پایان نامه درمورد سرمایه در گردش، نسبت بدهی، وجوه نقد، مدیریت سرمایه

دانلود پایان نامه ارشد

سهام) قرار می گیرد. در عین حال، مقدار این نسبت نشان دهنده این است که مدیریت مالی شرکت خواسته است تا چه حد از بدهی های جاری (مثل وام های بانکی و اوراق تجاری) به عنوان منابع تامین سرمایه استفاده کند. بنابراین، برای ارزیابی و قضاوت در مورد سیاست هایی که شرکت در خصوص مدیریت سرمایه در گردش اتخاذ کرده است، می توان از این نسبت استفاده کرد.

2-2-8-5. نسبت های نقدینگی:
برای تجزیه و تحلیل سیاست هایی که در مورد مدیریت سرمایه در گردش اتخاذ شده، می توان از دو نسبت دیگر که آنها را نسبت های نقدینگی (LR) می نامند، استفاده کرد. نسبت نقد نماد ارزیابی و سنجش مدیریت دارائی های جاری می باشد که به طریق زیر قابل محاسبه است:
{کل دارائی های جاری/ ( اوراق بهادار قابل فروش+ وجه نقد) = LR1 }
{کل بدهی های جاری/ ( اوراق بهادار قابل فروش+ وجه نقد) = LR2 }
در محاسبه این دو نسبت نقدینگی فرض می شود که صندوق و اوراق بهادار قابل فروش بخش بزرگی از دارائی های جاری را تشکیل می دهند. برای اینکه در اصل این مطلب خدشه ای وارد نشود، باید بتوان در هر لحظه آن مقدار از داریی جاری را که بصورت اوراق بهادار قابل فروش است، بدون هیچ کم و کاست، بلافاصله به پول نقد تبدیل کرد.
LR1 معیاری برای محاسبه قدرت نقدینگی دارائی های جاریست. مقدار این نسبت هر قدر بیشتر باشد، موید این است که وجوه نقد و اوراق بهادار قابل فروش، منابع اصلی وجوه هستند(البته برای تهیه دارائی های جاری ای که در صورت افزایش ناگهانی فروش، مورد نیاز شرکت خواهند بود). هر چه این نسبت بزرگتر باشد نشان دهنده در پیش گرفتن سیاست جسورانه تر در استراتژی های دارائی های جاری توسط مدیریت است. وهرچه این نماد کوچکتر باشد نشان دهنده این است که مدیریت محتاطانه تر و محافظه کارانه تر عمل می کند. (رهنمای رود پشتی و کیایی،1387، 10).
LR2 توانایی شرکت را در بازپرداخت بدهی های جاری اندازه گیری می کند.(مشروط بر اینکه مجبور نباشد در این خصوص، سایر اقلام دارائی خود را به پول نقد تبدیل، یا از سایر منابع خارجی استفاده کند). مقدار این نسبت هر قدر بزرگتر باشد به این معنی است که می توان برای بازپرداخت بدهی های جاری از وجوه نقد یا اوراق بهادار قابل فروش استفاده کرد.

