پایان نامه درمورد علم اصول فقه، سعادت و کمال، نهج البلاغه، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

در برابر مشکلات و سختيها صبر و مقاومت کني عاقبت ناراحتي ها به شادي و شادماني تبديل مي شود.
عطار در مورد صبر مي گويد:
صبر چيست؟ آهن سکاهن کردن است پشم را در ديده آهن کردن است105
عطار آهن را سرکه کردن و يا آهن را به پشم مبدل کردن کنايه از ثبات و پايداري و استقامت بسيار سخت و شديد است.
از مضامين تعليمي به کار رفته در اشعار سنايي، آموزه‌هايي در باب صبر است که در همه آثار او ديده مي‌شود و از نمونه‌هاي آن چنين است:
“صبر” کن بر سفاهت جاهل                تا شوي سايس ولايت دل
“صبر” کن تا در اين سراي مجاز         از پي آز و غم نه از پي ناز106
سنايي ماجرايي ار نقل مي کند که يکي از صوفيان عراق با شيخي از خراسان ملاقات کرد. پرسيد که تصوف واقعي در سرزمين شما چگونه تعليم داده مي شود؟ وي پاسخ داد وقتي خداوند چيزي را برايشان مي فرستد آن را تناول کرده و شکر خداي مي‌کنند، اگر نه صبر کرده و ميل آن از دل بيرون مي کنند.صوفي عراقي پاسخ داد: اين تصوف در سرزمين عراق کار سگان باشد که چون استخواني يابند، از آن سد جوع کرده و اگر نيابند، صرف نظر کرده، صبر مي کنند. ما اگر چيزي به دست آوريم ديگران را بر خود ترجيح مي دهيم، اگر هم چيزي به دست نياوريم در مقام شکر گزاري بر آمده طلب مغفرت مي‌کنيم.107 يعني ايثار و ترجيح ديگران بر خود را از مصاديق صبر معرفي مي کند.
صوفيي از عراق با خبري به خراسان رسيد زي دگري
گفت شيخا طريقتان بر چيست پيران اين زمان نگويي کيست
راه و آيينتان مرا بنماي درج درت به پيش من بگشاي
چيست آيين و رسم و راه شما به که باشد همه پناه شما
آن خراساني اين دگر راگفت اي شده با همه مرادي جفت
آن نصيبي که اندر آن سخنيم بخوريم آن نصيب و شکر کنيم
ور نيابيم جمله صبر کنيم آرزو را به دل درون شکنيم
گفت مرد عراقي اي سره مرد اين چنين صوفيي نشايد کرد
کين چنين صوفيي بي ايمان اندر اقليم ما کنند سگان
چون بيابند استخوان بخورند ورنه صابر بوند و درگذرند
گفت بر گوي تا شما چه کنيد که به دل دور از انده و حزنيد
گفت ما چون بود کنيم ايثار ور نباشد به شکر و استغفار
هم بر اين گونه روز بگذاريم بوده نابوده رفته انگاريم
راه ما اين بود که بشنودي اين چنين شو که هم تو برسودي108
اشعار زيادي درباره ي صبر در موضوع هاي مختلف سروده شده است که شنونده را مجذوب خود مي کند به گونه اي همدرد با اشعار مي شود و در او تسلي خاطر به وجود مي آورد. بسياري از اشعار شاعران برگرفته از آيات قرآن و يا احاديث از پيامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار و بزرگان است. بخاطر همين انسان را بيشتر به سوي آن سوق مي دهد.
از سخنان گوهر بار پيامبر(ص) که مي فرمايد((بالصبر يتوقع الفرج)) 109به وسيله ي صبر ، اميد گشايش است و شعري در اين باره سروده شده است که به روايتي از اشعار حافظ به شمار مي رود:
صبر و ظفر هر دو دوستان قديم اند بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
يعني صبر و پيروزي دو همراه و يار هستند که فرد با صبر و بردباري به پيروزي مي رسد.
سنايي ميگويد:
يار دل به ز صبر ننهادند ظفر و صبر هر دو همزادند110
اينگونه اشعار باعث مي شود انسان هم احاديث و روايات بزرگان دين را به خاطر بسپارد و هم اميدوار باشد که به وسيله ي صبر مي تواند بر تمام سختي ها و مشکلات زندگي پيروز شده و اميدوار باشد . و اينگونه نتيجه ي صبر خويش را دريافت کند.
پس در مي يابيم اگر اشعار را چاشني گفته ي خود در تعليم و تربيت قرار دهيم ، نتيجه ي خوب و مفيدي از آن دريافت نموده و باعث هدايت اخلاقي متعلمين خود مي شويم.

