پایان نامه درمورد سرمایه درگردش، مدیریت سرمایه، ارزش در معرض ریسک، استراتژی جسورانه

دانلود پایان نامه ارشد

یو،2006).
در حال حاضر ارزش در معرض ریسک یکی از کلیدیترین شاخصهای اندازه گیری ریسک است که تحلیلگران مالی از آن استفاده میکنند. کاربردهای این مدل در مدیریت و پیش بینی ریسک و نیز برای مقاصد قانونگذاری، معیاری برای سنجش میزان ریسک و همچنین معیاری برای سنجش مقدار سرمایه مورد نیاز یک سازمان برای انجام عملیات خود میباشد. محاسبه ریسک در پرتفویهای سرمایهگذاری امروزی، که شامل انواع ابزارهای مالی از جمله سهام، اوراق قرضه و انواع ابزارهای مشتقه است، تنها از طریق این شاخص قابل اندازه گیری است، چرا که به علت ویژگیهای خاص اوراق مالی مشتقه از جمله نبود رابطه خطی بین بازدهی و دارایی اصلی تعهد شده، نمیتوان برای محاسبه ریسک از سایر روشها استفاده کرد.
مدلهای مختلف محاسبه ارزش در معرض ریسک با فروض و روشهای متفاوت به طور مشترک به دنبال اندازه گیری کاهش مورد انتظار در ارزش پرتفوی با احتمال از پیش تعیین شده میباشند.برای محاسبه این معیار میتوان از روشهای پارامتریک، غیر پارامتریک یا شبیه سازی استفاده کرد. اما چالش اساسی در محاسبه ارزش در معرض ریسک انتخاب روشی است که بتوان دقیق ترین مقدار را برای ارزش در معرض ریسک محاسبه نماید.
در سالهای اخیر شواهد و نتایج مطالعات متعدد دلالت بر این داشته است که الگوهای خانواده ARCH در خصوص اندازه گیری ریسک بازار از توانمندی لازم برخوردار بوده، بر ارزش واقع بینانهتری را از توزیع بازارهای مالی ارائه میدهند. لذا در این پژوهش برای محاسبه ارزش در معرض ریسک از روش پارامتریک و از الگوهای خانواده ARCH استفاده شده است(شهیکی تاش و همکاران 1392).

2-2-8- سیاستهای سرمایه درگردش
اهمیت روز افزون سرمایه درگردش در تداوم فعالیت واحدهای انتفاعی موجب گردید که راهبردهای مختلفی برای مدیریت سرمایه درگردش مد نظر قرار گیرد. واحدهای انتفاعی با بکارگیری راهبردهای گوناگون در رابطه با مدیریت سرمایه درگردش میتوانند میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. این راهبردها میزان خطر و بازده آنها را مشخص میکند. به طور کلی مدیران در اداره واحدهای انتفاعی یا خطر پذیر هستند و یا اینکه خطر گریزند(نیکومرام، رهنمای رودپشتی و هیبتی 1383، 21). مدیران سرمایه درگردش، نیز از این مقوله مستثنی نیستند این مدیران از دو راهبرد برای مدیریت سرمایه درگردش استفاده مینمایند.
1. استراتژیهای دارائیهای جاری
2. استراتژیهای بدهیهای جاری

2-2-8-1- استراتژیهای دارائیهای جاری
2-2-8-1-1- استراتژی محافظه کارانه (در مدیریت دارائیهای جاری)40
مفهوم این راهبرد آن است که شرکت با نگهداری پول نقد اوراق بهادار قابل فروش میکوشد نقدینگی خود را حفظ کند. خطر این روش بسیار اندک است زیرا قدرت نقدینگی نسبتا زیاد، به شرکت این امکان را میدهد بدهیها را در مورد مقرر پرداخت کند. همچنین بخاطر نگهداری موجودیهای زیاد خطر از دست دادن مشتری اندک است و شرکت کمتر با خط ورشکستگی مواجه خواهد شد. اما بازدهی شرکت پائین است(نیکومرام، رهنمای رودپشتی و هیبتی 1383، 21).

2-2-8-1-2- استراتژی جسورانه (در مدیریت دارائیهای جاری)41
در این رویکرد مدیران سرمایه درگردش میکوشند تا وجوه نقد و اوراق بهادا ر قابل فروش را به حداقل ممکن برسانند و میزان سرمایهگذاری در موجودی کالا را کاهش دهند ریسک این رویکرد بسیار بالا است و خطر عدم توان پرداخت تعهدات و از دست دادن مشتری بسیار زیاد است اما در مقابل بازدهی شرکت به خاطر تهیه دارائیهای ثابت و گردش عملیاتی زیاد دارائیهای جاری افزایش مییابد.

