پایان نامه درمورد ضمن عقد، انتخاب همسر، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

نظريه حضرت آيت الله مکارم شيرازي:
معظم له ميفرمايد:
((دلائل موافقين روشن است و خلاصه آن اين است که ادله نکاح دائم و اطلاعات و آيات و روايات ، مانحن فيه را شامل ميشود، چرا که نکاحي است جامع همه شرائط، صيغه عقد دائم خوانده شده ، مهريه دارد، اگر حضور شهود را لازم بدانند شهود هم حاضرند پس تمام شرائط جمع است و صحيح ادله که ميگويد ((واحل لکم ما وراء ذلکم)) و (( احل الله النکاح و حرم السفاح و الزنا)) اين را هم شامل است و اما زدودن بعضي از حقوق ضرري به اصل نکاح نميزند و اين يک نوع تنازل و گذشت زن از بعضي از حقوق خود ميباشد چون حق اوست و ميتواند بگويد من نفقه ، دسکني و حق القسم نميخواهم ما اين دليل را بعبارت فقهي معمول اصحاب خود(شيعه) برده و به صورت فني تر بيان ميکنيم. گاهي زن درعقد چيزي را شرط نميکند ولي اخلاقا متعمد ميشود که چيزي از مرد نخواهد و اصلا مسئله تنازل از حق ، در صيغه نکاح قرار نميگيرد ، و اين بحثي ندارد و بسياري هستند که در متن عقد شرطي قرار نميدهند ولي اخلاقا متعهد ميشوند که چيزي مطالبه نکنند. ولي گاهي تنازل و گذشت از حق در متن عقد قرار ميگيرد که دو حالت دارد
بصورت شرط فعل
يعني را شرط ميکند به اين بيان که بگويد من با تو ازدواج ميکنم و از تو نفقه و قسم را طلب نميکنم؛
اين اشکالي ندارد چون حق اوست ، ولي شرط ميکند که مطالبه نکند ودر بسياري از موارد همين است و به زودي در مورد ارث خواهد آمد و خواهيم گفت پدر حق دارد به فرزند خود بگوييد که اين خانه براي تو بشرط اين که در هنگام تقسيم ارث ، چيزي را مطالبه نکني. نمي گويد به شرط اين که وارث نباشي بلکه مي گويد به شرط اين که مطالبه نکني که شرط فعل است و بلامانع ميباشد. زن هم در مانحن فيه متعمد شده که مطالبه نفقه و قسم نکند.58
به صورت شرط نتيجه :
به اين نحوکه مرد مي گويد: ((اتزوجک علي ان لايکون لک حق في نفقه و القسم)) يعني با تو ازدواج ميکنم به شرط اين که حقي نداشته باشي . دراين حالت(که تنازل از حق بصورت شرط نتيجه و اسقاط حقذ ميباشد) قابل بحث و ايراد است که آيا اين حق قابل اسقاط است؟ به عبارت ديگر اين حق که قابل گذشت است ، آيا قابل اسقاط هم هست؟ ممکن است کسي بگويد: اين حکم الهي است که مرد بايد نفقه همسرش را در عقد دائم بدهد و تقسيم عادله مبيت را انجام داد و اگر نکند خلاف حق رفتار کرده است، آيا اين حق قابل اسقاط است ؟ اين اول کلام است و اگر شک هم کنيم که قابل اسقاط هست يا نه ، اصل اين است که غير قابل اسقاط باشد و لذا بعضي از متاخرين هم که نکاح مسيار را صحيح دانسته اند ، معتقدند که به صورت شرط نتيجه نباشد بلکه بصورت شرط فعل باشد.
