پایان نامه درمورد ظلم و ستم، نهج البلاغه، آرامش خاطر، ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

ميشود. روي نحوه ي تربيت افراد تأثير گذاشته و آثار آن در تمام مراحل زندگي پابرجا مي ماند،سنايي مي گويد:
ابر ملکي که عدل بار شود تير ماه جهان بهار شود
کشوري را که عدل عام نديد بوم در بومش ايچ بام نديد
عدل شه پاسبان مملکت اوست بذل او قهران دولت اوست54
عدالت در جامعه باعث پايداري و استحکام آن جامعه شده و هر فرمانروايي که عدالت داشته باشد پايدار تر و در نزد مردم محبوب تر خواهد بود وقتي حاکمان خواهان حق و عدالت باشند مردم آن جامعه نيز خواستار عدالت بوده و براي حق و حقوق خود و ديگران اترام قائل شده و به اين امر ميرسند که با عدالت تمام بدي ها ريشه کن شده و انسان به اين نتيجه مي رسد اگر زور و قدرتي دارد بايد آن را در راه اصلاح جامعه به کار برد نه ديگران که ناتوان تر هستند مورد ظلم و جور خود قرار دهد و اشعاري چون:
مزن بر سر ناتوان دست زور که روزي درافتي به پايش چو مور (فردوسي)

در اشعار به انسان مي آموزد که نبايد به افراد کوچکتر و يا ضعيف تر که ناتوان تر از او هستند زور بگويد و ظلم کند چرا که هر ضعيفي ممکن است توانمند شود و او را مورد ظلم خود قرار دهد که اين يادآور ضرب المثلي است که مي گويد:
((هر چه براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند))
در دوران جواني فرد واژه عدل و عدالت برايش ملموس تر مي شود و مفهوم آن را به درستي مي فهمد و واژه ظلم و ستم را در برابر عدل و عدالت در مييابد، بنابراني عدالت را موافق دستورات خداوند و ظلم و ستم را مقابله با خداوند دانسته و در برابر ظلم طغيان ميکند و به دفاع از مظلوم به پا مي خيزد در شعري از نظامي گنجوي آمده است.
از آتش ظلم و دود مظلوم احوال همه تو راست معلوم
فرد با ديدن ظلم و ستم ظالم واکنش شديد نشان ميدهد و به دفاع از مظلوم به پا مي خيزد ولي اگر چنانچه اين اشعار خاموش بماند و به آن اهميتي داده نشود ، ظالم هر ظلمي را به حال مظلوم روا دانسته و در آنجا است که جامعه ي فرعون و برده داري به وجود مي آيد.
ثوري از بايزيد بسطامي از پي طاعت و نکو نامي
کرد نيکو سوالي و بگرست گفت پيرا بگو که ظالم کيست
پيروي مرو را جواب بداد شربت وي هم از کتاب بداد
گفت ظالم کيست بد روزي که يکي لحظه در شبانروزي
کند از غافلي فراموشش نبود بنده حلقه در گوشش
گر فراموش کرديش نفسي ظالمي هرزه نيست چون تو کسي
ور بوي حاضر و بري نامش نيست کردي ز جرم احکامش
آنچنان ياد کن که از دل و جان نشوي غايب از زمين و زمان55
از زماني که شعر در ادبيات هر زبان و جامعه اي پيشرفت کرد، شاعران با زبان آهنگين هدف خود را به جامعه ابلاغ مي کنند و مرم با شنيدن آن واکنش نشان مي دهند ، مانند چوب خشکي که با آتش شعله ور شود وقتي شاعر ظلم و ستم ظالم را به تصوير مي کشد و فرياد مظلوم را با آهنگ خاص به گوش دادخواهان مي رساند در آنجاست که فرد يا افراد را تحت تأثير قرار داده و به پا مي خيزد و رفته رفته باعث سرنگوني ظالم شده و جامعه را منقلب مي سازد، چه بسا اين اشعار انقلاب هايي را که در جوامع بشري اتفاق مي افتد رقم مي زند.

