پایان نامه درمورد صدق و کذب

دانلود پایان نامه ارشد

الحمائم ” ابراهيم را جزء شعرهاي رمزي او مي دانند اما چنين

به نظرنمي رسد ودرست ترآن است که بگوييم در اين قصيده پرستاران سفيد پوش به کبوتران

سفيد شبيه شده اند و حتي بيشترچنين به نظرمي رسد که ابراهيم دو قصيده مجزا را که در

زمانهاي متفاوت سروده در يک قصيده بنابر وحدت وزن و موسيقي و قافيه گرد آورده است ،

اوابتدا به وصف کبوتران سفيد ،حرکات وزادگاه آنها مي پردازد و سپس با مهارتي زيبا منظور

خود را با تشبيه پرستاران که منظورنهايي وي است به اين پرندگان بيان مي کند . (طه ، 1992م

، صص320و 321 )

المحسناتُ إلي المريض غدونَ أشباهاً لهنّه ( ابراهيم ط. ،2005م، ص429)

پرستاران مهربان در حق بيمار شبيه اين کبوتران زيبايند .

به طور خلاصه مي توان گفت رمز براي ابراهيم مفهومي پيچيده که نياز به تفکر و انديشيده

طولاني داشته باشد، نيست و آن را براي اينکه مخاطب را در معناها غرق کند به کار نمي برد

بلکه مضموني است قابل فهم وقابل درک براي مخاطب به اين معنا که رمزبه کاررفته در شعر

اواگر چه معناي لغوي خود را از دست نمي دهد اما دراصطلاح چيزي است، بيشتر شبيه يک

تشبيه و استعاره تا رمز .

2 . معاني

علم معاني علمي است که احوال لفظ عربي مطابق بامقتضاي حال مخاطب به وسيله آن شناخته

مي شود و معمولا درهشت باب مورد بررسي قرارمي گيرد : 1- احوال اسنادخبري،2- احوال

مسند اليه ، 3- احوال مسند، 4- احوال متعلقات فعل ، 5- قصر، 6- إنشاء ،7- فصل و وصل ،

8- ايجاز و اطنـاب و مسـاواة ( القزويني ، 1985م ، ص15) . بنيانگـذارايـن علم شيخ عبـد القادر

جرجاني متوفي سال 471ه. است و ارزش و فايده آن درشناخت معجزه هاي کلامي قرآن کريم

مي باشد. ( هاشمي ، 1377ش، ص42) .

از بابهاي مذکور دو مورد إنشاء و قصر بررسي مي شود .

الف ) إنشاء : کلامي است که احتمال صدق و کذب ( راستي ودروغ ) آن به نفسـه ممکن

نيست ، چرا که درعالم خارج واقعيت و وجودي که با آن مطابقت داشته يا نداشته باشد،موجود

نيست . به دو شيوه طلبي و غير طلبي تقسيم مي شود .

1. غير طلبي : بـه کلامـي اطلاق مي شود کـه درآن هدف وخواستـه اي منظـورنمـي شود

و با اسلوب و صيغـه هاي زيادي ساخته مي شود از جمله : 1- صيغـه هاي مدح و ذم کـه با

فعلهاي ” نعم ” ، ” بئس” ، ” حبذا ” و ” لاحبذا ” و… به کار برده مي شوند . 2- تعجب :

که با دو صيغه “ما أفعله ” و” أفعل به ” به صورت قياسي استعمال مي شود.3- قسم که باسه

حرف ” باء ، واو ، و تاء ” وفعل ” أقسم ” ويا آنچه که درمعناي اين فعل باشد مانند” أحلف ”

و … ساخته مي شود . 4- رجـاء ( اميد ) : با حرف ” لعلّ ” يا سـه فعل ” عسـي ، حـري ، و

إخلولق ” همـراه است . ” لعلّ ” هرگاه معناي اميد ازآن فهميده شود ازصيغه هاي انشاي غير

طلبي است در غير اين صورت ممکن است به معناي ” کي ” يا ” ظنّ ” باشد . 5 – عقود :

به فعلهايي مانند ” بعت ” ( فروختم ) ، ” إشتريت “( خريدم ) و” وهبت “( بخشيدم ) اطلاق

مي گردد.
انشاي غيرطلبي جزء مباحث علم معاني نيست چون که از لحاظ بلاغي اهميت چنداني ندارد و

اهتمام و توجه صاحبان بلاغت به انشاي طلبي است .( عتيق ، بي تا، ص66)

2. طلبي : کلامي است کـه در آن خواسته مورد نظر بـه هنگام طلب حاصـل نشده است و بـه

پنج نوع امر ، نهي ، استفهام ، تمني ، و ندا تقسيم مي شود .

