخ منتقل شده است را قرائت صحيح معرفي مي کند.
از ديدگاه علماء شيعه قرائت حفص از عاصم به دليل اينکه در ميان مردم رايج بوده و سند آن نيز به امام علي7و سپس پيامبر اکرم9مي رسد، صحيح ترين قرائت است همان قرائتي که سينه به سينه و نسل به نسل عامه مردم توسط آن به قرائت قرآن مي پرداختند. در ادامه به علت ايجاد اختلاف قرائت در بين قاريان مي پردازيم.

3- علل ايجاد اختلاف قرائت و قراء سبعه
براي پي بردن به علل ايجاد اختلاف قرائت و به وجود آمدن قراء سبعه و عشره و اربعه عشر، بايد به مطالعه تاريخچه قرائات قرآن پرداخت. در حالت کلي تاريخ قرائات را مي توان به دو دوران تقسم کرد. دوران اول تا زمان جمع آوري مصحف امام در زمان عثمان که حدود چهل سال به طول انجاميد و دوران دوم از زمان تدوين مصحف امام تا به وجود آمدن قرائات سبعه يا عشره که دويست سال طول کشيد.
3-1- اختلاف قرائت تا زمان جمع آوري مصحف امام
قرائت قرآن در ابتدا به عنوان علم مطرح نبوده و کم کم و پس از طي مراحلي به صورت علمي مستقل در آمده و داراي قواعد و ضوابطي شد. قرائت در مرحله اول با تعليم قرآن به پيامبر از سوي جبرئيل تحقق يافت در مرحله بعد خود آن حضرت قرائت را به دستور پروردگار به مسلمانان تعليم مي داد(وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا)152 ” و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى به مردم بخوانى و آن را به تدريج نازل كرديم.” به وجود اين مرحله از قرائت مي توان در سيره آن حضرت و گفتار صحابه نيز پي برد.153
در مرحله بعدي عده اي از مسلمانان و نزديکان پيامبر9که با آن حضرت حشر و نشر داشته و قرائت را از ايشان مي آموختند، هم چون ابن مسعود، ابي بن کعب، ابودرداء و زيد بن ثابت سور قرآن را بنا به دستور پيامبر اکرم9به ديگر مسلمانان مي آموختند. تا جايي که پيامبر9افرادي را به عنوان معلم قرآن به شهرهاي مختلف اسلامي مي فرستاد تا قرائت را به آنها تعليم دهد. تا زمان حيات پيامبر9اختلاف قرائت قاريان چندان محسوس نبود و اگر هم اختلافي بين قاريان وجود داشت با مراجعه به خود آن حضرت آن را برطرف مي کردند.
در زمان خلافت ابوبکر نيز اختلاف قرائت چندان چشم گير نبود و در حد لهجه هاي اقوام عرب بود چنان كه نقل شده ابن مسعود- يكى از قرّاء سبعه- “حتّى حين” را “عتّى حين” و “نعم” را “نحم” تلفظ مى‏كرده.154 و يا آيه (لا رَيْبَ فِيهِ)‏155 “كتابى كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست.” به صورت “لا ريب فيهى” به اشباع خوانده شده است156. و يا فعل‏ (يَحْسَبُهُمُ)157 “آنان را مي پندارد” را تنى چند از قاريان به كسر “سين” تلفظ كرده‏اند158؛ در آيه آخر سوره اخلاص ‏نيز (وَ لَم يَکُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ)159 “و هيچ كس او را همتا نيست.” (كه قرائت حفص است) به سكون فا و همزه بعد از آن “كفؤا” و همچنين به ضمّ فا و همزه بعد از آن “كفؤا” قرائت شده.160
اگر دقت شود اين گونه اختلاف لهجه‏ها در تلفّظ كلمات در هر زبان و از جمله فارسى هم وجود دارد و تغييري در معنا و مراد ايجاد نمي کند.
امّا پس از گسترش سريع و عظيم اسلام از اواخر خلافت ابوبکر تا اواسط خلافت عثمان يعني از سال دوازدهم تا سال سي ام هجري، اختلافات قرائت رو به فزوني نهاد. چنانچه نقل حذيفه بن يمان بعد از بازگشت از فتح ارمنيه براي عثمان حکايت از افزايش وحشتناک اختلاف قرائت در بين مسلمانان دارد.161162
بعد از اين عثمان به فکر جمع آوري قرآن در مصحفي واحد به نام مصحف امام شد تا از اختلاف در قرائات جلوگيري کند بدين سبب به هريک از بلاد اسلامي آن زمان که تعليم قرآن در آن رواج داشت نسخه اي از مصحف امام را همراه با يک قاري فرستاد تا مردم به پيروي از آن به تعليم و قرائت قرآن بپردازند.