2-2-8-2- استراتژیهای بدهیهای جاری
2-2-8-2-1- استراتژی محافظه کارانه (در مدیریت بدهیهای جاری)42
مدیر محافظه کار میکوشد تا در ساختار مالی شرکت، میزان وامهای کوتاه مدت را به حداقل برساند. و برای تهیه دارائیهای جاری، از وامهای بلند مدت که بهره شناور دارند، استفاده میکند. در پارهای مواقع به جای اخذ این گونه وامها، از منابع دیگری نظیر سرمایه صاحبان سهام تامین مالی میکند. شرکتی که وامهای کوتاه مدت را به حداقل ممکن میرساند احتمال ریسک ورشکستگی و ناتوانی در پرداخت به موقع وامها را به شدت کاهش میدهد. همچنین استفاده از وامهای بلند مدت و حقوق صاحبان سهام به جای وامهای کوتاه مدت باعث افزایش هزینه سرمایه و کاهش نرخ بازده سهامداران شرکت میشود.

2-2-8-2-2- استراتژی جسورانه (در مدیریت بدهیهای جاری)43
در این رویکرد مدیر میکوشد سطح وامهای کوتاه مدت را به حداکثر برساند و دارائیهای جاری خود را از محل این وامها تامین کند. اگر سطح وامهای کوتاه مدت یک شرکت به حداکثر برسد خطر احتمال اینکه شرکت نتواند به موقع آنها را بازپرداخت کند افزایش خواهد یافت. و وقتی بازار با کمبود پول و اعتبار مواجه است گرفتن وامهای کوتاه مدت به آسانی میسر نمیشود و هزینه آن بالا خواهد رفت.
2-2-9- مدیریت سرمایه درگردش
سرمایه درگردش در یک شرکت، مجموعه مبالغی است که داراییهای جاری سرمایه گذاری میشود اگر بدهیهای جاری از داراییهای جاری کسر گردد سرمایه درگردش خالص بدست میآید(نیکومرام، رهنمای رودپشتی و هیبتی 1383، 16). به عبارت دیگر سرمایه درگردش خالص، مصرف آن بخش از داراییهای جاری است که بر بدهیهای جاری فزونی دارد و از طریق استقراض بلند مدت و حقوق صاحبان سرمایه پشتیبانی مالی شده است(شباهنگ 1381، 59).
مدیریت سرمایه درگردش عبارتست از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه درگردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد(پینوو 1380).
در حالي كه عملكرد سطوح مختلف واحدهاي تجاري به طور سنتي به فاكتورهاي مديريتي عمومي (كلي) مثل توليد، بازاريابي وعمليات نسبت داده شده، مديريت سرمايه درگردش به عنوان يك پيامد تاثيري بر رشد وتداوم فعاليت شركتها داشته است( بلاميتال 1994).
مديريت سرمايه درگردش عبارتست ازتعيين حجم و تركيب منابع و مصارف سرمايه درگردش به نحوي كه ثروت سهامداران افزايش يابد. در واقع مديريت سرمايه درگردش تصميمات مربوط به تامين مالي بلندمدت لازم، براي پشتيباني مالي از داراييهاي جاري واحد انتفاعي رادر بر ميگيرد. دارایيهاي جاري يك شركت از اقلام زير تشكيل شده است: صندوق، بانك، اوراق بهادار قابل فروش، حسابهاي دريافتني، موجودي كالا و ساير دارایيهاي جاري. مديريت سرمايه درگردش براي سلامت مالي واحدهاي تجاري در اندازههاي مختلف از اهميت زيادي برخوردار است. مبالغ سرمايهگذاري شده در سرمايه درگردش نسبت به كل داراييها بسيار بالا است و بنابراين يك امر بسيار حياتي است كه اين مبالغ به طور موثر و كارا مورد استفاده قرار گيرند. و شواهدي وجود دارد كه واحدهاي تجاري در مديريت سرمايه درگردش خود به نحو كارا عمل نميكنند( كيسي ون 2006).
يك شركت ميتواند خيلي سودآور باشد ولي اين بدان معني نيست كه وجه نقد عملياتي از همان چرخه عملياتي بدست آيد. واحد تجاري نياز دارد كه براي حمايت الزامات سرمايه درگردش دست به استقراض بزند. بنابراين، دو هدف سودآوري و نقدينگي بايد با هم هماهنگ باشد و يك هدف نبايد فداي هدف ديگر گردد. سرمايهگذاريهاي انجام گرفته در داراييهاي جاري به منظور اطمينان از تحويل كالاها و ارائه خدمات به مشتريان اجتناب ناپذير است و يك مديريت صحيح اين گونه سرمايهگذاريها، بايد تاثير كارا بر سودآوري و نقدينگي داشته باشد. اگر منابع در مراحل مختلف زنجيره تامين بلوكه شده باشد باعث طولاني شدن چرخه تبديل وجه نقد ميگردد. گرچه اين باعث افزايش سودآوري ميگردد (به علت افزايش فروش) ممكن است تاثير معكوس برروي سود آوري داشته باشد، اگر هزينههاي تحمل شده در سرمايه درگردش بيشتر از منافع حاصل از نگهداري بيشتر موجودي كالا و يا دادن اعتبار بيشتر به مشتريان باشد. از ديگر اجزاء سرمايه درگردش حسابهاي پرداختني است ولي ماهيتي متفاوت از ديگر اجزاء دارد زيرا جزء منابع مصرفي نيست در عوض به عنوان يك منبع كوتاه مدت تامين مالي مورد استفاده قرار ميگيرد و ميتواند به شركت براي كاهش چرخه تبديل وجه نقد كمك كند(كيسي ون 2006).