2-8- عقل
عقل به معناي فهميدن، دريافت کردن، هوش، شعور ذاتي، فهم، علم و دانش، مقابل جهل، خرد، آمده است. 111
عقل يا فرد به نيروي دروني انسان گفته مي شود که کنترل و مهارکننده اميال او ميشود. عقل ، فکر و حس سه منبع شناخت در فلسفه هستند ، در واقع عقل نيروي تشخيص خوب و بد است که در بدن انسان نهاده شده است.
در علم اصول فقه در مذهب شيعه اثني عشري يکي ديگر از ادلّه استنباط احکام شرعي و قوانين حقوقي علاوه بر قرآن و سنت و اجماع ، عقل است.
عقل ، بزرگترين نعمت الهي است که خداوند در وجود انسانها نهاده است تا راه سعادت و کمال را بيابد و آن را يکي از وجوه تمايز انسان با حيوان قرار داده است.
عقل که از نظر قرآن کريم به لبّ و مغز تعبير مي شود. قوه اي است حسابگر و انديشه گر که خداوند به انسان موهبت فرموده تا به کمک آن نيک و بد را بشناسد و حق و باطل را تميز دهد و مسير خويش را به مقصد کمال و سعادت برگزيند. تکامل معنوي انسان در پرتوي تعقل ميسر است و آن که عقل ندارد فاقد کمال انساني است.

عقل در حديقه ي سنايي:
کاول آفريده ها عقل است برتر از برگزيده ها عقل است112
اول چيزي که خدا آفريد عقل است و برترين چيزي است که انتخاب شده است عقل مي باشد.
مصرع اول اشارت است به حديث از رسول اکرم(ص):
اول ما خلق الله العقل: يعني اول چيزي که خدا آفريده عقل است113
عقل در قرآن کريم:
سوره روم آيه 24: و از نشانه هاي قدرت اوست که رعد و برق را به شما مي نماياند که هم شما را(از صاعقه عذاب) مي ترساند هم به (باران رحمت خود) اميدوار مي گرداند و نيز از آسمان باران مي فرستد تا زمين را پس از مرگش باز زنده گرداند در اين عبرتهايي است براي کساني که با عقل در مي يابند.
سنايي در اين باره مي گويد:
عقل کل يک سخن ز دفتر او نفس کل يک پياده بر در او
عشق را داد هم بعشق کمال عقل را کرد هم بعقل عقال
عقل مانند ماست سرگردان در ره کنه او چو ما حيران
عقل عقل است و جان جانست او آنک زين برترست آنست او
با تقاضاء عقل و نفس و حواس کي توان بود کردگار شناس
گر نه ايزد ورا نمودي راه از خدايي کجا شدي آگاه114
ديدگاه نهج البلاغه درباره عقل
حکمت 38: سفارش حضرت علي (ع) به فرزندش امام حسن(ع) : پسرم چهار چيز از من يادگير که تا به آنها عمل مي کني زيان نمي بيني آن چهار چيز :
1- ارزشمندترين بي نيازي عقل است.
2- و بزرگترين فقر بي خردي است.
3- ترسناک ترين تنهايي خودپسندي است.
4- گرامي ترين ارزش خانوادگي ، اخلاق نيکوست.
حديث از امام صادق(ع) در مورد عقل:
به راستي که در روز واپسين، دقت در حساب هر کسي، به ميزان بهره عقل او در دنيا خواهد بود.115
شعري از مولانا در مورد عقل
اين جهان يک فکرت است از عقل کل عقل چو شاهست و صورت ها رسل116
اين دنيا يک ايده است از خداوند و خداوند که بالاترين و والاترين است و پيامبران شکل و ظاهرآن
تأثير عقل در زندگي بشر:
نقش عقل در معرفت ما نسبت به اخلاقيات يا در برانگيخته شدن ما براي انجام افعال خلاقي از اهميت خاصي برخوردار است. عقل نيرويي است که انسان را از لغزش در فکر و عمل باز مي دارد، عقل علم اول و بازدارنده از بدي هاست.
در نظر سنايي عقل در مجموع عقل ديني است و تا حد زيادي از جنبه هاي مادي فاصله مي گيرد، اشعار زيادي در مورد عقل سروده است که مفهوم تمامي آنها به امور معنوي و فراطبيعي مربوط است و در زيرمجموعه ي مسائل دين و شرع قرار مي گيرد و به همين دليل از عقل حسابگر بشري که امور دنيايي مربوط است فاصله ي بسيار دارد.