3-2- اختلاف قرائت بعد از مصحف امام و به وجود آمدن قراء سبعه
مصحفي که در زمان خلافت عثمان جمع آوري شده بود داراي اشکالاتي بود که همين اشکالات سبب به وجود آمدن اختلاف در قرائت شد. عوامل اختلاف مصاحف بعد از يكى كردن آنها بسيار است، امّا در ذيل به برخى از مهمترين عوامل اشاره مى‏شود:
3-2-1- بى‏نقطه بودن حروف‏
يكى از عواملى كه سبب ايجاد اختلاف در قرائت قرآن مي شد، بى‏نقطه بودن حروف معجمه (نقطه‏دار) ومشخص نبودن آنها از حروف مهمله (بى‏نقطه) بود. خط كوفى- كه نخست كلام اللّه به آن تحرير شد- عارى از نقطه بود بديهى است كه اين نقصان در خواندن و جدا كردن گروه حرفهايى كه امتياز و تفاوتش فقط به نقطه است- مانند ب، ث، ث- چقدر دشوارى ايجاد مى‏كند، و چون مصاحف عثماني داراي چنين مشخصه اي بودند از اين رو خواننده نمي توانست کلمه را تشخيص دهد مگر از طريق سماع يا دقت در سياق عبارت مكتوب، و اين براي همه ميسر نبود در نتيجه سبب به وجود آمدن اختلاف در قرائت قرآن شد. از اين جهت در آيه (وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ)163″و بخشي از گناهانتان را مي زدايد” ابن عامر و حفص خوانده‏اند: (يُكَفِّرُ عَنكُم)و ديگران”نکفّر…”164 ابن سميقع: “فاليوم ننحّيک ببدنک” و ديگران(فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ)165 “پس امروز تو را با زره [زرين] خودت به بلندى [ساحل] مى‏افكنيم.” خوانده اند.166

3-2-2- نداشتن اعراب و حركات
عارى بودن مصاحف عثمانى از اعراب و حرکات نيز باعث بروز اختلاف قرائت در برخي آيات قرآن مي شد. به عنوان مثال مشخص نبود “اعلم”، فعل امر، فعل متكلم مضارع، افعل التفضيل است فعل ماضى از باب افعال. چنان كه در آيه‏(قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ)167 “گفت: ” [اكنون‏] مى‏دانم كه خداوند بر هر چيزى تواناست.” كسايى و حمزه آن را به صيغه امر “إعلم” خوانده اند و ديگران فعل مضارع متكلّم.168 و يا در آيه (‏بِما كانُوا يَكْذِبُونَ)‏169 “و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند” اهل كوفه (يَكْذِبُونَ) به فتح يا، خوانده اند و بقيه “يُكذّبون” به ضم ياء و تشديد ذال.170

