پایان نامه درمورد سیره نبوی، فضیلت اخلاقی، فقهی و حقوقی، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

«يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون كَبُر مقتاً عند الله أن تقولوا ما لاتفعلون؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد چرا چيزي را كه انجام نمي‌دهيد مي‌گوييد، خشم بزرگی نزد خدا منتظر شماست اگر بگوییدآنچه را که عمل نمیکنید».299
4-7 – 2- 5. محروميت از الطاف الهي
کسي که پيمان‌شکن باشد در چشم مردم بي‌ارزش و از احترام او کاسته مي‌شود و چنين فردي از الطاف الهي محروم می‌شود. هم چنان که گفته شد در تفسیر سورهی مائده آیهی 1 خداوند اشاره میکند که وفاداران را مورد لطف و حمایت خود قرار میدهد. و این گویای این است که پیمان‌شکنان از لطف خاص الهی محروم میشوند.
4-8. دلایل وفا و عدم وفای به عهد
حال با توجه به ذکر ثمرات و زیانهای وفای به عهد این سؤال مطرح میشود که چرا با وجود اهمیت ویژهی وفای به عهد بعضی از افراد به عهدهای خود وفادار نیستند؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت از آنجا كه شناخت انگيزههاى صفات برجسته و همچنين رذائل اخلاقى تأثیر مهمّى بر تحصيل فضائل و درمان رذائل دارد، لازم است در اينجا انگيزه هاى وفادارى و پيمان شكنی را ذکر کنیم. 300
4-8-1. دلایل وفای به عهد
1- ايمان راستين و وفور و قوت آن و اعتقاد به توحيد افعالى خداوند و همچنین باتقوایی از اسباب وفادارى و پايبند بودن به عهد و پيمانهاست چرا كه پيمان شكنان براى منفعت عاجل به سراغ اين كار زشت مى روند و قدرت و رازقيّت خداوند و وعده هاى او را به فراموشى مى سپارند. از همین روست که پیامبر گرامی (ص) میفرمایند: «لا دینَ لِمَن لا عَهدَ لَهُ؛ هر که پیمان نگاه ندارد دین ندارد».301
2- شخصيّت درونى ذاتى انسان انگيزه ديگرى بر وفادارى است. افراد با شخصيّت هرگز به خود اجازه پيمان شكنى نمى دهند و پيمان شكنى را نشانه ضعف و زبونى و فقدان شخصيّت مى شمرند.
3- کسانی كه از عقل و خرد بيشترى بهره مندند و آثار نيك وفادارى و زيانهاى پيمان شكنى را به خوبى درك مى كنند هرگز از آن فضيلت اخلاقى دست برنمى دارند و به اين صفت رذيله تن درنمى دهند.
4 – 8 – 2. دلایل عدم وفای به عهد
دلایل زیادی برای پیمان شکنی و خلف وعده وجود دارد که ذکر همهی آنها در اینجا مقدور نیست و لذا تنها به برخی از آنها اشاره میکنیم.
1- یکی از اصلیترین دلایلی که انسانها وفای به عهد ندارند ضعف ایمان و کمی پرهیزگاری و حتی عدم دینداری و عدم ترس از خدا و روز قیامت است. چنانکه رسول اکرم (ص) میفرمایند: «لا ایمانَ لِمَن لا أَمانَهَ لَهُ وَ لا دینَ لِمَن لا عَهدَ لَهُ؛ هر که امانت ندارد ایمان ندارد و هرکه پیمان نگه ندارد دین ندارد». 302
2- جهل و بى خبرى و غفلت از وجوب وفای به عهد و عدم آگاهی از آثار شوم پيمان شكنى درباره فرد و جامعه، يكى ديگر از عوامل تن در دادن به اين رذيله اخلاقى است درست مانند كسى كه غذاى به ظاهر شيرين امّا در باطن مسموم به زهر كشنده را با ميل و اشتها مى خورد و از عاقبت كار خبر ندارد.
