پایان نامه درمورد عقد ازدواج

دانلود پایان نامه ارشد

بعد از دورن اسارت نوشته شده اند از اين گونه ازدواج ها به شدت منع شده است:
در مورد کراهت ازدواج با غير يهود در (سفر پيدايش) آمده است:
حضرت ابراهيم عليه الاسلام، هنگامي که تصميم گرفت براي فرزندش اسحاق زن بگيرد، پيشکارش را قسم داد که از کنعانيان (مردم بومي منطقه) براي اسحاق زن نگيرد، بلکه با همه دوري راه، به نزد خويشاوندان ابراهيم عليه الاسلام، و ساره سفر کند و از آنان دختري براي اسحاق برگزيند و پيشکار ابراهيم نيز چنين کرد و برادر زاده ابراهيم را – که (رفقه) نام داشت و دختر بنوئيل از شهر ناحور در بين النهرين بود براي اسحاق عليه الاسلام، به زني برگزيد و او را به سرزمين کنعان آورد.
در سفر تثنيه64چنين آمده:
(چون يهوه، خدايت، تو را به زميني که براي تصرفش به آن جا مي روي در آورد و امتهاي بسيار را که حتيان و جِرجاشيان و…، هفت امت بزرگ تر و عظيم تر از تو باشند، از پيش تو اخراج نمايد… با ايشان عهد مبند و برايشان ترحم منما و با ايشان مصاهرت منما؛ دختر خود را به پسر ايشان مده و دختر ايشان را براي پسر خود مگير! زيرا که اولاد تو را از متابعت من بر خواهند گرداند تا خدايان غير را عبادت نمايند و غضب خداوند بر شما افروخته شده و شما را به زودي هلاک خواهد ساخت.). همچنين در کتاب اول پادشاهان65 آمده است: (و سليمان… زنان غريب بسياري را از مُوآبيان و عَمّونيان و ادوميان و صيدونيان وحِتّيان، دوست مي داشت، از امتهايي که خداوند درباره ايشان، بني اسرائيل را فرموده بود که شما به ايشان در نياييد و ايشان به شما در نيايند، مبادا دل شما را به پيروي خدايان خود مايل گردانند؛ و سليمان با اينها به محبت ملصق شد… و زنانش دل او را برگردانيدند.).
نيز در کتاب نَحَيما 66آمده است: (در آن روزها نيز بعضي يهوديان را ديدم که زناني از اَشدُوديان و عَمّونيان و مؤآبيان گرفته بودند و نصف کلام پسران ايشان در زبان اَشدُوديان بود و به زبان يهود نمي توانستند به خوبي تکلّم کنند، بلکه به زبان اين قوم و آن قوم؛ بنابراين با ايشان مشاجره نموده، ايشان را ملامت کردم و بعضي از ايشان را زدم و موي ايشان را کندم و ايشان را به خدا قسم داده گفتم: دختران خود به پسران آنها مدهيد و دختران آنها را به جهت پسران خود و به جهت خويشتن مگيريد! آيا سليمان، پادشاه اسرائيل، در همين امر گناه نورزيد! با آن که در امتهاي بسيار پادشاهي مثل او نبود و اگر چه او محبوب خداي مي بود و خدا او را به پادشاهي تمام اسرائيل نصب کرده بود، زنان بيگانه او را نيز مرتکب گناه ساختند. پس آيا ما به شما گوش خواهيم گرفت که مرتکب اين شرارت عظيم بشويم و زنان بيگانه گرفته، به خداي خويش خيانت ورزيم.