نتيجه:
اگر ميخواهند ازدواج مسيار کنند بايد شرط را در متن عقد نياورند واگر شرط را در متن عقد آورند به صورت شرط نتيجه ، چون مشکوک است براي شرط فعل بعضي شاهدي از صحيح بخاري و صحيح مسلم آورده اند که سوده بنت زمعه (يکي از همسران پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ) پيرشده بود و به حضرت عرضکرد يا رسول الله من حق قسم خود را به عايشه بخشيدم ، پس زن ميتواند از حق خود تنازل نمايد. آيا ميتواند ارث را هم در ضمن عقد نکاح شرط کند ؟ بعضي از بزرگان نسبت به ارث سخت گيري کرده و معتقدند نسبت به ارث نميشود، چون ارث يکي از احکام الهي است که تابع نسبت و سبب است و حکم الهي غير قابل تغيير است و حق نيست ، کما اين که عکس آن هم ممکن نيست ، يعني (من ليس بوارث) را درضمن عقد لازم ذکر کنيم که وارث شود واين که بعضي از پدرها بچه اي را از ارث محروم ميکنند صحيح نيست ، چون ارث اسقاطا و اثباتا تابع حکم الهي است لذا ما در مورد عقد متعه هم گفته ايم که اگر شرط کند که ارث ببرد مشکل است .
علماء اهل سنت از کنار ارث بي صدا گذشته اند و فقط از نفقه و قسم صحبت کرده اند . ما معتقديم در مورد ارث بين شرط فعل و شرط نتيجه فرق است ، به اين بيان که ميگوييم شما حق ارث داريد اما شرط ميکنيم که مطالبه نکنيد.
بسياري از پدرها در حال حيات سهم فرزندان بزرگتر را ميدهند و ميگويند بقيه اين اموال بماند ، براي صغيرها بشرط اين که شما حق ارث خود را ببخشيد نه اين که سهم ندارند پس به صورت شرط فعل باشد اشکالي ندارد.
بنابر اين زوجه مسيار که به صورت زوجه دائم است ، شرط ميکند که من حق ارث خودم را به بقيه ورثه ميبخشم و اين خلاف شرع نيستو بدون شرط و با شرط ميتواند سهم خود را ببخشد.59

فصل دوم

پيشينه بحث ازدواج با غير هم کيش
– نکات مهم-
اهميت ازدواج‏
الف- شکي نيست که ازدواج و ميل به زناشويي در زن و مرد از غرايز اوليه نوع بشر است و هر انساني به صورت طبيعي علاقه مند به ازدواج و توليد مثل مي باشد؛ به تعبير ديگر، هر انساني در صدد است که از طريق توليد مثل، حيات موقت و پايان پذير خويش را از طريق بقاي فرزند دايمي سازد.
پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلّم، در مورد اهميت ازدواج مي فرمايند: (ما بُني بناء في الإسلام أحبّ إلي اللّه عزّوجلّ من التزويج) و همچنين از ايشان نقل شده که فرمودند: (ما من شيء أحبّ إلي الله عزّوجلّ من بيت يعمر في الإسلام بالنکاح) 60
ب- همچنين از ديرباز انسانها متوجه تأثير سلامت پدر و مادر در سلامت فرزند بوده اند. از اين جهت در طول تاريخ، همه ملل در انتخاب همسر، امور زيادي را مراعات نموده و امر ازدواج را با ملاحظه شرايط زيادي انجام مي داده اند.