2-3- نبوت :
نبوت به معناي خبر دادن،آگاهي دادن،اخبار کردن از غيب،آگاهي،پيغامبري، رسالت. 56
اعتقاد به پيامبر ، نبوت و نبي است در تعيين ريشه و معناي لغوي واژه نبي احتمالات متعددي وجود دارد. متکلمان اسلامي عبارت گوناگون را در بيان معناي اصطلاحي و کلامي نبي آورده اند ؛ نبي (پيامبر انساني است که وحي الهي را دريافت و آن را به مردم ابلاغ مي کند.57
نظر حديقه درباره ي انبيا:
انبيا راستان دين بودند خلق را راه راست بنمودند
چون بغرب فنا فرورفتند باز خودکامگان بر آشفتند
پرده ها بست ظلمت از شب شرک بوسه ها داد کفر بر لب شرک58
حديقه الحقيقه سنايي درباره پيامبر(ص)
احمد مرسل آن چراغ جهان رحمت عالم آشکار و نهان
آمد اندر جهان جان هر کس جان جانها محمد آمد و بس59
شاعر در اين شعر معتقد است هر کسي که در اين جهان آمد روحش به واسطه وجود محمد (ص) ظاهر گشت.
عبارت از تعيين اول و مرتبه ي وحدت و برزخ البرازخ است. 60
وجود نازنين محمد (ص) که کشف تام و بسط تمام و تام داشت، خاتم پيامبران گرديد تا حقايق به اکمل وجهي که ممکن است کشف شود و بسط يابد.61
نبوت در قرآن کريم
سوره توبه آيه 33:
اوست خدايي که رسول خود را به هدايت دين حق فرستاد تا آن را بر همه ي اديان عالم تسلط و برتري دهد هر چند مشرکان مخالف و ناراضي باشند.
ديدگاه حضرت علي (ع) در مورد نبوت
خطبه 91/12 نهج البلاغه: قرن به قرن حجت ها و دليل ها را بر زبان پيامبر برگزيده ي اسماني و حاملان رسالت خويش جاري ساخت تا اينکه سلسله ي انبياء با پيامبر اسلام ، حضرت محمد(ص) به اتمام و بيان احکام و انذار و بشارت الهي به سرمنزل نهايي راه يافت.

شعر ديگري که بر همين معنا است در حديقه الحقيقه
از همه انبيا چو بخشش رب يک تن است و همه ست اينت عجب62
در شگفت هستم خداوند از بين تمام پيامبراني که آفريده يکي را برتر قرار داده است.
و شعري که تمام پيامبران را نيز در بر مي گيرد.
تا بحشر اي دل ارثنا گفتي همه گفتي چو مصطفي گفتي63
تا به قيامت اگر دعا و درود فرستي بر پيامبر(ص) در حقيقت به تمام پيامبران درود فرستاده اي
مولانا هم نظير همين بيت در نعت رسول اکرم چنين گفته است:
نام احمد نام جمله انبياست چون که صد آمد نودهم پيش ماست64
نبوت در ادبيات فارسي
نبوت در ادبيات فارسي جايگاه بس استوار و محکمي دارد، از شعر و داستان گرفته تا آيات قرآني و احاديث نبوي و ائمه و بزرگان دين همه از نشانه ي اهميت آن مي باشد. شاعران و نويسندگان از بدو ظهور اسلام تاکنون اشعار خود را به صورتهاي مختلف به تصوير کشيده اند. مي توان گفت بسياري از شاعران ايراني درباره ي پيامبران مختلف داستان هايي را برگرفته از آيات قرآني يا احاديث به نظم درآورده و با بياني شيوا باعث يادآوري و حتي تذکر به افراد جامعه نيز ميشوند.