و يکي از پسران (يهوباداع بن اَلياشيب) رييس کَهَنه، داماد (سنبلَّط حُورُوني) بود؛ پس او را از نزد خود راندم. اي خداي من! ايشان را به ياد آور، زيرا که کهانت و عهد کهانت ولاويان را بي عصمت کرده اند.) با توجه به مطالب تورات علل تحريم ازدواج با غير هم غير هم کيش در آيين يهود عبارتند از : تأثير منفي اين ازدواج در عبادت يهوه خداي بني اسرائيل همچنين از دست دادن اصالت يهودي و عدم توانايي سخن گفتن به زبان عبــــري اين نکته قابل ذکــر است که درعصر ما تـعداد زيادي از خاخام ها يا اصلاح طلب و آزاد انديش در دهه هاي گذشته ازدواج يهوديان با پيروان ديگر اديان را جايز شمرده اند، ولي يهوديان سنت گرا و افراطي ازدواج با غير يهوديان را ممنوع کرده اند.67
گفتار دوم :ازدواج با غير هم کيش در مسيحيّت
اروپا در قرون وسطي يکپارچه مسيحي بود و طبق قانون مسيحي، زن نصراني نمي توانست به عقد غير نصراني در آيد، تا مبادا در نتيجه اولاد او از مسيحيت خارج شوند. باز طبق قانون کليسا مرد نصراني نيز نمي توانست غير از زن نصراني بگيرد، مگر احتمال دهد آن زن و فرزندان او را بدين خود در خواهد آورد، ولي در عمل محال بود مرد نصراني زن مسلمان بگيرد.68
يکي از دانشمندان مسيحي به نام (ابن العسال) در مجموعه خود چنين نقل کرده: للرجل أن يتزوّج غير المؤمنات بشرط دخول المرأة في إيمان، فأمّا النساء المؤمنات فلا يتزوّجن بالرجال الخارجين عن الإيمان لئه ينقلوهن إلي مذاهبهم.
همچنين در همين کتاب آمده: (کلّ امرأة مؤمنة تتزوّج غير مؤمن تخرج عن الجماعة.) نيز مينويسد: در کتاب خلاصة القانون آمده: (المخالفة في الدّين المسيحي تمنع الزواج ابتداءً.)و نيز استاد، انور الخطيب مي نويسد:
(إنّ من الموانع القانونيّة لعقد الزواج عند الکاتوليک، يرجع إلي الحالة الدينيّة للشخص کإنت مائه إلي ديانته غير ديانة الزوج الآخر، بل إنّ اختلاف المذهب مانع أيضاً.)69
با توجه به مطالب بالا در مي يابيم که در آيين مسيحيت، ازدواج با بيگانگان ممنوع است، وليکن از آن جا که مسيحيت يک آيين نژادي معرفي نشده و در اين دين از هر فرد انسان، خواه از بني اسرائيل باشد يا هر ملت ديگر، ايمان به مسيح پذيرفته است؛ از اين رو، ديگر وجهي براي ممنوعيت ازدواج براي حفظ افتخارات ملي و نژادي وجود نداشته و لذا در اين آيين، تنها علت ممنوع ازدواج با بيگانگان حفظ مصونيت اعتقادي افراد بوده است و به همين جهت درباره مردان که به صورت طبيعي از مصونيت بيشتري برخوردارند آن هم در صورتي که معتقد باشد که مي تواند همسر خود را به آيين مسيح در آورد اين ازدواج مجاز قلمداد شده، ولي در مورد زنان به صورت مطلق ممنوع شده است.
البته کليساي کاتوليک در اين مورد به دو فرع قائل است:
ازدواج دو مسيحي تعميد يافته با دو مذهب مختلف مثل کاتوليک و ارتدوکس.
ازدواج مسيحي تعميد يافته با شخصي که تعميد نيافته با هر مذهبي که دارد خواه مسيحي باشد يا نه.