2, 1. امر : طلب انجام کارازمخاطب بـه شکل الزامـي وحتمـي کـه بـه چهـارشيـوه صورت

مي پذيرد : 1- با فعل امر: ” يا يحيي خُذ الکتابَ بِقوَّة ” ( مريم : 12) ، 2- مضارع مجـزوم

به لام امر : ” لِيُنفِق ذو سعَتِهِ ” ( الطلاق : 7) ، 3- اسم فعل امر : ” عليکم أنفسَکم لايَضُرُّکُم

مَن ضلُّ إذا إهتديتم “( المائدة : 105) ، 4- مصدرجانشين فعل امر : ” وَ بِالوالدَين إحساناً ”

( البقرة :83 ) . (هاشمي ، 1377ش ، ص71)

فعل امر گاهي از معناي خود خارج و در معاني مجازي زير به کار گرفته مي شود :

1- دعاء : و آن طلب امري ناچيز ازشخص بزرگ و مهمي مانند درخواست مخلوق از خالقش

است: ” ربَّنا إنّنا سَمِعنا مُنادياً يُنادي لِلإيمان أن آمِنوا بِرَبِّکُم فَآمَنّا ،رَبَّنا فاغفِرلَنا ذنوبَنا و… ”

( المائدة : 105)

2- التماس : و آن طلب ميان دو دوست ودو همسان است : أعطِني القلم أيّها الأخ .( اي برادرقلم

را به من بده )

3- إرشاد : و آن طلبي است خالي از تکلف و دستور بلکه همراه با نصيحت و دلسوزي مانند

کلام پدر به فرزند : يا بني إستعِذ بِاللهِ مِن شرار الناس . ( اي فرزندم از شرارت مردم بدنهاد به

خداوند پناه ببر )

4- تمنّي : طلب امري محبوب و دوست داشتني که اميد دست يافتن به آن محال است :

يا دار عبلة بالجواء تکلّمي وَ عمي صباحا دار عبلة و اسلمي

اي سراي عبله در بيابان سخن بگو در حالي که صبحگاه رهاشدي و در تنهاييت غوطه ور گشتي .

5- تخيير : و آن طلبي است که مخاطب را در انتخاب ميان دو امر مختار مي کند : تزوُّج هنداً

أو أختَها . ( با هند يا خواهرش ازدواج کن .)

6- إباحة : زماني که مخاطب گمان مي کند انجام کاري برايش حرام است کـه با طلب آن

برايش ممکن و حلال مي شود : ” کُلُوا مِن الطيِّبات ” ( المؤمنون : 51 )

7- تعجيز: از مخاطب امري که او از انجام آن ناتوان است طلب مي شود و هدف اثبات عجزو

ضعف وي است : ” وَ إن کُنتم في ريبٍ مِمّا نزّلنا علي عَبدِنا فأتوا بسورةٍ مِن مثلِهِ ” ( البقرة:

23) .

8- تهديد : امري است همراه با تهديد و ترساندن مخاطب : ” إعملوا ما شِئتم إنَّهُ بِما تعمَلونَ

بَصير ” ( فصِّلت : 40 )

9- تحقير : درلابه لاي طلب ،اهانت وخواري مخاطب به چشم مي خورد ،مانند اين بيت جرير

درهجاي فرزدق :

خذوا کُحلاً وَ مَجمرة وَ عطراً فلَستم يا فرزدق بالرِّجالِ

سرمه و آتشدان و عطر برگيريد ، چرا که شما از جمله مردان نيستيد اي فرزدق !

10- إکرام : مانند: ” ادخلوها بسلامٍ آمنين ” ( الحجر: 46 ) .

وموارد ديگري همچون ” إمتنان، تکوّن ، تفويض، إذن واعتبار” مي باشند .( الديباجي،1376ش

، صص42و43و44) .

ديوان ابراهيم خالي از اين شيوه بلاغي نيست :

1- کَفکِف دموعَکَ ، ليسَ ينفعُکَ البُکاءُ وَ لا العَويلُ ( ابراهيم ط. ، 2005م ، ص276)

گريه نکن، زيرا که گريه و زاري سودي ندارد .

معناي مجازي : التماس

2- و انهض و لا تشکُ الزمانَ ، فما شکا إلّا الکسول (هــمــــان ، ص276 )

برخيز و از روزگار شکايت نکن، زيرا فقط فرومايگان زبان به شکايت مي گشايند.

معناي مجازي : ارشاد

3- و اسلک بهمّتکَ السَّبيلَ ، و لا تقل کيف السّبيل (همان ، ص276)

با همت و پشتکار اين راه را بپيماي و از چگونگي راه سخن مگوي.

معناي مجازي : ارشاد

4- أُقعُد فما أنتَ الذي يَسعي إلي إنهاضِها (همان ، ص 278)

بازايست، چرا که تو کسي نيستي که اقدام به برپايي وطن کند .

معناي مجازي : تحقير

5- شـدّوا المَـوَدّة وَ التـآلفَ و التـفاؤلَ فـي قــرَن (همان ، ص 291)

دوستي و برادري و خوشبيني را در ميان دوستان محکم کنيد .

معناي مجازي : ارشاد

6- فکِّر بموتِکَ في أرضٍ نشأتَ بها وَ اترُک لِقبرِکَ أرضاً طولُها باعُ (همان ، ص 294)

به مرگت در سرزميني که در آن رشد کرده اي بينديش و براي گورت زميني به طول يک باع ( فاصله ميان

دو دست کشيده ، تقريبا يک متر ) باقي بگذار .

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد "، کنايه، همان، Next Entries منابع پایان نامه درمورد ادب مقاومت