2-2-9. استراتژی های سرمایه در گردش
سياست‌ها و رويه‌هائى که خط‌مشى مديريت مالى را به‌وجود مى‌آورد مبتنى بر اين فرض است که شرکت، برخى از تصميمات اصلى را گرفته و آنها را به اجراء درآورده است. اين تصميمات شامل تعيين و انتخاب نوع کالا و خدمتى که بايد عرضه شود و نحوه ی تأمين مالى (براى تهيه دارائى‌هاى ثابت) شرکت است. اين تصميمات در فرآيند سودآورى شرکت (در بلندمدت) نقشى اصلى و تعيين‌کننده ايفاء مى‌کنند و در مديريت سرمايه در گردش، دو کاربرد بسيار مهم دارند: اول، کالاها يا خدماتى که با پيش‌بينى فروش يا توليد ارائه مى‌گردد به مديران سرمايه در گردش اين امکان را مى‌دهد که سطوح دارائى‌هاى جارى و بدهى‌هاى جارى را تخمين بزنند. دوم، مديران شرکت در صدد برمى‌آيند تا بر ثروت سهامداران شرکت (از مجراء افزايش قيمت سهام عادي) بيفزايند و اين‌کار اصولاً از طريق افزايش قدرت نقدينگى شرکت (و حفظ اين قدرت) انجام مى‌شود. بنابراين، سياست‌هاى سرمايه در گردش اصولاً با هدف افزايش سود و سهم تعيين نمى‌شود. بلکه مديران در صدد برمى‌آيند تا به نقدينگى مطلوبى برسند و بتوانند در سايه ی آن اهداف سودآور شرکت را تأمين کنند.
اهمیت روزافزون سرمایه در گردش در تداوم فعالیت واحدهای انتفاعی موجب گردید که راهبردهای مختلفی برای مدیریت سرمایه در گردش مد نظر قرار گیرد. واحدهای انتفاعی با بکارگیری راهبرد های گوناگون در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش می توانند میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. این راهبرد ها میزان خطر و بازده آنها را مشخص می کند. به طور کلی مدیران در اداره واحد های انتفاعی یا خطر پذیر هستند یا اینکه خطر گریزند(رهنمای رودپشتی و کیائی،1387، 9). عده ای از نویسندگان و محققین به سه نوع سیاست سرمایه در گردش اشاره کرده اند: جسورانه (تهاجمی)، متعادل و محافظه کارانه. تفاوت اساسی این سیاستها در میزان سرمایه در گردش خالص است که برابر با تفاضل دارائی های جاری و بدهی های جاری است(فتحی و توکلی، 1388، 106).
2-2-9-1. استراتژی محافظه کارانه: این استراتژی در مدیریت سرمایه در گردش باعث خواهد شد که قدرت نقدینگی بیش از حد بالا رود. در اجرای این سیاست سعی می شود ریسک ناشی از ناتوانی بازپرداخت بدهی های سررسید شده به پایین ترین حد خود برسد. مدیر در این نوع راهبرد می کوشد تا مقدار دارائی های جاری را در سطح بالایی نگه دارد. (فتحی و توکلی، 1388، 106).
مزایا: سرمایه گذاری سنگین در سرمایه در گردش نیز ممکن است افزایش سودآوری را در پی داشته باشد(تروئل و سولانو، 2007). به طور مشخص، نگهداری سطوح بالای موجودی باعث کاهش هزینه های وقفه در روند تولید می شود و از شرکت در مقابل نوسان قیمت محافظت می کند. همچنین اعطای اعتبار تجاری، افزایش فروش و انگیزه خرید محصولات شرکت، حتی در زمان کاهش تقاضا را در پی خواهد داشت، و به شرکت ها کمک می کند که روابط بلند مدت خود با مشتریان را استحکام بخشند (ستایش و همکارانش، 1388، 48 و 49).
معایب: از آنجا که دارائی های جاری برخلاف دارائی های ثابت مولد نیستند، ممکن است باعث کاهش سودآوری شود(ستایش و همکارانش، 1388، 49).
2-2-9-2. استراتژی جسورانه: مدیر سرمایه در گردش با راهبرد جسورانه می کوشد با داشتن کمترین میزان دارائی جاری از بدهی های جاری بیشترین استفاده را ببرد(فتحی و توکلی،1388، 106).
مزایا: حداقل کردن سرمایه در گردش، از طریق کاهش قسمتی از کل دارائی ها که بشکل دارائی های جاری هستند به طور مثبت سودآوری را تحت تاثیر قرار خواهد داد، زیرا برخلاف دارائی های ثابت دارائی های جاری مولد نیستند(ستایش و همکارانش،1388، 48). از سوی دیگر چون حجم دارائی های جاری به پایین ترین حد خود می رسد، نرخ بازده سرمایه گذاری بسیار بالا خواهد بود(فتحی و توکلی،1388، 106).
معایب: در اجرای این راهبرد ریسک نقدینگی بسیار بالا خواهد بود(فتحی و توکلی،1388، 106). وانگ بیان می دارد که اگر سطح موجودی شرکت خیلی کاهش داده شود، شرکت با خطر از دست دادن افزایش فروش مواجه می شود. همچنین کاهش با اهمیت در اعطای اعتبارات تجاری ممکن است فروش به مشتریان نیازمند اعتبار را کاهش دهد. به علاوه، افزایش تامین مالی از طریق عرضه کنندگان نیز ممکن است باعث از دست دادن تخفیف در پرداخت ها شود(ستایش و همکارانش، 1388، 48).
2-2-9-3. استراتژی متعادل: با این اوصاف سیاست متعادل نیز در بین سیاست جسورانه و محافظه کارانه قرار می گیرد و مدیر سرمایه در گردش می کوشد که در ساختار سرمایه در گردش خود به صورت متعادل از دارائی های جاری و بدهی های جاری استفاده نماید، لذا این سیاست دارای ریسک و بازده متوسط می باشد(فتحی و توکلی،1388، 106و107).

2-2-10. نسبت های مالی و استراتژی های سرمایه در گردش
شرکتی که مدیریت سرمایه در گردش آن محافظه کارانه عمل می کند، موقعیت زیر را خواهد داشت: نسبت نقدینگی، نسبت جاری و نسبت سرمایه در گردش خالص آن بالا خواهد بود. مدیر مالی شرکتی که سیاست جسورانه در پیش می گیرد می کوشد تا مقدار این نسبت ها را کاهش دهد و چه بسا سرمایه در گردش خالص شرکت را منفی کند. دو معیار مشخص کننده سیاست سرمایه در گردش عبارتند از:
تجزیه و تحلیل روند زمانی نسبت ها و سرمایه در گردش خالص
مقایسه نسبت های شرکت با مقادیر متعلق به متوسط صنعت.
مدیریت شرکتی که محافظه کار است می کوشد تا نسبت های نقدینگی و نسبت جاری شرکت را به مقیاسی برساند که از مقادیر متعلق به متوسط صنعت بالاتر است. اما مدیر مالی شرکتی که سیاست جسورانه در پیش می گیرد درصدد برمی آید تا این نسبت را به مقادیری برساند که از متوسط صنعت پایین تر است.
نوع استراتژی که مدیر شرکت برای خود انتخاب کرده است ، را با توجه به نسبت های جاری، آنی و بدهی شرکت می توان تعیین کرد. منطق تعیین نوع استراتژی ها عبارت است از(حسن پور، 1388، 7و8):
اگر نسبت جاری و نسبت آنی هر دو بالاتر از متوسط صنعت باشند:
نسبت بدهی بالاتر از متوسط صنعت مورد انتظار است و نشان دهنده انتخاب استراتژی میانه رو است.
نسبت بدهی در حدود متوسط صنعت و یا کمتر از آن، نشان دهنده انتخاب استراتژی محافظه کارانه است.
اگر نسبت آنی و نسبت جاری هر دو کمتر از متوسط صنعت باشند:
نسبت بدهی پایین تر از متوسط صنعت مورد انتظار است و نشان دهنده انتخاب استراتژی میانه رو است.
نسبت بدهی در حدود متوسط صنعت و یا بیشتر از آن، نشان دهنده انتخاب استراتژی جسورانه است.
اگر یکی از این دو نسبت آنی یا جاری در حدود متوسط صنعت باشد و نسبت دیگر بالاتر از متوسط صنعت باشد:
نسبت بدهی بالاتر از متوسط صنعت، نشان دهنده انتخاب استراتژی میانه رو است.
نسبت بدهی کمتر از متوسط صنعت، نشان دهنده انتخاب استراتژی محافظه کارانه است.
اگر یکی از دو نسبت آنی یا جاری در حدود متوسط صنعت باشد و نسبت دیگر پایین تر از متوسط صنعت باشد:
نسبت بدهی کمتر یا در حدود متوسط صنعت، نشان دهنده انتخاب استراتژی میانه رو است.
نسبت بدهی بیشتر از متوسط صنعت، نشان دهنده انتخاب استراتژی جسورانه است.
اگر یکی از دو نسبت آنی یا جاری بالاتر از متوسط صنعت باشد و نسبت دیگر پایین تر از متوسط صنعت باشد:
نسبت بدهی در حدود متوسط صنعت، نشان دهنده انتخاب استراتژی میانه رو است.
نسبت بدهی کمتر یا بیشتر از متوسط صنعت، نشان دهنده انتخاب استراتژی نامشخص است.

2-2-11. نقش اطمینان و عدم اطمینان در انتخاب استراتژی سرمایه در گردش
مدیران مالی شرکت ها باتوجه به شرایط حاکم بر وضعیت شرکت و همچنین با توجه به ویژگی های شخصیتی و فردی خود از بین « راهبرد های جسورانه یا خطر پذیر » و « راهبرد های محافظه کارانه یا خطر گریز » و یا ترکیبی از این دو راهبرد را انتخاب می کنند(جان نثاری، 1391، 4).
در شرایط اطمینان، فروش، هزینه ها، زمان پرداخت و سایر موارد آشکارا معلوم است و همه شرکت ها دارائی های جاری را فقط در پایین ترین سطح نگهداری می کنند. نگهداری سرمایه در گردش بیش از نیاز موسسه باعث افزایش هزینه تامین مالی و کاهش سود خواهد شد و هرگونه نگهداری کمتر از حداقل مورد نیاز، باعث تاخیر در پرداخت تعهدات به عرضه کنندگان مواد و کالا و از دست دادن قسمتی از فروش به علت کمبود موجودی کالا و محدودیت در استفاده از تسهیلات اعتباری خواهد شد(جان نثاری،1391، 4).
در شرایط نبود اطمینان، وضعیت تغییر می کند و شرکت ها ملزمند که حداقل وجوه نقد و موجودی کالا را بر اساس پرداخت ها، فروش و زمان سفارش مورد انتظار و همچنین مقدار اضافی دیگری نیز نگهداری کنند که به آن ذخیره اطمینان می گویند. همچنین، سطح حساب های دریافتنی از طریق شرایط اعتباری تعیین می شود و هر قدر شرایط اعتباری بهتر شود، حساب های دریافتنی برای مقدار معین فروش بیشتر می شود. سیاست سرمایه گذاری جسورانه شرکت ها برای دارائی های جاری، باعث می شود که وجه نقد و موجودی کالا به میزان کم نگهداری شود. این نوع سیاست، خطر پرداخت نشدن به موقع بدهی و خطر از دست دادن مشتریان را افزایش می دهد. اغلب سیاست جسورانه بیشترین بازده را در پی خواهد داشت. ولی در عوض ریسک بالایی را نیز داراست، در حالیکه سیاست محافظه کارانه عکس آن است(جان نثاری، 1391، 4و5).

2-2-12. سبد مدیریت سرمایه در گردش
می توان گفت مدیریت سرمایه در گردش در واقع از مدیریت یک سبد تشکیل شده است که شامل مدیریت وجه نقد، مدیریت موجودی کالا و مدیریت سیاست اعتباری شرکت می شود(عربصالحی و رهروی،1390، 196).

2-2-12-1. مدیریت وجوه نقد:
امروزه اصطلاح مدیریت وجوه نقد بر مباحث کلی اداره وجوه نقد واحد انتفاعی، گردش وجوه نقد و سرمایه گذاری کوتاه مدت در اوراق بهادار اطلاق می شود(شباهنگ، 1372، 81). مدیریت وجه نقد با سرعت بخشیدن به جریان های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سرمایه در گردش، مدیریت سرمایه، حساب های دریافتنی، وجوه نقد Next Entries پایان نامه درمورد سودآوری، سرمایه در گردش، مدیریت سرمایه، دارایی ها