که در فرع اول ازدواج حرام است، ولي باطل نيست.70 اما در صورت دوم ازدواج باطل است.71
به هر حال، ازدواج با بيگانگان حتي در مورد مردان مسيحي نيز در صورتي که همسر او به آيين غير مسيحي باقي بماند ممنوع است، در حالي که در آيين اسلام چنين نيست.72

گفتارسوم: ازدواج با غير هم کيش در دين زرتشت
زرتشتيان ازدواج با غير زردتشتيان را مطلقاً باطل مي دانند. و در متون زرتشتي اعم از قديم و جديد هر نوع ارتباط با غير زرتشتي به منزله زنا تلقي مي شود.73
مؤبد اردشير آذرگشسب از موبدان زرتشتي تاکيد مي کند که زن و شوهر هر دو بايد به دين و مزديسني باشند.74
همچنين در کتاب روايت اِميد اَشَوَهيشتان که در قرن چهارم هجري به نگارش يافته است و از حکم رساله عمليه براي زرتشتيان را دارد آمده است که ارتباط با زن مسلمان ( غير زرتشتي ) امري نامشروع به شمار مي رود و تحت عنوان هم خوابگي مطرح شده و از حکم ازدواج آنها سخني به ميان نيامده است.75
گفتار چهارم: پيشينه تاريخي ازدواج در مذهب صابئين
هر مندائى چنانچه بخواهد ازدواج كند بايد خود را غسل دهد وبعد از آن مراسم ازدواج را بگيرند.پيمان ازدواج بدين صورت است: وقتى پسرودخترغسل كردند به خانه يا مكان مندى مندائى مى روند و آنجا مى مانند تا روحانى عالي مقام و روحانى بيايد ومراسم ازدواج آنها را انجام دهند.وقتى روحانى عالي مقام (گنزورا) وروحانى (ترميذا) مى آيند “تاج” را قرارمى دهند وداماد رسته ى خود را مى پوشد او سكين دولاى خود را برمى دارد ونزد روحانى عالي مقام مى آيد.
سكين دولا: (انگشتري آهني كه روي آن نقش چند حيوان حك شده و تعويذي براي محافظت از شر عصيان عوامل چهارگانه باد، آب، خاك و آتش)
روحانى عاليمقام سكين دولا را از او مى گيرد وهمانند انگشتر آنرا در انگشت كوچك دست راست داماد مى كند وبه اومى گويد:”بگو: نام خداوند ونام مندا ادحى برتو ياد شده است، اى عقد ازدواج، شيشلام.” او تيغه ى سكين دولا را دركمربند داماد گذاشت وبه اوگفت:”بگو: نام خداوند ونام مندا ادحى برتو ياد شده است اى عقد ازدواج، شيشلام ” سپس گنزورا به ترميذا مى گويد:
“برو، براى عروس خوردن وآشاميدن ببر و دعايى براى او دكلمه كن.انگشتر هاى داماد كه يكى قرمز و ديگرى سبز است (سنگ آنها قرمز و سبز است) را داماد بر مى دارد و به عروس مى دهد! عروس دستهايش را مى شويد و انگشترها را در دستهايش مى كند!”
روحانى مى رود وآب وغذايى كه از فندق و بادام وكشمش سياه است را مى آورد تا عروس دستهايش را بشويد. او انگشــترها را در دست عروس مى كند. سپس غــذا و نوشيدنى به عروس مى دهد و دعائى براى او دكلمه مي كند.
بعد برمى گردد وبه روحانى عالي مقام مى گويد:”من رفتم وآنها را به عروس دادم، عروس خورد و آشاميد. انگشترها را هم به او دادم.”در همين موقع روحانى عالي مقام،داماد و يكى از روحانيون جلوى درب ورودى سكونتگاه،كلبه ى متحرك مى ايستند. اين كلبه از نى درست مى شود.
قسمت بالا را با پارچه سفيـــد مى پوشانند وميان آن، قســمت نشيمنگاه، را هم پارچه سفيد قرار مى دهند. طفل كوچكى كه كوزه اى دردست دارد، جلوى درب ورودى سكونتگاه مى ايستد وروحانى عالي مقام مقررات مذهبى و دينى را تلاوت مى كند، تا او اينها را بازگو كند: با اشاره روحانى در اين لحظه كودك خردسال كوزه را به زمين مى كوبد وآنرا مى شكند. روحانى عالي مقام،داماد و روحانى ديگر به كلبه مقدس مى روند وآنجا مى نشينند. اين كودك خردسال مى رود وميز كوچك كه روى آن غذا است را مى آورد. او به داخل كلبه مى آيد و[ به آنها] مى گويد:
“سعادتمند و رستگار باشيد!”آنها در جواب او مى گويند:
“سعادتمند و رستگارى خداوند برتو!”