3- دلیل دیگر پیمان شکنی و نادیده گرفتن پیمانها ضعف شخصیت انسان است. اینکه انسان خود را قوي مي‌بينيد و یا اینکه در کنار قدرتی قرار میگیرد و از آن قدرت و یا هر چیزی یا کسی که مافوق اوست، میترسد و از وفای به عهد خود سر باز میزند. 303
4- از دیگر علتهایی که موجب نادیده گرفتن پیمانها میشود خودخواهی و بی اعتنایی به حقوق دیگران و کمی شرم و حیا است و فرد خودخواه که محور زندگی او را غرائز حیوانی تشکیل میدهد نمیتواند خداخواه و حق جو (که خصیصه یک مسلمان است) باشد.
5- یکی دیگر از علتهای نقض عهد بخل و حسادت و حب مال است. آیهی 57 سورهی توبه و آیههای بعد از آن یعنی تا آیهی 8 طائفهی دیگر از منافقین را یادآور میشود که از حکم صدقات تخلف ورزیده و از دادن زکات سر پیچیدند. با اینکه قبلاً مردمی تهی دست بودند و با خدا عهد کرده بودند که اگر خدای تعالی به فضل خود بی نیازشان سازد حتماً تصدق دهند، و از صاحبان باشند ولی بعد از آنکه خدای تعالی توانگرشان ساخت بخل ورزیده و از دادن زکات دریغ نمودند. آیهی 76 چنین معنی میدهد: «این بخل به سبب این که مستلزم خلف وعده و پایداری در دروغ بود، سبب نفاق یعنی مخالفت باطن ایشان با ظاهرشان شد.نکتهی دیگری که از این میتوان برداشت کرد این است که خلف وعده و دروغ در سخن از علل نفاق و نشانه های آن است.پس میتوان یکی از دیگر از دلایل نقض عهد را نفاق و دو رو بودن و خیانتکار بودن انسان دانست. 304
6- خستگی روح و به تنگ آمدن انسان و مشغله های زیادی که انسان گاهی در شرایط سخت زندگی برایش اتفاق میافتد یکی دیگر از دلایل نقض عهد و پیمان شکنی انسان است.305
7- با توجه به آیهی قرآن که خداوند میفرماید همانند آن زن سبک مغز نباشید که پشمهای تابیده خود را پس از رشتن دوباره وا میتابید. از این تعبیر میتوان چنین استفاده کرد که عدم پایبندی به سوگندها و عهدها نوعی سبک مغزی و حماقت است. 306
4-9. طرق درمان عدم وفای به عهد
الف) آموزش وفای به عهد در کودکی؛ اولین مکانی که افراد باید وفای به عهد را یاد بگیرند و آن را به عنوان یک فضیلت و یک اصل و ارزش اخلاقی بپذیرند خانواده است . پس یکی از راههای آموزش وفای به عهد در دوران کودکی است. کودکان با سرشت پاک به دنیا می‌آیند و این سرشت پاک پذیرای آموزشهای خانواده و محیط اجتماعی خواهد بود. والدین به عنوان اولین الگوی رفتاری، مبنای اعمال و رفتار کودک خود قرار می‌گیرند.
نقش توامان پدر و مادر در تربیت فرزندان و پرورش فضایل اخلاقی و دینی را نمی توان منکر شد و اهمیت آن را در زندگی آتی فرزندان نادیده گرفت. از همان دوران کودکی والدین به فرزندانشان متعهد می‌شوند که وظایفی را در قبال آنها انجام دهند و آنها نیز عهد و پیمان بسته شده را درک می‌کنند واز ارزش آن آگاهند، در صورتی که والدین به عهد و پیمان خود وفا نکنند در مقابل این عمل والدینشان، عکس العمل نشان می‌دهند و نارضایتی خود را اعلام می‌کنند.