سنايي در حديقه آورده است:
چون تو بيماري از هوا و هوس رحمت العالمين طبيب تو بست
هر که را از جلال مايه بود خرد مصطفاش دايه بود
بست ديوار بهر منت را سيرت او سراي سنت را
گر ندانيد اي هوا کوشان بشنويد اين سخن ز خاموشان
تا بگويند بر زبان خرد هر که دل داد دين او بخرد
کندراين کوره ي پر از کوران وندرين کارگاه مزدوران
ادب او به از خصال شما خرد او به از کمال شما
او دليل تو بست،راه مجوي او زبان تو بست،ياوه مگوي65
بيان زندگي پيامبران به شعر باعث ميشود تا فرد نسبت به مسائل جامعه دقيق تر شده و در پي انجام صحيح اموري شوند که مطابق با دين و رضايتمندي پروردگار خويش باشد. در جايي که شاعر با زبان ساده سخنان گوهر بار پيامبر اکرم(ص) را بيان مي کند.
چنين گفت پيغمبر راستگوي زگهواره تا گور دانش بجوي
از همان آغاز کودکي در اذهان چنين پرورش مي يابد که بايد در پي کسب علم و دانش بود و يادگيري علم به سن و سال مربوط نمي شود.
داستان معراج پيامبر که بسياري از شاعران مختلف آن را در اشعار خود به تصوير کشيده و چگونگي ملاقات پيامبر با خداوند را بيان نمودهاند، خود ميتواند براي درس معارف و اخلاق بسيار مفيد واقع شود؛ تا رمز و راز معراج پيامبر براي او تفهيم شود.
سنايي در حديقه آورده است:
شب معراج چون به حضرت رفت با هزاران جلال و عزت رفت
چون برفرف رسيد روح امين جست فرقت ز مصطفاي گزين
جبرئيل از مقام معلومش باز گشت و بماند محرومش
گفت شاها کنون تو خود بخرام که مرا بيش از اين نماند مقام
پيش از اين گر بيايم انگشتي يا بر اين روي آورم پشتي
همچو انگشت سوخته سر و پشت گرددم پا و پنجه و انگشت
جبرئيل اين سخن روايت کرد با ملائک همين حکايت کرد
گفت نز عجز بازگشتم من يا به گرد نياز گشتم من
مصطفي را صفا و قرب کرام به در ذوالجلال و الاکرام66
هر درسي که به صورت شعر آموخته شود يادگيري آن سهل تر و آسان تر ميشود از اين رو معلمين براي آموزش بسياري از درسهاي خود به متعلمين روش آموزش همراه با شعر را پيش ميگيرند.
بسياري از آيات قرآن کريم خود از يک نظم و آهنگ خاص برخوردار است که تأثير زيادي بر شنونده گذاشته و يادگيري چنين آياتي آسان تر و در رفتار مؤثرتر خواهد بود. در زمان پيامبر افراد تازه مسلمان با شنيدن آيات قران به وجد مي آمدند ، همين امر باعث شده بود تا کفار به پيامبر تهمت شاعري و ساحري بزنند، اما آيات قرآن آنقدر محکم بود که کفار نميتوانستند با آن مقابله کنند، چرا که اين آيات بر کسي وحي ميشد که سواد خواندن و نوشتن را نداشت و همه از اين امر متعجب بودند پيامبري که سواد خواندن و نوشتن ندارد چگونه ميتواند چنين سخناني را بگويد پس بايد به جايي متصل باشد که براي همگان قابل هضم نبود به جز کساني که لطف پروردگار شامل آنها شده بود.

2-4- ايمان:
ايمان در معني ((گرويدن)) عقيده داشتن ، نقيض کفر است ، در اصلاح به معناي گرويدن،عقيده داشتن،ايمن کردن،بيم داشتن،باور داشتن،باور داشت،اعتقاد،مقابل کفر.67
معني لغوي ايمان که ريشه ي آن ((امن)) است، در اصل به معني آرامش خاطر نفس و از بين رفتن ترس است و امن و امانت و امان معناي مصدري دارند و امان گاه اسم است براي حالت آرامشي که در جان آدمي پديد ميآيد و گاه اسم از جهت آنچه شخص بر آن ايمن شده است.68
در اصطلاح کلامي و عرفاني ايمان به معني گرويدن ، تصديق ، وثوق و اطمينان و در مقابل کفر است و نيز به معني خضوع و تصديق مطلق و ثبات و فضيلت آمده است . نزد اهل شرع تصديق به ((کل ما جاء به النبي)) است و ارکان و مظاهر اقرار به لسان و تصديق به دل و عمل به ارکان است و اصل آن تصديق است؟ و فرع آن اوامر و نواهي الهي و گردن نهادن بنده به هدايت حق است.69
سخن سنايي درباره ي ايمان
اصل ايمان و رکن تقوي دان کان ياقوت و گنج معني دان
هست قانون حکمت حکماء هست معيار عادت علما
نزهت جان ها ستايش او سلوت عقل ها نمايش او 70
ريشه را ايمان، و تقوي را پايه و اساس محکم آن بدان که آن دو مانند معدن جواهرات با ارزش هستند.
قرآن درباره ايمان مي فرمايد:
سوره حديد آيه 28: اي کساني که ايمان آورده ايد بترسيد از خدا و متقي شويد و به پيامبرش ايمان بياوريد تا خدا از رحمتش در بهره به شما داده شود و نوري از براي شما قرار داده ميشود که از روشنايي آن راه حقيقت را طي نماييد و بيامرزد گناهان را.
نظر نهج البلاغه درباره ي ايمان، خطبه ي 103:
و اين روزگار است که جز مومن بي نام و نشان از ان رهايي نيابد (اگر در ميان مردم باشد کسي آن را نمي شناسد و اگر در ميان مردم نباشد . کسي سراغ او را نمي گيرد آنها چراغ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد نهج البلاغه، وجود خداوند، عقل و جان، سوره بقره Next Entries پایان نامه درمورد عرفان و تصوف، نهج البلاغه، امام صادق