به روحانى عالي مقام يك طريان( ميز سنتى) داده مى شود. روحانى عالي مقام روبروى آن قرارمى گيرد و در مقابل او هم هشت ميز طريان كه روى آن غذاهاى فراوان وجود دارد به ترتيب قرار گرفته است. آنها روى هشت پايه كوچك قرار مى گيرند و روى هر ميز كوچك هم سه قطعه نان و بين طريان بزرگ و ديگر طريانها، دو قطعه نان قرار مى گيرد.
سپس روحانى عالي مقام يك دعا، دعاى طريان را دكلمه ميكند وبه داماد وروحانى كه در طرف چپ نشسته اند از طرف راست خود با آنها صحبت مى كند. پس از آن پدرعروس مى آيد وبه داخل كلبه مى رود. وقتى پدرعروس به داخل كلبه مى آيد به آنها مى گويد:”سعادت بر شما!” آنها در جواب به اومى گويند: “سعادتمندى ورستگارى خداوند برتوباد!” روحانى عالي مقام دعائى دكلمه مى كند و پدرعروس هم سه بار اين دعا را دكلمه مى كند. پس از آن داماد هم دعائى دكلمه مى كند، بلند مى شود (و) ايستاده به پدرعروس دست مى دهد. در اين ميان كه آنها دست يكديگر را گرفته اند، روحانى عالي مقام، داماد را سوگند مى دهد. وبه او مى گويد كه براى عروس خوب باشد، او را به راه خوب بياورد، با او به خوبى صحبت كند و با يكديگر كنار بيابند. سپس پدر عروس هم دعائى دكلمه مى كند. بعد سه بار دستهاى او را مى بوسند وبرپيشانى مى گذارند. سپس داماد مى نشيند و دستهايش را مى شويد. روحانى عالي مقام هم دستهايش را مى شويد ودعائى دكلمه مى كند.او براى داماد مشتى پر از بادام، فندق، كشمش سياه(مويز)، نان، نمك، پياز و گوشت ماهى آماده مى كند. او اينها را براى داماد آمــــاده مى كند و آنها را در دست او مى گذارد. او يك مشــت پر ديگر آماده مى كند(و) به پدرعروس مى دهد. پدرعروس آنها را مى گيرد و براى عروس مى آورد. او دستهايش را مى شويد. پدرعروس آنها را به عروس مى دهد كه بخورد: دوباره يك دانه كشمش سياه (مويز) را به او مى دهد و به عروس مى گويد: “اينهــا را بخــور و چيز ديگر نخـور!” پدرعروس از كلبه بر مى گردد. آنجا يك بطرى محتوى آب با كشمش، خرما و چاشنى خوش بو آماده شده است. اين آب شيرين است. همينكه روحانى عالي مقام دعائى دكلمه مى كند، به پدرعروس مى گويد: “براى نوشيدن به او بده!” پدرعروس از اين آب شيرين براى داماد در جامى مى ريزد وبه او مى گويد: “بنوش!” پس از اين كار آنها مى ايستند و به درب ورودى اندرونى عروسى مى روند (همانجايى) كه ايستاده اند. روحانى عالي مقام، يك روحانى، داماد و يك كودك خردسال ديگر كه كوزه اى ديگر در دست دارد جلوى درب ورودى راهرو مى ايستند. روحانى عالي مقام دعائى دكلمه مى كند و وقتى اينها را بازگو مى كند: ” با اشاره عالم روحانى” كودك خردســـال كوزه را به زمين مى كوبد وآنرا مى شكند. آنها به داخل اندرونى

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد ضمن عقد، انتخاب همسر، آداب و رسوم Next Entries پایان نامه درمورد مسجد الحرام، نزول قرآن