این ارتباط دو سویه است، یعنی کودکان از والدینشان وفای به عهد را می‌آموزند و در قبال عمل به تعهداتشان در قبال پدرو مادر خواهانند که والدین نیز اینگونه رفتار کنند. می‌توان گفت در فطرت آدمی وفای به عهد نهفته است و آن را با عمق وجود از همان ابتدا درک می‌کند.
توجه والدین به تقویت این فضیلت اخلاقی به فرزندان کمک می‌کند تا در طول زندگی، آثار مثبت آن را ببینند، زیرا تعهد به عهد و پیمان در تمام مراحل زندگی دیده می‌شود.
ب) یکی دیگر از راههایی که برای درمان پیمان شکنی وجود دارد این است که افراد قبل از هر چيز به تقويت پايه هاى ايمان خويش بپردازند چرا كه دانستيم پيمان شكنى از آثار ضعف ايمان و يا فقدان آن است اگر سطح معرفت آنها درباره خداوند بالا برود و همه چيز را به دست با كفايت او بدانند هرگز براى تحصيل مال و مقام و جاه و جلال دست به دامن اين صفت رذيله نمى زنند.
ج) راه دیگر این است که افراد آثار شوم عهد شکنی را مطالعه كنند و بیندیشد كه اين كار گرچه در كوتاه مدّت ممكن است سودى به همراه داشته باشد ولى در دراز مدّت سبب سرشكستگى و بى اعتبارى و بى آبرويى در ميان دوستان و آشنايان و در كل جامعه مى شود و بزرگترين سرمايه هاى خويش يعنى اعتماد مردم را به كلى از دست مى دهد، هم در پيشگاه خالق روسياه است و هم در برابر خلق خدا، و نمونه هاى عينى آن در زندگى روزمره و در تمام طول تاريخ در برابر چشمان ما قرار دارد، به يقين توان ترك اين رذيله را پيدا خواهند كرد.307
د) راه دیگر عادت دادن افراد به فضايل اخلاقي است. وقتي انسان عملي را پيوسته تكرار كند، به تدريج با آن خو مي‌گيرد و حالتي در نفس وي به وجود مي‌آيد كه در اصطلاح به آن عادت مي‌گويند.308
از ديدگاه علماي اخلاق و تربيت، عادت دادن افراد به كاري، از راه‌هاي مهم تربيتي در پيش‌گيري از بروز ناهنجاري‌هاي اخلاق اجتماعي است. اگر انسان در زمان مناسب، به اعمال صالح و فضيلتهاي اخلاقي عادت كرد، بعدها هم بدان پايبند خواهد بود. مولاي متقيان، حضرت علي عليه السلام درباره عادت دادن نفس به اعمال نيك و پسنديده ‌ميفرمايد:
عَوّد نَفْسَكَ فِعلَ المَكارِم، وَ تَحمُّلَ أَعْباءِ المَغَارِم، تَشرُف نَفْسُك وَ تَعمُر آخِرَتُكَ وَ يَكْثُر حَامِدوُكَ.309
نفس خود را به انجام دادن اعمال نيك و تحمل بار غرامت‌هاي مردم عادت بده تا نفست شريف و آخرتت آباد شود و ستايشكنندگانت بسيار گردند.
و) توجه انسان به احاطه علمی خداوند بر رفتارش، موجب میشود که انسان به این درک برسد که تمام رفتار او تحت کنترل است و رسیدن به این در ک، مانع شکستن عهد و سوگند است.
هـ) ارزیابی قدرت هنگام تعهد
به خاطر اهمیت فوق العادهای که وفای به عهد دارد در تعلیمات اسلامی آمده است هر کس بخواهد به دیگری وعده ای بدهد باید در موقع دادن تعهّد، قدرت خود را ارزیابی کند که آیا می تواند به وعده ای که می دهد وفا کند یا نه و درصورتی که توانایی ندارد وعده ندهد تا بعداً دچار خلف وعده نشود.