3-2-3- ننوشتن الف در وسط کلمات
يكى ديگر از عواملى كه سبب اختلاف در رسم الخط و به تبع آن اختلاف در قرائت مي شد نبودن الف در رسم الخط آن روز بود خط عربى كوفى از خط سريانى نشأت گرفته است. در خط سريانى، مرسوم نبود كه الف وسط كلمه را بنويسند. به عنوان مثال كلمه “سماوات” را كه مکرر در قرآن آمده “سموت” مى‏نوشتند و بعد از زمانى كه علايم مشخّصه ايجاد شد، به صورت “سموت” با گذاشتن الف كوچك بالاى كلمه نوشتند. روشن است كه ننوشتن الف وسط در خواندن برخى كلمات ايجاد اختلاف مى‏كند، چنان‏كه قاريان بصره آيه‏ (وَإِذْ واعَدْنا مُوسى اَربَعِينَ لَيلَه‏)171″و آنگاه كه با موسى چهل شب قرار گذاشتيم”، را بدون الف و به صيغه ماضى (ثلاثى مجرد) يعنى “وعدنا” خوانده‏اند172. قاريان مدينه آيه‏ (وَأَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِ‏)173 “او را در نهانخانه چاه بيفكنيد” را “فى غيابات الجبّ” خوانده، به گمان اين كه جمع است.174در سوره فاتحة الكتاب‏ (مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ)175‏ “[و] خداوند روز جزاست.”به صورت “ملك” هم قرائت شده.176

3-2-4- ابتدايى بودن خط
ابتدايي بودن خط نيز در مصاحف اوليه سبب بروز برخي اشکالات در قرائت قرآن و اختلاف قرائت شد. به عنوان مثال اعراب نون آخر کلمات را به شکل حرف”ر” مي نوشتند.
اين عوامل موجب گرديد كه قرّاء بر سر رسيدن به قرائت، با هم اختلاف كنند و هريك طبق اجتهاد خود و دلايلى كه در دست دارد، قرائت خود را توجيه نمايد.
به دلايلى كه ذكر شد قرائت قرآن بين قاريان در مواردى اختلافى بود و تعداد قاريان در طى ساليان متمادى افزايش مى‏يافت تا اينكه ابن مجاهد از بين كليه قرائات، هفت قرائت را برگزيدكه هر كدام دو راوى داشتند، که عبارتند از: ابن عامر، ابن كثير، عاصم، ابو عمرو، حمزة، نافع وكسائى علاوه بر اينان متاخرين سه نفر ديگر به اين قاريان اضافه کرده اند که به قراء عشره معروفند: خلف، يعقوب، ابو جعفر چهار قارى ديگرى نيز كه به قرائت شاذ (خلاف مشهور) قرائت مى‏كردند، بر اين ده قارى افزوده شده‏اند: حسن بصري، ابن محيصن، يزيدى وأعمش.
اين چهارده قرائت معروف كه هر كدام از طريق دو راوى نقل شده است، مجموعاً بيست و هشت قرائت را تشكيل مى‏دهند كه شناختن آنان در اين زمينه ضرورت دارد.177
4- عدم تواتر قرائت هاي سبعه
قرائت متواتر آن قرائتى است كه جمعى آن را روايت كرده باشند كه هم داستانى ايشان به دروغ پردازى عادتاً و عرفاً ناممكن باشد و در جميع طبقات روايت، تا برسد به پيغمبر اكرم9اين وضع محرز باشد.178
بحث تواتر قرائات از جمله مباحث مهم مطرح شده در علوم قرآني است. علماء فريقين در کتب علوم قرآني و ديگر کتب خود ذيل بحث قرائات به بررسي اين موضوع نيز پرداخته اند. اکثر علماء اهل سنت قايل به تواتر قرائات سبعه هستند.
ابو شامه در باره تواتر قرائات سبعه مى‏نويسد: “نظريه شايع و رايج جمعى از مقرئين متأخر و ديگران بر اين است كه قرائات سبع متواتر هستند.”179
زركشى نيز در اين باره مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد "و، نويسد:، الصادقين Next Entries پایان نامه درمورد قرائات سبعه، نزول قرآن، علوم قرآن