پایان نامه درمورد سرمایه در گردش، مدیریت سرمایه، حقوق صاحبان سهام، نسبت بدهی

دانلود پایان نامه ارشد

ببرد تا حدودی جبران می شود. (دیلف،2003)

12)شیوه های مدیریت عملیات و کارایی عملیات:
عدم وجود هماهنگی بین خط مشی و اقدامات تولید و توزیع و فروش نیاز به نقدینگی را افزایش می دهد. عدم بر خورداری از وسایل حمل و نقل وارتباطات مناسب نیز بر نقدینگی مورد نیاز شرکت نیز موثر است. به طور کلی کارایی عملیات شرکت عامل موثر بر سطح سرمایه در گردش است. (دیلف،2003)

13)نوسانات مربوط به دوره های تجاری (فعالیت):
دوره های رونق یا رکود اقتصادی هرکدام شرایط خاصی برای سرمایه درگردش دارند. در دوره های رونق که شرایط اقتصادی منجر به افزایش فروش است نیاز به سرمایه در گردش هم بیشتر می شود و در دوره های رکود عکس این جریان حاکم است معمولاً این تأثیر پذیری سرمایه در گردش از ناحیه موجودی کالاست. (دیلف،2003)

2-2-2- مدیریت سرمایه در گردش
مدیریت سرمایه در گردش عبارتست از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد. در واقع مدیریت سرمایه در گردش تصمیمات مربوط به تأمین مالی بلند مدت لازم، برای پشتیبانی مالی از دارایی های جاری واحد انتفاعی را در بر می گیرد.( عبدل رحیمان،2013)
مدیریت سرمایه در گردش برای سلامت مالی واحدهای تجاری در اندازه های مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است. مبالغ سرمایه گذاری شده در سرمایه در گردش نسبت به کل دارایی ها بسیار بالاست و بنابراین یک امر حیاتی است که این مبالغ به طور موثر وکارا مورد استفاده قرار گیرند. شواهدی وجود دارد که بسیاری از واحدهای تجاری در مدیریت سرمایه در گردش به نحوه کارا عمل نمی کنند.(چن،2005)
«مدیریت سرمایه در گردش» عبارت است از ترکیب بهینه اقلام سرمایه در گردش، یعنی دارایی ها و بدهی های جاری، به‌گونه‌ای که ثروت سهامداران را حداکثر سازد. مدیران واحدهای انتفاعی در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی و با در نظر گرفتن ریسک و بازده باید راهبردهای مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب کنند، به‌گونه‌ای که منجر به افزایش بازده، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و در نهایت تداوم فعالیت های واحد انتفاعی گردد. (رهنمای رود پشتی و همکاران، 1387)
هدف نهایی هر شرکت، «ایجاد ارزش برای ذینفعان» است. همچنین، «سودآوری» و «حفظ نقدینگی» نیز از هدف های مهم واحدهای تجاری است، اما مسئله این است که افزایش در سود شرکت در حالت کلی منجر به افزایش در نقدینگی نمی‌شود و این دو هدف راهبردی همیشه همسو و در یک جهت نیستند. اگر افزایش سود منوط به مصرف نقدینگی باشد، در این صورت ممکن است مشکلات جدی به بار آورد. بنابراین باید بین این دو هدف راهبردی تمایز قائل شد و یک هدف نباید فدای هدف دیگر شود. از یک طرف، اگر ما به سود توجه نکنیم، نمی توانیم برای دوره دراز مدت فعالیت کنیم و از طرف دیگر، اگر به نقدینگی توجه نکنیم ممکن است است با مشکلات مرتبط با ناتوانی در پرداخت دیون و ورشکستگی روبه‌رو شویم. (عبدل رحیمان،2013)