در اين زمينه توصيه هاي فراواني از حکيمان جوامع ملل مختلف نقل شده و مردمان به آن پاي بند بوده و در امر مقدس ازدواج، آنها را مراعات مي نموده اند؛ چنان که از پيامبراکرم صلي الله عليه و آله وسلّم، و ديگر امامان معصوم عليهم الاسلام نيز چنين توصيه هاي ارزنده اي را در کتب مختلف مشاهده مي کنيم. به عنوان نمونه، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد: (انظر في أي نصاب تضع ولدک فإنّ العرق دساس‏)61 بنگر که فرزندت را از چه فاميلي به دست مي آوري، چه اين که اخلاق و خصايص هر فاميلي در نسل آنها باقي مي ماند (و انحرافهاي اخلاقي آنان تأثير سوء خود را در فرزندان آنها نيز به جا خواهد گذاشت). بنابراين، همگان بايد در انتخاب همسر دقت کافي کنند و از بهترين افراد براي خويش همسر برگزينند.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلّم، در روايتي ديگر فرمود: (إيّاکم وخضراء الدمن. قيل:
يا رسول اللّه وما خضراء الدّمن قال : المرأة الحسناء في منبت السوء)62
از نزديک شدن به علف هاي با طراوتي که در مزبله ها مي رويد اجتناب کنيد! پرسيدند که مقصود از علف هاي مزبله چيست پيامبر صلي الله عليه و آله وسلّم، فرمود: مقصود من زنان زيبارويي هستند که در خانواده هاي آلوده پرورش يافته اند.).
ج- از جمله اموري که ملــــل مختلف در گذشته در انتخاب همـــسر خويش مراعات مي نمودند و سخت پاي بند به آن بودند، اين بود که مي کوشيدند همسر آنان از نظر اعتقادي نيز سالم باشد، بدين معنا که معتقد بودند، همان گونه که سلامت جسمي پدر و مادر در سلامت جسمي فرزند مؤثر است، سلامت روحي و اخلاقي و عقيدتي نيز در سعادت فرزند مؤثر خواهد بود، و به همين جهت مردمان از ديرباز از ازدواج با افراد غير همکيش خود اجتناب داشته اند؛ بنابراين، نهي از ازدواج با بيگانه عقيدتي اختصاص به اسلام نداشته، بلکه در اديان ديگر نيز از ازدواج با بيگانگان عقيدتي نهي شده است، مي توان گفت: مانند بسياري از مسائل اجتماعي ديگر، اسلام در اين مسأله نيز اصلاحات مهمي به وجود آورده از جمله بر تصورات غلطي که در ديگر ملل مطرح بوده، خط بطلان کشيده است و مراحلي از اختلاف عقيده را به خصوص در صورتي که ازدواج در جامعه اسلامي صورت گيرد موجب بطلان عقد ازدواج ندانسته است، اسلام آيين فطرت است؛ بنابراين، معيار حليّت در آن، طيّب و پاک و مفيد بودن و معيار حرمت، ناپاک و خبيث بودن يک چيز است. از اين جهت، هر چيزي را که عقل آدمي براي جامعه مفيد تشخيص دهد، از ديدگاه اسلام مجاز، و هر آن چه را مضر تشخيص دهد، از نظر آيين اسلام نيز ممنوع خواهد بود؛ و از آن جا که اسلام عقايد پدر و مادر را مشمول قوانين توارث نمي دانسته و معتقد بوده که هر کودکي با فطرتي پاک و سالم و الهي به دنيا آمده (کل مولودٍ يولَد علي الفطرة) ازدواج با مخالف عقيدتي را در همه صور آن به طور کلي و مطلق منع نکرده است. مطالعه تطبيقي فقه و اسلام با نظام هاي حقوقي يهود و مسيحيت و آيين زرتشت، گذشته از مزاياي فوق فوايد گسترده ي ديگري نيز با خود دارد، زيرا ترديدي نيست که آيين الهي اسلام در جزيرة العرب به ظهور پيوست و مخاطبان آن در ابتدا ملت عرب بودند. اين مردم به طور قطع از نظر حقوقي و ارزش هاي اجتماعي از آداب و رسوم کشورهاي متمدن مجاور خويش، مانند ايران و روم و حبشه متأثر بوده اند و نظام حقوقي و فقهي اسلام نيز که بيشترين اصول و قواعد آن امضايي و مؤيد سير? عقلا در اين منطقه بوده است.به طور قهري متأثر از نظام هاي حقوقي کشورهاي مجاور بوده و لذا آشنايي ما با نظام حقوقي کشورهاي مجاور مي تواند در فهم قوانين اسلام نيز ما را تا حدودي ياري دهد.