2-2-9-1- سیاستهای مطلوب در مدیریت سرمایه درگردش
سیاستی که یک مدیر در اداره امور سرمایه درگردش شرکت در پیش میگیرد ممکن است با توجه به دارائیهای جاری و بدهیهای جاری باشد. اگر شرکتی در مورد بدهیهای جاری یک استراتژی جسورانه اتخاذ کند و در مورد دارائیهای جاری نوعی استراتژی محافظه کارانه در پیش گیرد سیاست کلی شرکت متعادل و بین ریسک و بازده نوعی توازن برقرار میگردد. چنانچه شرکت هم در مورد مدیریت داراییهای جاری و هم در مورد مدیریت بدهیهای جاری سیاست جسورانه اتخاذ کند سیاست کلی شرکت متهورانه و ریسک و بازده افزایش مییابد(نیکومرام، رهنمای رودپشتی و هیبتی 1383، 21).
در نمودار شماره 1 مفهوم ترکیب این دو استراتژی در اجرای سیاست سرمایه درگردش نشان داده شده است . استراتژی بدهی های جاری
ریسک و بازده زباد ریسک و بازده متعادل جسورانه

ریسک و بازده متدل ریسک و بازده کم
محافظه کارانه
جسورانه محافظه کارانه
استراتژی دارایی های جاری
نمودار شماره 1: ویژگیهای ریسک و بازده با توجه به سیاستهای سرمایه در گردش

در استراتژي محافظه کارانه در مدیریت سرمایه درگردش نسبت سرمایه درگردش بالا خواهد بود و قدرت نقدینگی بیش از حد بالاست. در این حالت مدیریت میکوشد تا نسبت نقدینگی و نسبت جاري شرکت را به مقیاسی برساند که از مقادیر متعلق به متوسط صنعت بالاتر و همزمان بدهی جاري آن پایینتر شود.
در مقابل استراتژي جسورانه سعی میکند که با داشتن کم ترین میزان داراییهاي جاري بیشترین استفاده را از بدهیهاي جاري ببرد. مدیر مالی شرکتی که سیاستی جسورانه در پیش میگیرد میکوشد تا مقدار این نسبتها را کاهش دهد درصدد بر میآید تا نسبت جاري و آنی را به مقادیري برساند که از متوسط صنعت کمتر و چه بسا سرمایه درگردش خالص شرکت را منفی کند و میزان بدهی جاري را افزایش دهد. استراتژي میانهرو حد متعادل استفاده از داراییها و بدهیهاي جاري است و ریسک معقول را میپذیرد(پينوو ۱۳۸۶).
پژوهشی که در این زمینه میتوان به آن اشاره کرد مطالعات تئوریکی شوین باچر (2006) و بررسی استراتژيهاي سرمایه درگردش و بازده سهام (حسن پور 1388) میباشد. باچر در مطالعات خود دو نوع استراتژي تامین مالی را مد نظر قرار میدهد. در استراتژي محافظه کارانه واحدهاي تجاري تا زمانی که وجه نقد کافی براي تکمیل پروژه فراهم شود عملیات اصلی را به تعویق میاندازند در مقابل استراتژي جسورانه با وجود منابع محدود حتی قبل از تامین مالی خارجی بعضی عملیات اصلی پروژه را انجام میدهند در نتیجه نوع استراتژي در انتخاب پروژه موثر است. نتایج مطالعه داخلی صورت گرفته در این زمینه نشان میدهد که میانگین بازده در استراتژيهاي مختلف با یکدیگر تفاوت معنیدار دارد و استراتژي جسورانه بیشترین بازده را در بین سایر استراتژيهاي در کل صنایع دارد.
معمولا بخش قابل توجهی از منابع شرکتها در سرمایه درگردش سرمایهگذاري میشود. که این امر خود بر اهمیت مدیریت سرمایه درگردش میافزاید. علاوه بر این شرکتها وجوهی را که به دست میآورند در جهت مصارف گوناگون خرج میکنند. به عنوان مثال داشتن موجودي کافی و سیاست اعتباري باز میتواند درآمد فروش شرکت را تحت تاثیر قرار دهد؛ همان طور که نگهداري موجودي کافی میتواند ریسک کمبود موجودي را در زمان تقاضاي زیاد بازار کاهش دهد و همچنین از تاخیر و وقفه در برنامه تولید جلوگیري کند و یا با استفاده از سیاست اعتباري باز فروش شرکت را افزایش داد. از طرفی ممکن است نگهداري بیش از حد موجودي و یا دادن اعتبار زیاد به مشتریان باعث شود که حجم زیادي از وجوه نقد در سرمایه در گردش بلوکه شود( مارك دلاف 2003). موارد فوق میتواند تحت استراتژي سرمایه درگردش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد نرخ بهره، ریسک بازار، مدیریت ریسک، ارزش در معرض ریسک Next Entries پایان نامه درمورد تبدیل وجه نقد، سرمایه درگردش، سودآوری، مدیریت سرمایه