2-2-2-1- اهمیت مدیریت سرمایه در گردش
مدیریت سرمایه در گردش از اهمیت بالایی بر خوردار است زیرا بر روی سودآوری و ریسک و طبیعتاً ارزش واحدهای تجاری اثر می گذارد. در واقع سرمایه گذاری در عناصر سرمایه در گردش به نوعی موازانه بین سودآوری و ریسک در نظر گرفته می شود. تصمیماتی که هدف سود آوری بیشتر را دنبال می کنند طبیعتاً ریسک را هم بالا می برند و برعکس، تصمیماتی که در پی کاهش ریسک هستند موجب پایین آمدن سودآوری بالقوه می شوند. این بحث وجود دارد که چرخه (بازیابی) وجه نقد یک عامل اساسی برای سرمایه در گردش است. در واقع تصمیماتی مبنی بر اینکه چه مقداری از مطالبات و موجودی کالا باید نگهداری شود و چه مقدار خرید های اعتباری انجام شود در چرخه وجه نقد انعکاس می یابند. (نوبانی،2008)
2-2-2-2-مدیریت سرمایه در گردش در مرحله عمل
در اين بخش، باید از داده‌ها و محتويات ترازنامه‌ها، صورت سود و زيان و نسبت‌هاى مالى استفاده نمود تا سياست‌هاى کنونى شرکت‌ها را در مورد سرمايه در گردش، نشان داده شود. همچنين با تعیین ميزان افزايش فروش، روند تغييراتى را که در ترکيب و ساختار سرمايه و دارائى‌هاى شرکت رخ مى‌دهد را نشان داده می شود. می توان با استفاده از نسبت‌هاى مالى چندين شرکت از ويژگى‌هاى ريسک و بازده سياست‌هائى که شرکت‌ها در مرحله عمل در خصوص سرمايه در گردش اجراء مى‌کنند، آگاه شد.( آپوهامی،2010)
فروش واقعى و پيش‌بينى‌شده شرکت بر مقدار سرمايه در گردشى که شرکت به مصرف مى‌رساند (و مجبور است آن را تأمين کند) اثر بسيار شديدى دارد. فروش شرکت بر حجم دارائى‌هاى جارى و بدهى‌هاى جارى اثر مستقيم دارد و باعث مى‌شود که اين اقلام خودبه‌خود افزايش يابند، براى مثال خريدها به‌صورت موجودى کالا و حساب‌هاى پرداختنى درمى‌آيند، فروش باعث ايجاد وجه نقد و حساب‌هاى دريافتنى مى‌گردد و تقاضاى فصلى يا غيرمنتظره، گاهی باعث مى‌شوند که شرکت از وام‌هاى کوتاه‌مدت استفاده کند.( آپوهامی،2010)

2-2-2-3- مولفه های اندازه گیری مدیریت سرمایه در گردش
مانده خالص نقدینگی ( NLB)
مانده خالص نقدینگی ( NLB) که از تفاضل موجودی نقد و اوراق بهادار شرکت با بدهی های جاری شرکت بدست می آید به ترتيب قدرت رشد وتخصيص سرمايه را رسيدگي مي کند. شولمن و کوکس به این نتیجه رسیده اند NLB بهتر از ديگر شاخص هاي اضافي براي پيش بيني بحران و نقدينگي شرکت مي باشد.( آپوهامی، 2010 ) NLB در اکثر شرکت های ایرانی منفی می باشد.
سرمایه درگردش موردنیاز(WCR)
سرمایه درگردش موردنیاز(WCR) که ازتفاضل بین اقلامی از دارایی جاری که دارای قدرت نقدشوندگی نسبتاً بالایی هستند (از نظر قدرت نقد شوندگی در درجه دوم پس از موجودی نقد و اوراق بهادار می باشد) با بدهی های جاری بدست می آید و سرمایه در گردش اضافه یا کسر را نشان می دهد.( آپوهامی،2010)
2-2-3- مخارج شرکت
مخارج شرکت در این تحقیق عبارتست از مخارج سرمایه ای، مخارج عملیاتی و مخارج مالی.