سنايي ميگويد:
عقل را جز صلاح نبود کار عقل را در صلاح هرزه مدار
عقل خود کارهاي بد نکند هرچه آن ناپسند خود نکند
عقل در دست يک رمه خود راي چون چرا نمي است در طهارت جاي
خردي بوده اصل دانش و مزد زشت نامي اوست مشتي دزد
عقل هرگز به کذب راضي نيست عقل هرگز وکيل قاضي نيست117
از لحاظ ديني خدايي که به انسان در کنار حجت بيروني که پيامبر باشد، حجت دروني نيز ارزاني داشته است، نشان از قدرت وي در بهره گيري انسان از قرآن به وسيله ي عقل خدادادي است، اگر اين نعمت الهي توان کمک به بشر در فهم بيشتر از قرآن را ارائه نکند، پس به چه دليلي خداوند در قرآنش اين قدر به تفکر و تعقل فرا مي خواند، شکي نيست که همه اين دعوتها دليل بر کارايي عقل در ورود به آموزه‌هاي آسماني ، پس براي انسان لازم است از اين نعمت الهي به بهترين وجه استفاده نمايد. در سخنان ائمه اطهار و بزرگان دين نيز بسيار در مورد عقل و خرد و انديشيدن سفارش شده است مثل حديثي از امام علي(ع) نقل شده: تفکر عقل را روشن مي کند يا حديثي از ائمه که يک ساعت انديشيدن بهتر از هفتاد سال عبادت است.118
عقل دانست خوي بخل از جود عقل بشناخت بوي بيد از عود
در گذر زين کياست او باش عقل دين جو و پس رو او باش
عقل دين مر ترا نکو ياريست گر بيايي نه سرسري کاريست
عقل دين مر ترا چو تير کند بر همه آفريده مير کند
نفس بي عقل احمقي باشد نوح بي روح زورقي باشد
عقل مردان رسيده تادر حق شده از بنده نيک و بد مطلق119
در اشعار فارسي نيز از قرآن و احاديث تبعيت کرده و در مورد عقل اشعار زيادي سروده شده است، که انسان را به فکر وا مي دارد، اشعاري چون:
اي برادر تو همه انديشه اي مابقي تو استخوان و ريشه اي
اين شعر مولانا به انسان متذکر مي شود و يادآوري مي کند که اصل انسان عقل و فکرش است و بقيه وجودش با ديگر جانداران يکسان است ، منظور اين است که تو با ديگر جانداران متفاوتي چون که تو داراي عقل و راهنماي دروني هستي و بايد در تمام امور زندگي ازآن استفاده کني و به وسيله ي تفکر خود را از تاريکي ها رها کرده و به سوي روشنايي بروي.
اشعار مختلفي در مورد عقل سروده شده که هر يک متذکر يک موضوع تربيتي مي شود ، مثل بيتي از” سعدي”:
ميان دو کس آتش افروختن نه عقل است و خود در ميان سوختن
اگر باعث اختلاف بين دو نفر شوي عاقلانه و خردمندانه نيست چرا که آتش اين اختلاف گريبان تو را خواهد گرفت.
شنيدن و خواندن اين اشعار يک تلنگر به مخاطب مي شود که به ياد بياورد احکام دين خود را ، که يک مسلمان نبايد فتنه چين باشد و باعث اختلاف دو مسلمان شود، که علاوه بر گناه ، براي خود دشمن اضافه خواهد کرد چرا که عاقبت بر حيله ي او پي خواهند برد.
متعلمين براي اينکه متعلمين را آموزش داده و به آنها تفهيم شود که عقل و خرد را خداوند در وجود انسان نهاده است اشعاري چون شعر فردوسي که مي گويد:
به نام خداوند جان و خرد کز اين برتر انديشه برنگذرد
خداوند عقل و خرد را که از برترين و گرانبها ترين چيزها است در وجود انسان که احسن الخالقين به شمار مي رود قرار داده است پس بايد بهترين استفاده را از آن داشته باشد و با فکر و تفکر مجهولات زندگيش را به معلومات تبديل کن تا به اهداف خود برسد.
سنايي در اين باره مي گويد:
خرد از تو تويي برد جاويد آب را در هوا کشد خورشيد
خرد آمد مشاطه ي جانت خرد آمد چراغ ايمانت
حقه ي حق در اين جهان خرد است سر به مهر ست و پايدار خرد است
عقل در کارگاه کن فيکون از پي جلوه ي قرار و سکون120
اکنون

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد عرفان و تصوف، نهج البلاغه، امام صادق Next Entries پایان نامه درمورد نهج البلاغه، ناخودآگاه، مرکز عالم