مهمتر اين که شرايع الهي موسي و عيسي و نيز شريعت زرتشت به حکم سبقت تاريخي بر شريعت اسلام و معروفيت اين شرايط در جزيرة العرب و نيز گرايش گروه هايي از مردمان عرب به شرايع ياد شده اين تأثير پذيري را جدي تر و مشخص تر مي سازد.
زيرا يهوديان از ديرباز در جزيره العرب حضور گسترده اي داشتند و به خصوص پس از گرايش کنستانتين به مسيحيت، ضرورتاً تعداد بيشتري از آنها به جزيرة العرب روي آوردند؛ گذشته از اين که به نقل قرآن کريم اين شريعت از دوران حضرت سليمان و ايمان آوردن بلقيس، ملکه قوم سبا، به آن حضرت، طرفداراني در يمن نيز بدست آورده است.
يکي از مشترکات اديان الهي و بلکه مرام هاي الهي و غير الهي مسأل? (ازدواج با بيگانگان) است که هر چه به گذشته باز گرديم و پيشتر برويم ملاحظه مي کنيم که اقوام ملل مختلف ازدواج با بيگانگان را تحريم نموده و سخت از آن اجتناب داشته اند. گو اينکه گذشت زمان و ضرورت روابط بين المللي احساس تفرقه اقوام و ملل را ملايم تر نموده و آنها را در جهت وحدت و يگانگي قرار داده ولي ترديدي نيست که اسلام با هم? اين مرام ها تفاوت بسيار زيادي داشته و در تمام مقررات داخلي و بين المللي، تحولاتي چشمگير پديد آورده و از جمله در مسأله ازدواج با بيگانگان، تسامح و تساهل زيادي ايجاد کرده است؛ لذا مي توان گفت: اسلام اولين آييني است که به مردان پيروان خود اجازه برقراري پيمان زناشويي با پيروان ديگر اديان را داده است.هر چند در گستر? اين آزادي ازدواج فقهاي اسلام ترديد نموده و تقريباً هم? فقها ازدواج با بيگانگان را مخصوص مردان مسلمان را با زنان اهل کتاب دانسته اند، ولي در روابط جنسي، برخي از فقهاي شيعه و اهل سنت اين جواز را تعميم داده و شامل افراد غير اهل کتاب نيز دانسته اند.
اجمالاً در مقايسه بينش اسلامي در زمين? ازدواج با بيگانگان با نگرش ديگر اقوام و ملل و نوع استدلال آنها بر اين ممنوعيت و بيان علت تحريم ازدواج با بيگانگان به نکات جالبي بر ميخوريم که تا حدودي مي تواند در تبيين موضع واقعي اسلام موثر باشد.ضمن اينکه در اين مقايسه گوش? ديگري از امتيازات شريعت مقدس اسلام بر هم? اديان و مرام هاي الهي و غيرالهي مشخص مي گردد. تا آنجا که مي توان گفت تنها دين الهي که بردباري لازم را در روابط ملت ها دارد اسلام است و لااقل با اطمينان مي توان گفت که قبل از اسلام هيچ مرامي داراي اين سع? صدر و انسان نگري به معناي واقعي نبوده است.
گفتار اول :ازدواج با غير هم کيش در آيين يهود
ازدواج با غير يهودي در بين يهوديان رايج بوده است. و در برخي از کتب ديني آنان ماجراي يهودياني ذکر شده است که توسط کوروش آزاد شده و از اسارت بابل برگشته بودند و با اقوام محلي فلسطين چون کنعانيان، حتّيان، پريزيان، يبوسيان، عمّونيان، موآبيان، مصريان و اموريان ازدواج کرده بودند.63
اما در اکثرکتابهاي مقدس يهود که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد عقد نکاح، نکاح موقت، عقد ازدواج Next Entries پایان نامه درمورد عقد ازدواج