2-2-3-1-مخارج سرمایه ای
مخارج سرمایه ای مخارجی هستند که به حفظ، تداوم یا افزایش ظرفیت تولید کالا و خدمات می انجامند و برای شرکت سود آوری آتی دارند. مخارج سرمایه ای عمدتاً صرف خرید، ساخت، بهسازی و تعمیرات دارایی های ثابت می شود. (احمدی, 1390)
دو نوع هزینه سرمایه ای وجود دارد: «هزینه رشد» و «هزینه نگهداری». هزینه هایی که ارزش دارایی را در طول زمان افزایش می دهند، هزینه های رشد و هزینه هایی که از یک ماه به ماه دیگر تغییر نمی کنند هزینه های نگهداری گفته می شوند. ( آپوهامی،2010)
دکتر انوار رستمی نیز مخارج سرمایه ای را این چنین تعریف کرده: آن دسته از مخارجي که از تحمل آن ها انتظار کسب منافع بلند مدت يا بيش از يک دوره مالي داريم هزينه سرمايه اي گفته مي شود.
به طور مثال مي تواند شامل خريد تجهيزات جديد، گسترش تاسيسات توليدي، خريدن يک شرکت ديگر، بدست آوردن فن آوري هاي جديد، شروع و دسترسي به يک تحقيق و گسترش برنامه ها و امثال آن.
هزينه هاي سرمايه اي غالباً مخارج زيادي را به منظور بدست آوردن منافع آتي يا ارزش آينده متحمل شرکت مي کند. به علاوه يک بار به کار بردن هزينه هاي سرمايه اي به دليل فرسوده شدن مشکل است. بنابراين ما به تجزيه و تحليل دقيق و پيشنهادات ارزيابي هزينه هاي سرمايه اي نيازمنديم. تا خطرات مشابه را بدست آوريم.(ایزدی نیا، 1389)
سه گونه ی کلی از مخارج سرمایه ای عبارتند از:
1-جایگزینی و بهسازی های جزئی
2-توسعه
3-تغییرات استراتژیکی تحرکات
جایگزینی و بهبودهای جزیی، جایگزینی دارایی های موجود کهنه یا قدیمی است. مثال های ساده جایگزینی اتومبیل هاست، به محض اینکه فرسوده می شوند یا کامپیوتر ها به محض کهنه شدن ایده ها برای جایگزینی و بهبودهای جزئی، عموماً از افرادی که از آن ها استفاده می کنند، نشأت می گیرد. به ندرت کمبود ایده، برای چنین تغییراتی رخ می دهد. جعبۀ پیشنهادات شرکت ها پر از ایده هایی برای سرمایه گذاری بدین منظور است.
تصمیمات توسعه ای، از علاقه به رشد نشأت می گیرند، یا مواجه با نیازهای بازار در حال توسعه یا برای افزایش سهم بازار. تصمیمات توسعه روش جدیدی از تجارت نیستند در عوض آنها تجارت موجود را توسعه می دهند، بنابراین ما به تجزیه و تحلیل دقیق و پیشنهادات ارزیابی هزینه های سرمایه ای نیازمندیم. سه مرحله از تجزیه و تحلیل بودجه بندی سرمایه ای: تجزیه وتحلیل هزینه های سرمایه ای فرآیندی است که منجر می شود به اینکه ما چقدر برای دارائی های سرمایه ای، سرمایه گذاری کنیم.(رهنمای رود پشتی و همکاران، 1387)

2-2-3-2-مخارج عملیاتی

هزینه های که برای نگه داشتن شرکت در شرایط عملیاتی لازم است و برخلاف مخارج سرمایه ای، عمده کاربرد آن برای یک دوره مالی می باشد و در همان دوره وقوع به عنوان هزینه در نظر گرفته می شود. همچنین هزینه های عملیاتی به طور مستمر روی می دهند ودر واقع درچرخه عملیات یا چرخه تولید به مصرف می رسند.(آپوهامی،2010)