نتیجهگیری
در این رساله وفای به عهد در اخلاق اسلامی با تاکید بر آموزه ها و سیره نبوی بررسی شد و از دستاوردهای آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- وفای به عهد یک اصل مهم و سرنوشت ساز در زندگی است. به گونه ای که بدون آن پابرجایی هیچ اجتماع انسانی قابل تصور نمی باشد و انسانها قادر به ادامه حیات خویش به صورت انفرادی نیستند و یکی از امور فطری در انسان و از مستقلات عقلیه است یعنی از اموری است که انسان بدون ارجاع به شرع به اهمیت و وجوب آن پی میبرد و در فطرت اصیل انسانی امری لازم و ضروری است و هر انسان آزاده ای در اعماق وجود خود، حُسن رعایت آن و قبح زیر پا نهادنش را در می یابد.
2- وفای به عهد به عنوان عامل کلیدی در روابط انسانها دارای اقسامی است که خود این اقسام، بر اساس اقسام عهد مشخص شدند و به دو قسم «عهد الهی» و «عهد انسان» تقسیم شدند که عهد الهی شامل عهد خدا با عموم مردم و با پیامبران الهی میباشد و عهد انسان نیز شامل عهد انسان با خدا، با دیگران و با خود میشود که باز عهد انسان با خلق نیز خود شامل عهدهای اجتماعی- سیاسی- اقتصادی – نظامی است.
3- وفای به عهد به عنوان یک فضیلت اخلاقی در نظر علمای اخلاق و فیلسوفان مسلمان دارای اهمیت والایی است. در نظر برخی از آنان در تقسیمبندی فضایل تحت فضیلت عدالت است و در نگاه برخی دیگر زیر مجموعه فضیلت صداقت و همچنین حکمت است و با فضایلی همچون عدالت، صداقت و امانتداری و تقوا و غیره ارتباطی تنگاتنگ دارد .با این که از لحاظ اخلاقی لازم و ارزشمند است و وجوب اخلاقی دارد اما اگر این عمل واجب و ارزشمند که موجب استکمال نفس و سعادت انسان میشود در حین عمل با دیگر فضایل در تعارض قرار بگیرد باید با درجهبندی ارزش فضایل دیگر در پی حل آن تعارض برآمد.
4- وفای به عهد یکی از احکام وجوبی در اسلام است که هم از لحاظ اخلاقی و هم از لحاظ فقهی و حقوقی با توجه به آثار و نوشتههای موجود در هر حوزه به آن پرداخته شده است و در هرکدام از این حوزه شرایطی برای آن در نظر گرفتهاند که اکثر این شرایط در دو حوزه فقهی و حقوقی دارای جنبهی اخلاقی نیز هستند. وفای به عهد در جنبهی حقوقی بیشتر مربوط به تعهداتی است که در بین انسانها صورت میگیرد و به صورت کتبی در آمدهاند و شامل عهدهایی مثل عهد انسان با خدا و یا با خود نمیشود.
5- با توجه به آیات قرآن و سیره نبوی روشن شد که انسان میتواند در تعهداتش با خلق، با دشمن و حتی با کافر هم عهد ببندد که در یک چارچوب خاصی ضوابط و مقرراتی برای آن در متون دینی ذکر شده است و با رعایت این ضوابط هیچ مانعی در عهد بستن با دشمن و کافر وجود ندارد و اسلام اجازه نمی دهد که یک فرد با ایمان، عهد خود را حتی با فردی کافر زیر پا بگذارد مگر در شرایط خاصی که برای آن ذکر کرده است.
6- با وجود اینکه وفای به عهد در حوزههای مختلف حکم ایجاب دارد اما عدهای از انسانها وفای به عهد ندارند. دلایل زیادی میتوان برای آن ذکر کرد از جمله عدم آگاهی مردم از وجوب آن، ضعف ایمان انسانها، سستی اراده و شرایط روحی انسان ها و غیره.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد امام صادق، عشق و محبت، رسول خدا (ص)، محبت خداوند Next Entries پایان نامه درمورد فلسفه اخلاق، حوزه علمیه، دانشگاه تهران، تحف العقول