2-2-3-3-مخارج مالی
الف-تعریف مخارج مالی
مخارجی که برای تأمین مالی متحمل می شویم در واقع هزینه ای است که بابت استفاده از وجوه اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگر متحمل می شویم. که شامل هزینه بهره وام ها، اوراق قرضه و بدهی های بلند مدت می باشد.(آپوهامی،2010)
ب-نقش تامین مالی
سرمايه در گردش در يك شركت، مجموعه مبالغي است كه در دارائي هاي جاري سرمايه گذاري مي شود. اگر بدهي هاي جاري كسر گردد سرمايه در گردش خالص بدست مي آيد. بسياري از دارئي هاي جاري از محل بدهي هاي جاري تامين مالی مي شوند در عين حال برخي از شركت ها بخشي از دارائي هاي جاري خود را از محل بدهي هاي بلند مدت يا از محل حقوق صاحبان سهام تامين مي كنند. هر واحد انتفاعي كه نسبت جاري بيش از يك دارد سرمايه در گردش مثبت دارد .براي سطح معيني از بدهي هاي جاري،هر چه سرمايه در گردش واحد انتفاعي بيشتر باشد نسبت جاري آن بالاتر خواهد بود قراردادهاي وام هاي بلندمدت غالباً شامل مواردي ناظر بر نگهداري مبلغ معيني از سرمايه در گردش مي باشد. مقصود از در نظر گرفتن اين موارد، تامين حاشيه ايمني مناسبي براي وام دهندگان است زيرا فرض براين است كه دارائي هاي جاري در مقايسه با ساير دارائي هاي واحد انتفاعي نقدينگي بیشتري را تامين مي كنند.( شباهنگ،1381)

2-2-4- نسبت بدهی های بلند مدت بر حقوق صاحبان سهام
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام یکی از مقیاس های اندازه گیری اهرم مالی شرکت می باشد. نسبت هاي اهرمي: تامين نيازهاي مالي از طريق ايجاد بدهي را نشان مي دهد. در واقع اين نسبت
ها تعيين مي كنند كه شركت تا چه حد نيازهاي مالي خود را از منابع ديگران تامين نموده است .نسبت بالای بدهی به حقوق صاحبان سهام می تواند منجر به پرداخت هزینه بهره مازاد شود و معمولاً به این معنا می باشد که شرکت بیشتر از بدهی در تامین مالی استفاده نموده است. ( شباهنگ،1381)
 اگر مقدار بدهی زیادی در تامین مالی شرکت استفاده شود و باعث افزایش نسبت بدهی به حقوق صاحبان شود، شرکت بالقوه باید درآمد بیشتری نسبت به وقتی که تامین مالی خارجی نکرده بود تولید کند. اگر به این طریق درآمد شرکت به مقدار قابل توجهی نسبت به هزینه بدهی (هزینه بهره) افزایش پیدا کند پس سهامداران از درآمد بیشتری با مقدار سرمایه گذاری قبلیشان در شرکت بهره مند می شوند. ( شباهنگ،1381)
در حالی که هزینه تامین مالی از طریق بدهی بیشتر از بازده ای باشد که شرکت از طریق کسب بدهی در
سرمایه گذاری و فعالیت های تجاری کسب می کند ممکن است منجر به ورشکستگی شرکت شود که در نهایت هیچ چیز را برای سهامداران باقی نخواهد گذاشت. پس بدهی می تواند یک حالت تعادل بسیار شکننده باشد که  نشاندهنده تاثیر اهرم  مالی و اهمیت نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام باشد.
 نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام همچنین به صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند وابستگی شدیدی دارد. برای مثال صنعت هایی که سرمایه بر هستند مانند شرکت های ساخت اتومبیل تمایل دارند نسبت بدهی به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد سرمایه در گردش، دارایی ها، مدیریت مالی، تداوم فعالیت Next Entries پایان نامه درمورد سرمایه در گردش، مدیریت سرمایه، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران